کد مطلب: ۶۵۰۵
تعداد بازدید: ۵۲
تاریخ انتشار : ۰۵ تير ۱۴۰۲ - ۱۶:۰۹
آشنایی با اسلام | ۹
يكى‌‌‌‌ از موجبات كفر، نفى‌‌‌‌ ضرورى‌‌‌‌ دين است. گفته‏‌اند: اگر كسى‌‌‌‌ يكى‌‌‌‌ از ضروريات دين، مانند: وجوب نماز، پرداخت زكات و امثال آن را انكار كند، در حالى‌‌‌‌ كه مى‌‌‌‌‏داند حكم مزبور از احكام قطعى‌‌‌‌ است، از جمله‌ی كافران است، زيرا با چنين عملى‌‌‌‌، وجود خدا يا رسالت پيامبر اسلام را نفى‌‌‌‌ مى‌‌‌‌‏كند. لذا معيار كفر، نفى‌‌‌‌ يكى‌‌‌‌ از اصول دين است و هركس يكى‌‌‌‌ از اصول دين را انكار كند كافر بوده و احكام كفر بر او مترتب مى‌‌‌‌‏گردد.

بخش سوّم: اسلام  و ایمان | ۲


کفر


کفر، در لغت به معناى‌‌‌‌ مستور كردن و پوشانيدن و در اصطلاح، مقابل اسلام است. هر غير مسلمانى‌‌‌‌ كافر محسوب مى‌‌‌‌‏شود. چنان كه گفتيم، در تحقق اسلام، سه چيز شرط است: شهادت به يگانگى‌‌‌‌ خدا، اعتقاد به معاد و زندگى‌‌‌‌ بعد از مرگ و گواهى‌‌‌‌ به رسالت حضرت محمد(ص). اما اگر كسى‌‌‌‌ منكر هر سه اصل يا يكى‌‌‌‌ از آنها باشد، كافر است و آثار اسلام بر او مرتب نمى‌‌‌‌‏شود.
خداوند متعال در قرآن مى‌‌‌‌‏فرمايد:
هركس به خدا و پيامبرش ايمان نياورده است [بداند كه‏] براى‌‌‌‌ كافران آتشى‌‌‌‌ سوزان آماده كرده‌‏ايم.[1]
و در سوره‌ی ديگر مى‌‌‌‌‏فرمايد:
اى‌‌‌‌ كسانى‌‌‌‌ كه ايمان آورده‌ايد! به خدا و رسول و كتابى‌‌‌‌‏كه بر او نازل گشته‏ و كتابى‌‌‌‌‏كه پيش از آن فرود آمده، [به حقيقت‏] ايمان بياوريد. هر كه به خدا و فرشتگان و كتاب‏هاى‌‌‌‌ آسمانى‌‌‌‌ و پيامبرانش و روز قيامت كافر شود در گمراهى‌‌‌‌ سختى‌‌‌‌ افتاده است.[2]
و مى‌‌‌‌‏فرمايد:
كافران مى‌‌‌‌‏گويند: تو پيامبر نيستى‌‌‌‌، بگو: خدا و آن كه علم كتاب دارد، به شهادت ميان من و شما كافى‌‌‌‌ است.[3]
در آيه‌ی ديگر مى‌‌‌‌‏فرمايد:
هر كس جز خداى‌‌‌‌ يگانه، پروردگار ديگرى‌‌‌‌ را بخواند كه بر حقانيتش دليل ندارد، حساب او با خداست و كافران رستگار نمى‌‌‌‌‏شوند.[4]
بنابراين هر كس منكر خدا يا رسالت پيامبر اسلام يا معاد و زندگى‌‌‌‌ پس از مرگ باشد، كافر است. هم‌چنين كسى‌‌‌‌ كه در همه‌ی اين امور يا يكى‌‌‌‌ از آنها شك داشته باشد، جزء كافران است.
قرآن مى‌‌‌‌‏فرمايد:
همواره كافران در آن شك دارند، تا وقتى‌‌‌‌ كه قيامت ناگهان فرا رسد، يا به عذاب روز قيامت گرفتار شوند.[5]
امام صادق(ع) فرمود: هر كس در وجود خدا يا رسولش شك كند، كافر است.[6]
اميرالمؤمنين(ع) فرمود: خدشه نكنيد كه به شك مى‌‌‌‌‏افتيد و شك نكنيد كه كافر مى‌‌‌‌‏شويد.[7]
از آيه و احاديث فوق چنين بر مى‌‌‌‌‏آيد كه شك در يكى‌‌‌‌ از اصول دين، موجب كفر مى‌‌‌‌‏شود؛ گرچه با انكار زبانى‌‌‌‌ همراه نباشد. اما از برخى‌‌‌‌ احاديث استفاده مى‌‌‌‌‏شود كه شك قلبى‌‌‌‌ به تنهايى‌‌‌‌ موجب كفر نمى‌‌‌‌‏شود، بلكه بايد انكار زبانى‌‌‌‌ باشد.
محمد بن مسلم مى‌‌‌‌‏گويد: من در جانب چپ امام صادق(ع) و زراره در طرف راست حضرت نشسته بود، در اين حال ابوبصير وارد شد و عرض كرد:
يا اباعبدالله! نظرت در باره كسى‌‌‌‌ كه در وجود خدا شك كند چيست؟ فرمود: كافر است. عرض كرد: اگر در پيامبرى‌‌‌‌ حضرت محمد ترديد كند، چگونه است؟ فرمود: كافر است: آن گاه رو به زراره كرد و فرمود: در صورتى‌‌‌‌ كافر مى‌‌‌‌‏شود كه انكار كند.[8]
زراره از امام صادق(ع) نقل كرده كه فرمود: اگر بندگان در مورد چيزى‌‌‌‌ كه نمى‌‌‌‌‏دانند توقف نمايند و انكار نكنند، كافر نمى‌‌‌‌‏شوند.[9]
بنابراين اگر كسى‌‌‌‌ در وجود خدا يا پيامبرى‌‌‌‌ حضرت محمد(ص) يا معاد شبهه‌‏اى‌‌‌‌ دارد كه با زبان نفى‌‌‌‌ نمى‌‌‌‌‏كند و هدفش تحقيق است نه انكار، چنين فردى‌‌‌‌ كافر محسوب نمى‌‌‌‌‏شود.

منكر ضرورى‌‌‌‌:

يكى‌‌‌‌ از موجبات كفر، نفى‌‌‌‌ ضرورى‌‌‌‌ دين است. گفته‌‏اند: اگر كسى‌‌‌‌ يكى‌‌‌‌ از ضروريات دين، مانند: وجوب نماز، پرداخت زكات و امثال آن را انكار كند، در حالى‌‌‌‌ كه مى‌‌‌‌‏داند حكم مزبور از احكام قطعى‌‌‌‌ است، از جمله‌ی كافران است، زيرا با چنين عملى‌‌‌‌، وجود خدا يا رسالت پيامبر اسلام را نفى‌‌‌‌ مى‌‌‌‌‏كند. لذا معيار كفر، نفى‌‌‌‌ يكى‌‌‌‌ از اصول دين است و هركس يكى‌‌‌‌ از اصول دين را انكار كند كافر بوده و احكام كفر بر او مترتب مى‌‌‌‌‏گردد. اما هركس همه‌ی اصول مذكور را بپذيرد و به درستى‌‌‌‌ آنها شهادت بدهد مسلمان است و احكام اسلام بر او مرتب مى‌‌‌‌‏شود.
بنابراين، شيعيان و مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفى‌‌‌‌، مالكى‌‌‌‌، شافعى‌‌‌‌ و حنبلى‌‌‌‌) مسلمان‏اند، چون به اصول دين ايمان دارند.


احكام كفر


كافر در اسلام داراى‌‌‌‌ احكام مخصوصى‌‌‌‌ است كه به بعضى‌‌‌‌ از آنها اشاره مى‌‌‌‌‏شود:
1. زن و مرد مسلمان نمى‌‌‌‌‏توانند با مرد و زن كافر ازدواج دائم نمايند؛
2. كافر از مسلمان ارث نمى‌‌‌‌‏برد؛
3. كافر نجس است.


منافق


در اصطلاح قرآن، منافق به كسى‌‌‌‌ گفته مى‌‌‌‌‏شود كه در ظاهر مسلمان است و به اصول دين شهادت مى‌‌‌‌‏دهد، ولى‌‌‌‌ در باطن كافر بوده و به آن‏چه مى‌‌‌‌‏گويد ايمان ندارد. چنين فردى‌‌‌‌ مسلمان بوده و احكام اسلام بر او جارى‌‌‌‌ مى‌‌‌‌‏گردد.
البته چنين ايمانى‌‌‌‌ در سعادت اخروى‌‌‌‌‏اش سودى‌‌‌‌ ندارد و در قيامت همانند كفار، بلكه شديدتر عذاب خواهد شد.
قرآن مى‌‌‌‌‏گويد:
هرگاه منافقان نزد تو آيند، مى‌‌‌‌‏گويند: شهادت مى‌‌‌‌‏دهيم كه تو پيامبر خدا هستى‌‌‌‌. خدا مى‌‌‌‌‏داند كه تو پيامبر هستى‌‌‌‌ و شهادت مى‌‌‌‌‏دهد كه منافقان در شهادت خود دروغ مى‌‌‌‌‏گويند. سوگندهاى‌‌‌‌ خود را سپر قرار دادند و مردم را از راه خدا باز داشتند، بد عملى‌‌‌‌ انجام مى‌‌‌‌‏دهند. اين بدان جهت است كه ابتدا ايمان آوردند و سپس كافر شدند. خدا نيز بر دل آنان مهر نهاد و[لى‌‌‌‌‏] آنان نمى‌‌‌‌‏فهمند.[10]


پيدايش منافقان‏


تاريخ دقيق پيدايش منافقان معلوم نيست، اما قطعاً قبل و بعد از هجرت بوده‏اند. با اين كه در باطن، اسلام را قبول نداشتند اما با انگيزه‏‌هاى‌‌‌‌ مختلف، ظاهراً مدعى‌‌‌‌ اسلام شدند و از اين طريق در ميان مسلمانان نفوذ كردند. آنان به چند دسته تقسيم مى‌‌‌‌‏شدند:
دسته اول: كسانى‌‌‌‌ كه با انگيزه‌ی رسيدن به جاه و مقام و استفاده از قدرت احتمالى‌‌‌‌ اسلام، خود را در زمره‌ی مسلمانان داخل نمودند. اين‌گونه افراد، هم در مكه وجود داشتند و هم در مدينه و در زمان به قدرت رسيدن مسلمين، زيرا در آغاز دعوت نيز اين احتمال چندان بعيد نبود كه اسلام گسترش يابد و پيامبر و يارانش بر دشمنان پيروز گردند و به قدرت برسند. البته اين احتمال در مدينه قوت گرفت، از همين رو تعداد منافقان زيادتر شد.
در چنين مواقعى‌‌‌‌ امكان دارد افراد ناراضى‌‌‌‌ و سودجو از فرصت استفاده نمايند و با اقليت همكارى‌‌‌‌ كنند، گرچه باطناً به آنان عقيده نداشته باشند.
دسته دوم: كسانى‌‌‌‌ كه اسلام را باطناً قبول نداشتند اما از ترس هلاكت و به خطر افتادن منافعشان، به حسب ظاهر شهادتين را بر زبان جارى‌‌‌‌ مى‌‌‌‌‏ساختند. اين منافقان در مدينه بعد از فتح مكه، به صورت ظاهر اسلام را پذيرفتند و در جمع مسلمانان حضور يافتند.
دسته سوم: كسانى‌‌‌‌ كه واقعاً اسلام را پذيرفته بودند، ولى‌‌‌‌ بعداً در اثر شبهه‏‌ها، مرتد شدند، اما به منظور زنده ماندن، كفر باطنى‌‌‌‌ خود را مخفى‌‌‌‌ ساختند.
بنابراين، منافقان در طول مدت نبوت پيامبر اسلام(ص) در ميان مسلمانان بودند و بعد از وفات آن حضرت نيز جمعى‌‌‌‌ از آنان هم چنان در جمع مسلمانان واقعى‌‌‌‌ باقى‌‌‌‌ ماندند.


خودآزمایی


1- کدام موارد موجب كفر مى‌‌‌‌‏شود؟
2- منافقان چند دسته هستند؟ شرح دهید.

 

پی نوشت ها


[1]. فتح (48) آيه 13: «وَمَنْ لَمْ يَؤْمِنْ بِاللهِ وَرَسُولِهِ فَإِنّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَعِيراً».
[2]. نساء (4) آيه 136: «يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللهِ وَرَسُولِهِ وَالكِتابِ الَّذِى‌‌‌‌ نَزَّلَ عَلى‌‌‌‌‏ رَسُولِهِ وَالكِتابِ الَّذِى‌‌‌‌ أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَاليَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيداً».
[3]. رعد (13) آيه 43: «وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‌‌‌‌‏ بِاللهِ شَهِيداً بَيْنِى‌‌‌‌ وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الكِتابِ».
[4]. مومنون (23) آيه 117: «وَمَنْ يَدْعُ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَرَ لابُرْهانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّما حِسابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ».

[5]. حج (22) آيه 55: «وَلايَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِى‌‌‌‌ مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتّى‌‌‌‌‏ تَأْتِيَهُمُ السّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ».
[6]. كافى‌‌‌‌، ج 2، ص 386: عبدالله بن سنان، عن أبي‏عبدالله(ع) قال: «من شكّ في الله و فى‌‌‌‌ رسوله فهو كافر».
[7]. همان، ص 399: كان أميرالمؤمنين(ع) يقول في خطبته: «لاترتابوا فتشكّوا، و لاتشكّوا فتكفروا».
[8]. كافى‌‌‌‌، ج 2، ص 339. محمد بن مسلم، قال: كنت عند أبي‏عبدالله(ع) جالساً عن يساره و زرارة عن يمينه، فدخل عليه أبو بصير، فقال: يا أباعبدالله! ما تقول في من شك فى‌‌‌‌ الله؟ فقال: «كافر يا أبا محمد!». قال: فشكّ في رسول الله؟ فقال: «كافر» ثمّ التفت إلى‌‌‌‌ زرارة، فقال: «إنّما يكفر إذا جحد».
[9]. همان، ص 388: زراره عن أبي‏عبدالله(ع) قال: «لو أنّ العباد إذا جهلوا وقفوا، و لم يجحدوا لم يكفروا».
[10]. منافقون (63) آيات 1 ـ 3: «إِذا جاءَك المُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّك لَرَسُولُ اللهِ وَاللهُ يَعْلَمُ إِنَّك لَرَسُولُهُ وَاللهُ يَشْهَدُ إِنَّ المُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ * إِتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ * ذلِك بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى‌‌‌‌‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ».

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
آیت الله ابراهیم امینی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: