کد مطلب: ۶۵۶۷
تعداد بازدید: ۳۳۳
تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۴۰۲ - ۱۴:۲۸
عدالت در اسلام | ۱۰
نظام اسلامی وقتی می‏تواند بر سر پا بایستد که از جهات گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... مستقل باشد. بنابراین، داشتن اقتصادی پویا و خودکفا شرط استقلال کشور است و چنین زمینه‏‌ای فراهم نمی‏گردد، مگر با روش عادلانه و دل‏سوزانه‌ی فرد فردِ جامعه، تنها خودسازی و عدالت است که می‏تواند مانع سودجویی‏ها و منفعت‏طلبی افراد به‏ویژه سردمداران جامعه باشد.

فصل سوّم: عدالت و  حکومت | ۲


تأکید امام خمینی بر اتحاد دین و سیاست


حضرت امام(قدس سره) تأکید دارند که در دو قرن گذشته، تلاش و تبلیغات گسترده‏ای درباره جدایی دین و سیاست از طرف افراد جاهل، یا معتقد به تفکر اومانیستی و یا استعمارگران، انجام شده است و در وصیّت‏نامه در پاسخ به افراد مقدس‏ مآب می‏گوید:
باید به این نادانان گفت که قرآن کریم و سنت رسول(ص) آن‏قدر که در حکومت و سیاست احکام دارند، در سایر چیزها ندارند، بلکه بسیار از احکام عبادی اسلام، عبادی ـ سیاسی است که غفلت از آن‏ها این مصیبت‏ها را به بار آورده. پیغمبر اسلام(ص) تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومت‏های جهان، لکن با انگیزه‌ی بسط عدالت اجتماعی و خلفای اول اسلامی، حکومت‏های وسیع داشته‌‏اند و حکومت علی‏ بن ‏ابی‏طالب(ع) نیز با همان انگیزه به طور وسیع‏تر و گسترده‌تر، از واضحات تاریخ است و پس از آن به‏ تدریج حکومت به اسم اسلام بوده و اکنون نیز مدعیان حکومت اسلامی به پیروی از اسلام و رسول اکرم(ص) بسیارند.
این‏جانب در این وصیت‏نامه با اشاره می‏گذرم، ولی امید آن دارم که نویسندگان و جامعه‌شناسان و تاریخ‌‏نویسان، مسلمانان را از این اشتباه بیرون آورند و آنچه گفته شده و می‏‌شود که انبیا(ع) به معنویات کار دارند و حکومت و سررشته‌‏داری دنیایی مطرود است و انبیا و اولیا و بزرگان از آن احتراز می‏‌کردند و ما نیز باید چنین کنیم اشتباه تأسف‌‏آوری است که نتایج آن به‌تباهی‌کشیدن ملت‏های اسلامی و بازکردن راه برای استعمارگران خون‏خوار است، زیرا آنچه مردود است حکومت‏های شیطانی و دیکتاتوری و ستمگری است که برای سلطه‏جویی و انگیزه‏‌های منحرف و دنیایی که از آن تحذیر نموده‌‏اند؛ جمع‌‏آوری ثروت و مال و قدرت‏طلبی و طاغوت‏گرایی است و بالأخره دنیایی است که انسان را از حق‌تعالی غافل کند.
و اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی، همان است که مثل «سلیمان‏‌بن‏ داوود» و پیامبر عظیم‌‏الشأن اسلام(ص) و اوصیای بزرگوارش برای آن کوشش می‏‌کردند، از بزرگ‏ترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است... .[1]


هدف از تأسیس حکومت


یکی از اهداف پذیرش قدرت و تأسیس حکومت، عدالت و یاری مظلومان است تا جامعه سالم شود و زمینه تقوا و تقرب الی الله فراهم گردد.
اهداف یک نظام را می‏توان در اموری در نظر گرفت که جزئیات و کلیات نظام برای دست‏یابی به آن‏ها طراحی و سازماندهی شده است، اهداف نیز چند گونه‌‏اند: اهداف غایی و نهایی و یا اهداف متوسط و واسطه‌‏ای که برای رسیدن به نتیجه باید شیوه‏‌های اجرایی و عملیاتی منظور شود. بدیهی است اهداف نهایی و در مواردی اهداف میانی و کلی نظام‏ها برخاسته از مبانی فلسفی و جهان‏بینی آن‏هاست.
مثلاً در نظام سرمایه‌‏داری که مبتنی بر فردگرایی و ماده‌‏گرایی است، هدف غایی نظام را می‏توان، التذاذ بیش‏تر نفسانی تعیین کرد و اهداف متوسطش عبارت است از رشد تولید و پس از آن، سرمایه و رفاه مادی، اگر از عدالت توزیعی هم سخنی به میان آید هدفشان عدالت توزیعی فایده‏گرایانه است.
هدف غایی اسلام، انسان‏سازی، تهذیب نفس، معنویات و تقرب به خدای تعالی است، ولی این هدف، بدون تشکیلات و نظام اسلامی، ممکن نیست. منظور از نظام اسلامی هم، تنها نام و نشان اسلامی نیست، هنگامی مفید و مؤثر است که رفتارهای مردم و مسئولان اسلامی باشد.
نظام اسلامی وقتی می‏تواند بر سر پا بایستد که از جهات گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... مستقل باشد. بنابراین، داشتن اقتصادی پویا و خودکفا شرط استقلال کشور است و چنین زمینه‏‌ای فراهم نمی‏گردد، مگر با روش عادلانه و دل‏سوزانه‌ی فرد فردِ جامعه، تنها خودسازی و عدالت است که می‏تواند مانع سودجویی‏ها و منفعت‏طلبی افراد به‏ویژه سردمداران جامعه باشد.
بنابراین، دولتی مطلوب جامعه انقلابی و اسلامی است که در عین اِعمال حاکمیت سیاسی اسلام، در پی تحکیم ارزش‏های اخلاقی و معنوی، خودکفایی اقتصادی، اقتدار اجتماعی، توسعه‏دهنده رفاه عمومی و رشد جامعه باشد و این‏ها یک شرط اساسی دارد که عبارت است از برپایی عدالت اجتماعی.


هدف نهایی پیامبران(ع)


امام راحل(قدس سره) درباره اهداف نهایی پیامبران، سخنان مبسوطی ایراد فرمودند که عصاره‏‌اش در این جملات، قابل ملاحظه است:
نهضت‏ هایی که به وسیله انبیا و اولیا(ع) واقع شده، قابل مطالعه است. ما که تابع مکتب انبیا هستیم باید آن نهضت‏ها را مطالعه کنیم و بفهمیم که چه بوده است و برای چه؟ مقصد انبیا و مقصد پیغمبر اسلام(ص) از نهضت چه بوده است؟
آیا فقط مقصد این بوده که دست ستمگران را کوتاه کنند؟ آیا رفاه ملت و رسیدن ملت به چیزهای مادی، آخر مقصد است؟ یا مقصد بالاتر از این‏هاست؟...
در انقلاب اسلامی نیز مقصد این است که کشور ما یک کشور اسلامی باشد، کشور ما در تحت رهبری قرآن، تحت رهبری پیغمبر اکرم و سایر اولیای عظام، اداره بشود، رفتن مستکبرین و یا رفاه مستضعفین، یکی از مقاصد اسلام است.
مکتب اسلام یک مکتب مادی نیست، یک مکتب مادی ـ معنوی است؛ مادیت را در پناه معنویت، اخلاق، تهذیب نفس، می‏پذیرد. اسلام برای تهذیب انسان و انسان‌‏سازی آمده است.
اسلام، دست ظالم را کوتاه می‏کند، رفاه، آزادی و استقلال را تأمین می‏‌کند، لکن همه مقصدش این‏ها نیست... انسان را به تمام ابعاد تربیت می‏کند. مادیات را قبول دارد در پناه معنویات... .
مملکت ما وقتی اسلامی است که تعالیم اسلام در آن باشد. اگر تعالیم اسلامی در آن نباشد، اسلامی نیست، ما هر چه بگوییم: «جمهوری اسلامی»، جمهوری اسلامی، لفظ نیست. اسلامی نمی‏‌شود، مگر آن‏که احکام اسلام در او جاری بشود.
ما الآن اول راه هستیم. ما جمهوری اسلامی را به رأی اثبات کردیم؛ دست خیانت‏کاران را هم بریدیم و می‏بریم؛ لکن این کافی نیست بعد از آن باز راه زیاد است؛ هم راه تحصیل زندگی صحیح برای مستمندان که در پیش است و باید پیش برود و هم راه معنویات که او بالاتر است.
آزادی، استقلال و مادیت تنها، سعادت ملت نیست. این‏ها در پناه معنویت سعادتند؛ معنویات است که تمام سعادت بشر را بیمه می‏‌کند.[2]


نسبت حکومت، عدالت و معنویت


همان‏گونه که پیش‏تر نیز گفته شد، اسلام، دین اجتماعی و دارای نظام و حاکمیت است، ولی تشکیل حکومت، اهدافی دارد که یکی از آن‏ها عدل‏‌گستری و یاری ستمدیدگان و توزیع عادلانه فرصت‏ها و امکاناتی است که در اختیار دولت قرار دارد، زیرا عدالت نقش مهمی در سلامت و بقای نظام دارد، زمینه‌‏ساز شکوفایی ارزش‏ها و در یک جمله حیات جامعه است. اگر عدالت نباشد زمینه معنویت و انسان‏‌سازی نیز از بین می‏رود. بنابراین، حکومت و عدالت، از اهداف متوسط و میانی اسلام جهت ایجاد زمینه مساعد برای خودسازی و معنویت است.
امام خمینی(قدس سره) در سخنرانیِ مفصلی که بر بهره‏‌مندی از سفره معارف قرآن و عترت تأکید دارد، اشاره می‏‌فرماید: مقصد اعلای انبیا(ع) به ایجاد حکومت و ایجاد عدالت، منحصر نمی‏‌شود، این‏ها مقصد اعلا نیست، این‏ها مقدمه است برای معرفی ذات مقدس حق، حق‌تعالی را با همه اسماء و صفاتی که دارد و... معرفی کنند... . و وقتی که مفاد آیات شریفه را می‏خوانیم یا سیره انبیا را ملاحظه می‏کنیم می‏بینیم که یکی از کارهای تمامی آنان ـ به عنوان مقدمه ـ این بوده که عدالت را در دنیا ایجاد کنند. پیغمبر می‏خواهد عدالت ایجاد کند تا بتواند آن مسائلی که دارد را طرح کند آن مسائل، انسان‏سازی است... .[3]
در وصیت‏نامه خویش نیز می‏نویسد: «پیغمبر اسلام(ص) تشکیل حکومت داد، مثل سایر حکومت‏های جهان، لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی».[4]


خودآزمایی


1- اهداف پذیرش قدرت و تأسیس حکومت را نام ببرید.
2- زمینه‌‏ساز شکوفایی ارزش‏ها و در یک جامعه چیست؟

 

پی نوشت ها


[1]. وصیت‏نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(قدس سره)، ص43 ـ 44، فصل رمز پیروزی ـ بند ب.
[2]. صحیفه امام خمینی، ج7، ص530 ـ 534، با تلخیص.
[3]. صحیفه نور، ج20، ص156 ـ 157، تاریخ سخنرانی 19/8/66.
[4]. وصیت‏نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(قدس سره)، بخش اول ـ‏ رمز پیروزی ‏ـ فصل «ب» ص43.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله ابراهیم امینی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: