کد مطلب: ۶۹۶۴
تعداد بازدید: ۲۷۰
تاریخ انتشار : ۲۰ آذر ۱۴۰۲ - ۱۳:۰۴
اسلام و تعلیم و تربیت | ۵۰
به تجربه ثابت شده كه كودكانى‌ كه قبل از بلوغ به نماز خواندن و روزه گرفتن مشغول شده و بدان عادت كرده‏اند بعد از بلوغ نيز غالباً به نماز و روزه ادامه مى‌‏دهند و نمازخوان و روزه‏گير مى‌‏شوند. برعكس، كودكانى‌ كه قبل از بلوغ به نماز و روزه عادت نكرده‏اند، بعد از بلوغ نماز خواندن و روزه گرفتن برايشان دشوار است. به همين جهت بسيارى‌ از آن‏ها علاقه‌ی چندانى‌ به نماز و روزه پيدا نخواهند كرد. مگر اين‏كه بعد از بلوغ نيز مدتى‌ تحت مراقبت اوليا و مربيان باشند تا به نماز و روزه عادت نمايند.

نقش عادت در تربيت‏


وقتى‌ انسان، عملى‌ را به ‏طور مستمر تكرار كرد به تدريج به آن خو كرده و حالتى‌ در نفسش به وجود مى‌‏آيد كه اصطلاحاً عادت ناميده مى‌‏شود. انسانِ معتاد با عمل مزبور، انس و الفت خاصى‌ پيدا مى‌‏كند و طبعاً تمايل دارد آن را ادامه دهد. ممكن است انجام عملى‌ براى‌ انسان در آغاز، دشوار و حتى‌ ناگوار باشد ولى‌ بعد از تكرار و حصول اعتياد، آسان و گوارا مى‌‏گردد، به گونه‏اى‌ كه گويا از طبيعت صادر مى‌‏شود و يك فعل طبيعى‌ است.
اميرالمؤمنين(ع) فرمود:
عادت طبيعت ثانوى‌ است.[1]
علماى‌ اخلاق و تعليم و تربيت، عادت دادن را يكى‌ از روش‏هاى‌ مهم تربيت مى‌‏دانند و نقش بزرگى‌ را برايش اثبات مى‌‏نمايند؛ بلكه فن تربيت را فن عادت دادن مى‌‏شمارند.
خواجه‌ی طوسى‌ مى‌‏نويسد:
خُلق ملكه‏اى‌ بود نفس را مقتضى‌ سهولت صدور فعلى‌ ازو، بى‌‏احتياج به فكرى‌ و رويتى‌ و در حكمت نظرى‌ روشن شده است كه از كيفيات نفسانى‌ آن‏چه سريع‏الزوال بود آن را حال خوانند و آن‏چه بطيى‌‏ء الزوال بود آن را ملكه گويند. پس ملكه كيفيتى‌ بود از كيفيات نفسانى‌ و اين ماهيت خُلق است و امّا كميّت او يعنى‌ سبب وجود او، نفس را دو چيز باشد: يكى‌ طبيعت و دوم عادت. امّا طبيعت چنان بود كه اصل مزاج شخصى‌ چنان اقتضا كند كه او مستعدّ حالى‌ باشد از احوال، مانند كسى‌ كه كمتر سببى‌ تحريك قوت غضبى‌ او كند، يا كسى‌ كه از اندك آوازى‌ كه به گوش او رسد و يا از خبر مكروهى‌ ضعيف كه بشنود خوف و بد دلى‌ بر او غالب شود، يا كسى‌ كه از اندك حركتى‌ كه موجب تعجب بود خنده‌ی بسيار بى‌‏تكلف بر او غلبه كند، يا كسى‌ كه از كمتر سببى‌ قبض و اندوه به افراط به رو درآيد.
و امّا عادت چنان بود كه در اول به رويت و فكر اختيار كارى‌ كرده باشد و به تكلف در آن شروع مى‌‏نموده تا به ممارست متواتر و فرسودگى‌ در آن، با آن كار الف گيرد و بعد از الف تمام، به سهولت، بى‌‏رويت از او صادر شود تا خلقى‌ شود او را.[2]
غزالى‌ مى‌‏گويد:
پس هر كه كارى‌ نيكو عادت كند خلق نيكو اندر وى‌ پديد آيد و سرّ اين‏كه شريعت به كار نيكو فرموده است، اين است كه مقصود از اين، گرديدن دل است از صورت زشت به صورت نيكو و هر چه آدمى‌ به تكلف عادت كند طبع وى‌ شود، كه كودك از ابتدا از دبيرستان برمد و از تعليم گريزان بود و چون وى‌ را به الزام فراتعليم دارند طبع وى‌ شود و چون بزرگ شود لذت وى‌ اندر علم‏ بود و از آن صبر نتواند كرد، بلكه كسى‌ كه كبوتر بازيدن يا شطرنج بازيدن يا قمار عادت كند ـ چنان‏كه طبع او گردد ـ همه‌ی راحتى‌‏هاى‌ دنيا و هر چه دارد اندر سر آن دهد و دست از آن بر ندارد، بلكه چيزها كه بر خلاف طبع است به سبب عادت طبيعت گردد.[3]
جان لاك مى‌‏نويسد:
اعمال خوب به تنهايى‌ كافى‌ نيستند، دانش‏آموز بايد اعمال خوب را آنقدر تكرار كند كه جزء عادات پسنديده درآيند، زيرا عادات هميشه سهل‏تر و آسان‏تر از خرد، كه به هنگام ضرورت به ندرت با آن مشورت و از آن تبعيت مى‌‏كنيم، عمل مى‌‏كنند.[4]
بنابراين تربيت مبتنى‌ بر عادت است و از طريق عادت دادن مى‌‏توان به تربيت افراد پرداخت. عادت كردن، يكى‌ از ويژگى‌‏هاى‌ انسان، به خصوص در زمان كودكى‌ است. وقتى‌ چندين مرتبه و به‏طور مستمر عملى‌ را تكرار كرد بدان عادت كرده و انجام آن برايش آسان و لذيذ خواهد بود. برعكس ترك آن عمل برايش دشوار و ناراحت‏كننده مى‌‏شود. كودك در آغاز زندگى‌ به هيچ چيز عادت ندارد ولى‌ در اثر تكرار عمل، به تدريج عادت‏هايى‌ برايش به وجود مى‌‏آيد. در اثر تكرار اعمال بد، به بدى‌ عادت مى‌‏كند و در اثر تكرار عمل خوب، به كار نيك عادت مى‌‏كند.
بنابراين، مربى‌ بايد از اين موقعيت كودك كاملاً استفاده نمايد. سعى‌ كند او را به تكرار كارهاى‌ نيك دعوت كند تا به آن‏ها عادت نمايد. كودك را به اخلاق نيك و رفتار خوب عادت دهد و از به وجود آمدن عادت‏هاى‌ بد جداً جلوگيرى‌ كند.
مربى‌ نمى‌‏تواند كودك را به حال خود رها سازد تا هر كارى‌ را خواست انجام دهد و هر چه را نخواست ترك نمايد، چون در چنين صورتى‌ امكان دارد كودك به كارهاى‌ زشت عادت كند، وقتى‌ هم كه بزرگ شد غالباً به همان روش ادامه مى‌‏دهد، چون ترك عادت برايش بسيار دشوار خواهد بود.
اگر در زمان كودكى‌ به كارهاى‌ خوب عادت نكرد، وقتى‌ بزرگ شد، پايبندى‌ چندانى‌ بدان‏ها نخواهد داشت، چون با آن‏ها مأنوس نشده است. از اين‏رو اسلام نسبت به عادت دادن فرد به خوبى‌ تأكيد فراوانى‌ دارد، براى‌ نمونه:
اميرالمؤمنين(ع) مى‌‏فرمايد:
نفس خودت را به انجام كارهاى‌ نيك و تحمل بار غرامت‏هاى‌ مردم، عادت بده تا نفس تو شريف و آخرتت آباد شود و ستايش كنندگانت بسيار گردند.[5]
و فرمود:
خويشتن را به نيكوكارى‌ عادت بده، زيرا آن‏چه را كه از تو پديد آيد زيبا مى‌‏سازد و پاداشت را نزد خدا بسيار و كامل مى‌‏گرداند.[6]
و فرمود:
زبانت را به نرمى‌ سخن گفتن و سلام كردن عادت بده تا دوستانت بسيار و دشمنانت كم شوند.[7]
و فرمود:
عادت به احسان، سرمايه‌ی موفقيت و قدرت است.[8]
نيز فرمود:
از هر خويى‌ بهترينش را براى‌ خودت اختيار كن، زيرا خوبى‌ عادت مى‌‏شود.[9]
نيز فرمود:
براى‌ نيكوكارى‌، عادت به آن كافى‌ است.[10]
و فرمود:
همانا طبيعت تو، وادار مى‌‏كند تو را بر آن‏چه كه بدان خوى‌ گرفته‏اى‌.[11]
و فرمود:
زبانت از تو مى‌‏خواهد كه آن‏چه را او را بدان عادت داده‏اى‌ برايش انجام دهى‌.[12]
و فرمود:
هر كس كه عملى‌ را انجام دهد اشتياق پيدا مى‌‏كند.[13]
از اين‏رو اسلام به پدر و مادر سفارش مى‌‏كند كه فرزندان خود را از كودكى‌ و قبل از زمان بلوغ به نماز خواندن و روزه گرفتن وادار كنند تا عادت نمايند.
امام رضا(ع) فرمود:
پسر را در سن هفت سالگى‌ به نماز وادار كنيد.[14]
امام صادق(ع) فرمود:
ما فرزندانمان را در سن هفت سالگى‌، به مقدار توانشان دستور مى‌‏دهيم روزه‏ بگيرند، تا نصف روز يا بيش‏تر يا كمتر. وقتى‌ تشنگى‌ يا گرسنگى‌ بر آنان غلبه كرد افطار مى‌‏كنند. اين عمل را بدين جهت انجام مى‌‏دهيم تا كم‏كم به روزه گرفتن عادت نمايند و قدرت آن را پيدا كنند. پس شما نيز كودكان خود را در سن نه سالگى‌ به روزه‏دارى‌ دستور دهيد، به مقدارى‌ كه طاقت دارند، وقتى‌ عطش بر آنان غلبه كرد افطار نمايند.[15]
حضرت سجاد(ع) در ضمن حديثى‌ فرمود:
امّا روزه‌ی تأديب بدين صورت است كه وقتى‌ كودك به نزديك زمان بلوغ رسيد به روزه گرفتن وادار مى‌‏شود، به جهت تأديب، ليكن واجب نيست.[16]
به تجربه ثابت شده كه كودكانى‌ كه قبل از بلوغ به نماز خواندن و روزه گرفتن مشغول شده و بدان عادت كرده‏اند بعد از بلوغ نيز غالباً به نماز و روزه ادامه مى‌‏دهند و نمازخوان و روزه‏گير مى‌‏شوند. برعكس، كودكانى‌ كه قبل از بلوغ به نماز و روزه عادت نكرده‏اند، بعد از بلوغ نماز خواندن و روزه گرفتن برايشان دشوار است. به همين جهت بسيارى‌ از آن‏ها علاقه‌ی چندانى‌ به نماز و روزه پيدا نخواهند كرد. مگر اين‏كه بعد از بلوغ نيز مدتى‌ تحت مراقبت اوليا و مربيان باشند تا به نماز و روزه عادت نمايند.
بنابراين، پدران و مادرانى‌ كه ميل دارند فرزندانشان نمازخوان و روزه‏گير تربيت شوند بايد از همان زمان كودكى‌ آنان را به انجام اين اعمال عادت دهند.
كوتاه سخن اين‏كه عادت يكى‌ از روش‏هاى‌ مؤثر تربيتى‌ است كه اوليا و مربيان مى‌‏توانند از آن استفاده كنند. مربى‌ بايد براى‌ تربيت و پرورش فضايل و مكارم اخلاق و آداب در كودك از اين روش كاملاً استفاده نمايد؛ مخصوصاً در دوران كودكى‌ كه به قول دانشمندان دوران تكوين عادت‏ها است.
البته استفاده از اين روش در تربيت، منحصر به كودك نيست، بلكه در مورد نوجوانان و حتى‌ بزرگ سالان نيز قابل استفاده است، زيرا خوى‌ عادت‏پذيرى‌ در همه‌ی انسان‏ها وجود دارد. بزرگ‏ترها نيز اگر مدتى‌ به ‏طور مستمر كارى‌ را انجام دهند عادت مى‌‏نمايند. اسلام نيز به مسلمين توصيه مى‌‏كند كه كارهاى‌ نيك را ادامه دهند تا بدان عادت كنند.
اميرالمؤمنين(ع) فرمود:
كار خود را در حال نشاط و كسالت ادامه بده.[17]
و فرمود:
عمل كمى‌ كه ادامه يابد بهتر از عمل كثيرى‌ است كه قطع گردد.[18]
به نظر اسلام، ارزش عمل خير، به واسطه‌ی تأثيرى‌ است كه در نفسِ عامل مى‌‏گذارد. بنابراين، عادت و ملكه شدن عمل خير، موجب تكامل نفس و سعادت اخروى‌ او خواهد بود. خود عادت خير يك ارزش محسوب مى‌‏شود. چنان‏كه عادت دادن به فضايل يك وسيله‌ی تربيتى‌ است كه مربى‌ بدين وسيله مى‌‏تواند كودك را به خوبى‌ پرورش دهد، عادت كردن به كارهاى‌ زشت نيز يك وسيله‌ی ضد تربيتى‌ است كه مربى‌ بايد از به وجود آمدن آن جداً جلوگيرى‌ كند، زيرا ترك عادت بسيار دشوار و احياناً در حد عدم امكان مى‌‏باشد. در احاديث نيز بدين مطلب اشاره شده است. براى‌ مثال:
اميرالمؤمنين(ع) فرمود:
دشوارترين كارها تغيير عادت است.[19]
و فرمود:
عادت، دشمنى‌ است كه انسان در اختيار مى‌‏گيرد.[20]
و فرمود:
غلبه بر عادت (بد) يك فضيلت است.[21]
نيز فرمود:
در ترك عادت‏ها بر نفس خودتان غلبه كنيد و با خواسته‏هاى‌ نفس مبارزه نماييد تا نفس خويش را در اختيار بگيريد.[22]


خودآزمایی

 

1- نقش عادت در تربيت‏ را بیان کنید. 
2- پدران و مادرانى‌ كه ميل دارند فرزندانشان نمازخوان و روزه‌‏گير تربيت شوند، چه کاری را باید انجام دهند؟
3- دشوارترين كارها چیست؟

 

پی نوشت ها

 

[1]. غرر الحكم، فصل اول، شماره‌ی 759: «العادة طبع ثان».
[2]. اخلاق ناصرى‌، ص 201.
[3]. كيمياى‌ سعادت، ج 2، ص 433.
[4]. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج 8، ص 569.
[5]. غرر الحكم، فصل 53، شماره 4: «عَوِّد نفسَك فعلَ المكارم و تَحمُّلَ إعباء المغارم تَشرُفْ نفسك و تَعمُرْ آخرتك و يَكثُرْ حامدوك».
[6]. همان، شماره‌ی 1: «عَوِّد نفسك الجميلَ؛ فانّه يُجمِل عنك الأحدوثَة و يُجزِل لكِ المثوبةَ».
[7]. همان، شماره‌ی 3: «عَوِّد لسانك لينَ الكلام و بَذلَ السلام يَكثُرْ محبوك، وَ يقلّ مبغضوك».
[8]. همان، شماره‌ی 9: «عادة الإحسان مادّة الإمكان».
[9]. همان، فصل 26، شماره‌ی 102: «تَخيّر لنفسُك من كلّ خُلقٍ أحسنَه فإنّ الخير عادةٌ».
[10]. همان، فصل 65، شماره‌ی 36: «كفى‌ بفعل الخير حسنُ عادةٍ».
[11]. همان، فصل نهم، شماره 44: «إنّ طباعك تدعوك إلى‌ ما ألفَتْه».
[12]. همان، شماره‌ی 43: «إنّ لسانك يقتضيك ما عوّدتَه».
[13]. همان، فصل 77، شماره‌ی 87: «من عمل اشتاق».
[14]. وسائل الشيعه، ج 15، ص 182: «يُؤخَذُ الغلام بالصلاة و هو ابن سبع سنين».
[15]. همان، ج 7، ص 168: «إنّا نأمر صبياننا بالصيام إذا كانوا بني سبع سنين بما أطاقوا من صيام اليوم، فإن كان إلى‌ نصف النهار أو أكثر من ذلك أو أقلّ، فإذا غلبهم العطش و الغرث أفطروا حتى‌ يَتَعوّدوا الصومَ و يُطيقوه. فمُرواصبيانكم إذا كانوا بني تسع سنين بالصوم ما أطاقوا من صيام، فإذا غلبهم العطش أفطروا».
[16]. همان، ص 168: «وأما صوم التأديب: فأن يُؤخذ الصبيّ إذا راهق بالصوم تأديباً و ليس بفرض».
[17]. غرر الحكم، فصل 49، شماره‌ی 37: «عليك بإدمان العمل في النشاط و الكسل».
[18]. همان، فصل 61، شماره‌ی 16: «قليل يدوم خيرٌ من كثيرٍ مُنقطِع».
[19]. همان، فصل هشتم، شماره‌ی 142: «أصعب السياسات نقلُ العادات».
[20]. همان، فصل اول، شماره‌ی 1001: «العادة عدوّ متملِّك».
[21]. همان، فصل اول، شماره 411: «الفضيلة غلبة العادة».
[22]. همان، فصل 57، شماره‌ی 38: «غالبوا أنفسكم على‌ ترك العادات و جاهدوا أهواءَكم تَملِكوها».

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله ابراهیم امینی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: