کد مطلب: ۶۶
تعداد بازدید: ۲۵۷۰۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۳۹۴ - ۱۷:۱۹
گلچینی از معارف نهج البلاغه/ درس دوم
آیت الله علی تهرانی، امام جماعت مسجد هدایت تهران در سخنانی که روز پنجم ماه مبارک رمضان داشت، به تشریح یکی دیگر از خطبه های نهج البلاغه پرداخت و در آن به 10 مورد از نکاتی که باعث می شود فرد متوسل به قرب الهی برسد، اشاره کرد.

آیت الله علی تهرانی، امام جماعت مسجد هدایت تهران در سخنانی که روز پنجم ماه مبارک رمضان داشت، به تشریح یکی دیگر از خطبه های نهج البلاغه پرداخت و در آن به 10 مورد از نکاتی که باعث می شود فرد متوسل به قرب الهی برسد، اشاره کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت، او در ابتدای سخنانش با اشاره به نقش «وسیله» و «توسل» گفت: ما از داشتن وسیله خوشحال می شویم. زیرا وسیله، ابزاری است که ما را به هدف می رساند. نتیجتا با میل و رغبت دنبال آن می رویم تا وسیله را تهیه کنیم. مثلا گرفتاری در یک تشکیلات قضایی داریم، اینطرف و آن طرف می زنیم تا وسیله ای پیدا کنیم. وقتی تلفن کردیم و آن آقا را پیدا کردیم، با خوشحالی به سمت آن وسیله می رویم. چرا خوشحالیم؟ به خاطر رسیدن به هدفی که داریم خوشحالیم. این را می گویند وسیله و کسی که دنبال وسیله می رود را متوسل می گویند.

إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَی اللهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی

امام جماعت مسجد هدایت تهران در توضیح اولین عبارت این خطبه گفت: برترین و بالاترین چیزی که متوسل- یعنی کسی که سراغ وسیله می رود- برای رسیدن به خدا دارد، یعنی برترین چیزهایی که بتواند استفاده کند، این 10 مورد است.

إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَی اللهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی، الإِيمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ

او در توضیح ایمان به خدا و رسول خدا گفت: اولین وسیله برای رسیدن به خدای سبحان، اعتقاد به خدا و پیامبر است. یک نکته جالبی در اینجاست. بعد از کلمه ایمان که بحث جهاد است، برای همه 9 نکته دیگر، فلسفه وجودی اش را بیان می فرماید. ولی به فلسفه ایمان اشاره نمی کند. برای اینکه ایمان نیازی به فلسفه ندارد، ایمان لازم است. ایمان به خدا و پیامبر عالم، نیاز به فلسفه ندارد. اینکه چرا باید به خدا و پیامبر معتقد باشم، فطرت است و واسطه بین من و خدا است. این نیاز به فلسفه ندارد. لذا اولین چیزی که در مسیر الی الله به سیر و سلوک بندگی خداوند نیاز دارید و بهترین وسیله است، ایمان به خدا و پیامبر است.

وَالْجِهادُ فِي سَبِيلِهِ، فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الإِسْلامِ

آیت الله تهرانی در تشریح دومین نکته این خطبه گفت: بعد از ایمان به خدا، مهمترین وسیله، جهاد در راه خداست. زیرا آن قله و اوج رفعت و عظمت اسلام است: فانه ذروه، ذروه یعنی اوج و نقطه بالای کوه بلند را می گویند. جهاد، ذروه اسلام است. جهاد، نقطه اوج اسلام است. متاسفانه مخالفان مذهب ما از کلمه جهاد واژه زشتی را در ذهن مردم آورده اند و خیال می کنند جهاد یعنی شمشیر کشیدن. نه اینطور نیست، جهاد یعنی تلاش کردن. جهاد از «جهد» می آید، یعنی تلاش متقابل، یعنی درگیری. طرف در حال تلاش و فعالیت است که تو را نابود کند و تو تلاش به دفاع برای حفظ خود می کنی، این جهاد است. به قول طلبه ها، جهاد، مصدر باب مفاعله است. امری بین دو نفر است. جهاد یعنی تلاش برای حفظ موقعیت، حفظ موجودیت و عظمت. گاهی این تلاش با صحبت و نیرو خرج کردن صورت می گیرد، گاهی نیز با پول دادن شکل می گیرد.

وی با اشاره به اینکه «جهاد همیشه با شمشیر نیست» گفت: آخرین مرحله جهاد با شمشیر است که اگر اقتضا کرد انجام می شود. جهاد اینقدر ارزش دارد که مانند نیروی دفاعی بدن است. آن هایی که روی جهاد حرف دارند دقت کنند بدن ما نیروی جهادی در درونش است. دائم سیستم دفاع بدن ما با میکروب ها می جنگد. اگر این جهادِ درون بدن نبود که ما سلامت و زندگی نداشتیم. این جهادی که در درون بدن است، باید در جامعه نیز باشد. افراد جامعه باید دائما با میکروبها و عوامل مخرب بجنگند. تلاش کنند. این که بجنگند به این معنی نیست که شمشیر دست بگیرند، نه، باید تلاش کنند. هوشیار باشند. لذا داریم «الجهاد عزه فی الاسلام». جهاد مایه عزت اسلام است. یعنی وقتی مسلمانان بیدار بودند و نگذاشتند کسی کلاه سرشان بگذارد و دائما متوجه بودند هر کسی بخواهد به هر شکلی کلاه سرشان بگذارد، از همان طریق با او درگیر شدند و نقشه های او را خنثی کردند، بهترین عزت برای اسلام است. این قله اوج اسلام است. جامعه ای که جهاد ندارد، مرده است.

امام جماعت مسجد هدایت در این بخش از سخنانش به دشمن شناسی پرداخت و گفت: دشمن همیشه در مقام جنگ است. به هر شکلی، جنگ می کند. اگر بتواند از طریق فرهنگی، نتواند از طریق نظامی وارد می شود. الان ببینید این حزب کثیف وهابیت چقدر از طریق فرهنگی کار می کند؟ بعد که دیدند این کارها موثر نیست و هر چه تبلیغ کنند اثر ندارد، وارد شاخه نظامی شدند. یک مشت دیوانه را می یابند تا خودشان را به کشتن بدهند و تعدادی را از بین ببرند. اگر مردم متوجه نباشند، دشمن این گونه در صدد آسیب زدن به ما است. همه باید مراقب باشند.

چند شب پیش دوستی صحبت می کرد می گفت 60 درصد از مهدکودکهای تهران، همه دست بهایی هاست. خیلی جالب است از بچگی دارند روی اینها شروع به کار می کنند. در مناطق مرفّه شهری، بچه ها را به فرانسه می برند. اینها از بچگی کار می کنند. اگر جامعه ای خواب ماند، چه چیزی برایش می ماند؟

آیت الله تهرانی در تشریح جهاد واقعی توضیح داد: بنابراین، در ارزش جهاد هیچ تردیدی نیست. دشمنان ما جهاد را یک لولو برای دوستان ما تصویر کرده اند، لذا تا اسم جهاد می آید، می گویند جهاد، کشتن و خونریزی است. به نظر می رسد خوب نقطه ای را دست گذاشته اند، اگر جهاد، تلاش، بیداری و هوشیاری، درگیری با عوامل مخرّب و میکروبهای فاسد کننده جامعه نباشد، خیلی ساده جامعه فاسد می شود. لذا بعد از ایمان به خدا، حضرت به ضرورت، جهاد را فرمود.

در حدیثی، امام علی علیه السلام فرمود: اگر جهاد نباشد « ما صَلُحَت دُنيا و َلا دينٌ إِلاّ بِهِ»

دین و دنیا صالح نمی شود الّا به جهاد. آنهایی که روی مسایل اقتصادی در جوامع زوم کرده اند، دقت کنند. دنیا هم بخواهد کاری با شما بکند، باید با این عوامل درگیر شوید.

وَ كَلِمَةُ الإِخْلاَصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ

سپس او با اشاره به نکته سومی که در این خطبه وجود دارد، گفت: سومین بحث حضرت امیر(ع) اخلاص است. کلمه اخلاص یعنی چه؟ «لااله الاالله کلمه الاخلاص» است. این فطرت است. می خواهید وسیله خوبی برای تقرب به خداوندگار عالم داشته باشید، لااله الاالله است. معنا و مفهوم را باید توجه داشت. یعنی هیچ معبودی جز ذات مقدس حق نیست.

آیت الله تهرانی با معنی کردن عبارت «فانّه الفطره» گفت: یعنی شهادت به لااله الاالله که عبودت و الوهیت را مخصوص ذات پروردگار می داند و هر گونه شرک و بت پرستی را نفی می کند، منطبق با فطرت بشر است. یعنی خداوند بشر را اینگونه ساخته. اگر بشر بخواهد سالم و پاک زندگی کند، باید دائما توجه به توحید داشته باشد. تمام عظمت انسان به توحید است. همه انبیاء از اول که آمدند و همه معارف حقّه آسمانی در این کلمه خلاصه می شود. این تعبیر یکی از بزرگان است: «کلمه التوحید و توحید الکلمه». تمام معارف در کلمه توحید خلاصه می شود.

او در تشریح کلمه توحید بیان داشت: یعنی انسانها معتقد باشند معبودی جز او نیست. فرمانروایی جز او نیست. هر چه او بگوید همان را باید عمل کرد. فصل الخطاب، سخن اوست. هیچ حکم و قانونی جز نظر و قانون و حکم او لازم الاعتبار نیست. این کلمه الاخلاص است. این فطرت بشر است. اگر انسان معتقد به یگانگی خدا بود، آرامشی عظیم در درون خود حس می کند. خداوند بشر را اینطور خلق کرده: فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا. این یعنی توحید. در ذیل این آیه شریفه، امام می فرماید منظور توحید است. یعنی خداوند وقتی من و شما را خلق کرد، توحید را در دل ما کاشت. منتهی گناهان و زرق و برق دنیا آن را از بین می برد و ما را به این سو و آن سو می کشاند.

آیت الله تهرانی با تشریح توحید در افعال گفت: در برخی از روایات ما آمده این اخلاص باید جنبه عملی هم داشته باشد. وقتی انسان معتقد به خدای یگانه بود جز در برابر او جای دیگری کرنش نمی کند و جز فرمان او فرمان دیگری را نمی برد. لذا امام صادق علیه السلام فرمود: مَن قَالَ لا الَهَ الا اللهُ مُخلِصاً دَخَلَ الجَنَّةَ. یعنی کسی که کلمه لااله الاالله را با خلوص گفت، یعنی واقعا معتقد به این باشد و عملش نیز با اعتقادش موافق باشد، روشن است داخل جنّت می شود. حضرت در این باره توضیح دیگری نیز داده است. سئوال کردند آقا لا الَهَ الا اللهُ مُخلِصاً یعنی چه؟ یعنی فرمود این لااله الاالله به گونه ای باشد که او را از محرّمات خداوند جلوگیری کند. همانطور که در ماه رمضان از اینجا به خانه می روید و گرمازده شده اید، خوراکی و نوشیدنی را می بینید، چقدر برای شما ارزش دارد؟ ولی می گویید نه، روزه ام. این اخلاص است. اگر در همه موارد اینطور باشد، «دخل الجنه». یعنی وارد بهشت می شود و بالاتر از این نیست.

وَ إِقَامُ الْصَلاةِ فَإِنَّهَا الْمِلَّةُ

او در تشریح واجب چهارمی که در این خطبه آمده، گفت: بعد از کلمه توحید، کلمه اخلاص، برپاداشتن نماز است. اینجا حضرت امیر(ع) فلسفه نماز را بیان می کند. از جهاد به بعد فلسفه اش را بیان می کند. جهاد مهم است چون قله اوج و عظمت اسلام است. کلمه اخلاص مهم است، چون فطرت است. بعد، برپاداشتن نماز است. چون آیین است. « إِقَامُ الْصَلاةِ»، برپاداشتن نماز است، واجب و بهترین وسیله است. کسی که این رابطه را بین خدا و خود قطع می کند، مراقب باشد.

آیت الله تهرانی از هشدار معصومین به کسانی که نمازشان ترک می شود، سخن گفت و توضیح داد: برخی هستند فقط ماه رمضان که روزه می گیرند، نماز می خوانند. کسی که نمازش عمدا ترک بشود یعنی رابطه خود و خدا را با دست خود قطع کرده. این ارتباط باریک باید حفظ شود. حقیقت آیین این است. حقیقت آیین فقط نماز است که اینقدر ارزش دارد. این ارتباط مستقیم با پروردگار عالم است. در نماز می خوانیم «ایّاکَ نَعْبُدُ وَ ایّاکَ نَسْتَعین». یعنی فقط و فقط تو را می پرستم و فقط و فقط از تو کمک می خواهم. این ارتباط مستمر نباید قطع شود. لذا فرمود: «مَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ كَفَرَ» کسی که عمدا نمازش را قطع کند کافر است. اینجا نماز را امام جزء دین نشمرده، کل دین شمرده. این خیلی مهم است. نماز؛ کل دین است، نه جزئی از آن. نماز پایه اصلی دین است. همانطور که پیامبر فرمود «الصَّلَاةُ عِمَادُ الدِّينِ فَمَنْ تَرَكَ صَلَاتَهُ مُتَعَمِّداً فَقَدْ هَدَمَ دِينَه» نماز استوانه دین است و هر کس نمازش را تعمّدا ترک کرد، دین خود را به دست خود خراب کرده است.

او با تشریح حدیث دیگری از پیامبر اکرم(ص) گفت: در حدیث دیگری فرمود «مَثَلُ الصَّلاةِ مَثَلُ عَمودِ الفُسطاطِ». مثال نماز، مثال ستون خیمه است. « اذا ثَبَتَ العمود ثَبَتَتِ الاطناب و الاوتاد و الغِشَاءُ».

اگر این ستون وسط خیمه ثابت باشد، طنابها، میخها و آن پیچ و خمها ثابت می ماند. « اذا انکسر العمود لم ینفع وتد و لا طنب و لاغشاء» . اگر این عمود افتاد، دیگر طنابها و میخها فایده ای ندارد. خدا می داند انسان وقتی دقت می کند چقدر از این فرمایشات لذت می برد.

وَ إِيتَاءُ الزَّكاةِ فَإِنَّهَا فَرِيضَةٌ وَاجِبَةٌ

آیت الله تهرانی با اشاره به واجب پنجمی که در این خطبه بیان شده، توضیح داد: یکی دیگر از وسایل رسیدن به قرب حق، پرداخت مالیاتهای لازم است. در اینجا نیز مخالفان ما می گویند زکات، زکات اصطلاحی است. نه این درست نیست، بلکه همه مالیاتها که شامل خمس نیز می شود، زکات است. در بازار زیاد مطرح می کنند که آیه خمس یک مورد است که خداوند تعیین کرده و آن نیز در مال غنیمت جنگی است. می گویند این پولها را آخوندها از خودشان می گیرند. در قرآن دائم از زکات حرف زده شده. آنجا که از زکات حرف زده، منظور زکات فقهی نیست. منظور مالیاتی است که باید پرداخت کنیم.

امام جماعت مسجد هدایت تهران در تشریح عبارت « فَإِنَّهَا فَرِيضَةٌ وَاجِبَةٌ» گفت: این زکات فریضه ای است که واجب است. فریضه یعنی واجب. باز هم می فرماید «واجبه» این تاکید است. پرداخت مالیات واجب است. یقینا اگر در همین شهر تهران، آنهایی که باید مالیاتهای شرعی را بپردازند، می پرداختند، فقیری وجود نداشت. شارع مقدس چقدر به موضوع زکات اهمیت داده. یک معنی فریضه، واجب است. معنی دیگر جدا شدن است. لذا کتاب ارث را در فقه می گویند «کتاب الفرایض». یعنی چیزهایی که باید جدا شود. چون قسمتی از مال انسان جدا می شود. زکات فریضه است، یعنی قسمتی از مال شما جدا می شود که این جدا شدن قسمتی از مال، واجب است. حتما باید این را پرداخت برای اینکه بتواند حکومت اسلامی، آنچنان که باید به وظایف خود عمل کند و مواردی که برای مالیاتهای اسلامی از سوی پروردگار عالم، واجب شده است، احیا شود. بنابراین، «وَ إِيتَاءُ الزَّكاةِ» واجب پنجم است.

او با تشریح حدیث دیگری درباره زکات گفت: یک حدیث درباره مالیاتهای اسلامی بخوانم. یکی از شارحان نهج البلاغه این حدیث تکان دهنده را نقل کرده اند. پیامبر اکرم(ص) در مسجد بودند، پنج نفر را به نام صدا زدند که فلان و فلان و فلان بلند شوید و از مسجد ما بیرون بروید. چرا پیامبر این کار را کرده؟ فرمود شما که آن حقوق واجب را نمی دهید در مسجد ما نماز نخوانید. این را پیامبر(ص) فرمود. زکات به این اندازه مهم است. امیرالمومنین(ع) برای همین فرموده اند «فریضه واجبه».

وَ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّةُ مِنَ الْعِقَابِ

پیشنماز مسجد هدایت تهران در تشریح واجب ششم که در این خطبه ذکر شده، گفت: وسیله ششم که برای رسیدن به خداست، روزه ماه رمضان است. روزه ماه رمضان، سپری است از عقاب. یعنی بدون تردید بر اساس برخی از روایت ما، سپری است از آتش جهنم. اما از نظر تحلیل و تحقیق مبنایی، روزه معنایش مبارزه با هوای نفس است. این مبارزه ای که با هوای نفس انسان می کند، قهرا تولید سپری در برابر وسوسه های شیطان می کند. شیطان دائما در حال وسوسه ما برای کار خلاف است. خیال نکنید تنها کار خلاف، زنا است که در ماه رمضان انجام نمی شود. روزه واقعی را که اولیای خدا گفتند، غیبت نیز آن را از بین می برد. شیطان وسوسه می کند غیبت کنید. اینجا اگر بگوید من روزه ام، جلوی وسوسه غیبت را می گیرد و این سپری می شود از عذاب.

آیت الله تهرانی در فضیلت روزه توضیح داد: برخی از بزرگان می فرمایند در فضیلت روزه همین بس که ما را به فرشتگان نزدیک می کند. برخی دو ساعت که به مغرب مانده می گویند وای، چقدر این روزها، روزه طول می کشد. عیب ندارد، اما آنجا هم مراقب باشید این حرف را نزنید. بگویید خدایا ممنون تو هستم که امروز 17 ساعت روزه گرفتم. البته افرادی هستند که 21 ساعت روزه می گیرند. از آلمان آقایی زنگ زد گفت اینجا 10 و نیم شب افطار است و یک و نیم صبح هم امساک است. حدود 21 ساعت، روزه می گیریم. شما هم بگویید خدایا ممنون هستم. به این وسیله خواسته های نفسانی و شهوانی ضعیف می شود و سپری که باید در برابر وسوسه های شیطانی داشته باشید، قوی می شود.

او ادامه داد: در فضیلت روزه همین بس که انسان را از جهان بهیمیّت و حیوانیّت به سوی جهان فرشتگان می برد و او را به قرب الهی می رساند. خوردن، خوابیدن و شهوترانی توسط حیوانات هم انجام می شود. در این ماه، روزه ما را به جهان فرشتگان می برد و بر بساط قرب الهی جای می دهد. واجب های دیگری نیز ذکر شده است که فردا به آنها می پردازیم.

وَ حَجُّ الْبَيْتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا يَنْفِيَانِ اَلْفَقْرَ وَ يَرْحَضَانِ الذَّنْبَ، وَ صِلَةُ الرَّحِمِ فَإِنَّهَا مَثْرَاةٌ فِي الْمَالِ، وَ مَنْسَأَةٌ فِي الأَجَلِ؛ وَ صَدَقَةُ السِّرِّ فَإِنَّهَا تُكَفِّرُ الْخَطِيئَةَ؛ وَ صَدَقَةُ الْعَلانِيَةِ فَإِنَّهَا تَدْفَعُ مِيتَةَ السُّوءِ؛ وَ صَنَائِعُ الْمَعرُوفِ فَإِنَّهَا تَقِي مَصَارِعَ الْهَوَانِ.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
زهرا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۰۱ - ۱۳۹۵/۰۸/۲۲
0
5
استفاده کردم ممنون
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: