کد مطلب: ۶۹۵۸
تعداد بازدید: ۱۳۹
تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۴۰۲ - ۱۰:۱۷
اسلام و تعلیم و تربیت | ۴۹
به نظر ما تنها راه حل اين مشكل، ازدواج به موقع جوانان مى‌‏باشد، چنان‏كه اسلام نيز بدان تأكيد دارد. ليكن اين مطلب را كه ازدواج در سنين جوانى‌ با ادامه‌ی تحصيلات سازگار نيست قبول نداريم، چون ادامه‌ی تحصيلات با ازدواج، ناسازگار نيست، بلكه پايبندى‌ به يك سرى‌ آداب و رسوم و توقعات بى‌‏جاست كه اين دو را غير قابل جمع نموده است. ازدواج و ادامه‌ی تحصيلات قابل جمع‏اند امّا مشروط به اين‏كه خانواده‌ی دختر و پسر و خود آن‏ها و مسئولان مربوط، اعم از مراكز فرهنگى‌ و دانشگاهى‌ در حل اين مشكل تفاهم و تعاون داشته باشند.

موانع و راه حل‌‏ها


ممكن است كسى‌ بگويد: البته ازدواج به موقع امرى‌ است مطلوب، ليكن با توجه به اوضاع و شرايط كنونى‌ موانعى‌ به وجود آمده كه عملاً ازدواج به موقع را غير ممكن ساخته است. در ذيل به دو مانع بزرگ و راه حل آن‏ها اشاره مى‌‏كنيم:


مانع اول: فقر و تهيدستى‌‏


ازدواج، احتياج به مسكن، تأمين هزينه‏هاى‌ مراسم عقد و عروسى‌، تهيه‌ی جهاز و اسباب و لوازم زندگى‌ و بعد از آن تأمين هزينه‏هاى‌ زندگى‌ دارد. بسيارى‌ از جوانان در آغاز زندگى‌ فاقد اينها هستند. والدين نيز قدرت تأمين اينها را ندارند. بدون امكانات هم كه نمى‌‏توان عروسى‌ كرد. از اين‏رو ناچارند ازدواج را به تأخير بيندازند تا امكانات فراهم شود.
در جواب گفته مى‌‏شود: گر چه فقر و تهيدستى‌ يكى‌ از موانع بزرگ ازدواج است و براى‌ بعضى‌ از فقرا واقعاً امكان ازدواج نيست و در تأخير آن معذورند ليكن همه‌ی افرادى‌ كه دير ازدواج مى‌‏كنند عذرشان پذيرفته نيست. ازدواج، يك نياز طبيعى‌ است، آن‏قدر هم دشوار نيست كه ما مى‌‏پنداريم، بلكه توقعات بى‌‏جا و بلند پروازى‌‏ها و تجمل‏‌پرستى‌‏هاى‌ جوانان و اولياى‌ آن‏هاست كه ازدواج را اين چنين دشوار ساخته است. پايبندى‌ به مراسم مجلل عقد و عروسى‌ و هزينه‌‏هاى‌ سنگين و كمرشكن مهر و جهاز و اسباب و لوازم زندگى‌ است كه ازدواج را به صورت غولى‌ وحشتناك درآورده است.
جوانان برگزارى‌ چنين مراسم سنگينى‌ را جزء لاينفك ازدواج و از علائم شخصيت مى‌‏پندارند. جوان فكر مى‌‏كند وقتى‌ مى‌‏تواند ازدواج كند كه منزل شخصى‌، اسباب زندگى‌ و هزينه‌ی مراسم مجلل عقد و عروسى‌ را آماده داشته‏ باشد. به علاوه، بايد راه درآمد خوبى‌ هم داشته باشد تا بتواند هزينه‏‌هاى‌ يك زندگانى‌ آبرومندانه را تأمين نمايد و چون در آغاز جوانى‌ از چنين امكانات كاملى‌ برخوردار نيست ازدواج را به تأخير مى‌‏اندازد.
ليكن همه‌ی اينها اشتباه و بلندپروازى‌ است. ازدواج و ارضاى‌ غريزه‌ی جنسى‌، مانند غذا و آب، يك نياز طبيعى‌ است كه بايد به هر صورت، در موقع نياز انجام بگيرد وگرنه عواقب سوئى‌ را به دنبال خواهد داشت. پسر و دختر بايد در موقع نياز به ازدواج، امكانات خودشان را بسنجند و بيش از آن توقعى‌ نداشته باشند.
اگر منزل شخصى‌ نيست در منزل اجاره‌‏اى‌ هم مى‌‏توان ازدواج كرد. اگر منزل دربست نيست در يك اتاق يا دو اتاق هم مى‌‏توان عروسى‌ كرد. اگر قدرت اجاره كردن ندارند در منزل پدر داماد يا پدر عروس هم مى‌‏توان مدتى‌ زندگى‌ كرد. اگر امكان تهيه‌ی اسباب و لوازم مفصل زندگى‌ نيست، روى‌ موكت و گليم و با حداقل اسباب و لوازم زندگى‌ هم مى‌‏توان زندگى‌ كرد. اگر امكان زندگى‌ مرفه نيست با رعايت اقتصاد و سادگى‌ هم مى‌‏توان زندگى‌ كرد.
اگر دختر و پسر موقعيت و امكانات خود را بررسى‌ كرده و از توقعات و بلند پروازى‌‏هاى‌ خود دست بردارند، مى‌‏توانند با چنين وضعى‌ ازدواج كنند و از نعمت انس و مودت خانوادگى‌ برخوردار گشته و به تدريج زندگى‌ خود را بهتر و مرفه‏‌تر سازند.


مانع دوم: تحصيلات‏


دومين مانع ازدواج ادامه‌ی تحصيلات دبيرستانى‌ و دانشگاهى‌ است. اكثر پسران و دختران علاقه دارند حداقل تا حد ديپلم و در صورت امكان در حد ليسانس و بالاتر به تحصيلات خود ادامه دهند. معلوم است كه درس خواندن با ازدواج سازگار نيست، زيرا ازدواج مسئوليت آفرين است و تقيد به وجود مى‌‏آورد. پسرى‌ كه درس مى‌‏خواند نه درآمدى‌ دارد تا هزينه‌ی خانواده را تأمين نمايد و نه فرصت كافى‌ دارد تا بتواند به امور زندگى‌ و همسردارى‌ برسد. هم‏چنين دخترى‌ كه درس مى‌‏خواند چگونه مى‌‏تواند به امور خانه دارى‌ و شوهر دارى‌ و احياناً بچه دارى‌ برسد؟
خانواده دختر و پسر نيز همين عقيده را دارند و غالباً حاضر نيستند براى‌ فرزندانى‌ كه به تحصيل اشتغال دارند عروسى‌ كنند. در نتيجه، سنين ازدواج بالا رفته و جوانان را ناچار ساخته كه بر خلاف ميل طبيعى‌، ازدواج را به پايان دوره‌ی تحصيلات و سامان يافتن زندگى‌ به تأخير بيندازند.
غربى‌‏ها براى‌ حل اين مشكل، آزادى‌ كامل غريزه‌ی جنسى‌ و دوست‏گيرى‌ و بى‌‏بندوبارى‌ را براى‌ جوانان تجويز نموده‏‌اند. نتيجه‌ی آن هم همين وضع اسف‏بارى‌ است كه جهان غرب با آن مواجه گشته و اساس خانواده‌‏ها را متزلزل ساخته است.
امّا اسلام اين آزادى‌‏ها را موجب انحراف از قانون طبيعت و برخلاف مصالح فردى‌ و اجتماعى‌ انسان‏ها مى‌‏داند و شديداً با آن مخالفت كرده است.
به همين جهت مشكل جوانان در جوامع اسلامى‌ به صورت امرى‌ غير قابل حل درآمده است. از يك طرف ادامه‌ی تحصيلات جوانان يك ضرورت محسوب مى‌‏شود و لازمه‌ی آن تأخير در ازدواج است، از طرف ديگر نيروى‌ جنسى‌ يك واقعيت است و بايد ارضا شود، از طريق مشروع يعنى‌ ازدواج كه امكان ندارد، از طرق ديگر هم كه به نظر اسلام گناه و انحراف است. پس جوانان چه كنند؟ به هر حال، يا به انحراف كشيده مى‌‏شوند، يا به بيمارى‌‏هاى‌ روانى‌ و ناهنجارى‌‏هايى‌ كه از لوازم سركوب كردن غريزه‌ی جنسى‌ است مبتلا مى‌‏گردند.
بسيارى‌ از ناهنجارى‌‏ها، طغيان‏ها، ولگردى‌‏ها، انحرافات جنسى‌، مفاسد اخلاقى‌، تجاوزات نامشروع، چشم چرانى‌‏ها، عقده‌‏ها و بيمارى‌‏هاى‌ روانى‌ و حتى‌ قتل و جنايت‏هايى‌ كه در بين جوانان ديده مى‌‏شود معلول همين محروميت‏ها است.
خيرانديشان براى‌ حل مشكل جوانان به مسئولين توصيه مى‌‏كنند تا براى‌ آن‏ها تفريح‏گاه سالم، پارك، كتابخانه، فيلم‏ها و نمايش‏نامه‏‌هاى‌ خوب، امكانات ورزشى‌، برنامه‌‏هاى‌ خوب تلويزيونى‌ و راديويى‌، خانه‌ی جوانان، مجلات و روزنامه‏‌هاى‌ سازنده تهيه كنند و بدين وسيله جوانان را سرگرم ساخته و اوقات فراغت آن‏ها را پر نمايند تا از طغيان غريزه‌ی جنسى‌ و انحراف مصون بمانند.
البته ما منكر ضرورت تفريحات سالم براى‌ جوانان نيستيم و مسئولان و خيرانديشان بايد در اين باره اقدام جدى‌ به عمل آورند و بدين وسيله مى‌‏توان جوانان را مشغول نمود و تا حدى‌ از مفاسد اجتماعى‌ و اخلاقى‌ كاست، ليكن هيچ كدام اينها نمى‌‏تواند پاسخ‌گوى‌ خواسته‌ی طبيعى‌ غريزه‌ی جنسى‌ باشد. غريزه‌ی جنسى‌ يك واقعيت است كه آدمى‌ را به سوى‌ جنس مخالف مى‌‏كشاند و براى‌ ارضا او را تحت فشار قرار مى‌‏دهد. با سرگرمى‌ نمى‌‏توان آن را فريب داد و منحرف ساخت. پس با مشكل جوانان چه بايد كرد؟!
به نظر ما تنها راه حل اين مشكل، ازدواج به موقع جوانان مى‌‏باشد، چنان‏كه اسلام نيز بدان تأكيد دارد. ليكن اين مطلب را كه ازدواج در سنين جوانى‌ با ادامه‌ی تحصيلات سازگار نيست قبول نداريم، چون ادامه‌ی تحصيلات با ازدواج، ناسازگار نيست، بلكه پايبندى‌ به يك سرى‌ آداب و رسوم و توقعات بى‌‏جاست كه اين دو را غير قابل جمع نموده است. ازدواج و ادامه‌ی تحصيلات قابل جمع‌‏اند امّا مشروط به اين‏كه خانواده‌ی دختر و پسر و خود آن‏ها و مسئولان مربوط، اعم از مراكز فرهنگى‌ و دانشگاهى‌ در حل اين مشكل تفاهم و تعاون داشته باشند.
بدين صورت كه خانواده‌ی دختر نگويند: بايد دخترم را به مردى‌ شوهر دهم كه داراى‌ درآمد كافى‌، خانه و زندگى‌ مستقل باشد، بلكه پيش خود بگويد: اگر دخترم براى‌ ادامه‌ی تحصيلات چند سال ديگر در خانه‌‏ام بماند ناچارم مخارج او را تأمين كنم، بنابراين، مى‌‏توانم او را شوهر دهم و به مقدار توانم به خانواده‌ی جديد التأسيس دامادم، كمك نمايم تا درس بخوانند و روى‌ پاى‌ خود بايستند.
خانواده‌ی پسر نيز نگويند: وقتى‌ مى‌‏توانيم پسرمان را زن بدهيم كه داراى‌ كار و درآمد كافى‌ بوده و كارى‌ با ما نداشته باشد، بلكه چنين بينديشند كه اگر پسرشان را زن ندهند ناچارند تا زمان ادامه‌ی تحصيلات، مخارج او را تأمين كنند. بنابراين، مى‌‏توانند برايش زن بگيرند و در صورت امكان مبلغ زيادترى‌ را در اختيارش بگذارند تا خانواده‌ی خود را اداره كند و به تحصيلات خويش هم ادامه دهد، تا زمانى‌ كه به استقلال اقتصادى‌ برسند.
امّا پسر و دختر نيز بايد به چند نكته‌ی مهم توجه داشته باشند:
اولاً: به سن بلوغ رسيده‌‏اند و چنان‏كه نياز به آب و غذا دارند به ارضاى‌ غريزه‌ی جنسى‌ نيز نياز دارند.
ثانياً: بهترين وسيله‌ی ارضا، ازدواج و تشكيل خانواده و بهره‏مندى‌ از نعمت انس و مودت است و دوران جوانى‌ بهترين سنين ازدواج مى‌‏باشد.
ثالثاً: چون مى‌‏خواهند به تحصيلات خود ادامه دهند، نمى‌‏توانند راه درآمد خوبى‌ داشته باشند امّا مى‌‏توانند از كمك‏هاى‌ پدر و مادر استفاده نمايند.
رابعاً: امكانات مالى‌ خانواده‌ی خود را در نظر گرفته و بيش از آن توقع نداشته باشند. توقعات خود را با شرايط موجود تطبيق داده و درصدد ازدواج برآيند.
بنابراين، بايد از داشتن منزل شخصى‌ و مستقل و تجملات و اسباب و لوازم‏ غير ضرورى‌ به‏‌طور موقت چشم بپوشند و توقع انجام مراسم سنگين عقد و عروسى‌ و مهمانى‌‏هاى‌ تشريفاتى‌ را نداشته باشند. در خوراك و پوشاك خود نيز به حداقل اكتفا نمايند. در يك منزل يا اتاق اجاره‌‏اى‌ يا در يك اتاق در منزل پدر داماد يا عروس يا يكى‌ از خويشان نزديك مى‌‏توانند عروسى‌ كنند. كارهاى‌ منزل را با كمك يكديگر انجام دهند. تا پايان تحصيلات مى‌‏توانند زندگى‌ خوب و ساده و خوشى‌ را داشته باشند و از نعمت انس و مودت بهره بگيرند. در چنين صورتى‌ مى‌‏توانند از كمك‏هاى‌ خانواده‏‌هاى‌ خود نيز استفاده كنند.
پس ازدواج دختر و پسر در زمان تحصيل هم امكان دارد، ليكن مشروط به تفاهم و هم‏كارى‌ خانواده‌ی پسر و دختر و موقعيت‏ شناسى‌ و عقل و درايت و گذشت خود آن‏ها است.
در چنين صورتى‌ دختر و پسر در زمان تحصيل از نعمت بزرگ ازدواج و فوايد آن بهره‌‏مند مى‌‏شوند و از تبعات تأخير در ازدواج مصونيت پيدا مى‌‏كنند. بعد از خاتمه‌ی تحصيلات و اشتغال به كار هم مى‌‏توانند كم‏كم به آرزوهاى‌ خود برسند و اسباب و لوازم مورد علاقه را تهيه نمايند.
مسئولان كشور و مراكز آموزشى‌ و امور خيريه نيز مى‌‏توانند از طريق وام دانشجويى‌، وام ازدواج، كمك‏هاى‌ بلاعوض، تهيه‌ی خوابگاه‏هاى‌ رايگان و امثال آن به ازدواج دانش‏ آموزان و دانشجويان كمك نمايند. البته تصديق مى‌‏كنيم كه پيشنهاد مذكور امرى‌ غير مأنوس و شايد غير ممكن تلقى‌ شود ليكن براى‌ نجات نسل جوان و جلوگيرى‌ از مفاسد اخلاقى‌ و انحرافات جنسى‌ چاره‌‏اى‌ جز اين نداريم. اجراى‌ چنين برنامه‌‏اى‌ غير ممكن نيست ولى‌ دشوار است و احتياج به يك كار فرهنگى‌ وسيع دارد. اگر جوانان و خانواده‌ی آن‏ها به ضرورت آن پى‌ ببرند راه عمل را پيدا خواهند كرد.


خودآزمایی


1- دو مانع بزرگ ازدواج و راه‌حل آن‌ها را بیان کنید.
2- نتيجه‌ی آزادى‌ كامل غريزه‌ی جنسى براى‌ جوانان‌ در کشورهای غربی چیست؟
3- مسئولان كشور و مراكز آموزشى‌ و امور خيريه چگونه مى‌‏توانند به ازدواج دانشجويان كمك نمايند؟

 

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله ابراهیم امینی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: