کد مطلب: ۶۸۷۶
تعداد بازدید: ۱۶۵۱
تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۴۰۲ - ۲۰:۱۷
شرح حال و زندگی حضرت فاطمه زهرا (س) | ۹
مولا علی(ع) زره را فروخت و پول آن را نزد پیامبر آورد و پیامبر این مبلغ را سه قسمت کردند، یک سوم برای خرید جهیزیه و یک سوم برای خرید عطر و لوازم زینتی و یک سوم را نزد ام سلمه به امانت گذاشتند و وقتی مراسم عروسی نزدیک شد، فرمودند: آن قسمت را به عنوان کمک و مساعدت به علی(ع) بدهد تا از آن پول بتواند ولیمه عروسی را فراهم آورد.

حضرت زهرا (س) در آستانه ازدواج


در هر ازدواجی لازم است پدر مشخصات خواستگار را برای دخترش بیان کند تا دختر با علم و اطّلاع، شوی و شریک زندگی اش را برگزیند، ولی در اینجا نیازی به معرّفی خواستگار نبود. علی(ع) شناخته شده تر از آن بود که شناسانده شود و فاطمه زهرا(س)، علی(ع) را خوب می شناخت و سوابق و خصوصیّت‌های ارزنده وی را خوب می دانست و چیزی از علی(ع) بر او پنهان نبود، به این دلیل بود که پیامبر(ص) به همین مقدار اکتفا کردند که بفرمایند: فاطمه جان! علی بن ابیطالب که نزدیکیِ وی به من و فضل و مراتب ایمان و اسلامش را می دانی به خواستگاریت آمده است، دخترم! بدان که من از پروردگارم خواسته ام که تو را به عقد بهترین مخلوقش درآورد و محبوبترین بندگانش را برای تو برگزیند، حال نظرت چیست و پاسخ چه می گویی؟
فاطمه زهرا(س) سکوت فرمود و روی برنگرداند. لذا رسول اکرم(ص) در چهره او آثار بی میلی مشاهده نکردند. پس برخاسته و فرمودند: الله اکبر، سکوت او نشانه رضای اوست.
چون انتظار نداریم دختری جوان با وجود شرم و حیا صریحاً اعلام موافقت نماید، به عبارت دیگر، تنها به هنگام مخالفت، باید منتظر جواب صریح بود. رسول خدا(ص) به سوی علی(ع) بازگشتند و وی را که منتظر پاسخ بود، از رضایت دختر گرامیش آگاه فرمودند. ضمناً از میزان توانایی و قدرت مالی علی(ع) در مورد مخارج ازدواج سوال کردند. زیرا موضوع مهریه و «صداق»[1] یک مساله شرعی و عرفی است و باید حتما در امر ازدواج لحاظ شود. خصوصاً این ازدواج که باید به عنوان نمونه در تاریخ باقی بماند. پس باید تمام جوانب امر مورد توجّه قرار گیرد و از سستی و اهمال اجتناب گردد. لذا پیامبر(ص) از علی(ع) پرسیدند آیا برای این ازدواج چیزی از مال دنیا داری؟ علی(ع) عرض کرد: پدر و مادرم فدای شما باد، چیزی از شما مخفی نیست و همه وضع مرا می دانید. تمام دارایی من یک شمشیر و یک زره و یک شتر آبکش است، که بوسیله آن از چاه آب می کشم و نخلستانها را سیراب می کنم. رسول گرامی اسلام(ص) با سعه صدر مخصوص به خویش و گشاده رویی فراوان فرمودند: یا علی! شمشیرت را لازم داری زیرا با آن در راه خدا می جنگی و دشمنان خدا را از سر راه برمی داری. به شتر آبکش نیز نیازمندی زیرا با آن برای نخلستانها و خانواده ات آب می کشی و زاد و توشه سفرت را با آن حمل می کنی، من در برابر همان زره تو، با این ازدواج موافقت می کنم. زره را بفروش و پولش را نزد من بیاور.
و بدین ترتیب، پیامبر اکرم(ص) راه و رسم ازدواج آسان و بر اساس عقل و منطق را به مسلمانان آموختند، زیرا ازدواج، مقدمه تشکیل یک زندگی جدید است و باید دو خانواده به یکدیگر کمک کنند تا این زندگی بدون هیچ مشکلی به وجود آید.
امیرالمومنین(ع) این زره را که به عنوان غنیمت از جنگ بدر به دست آورده بود و رسول خدا(ص) آن طوری که صاحب کتاب «الاِصابه» (در جلد ٤ صفحه ٣٦٥ بیان می کند) این زره را به او بخشیده بودند، به بازار برد و آن را به بهای ٤٨٠ یا ٥٠٠ درهم فروخت، این زره به نام «حطمیّه» معروف بود، چون هر شمشیری به آن می خورد می شکست.
علی(ع) پس از فروختن زره، بهای آن را نزد رسول خدا(ص) آورد و چنین مقرر شد که بهای این زره به عنوان صداق بهترین و شریفترین زنان عالم قرار گیرد و نبیّ مکرّم اسلام(ص)، دختر عزیزش را با همین سادگی و سهولت به عقد جانشین خود علی(ع) درآورد تا غل و زنجیر سنّتهایی را که مردم گرفتار آن بودند پاره کند.
آری، پیامبر این کار را کردند تا مردمان دیگر نیز از وی که با وجود جلالت قدر و منزلت، ازدواج دخترشان را اینگونه ساده و آسان نموده، تأسی جویند.
منافع و حکمت زیادی که رسول خدا(ص) با سهولت برگزار کردن این ازدواج تعلیم فرمودند، از ظرفیت این نوشتار بیرون است. همه این اتّفاقها در زمین صورت گرفت. اما خدای متعال در آسمان به علّّت حفظ حرمت بانوی بزرگ جهان، فاطمه زهرا(س)، قبل از آن که پدرش، پیامبر خدا(ص)، او را به عقد علی(ع) درآورند، خودش او را به عقد آن حضرت درآورده بود و این عجیب نیست، چون پروردگار عالم کسی را که از لحاظ شرافت به مراتب پایین تر از صدّیقه طاهره(س) بود، یعنی «زینب» را خودش به عقد پیامبر درآورد. قرآن کریم در سوره مبارکه احزاب، آیه ٣٧ می فرماید: آنگاه که «زید» از «زینب» برگشت، ما او را به عقد تو درآوردیم. پس چه مانعی وجود دارد که مجلس عقدی نیز در آسمان برقرار کند و فرشتگان مقرب خود را در آن حاضر گرداند. آنچه گفتیم مضمون احادیث و روایات زیادی است.
آری، خداوند عزیز تمام این امور را به خاطر حرمت و احترام صدّیقه طاهره و پدر بزرگوارش و همسر گرامی و فرزندانش که باید به زودی به دنیا آیند و حجتهای الهی در روی زمین گردند، انجام داد.
آسمانیان همه در آسمان چهارم جمع شدند و منبری از نور نصب گردید، خداوند فرشته ای به نام «راحیل» که در میان فرشتگان از او شیرین سخن تر نبود، فرمان داد بر آن منبر بالا رود و چنین گوید:
سپاس و ستایش پروردگاری را که به ازلیّت خود پیش از هر مخلوقی وجود داشته است و ذات مقدّسی که بعد از فنای همه موجودات باقی خواهد ماند، او را سپاس گوییم که ما را فرشتگانی روحانی و مقرّب به ربوبیتش قرار داده است و بر منّت او شکر گزاریم.
خداوند جبّار، فرمانروای عالمیان، گزیده کرمش و بنده عظمت خود را برای کنیزش سیّده زنان عالم، دخت افضل انبیاء، سیّد و پیشوای رسل و پیشرو پرهیزگاران انتخاب فرمود، پس رشته نبوّت را به رشته مردی از خاندانش پیوند داد.
دوست و یار رسول خدا(ص) و تصدیق کننده دعوت پیامبر اکرم(ص) و اوّلین پذیرنده سخن و دعوت نبیّ مکرّم، علی، حامی همیشگی آن حضرت را با فاطمه بتول، دخت رسول خدا(ص) کابین می بندد.
پس از راحیل، جبرئیل امین، پیام پروردگار را چنین قرائت کرد:

«اَلْحَمْدُ رِدائی، وَ الْعَظَمَهُ کِبْرِیائی، وَ الْخَلْقُ کُلُّهُمْ عَبیدی وَ اِمائی، زَوَّجْتُ فاطِمَهَ اَمَتی مِنْ عَلِّیٍ صَفْوَتی، إشْهَدُوا مَلائِکَتی»
ستایش ویژه من و بزرگ بودن مخصوص من خواهد بود و بندگان همه غلامان و کنیزان من هستند. کنیزم فاطمه را به برگزیده خلقم علی تزویج می کنم. ای فرشتگان! گواه باشید.
این حدیث را جمعی از دانشمندان اهل سنّت نیز نقل کرده اند از جمله عبدالرحمن الصفوری در کتاب «نزهه المجالس» از قول جابر روایت می کند... ابونعیم اصفهانی در کتاب «حلیه الاولیاء» ... خوارزمی در «مقتل الحسین»، عسقلانی در «لسان المیزان و تهذیب التّهذیب» و قندوزی در «ینابیع المودّه»، آن را نقل کرده اند.
صفوری در نزهت المجالس از انس بن مالک نقل می کند: در مسجد بودیم که رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمودند: این جبرئیل است که خبر می دهد خدای تعالی، فاطمه را به تو تزویج کرده است و بر این پیمان ٤٠ هزار فرشته را گواه گرفته و به درخت طوبی امر فرموده است تا بر آنان دُر و یاقوت، جواهر و زیور فروبارد، آن درخت امتثال امر نموده و افشانده است. حورالعین در جمع کردن «دُر و یاقوت و جواهر و زینتها و لباسهای فاخر» بر یکدیگر پیشی می جستند و از آنچه بر آنها باریده تا روز قیامت به یکدیگر هدیه می دهند.
سیوطی در کتاب «تحذیر الخواص» نقل کرده است: رسول اکرم(ص) در مسجد صیغه عقد را جاری کردند در حالی که روی منبر نشسته بودند و مسلمانان نیز شاهد بودند و کلام او را می شنیدند، پیامبر عقد را «سنت» اعلام نمودند و به مسلمانان آموختند که در مورد «کابین» دقت نمایند و سعی کنند که میزان مهریه را زیاد معین نکنند و فرمودند: مهریه را زیاد قرار ندهید چون مایه بروز دشمنی خواهد بود.
آری، پیامبر میزان مهریه حضرت فاطمه را ٥٠٠ درهم قرار دادند و این مبلغ را به عنوان سنت مقرر فرمودند و بعد از آن خاندان پیامبر(ص) مقید بودند میزان مهریه زنان و دخترانشان از این مبلغ بیشتر نباشد.
مولا علی(ع) زره را فروخت و پول آن را نزد پیامبر آورد و پیامبر این مبلغ را سه قسمت کردند، یک سوم برای خرید جهیزیه و یک سوم برای خرید عطر و لوازم زینتی و یک سوم را نزد ام سلمه به امانت گذاشتند و وقتی مراسم عروسی نزدیک شد، فرمودند: آن قسمت را به عنوان کمک و مساعدت به علی(ع) بدهد تا از آن پول بتواند ولیمه عروسی را فراهم آورد.
این ازدواج، حسد و دشمنی برخی را برانگیخت، خصوصاً آنها که قبلاً از حضرت زهرا(س) خواستگاری کرده بودند و پیامبر(ص) نپذیرفته بودند. پس عجیب نخواهد بود که بشنویم و بخوانیم که عده ای از قریش نزد رسول خدا(ص) آمدند و گفتند چرا فاطمه را با مهری اندک به علی(ع) داده اید؟ پیامبر فرمودند: من تزویج نکردم، بلکه حق تعالی مراسم عقد را در شب معراج نزد «سدره المنتهی» انجام داد و فرمودند: من بشری مانند شما هستم. از بین شما همسر انتخاب می‌کنم و به شما دختر می دهم ولی در مورد فاطمه زهرا این اختیار را ندارم، زیرا امر ازدواج او از آسمان صادر شده است.
گر چه سخن از مراسم حضرت فاطمه(س) نسبتاً به درازا کشید، ولی آنچه گفتیم و نوشتیم بسیار بسیار نسبت به آنچه در کتاب‌های معتبر ما موجود است کم بود. ما به اختصار گذراندیم و هدفمان از این گفتار، توجّه دوستان حضرت به کیفیت ازدواج آن حضرت بود که آنچه در زمین انجام شد، بسیار ساده و آنچه در آسمان صورت گرفت چیزی بود که تا به حال برای احدی شنیده نشده بود.


خودآزمایی


1- چرا در مسئله خواستگاری حضرت علی(ع) از حضرت زهرا(س)، پیامبر(ص) به معرفی حضت علی(ع) اکتفا کردند؟
2- چرا نباید مهریه را زیاد قرار داد؟

 

پی نوشت 


[1] موضوع مهریه و آن مبلغی که مرد در برابر ازدواج با همسرش می پردازد در فقه ما به عنوان «صداق» ذکر شده. جالب است بدانید که صداق از «صدق» به معنی راستی و راستگویی است. شاید علت این که مهریه را صداق گفته اند این باشد که مال برای انسان خیلی باارزش است به گونه ای که هرگز به سادگی حاضر نیست آن را خرج کند. حال که می خواهد ازدواج کند مجبور است بخشی از مال خود را به همسرش ببخشد و این نشانه راستگویی در عشق به همسر است و بدین ترتیب نشان میدهد که در راه رسیدن به این همسر، حاضر است از مالش که برایش خیلی عزیز است بگذرد. ولی از آن طرف، شارع مقدس به زن هم می فرماید اگر به ازدواج با این مرد علاقمندی، به مال اهمیت نده و سعی کن حداقل از مهریه را قبول کنی. به همان مقدار که حکم خدا انجام شود تا نشان دهی که در عشقت راستگو هستی و تازه چون قرارداد مهریه شرط صحت عقد است همین که عقد تمام شد باز برای جلب خاطر شوهر و مالک شدن تمام دل و قلب او مستحب است که همین مهریه مختصر را زن به شوهرش ببخشد و بدین وسیله عملاً به او بگوید مال از نظر من بی ارزش است من عاشق تو هستم نه مال.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله  علی تهرانی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: