کد مطلب: ۶۹۷۷
تعداد بازدید: ۹۰
تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۴۰۲ - ۱۳:۰۷
عدالت در اسلام | ۱۸
تحقق عدالت اجتماعی به جز از طریق ایجاد عدالت درونی در مدیران، ممکن نیست، زیرا شخص ضعیف‏النفس و بی‏اراده‏ای که از ایجاد اعتدال بین قوای نفسانی خود عاجز و از قدرت کنترل رفتار و تسلط بر خود، محروم است در گام‏نهادن در راه دشوار و پرفراز و نشیب عدالت اجتماعی نیز ناتوان است.

فصل ششم: زمینه های اجرای عدالت | ۱


برای تحقق عدالت، دو جنبه که به‏‌سان دو روی یک سکه‌‏اند، دخیل است: یک جهت، مربوط به خودسازی درونی انسان است و جهت دیگر ساختارهای خارج از خود. تا شخصی خود را از درون اصلاح نکرده باشد و حساب خود را با شیطان درون روشن نساخته باشد، توان اصلاح جامعه را نخواهد داشت. پس از مرحله خودشناسی و خودسازی، به‌تدریج زمینه مناسبی برای تحقق عدالت به‌‏ویژه عدالت اجتماعی فراهم می‏گردد. توجه به اسباب بیرونی و استفاده از قوه قهریه، تنها می‏تواند بخشی از «عدالت» را سامان دهد، ولی با وجود هر دو جهت در کنار یک‏دیگر، روح عدالت واقعی در همه‌جا جریان خواهد یافت.
در اسلام به هر دو جنبه در کنار هم توجه شده و در کنار هم بودن هر دو جهت، شکل‌دهنده عدالت آرمانی است.
در نظام سوسیالیستی برای برقراری مساوات و عدالت، تنها در پی نظام اجتماعی محض هستند و به فرد، هیچ‏گونه اصالتی نمی‏دهند؛ چون فرد را بی‏اراده و جزئی از اجتماع می‏پندارند. در مقابل، لیبرال‏ها درصدد برداشت‏های فردگرایانه از عدالت هستند و بر اصالت و استقلال افراد تأکید دارند و معتقدند عدالت‏جویی افراد، شاکله کلی اجتماع را نیز عدالت‏گرا خواهد ساخت.
اما از نظر اسلام، نه عدالت‏‌گرایی فردی، به تنهایی کارساز است، زیرا یک فرد سلطه‌گر جبار، کشور و ماورای کشور را پر از ستم می‏کند و نه نظام اجتماعی تنها، می‏تواند تک‏‌تک افراد را از کارهای ناعادلانه باز دارد. بنابراین، هر دو جهت باید باشد هم تقوای فردی و هم ساختار نظام عادلانه، تا نتیجه مطلوب به دست آید.
با این مقدمه در آغاز به چند نکته مشترک برای اجرای عدالت بین مردم و مسئولان و سپس به زمینه‏‌های مختص به ملّت و در آخر به زمینه‏‌های ویژه زمامداران می‏پردازیم.


الف) زمینه‏‌های مشترک بین دولت و ملت برای اجرای عدالت

 

۱. دوری از هوای نفس

 

از مهم‏ترین زمینه‌های عدالت، خودساختگی و غلبه بر هوا و هوس است.[1]
اگر انسان اسیر خواسته‏‌های درونی خود باشد هم از فهم و درک حقایق عاجز می‏گردد، زیرا به جهت جلب سود شخصی، کار ظالمانه را توجیه می‏کند و با تسویلات نفسانی، خود را فریب می‏دهد و هم از مخالفت با نفس و اجرای عدالت، عاجز می‏ماند.
قرآن کریم می‏فرماید: «نه این‌چنین نیست، بلکه کسانی که ستم کرده‏اند، بدون هیچ‏گونه دانشی، پیرو هواها و هوس‏های خود بوده‌‏اند».[2]
هم‏چنین می‏فرماید: «پس، آیا دیدی کسی را که هوای خویش را معبود خود قرار داده و خداوند او را دانسته گمراه گردانیده و بر گوش او و دلش مهر زده و بر دیده‌‏اش پرده نهاده است؟ آیا پس از خدا چه کسی او را هدایت خواهد کرد؟ آیا پند نمی‏گیرید؟».[3]
امام علی(ع) نیز می‏فرماید: «هر کس از هوا و هوس خود پیروی کند، هوس او را کور و کر و خوار و گمراه می‏سازد».[4]
و می‏فرماید: «شما را به دوری‌گزیدن از هوا سفارش می‏کنم، زیرا هوا و هوس به کوری می‏کشاند و کوری باعث گمراهی در دنیا و آخرت است».[5] در مقام اجرای عدالت آن کسی می‏تواند موفق عمل کند که بر هوای خویش مسلط باشد.
دراین‌‏باره روایات فراوانی وجود دارد. به این سخن امام علی(ع) توجه شود که فرمود:
از محبوب‏ترین بندگان خدا نزد او، بنده‌‏ای است که خداوند وی را در برابر هوای نفسش یاری رسانده، پس حزن را زیرپوش و خوف از خدا را بالاپوش خود کرده... چنین کسی از معادن دین خدا و اوتاد زمین خداست، خویشتن را ملزم به عدالت کرده است و نخستین گام عادل‌ بودن او دورکردن هوا و هوس از خویش بوده است.[6]
تحقق عدالت اجتماعی به جز از طریق ایجاد عدالت درونی در مدیران، ممکن نیست، زیرا شخص ضعیف‌‏النفس و بی‌‏اراده‌‏ای که از ایجاد اعتدال بین قوای نفسانی خود عاجز و از قدرت کنترل رفتار و تسلط بر خود، محروم است در گام ‏نهادن در راه دشوار و پرفراز و نشیب عدالت اجتماعی نیز ناتوان است. پیمودن این راه، مستلزم قدرت درونی، اراده و روحی بزرگ است که تابعی است از اِعمال مدیریت صحیح بر خویشتن.[7] از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع) کسی که به خود ستم کند به دیگران بیش‏تر ستم می‏کند و منتهای عدالت آن است که آدمی با خود به عدالت رفتار کند.[8]
تمام بی‌‏عدالتی‏های اقتصادی، ناشی از همین هوا و هوس است؛ مثلاً مال دوستی «ثعلبه» یا «قارون»، مانع شد که زکات بدهند.
نوع جنگ‏ها و فتنه ‏‏ها که زمینه انواع بی‏ عدالتی‏ ها و به ‏هم‏ریختن زندگی عادی مردم می‏شود برخاسته از هوا و هوس‏های سران ستم یا زورمندان و منتقدان زیاده‏‌خواه است.


2. پیاده‌کردن عدالت درباره خویش


امام علی(ع) می‏فرماید: «نهایت عدالت ورزی این است که آدمی با خودش به عدالت رفتار کند».[9]
هم‏چنین فرموده است: «آنچه برای خود نمی‌‏پسندی برای دیگری مپسند و آنچه برای خود دوست می‏داری برای برادرت نیز دوست بدار تا در قضاوتت عادل باشی و در عدالتت دادگر و نزد آسمانیان دوست‌‏داشتنی و در دل‏های زمینیان، محبوب».[10]
معمولاً کسانی که حق و عدل را رعایت نمی‏کنند، در فضای تبلیغات، خود را عادل وانمود می‏نمایند و توپ ستم را در میدان رقیب می‌‏اندازند. امروزه سرچشمه ستم‏ها آمریکا و اسرائیل است، ولی آن‏ها بیش از همه دم از حقوق بشر و صلح می‏زنند و فریاد مبارزه با تروریسم سر می‏دهند و همین بدی‏ها را به آزادی‏خواهان منسوب می‏کنند!
در دوران امیرالمؤمنین(ع) نیز طلحه و زبیر در کشتن خلیفه سوم سهیم و دخیل بودند، ولی عجیب این‏جاست که هنگامی که علی(ع) با بیعت عامه مردم، زمام حکومت را به دست گرفت هم طلحه و هم زبیر علیه او برخاستند و جالب‏تر این‏که بهانه آن‏ها در این کار، خون‏خواهی عثمان بود!

امام(ع) در خطبه 137 نهج‌‏البلاغه، می‏فرماید:
به خدا سوگند آن‏ها هیچ ایراد منطقی بر من نداشتند و میان من و خود انصاف را مراعات نکردند. آن‏ها حقی را مطالبه می‏کنند که خود، آن را ترک کرده‌‏اند و انتقام خونی را می‏خواهند که خود آن را ریخته‌‏اند. اگر من در ریختن این خون (فرضاً) شریک آن‏ها بودم، آنان نیز در آن سهمی دارند و اگر خودشان به تنهایی این کار را کرده‌‏اند، باید انتقام را از خود بگیرند و نخستین مرحله عدالت این است که خود را محکوم کنند. من بصیرت و بینایی خویش را دارم و حقایق کاملاً بر من روشن است، هیچ امری را بر کسی مشتبه نساخته‌‏ام... .[11]

 

3. جدیت و تلاش

 

هیچ کاری بدون جدیت به نتیجه نمی‏رسد. در اجرای عدالت هم که مزاحمت‏ها و مانع ‏تراشی سودجویان و رانت‏خواران و... سبب کارشکنی می‏شود جدیت و تلاش بیش‏تری برای مقابله لازم است. این جدیت و تلاش، امری دوسویه است که هم باید در زمامداران باشد و هم در توده مردم.
امام علی(ع) در خطبه 29 نهج‌‏البلاغه، مردمان مرده صفت را این‏گونه توصیف می‏فرماید:
«سخنانتان تیز، چنان‏که سنگ خاره را گدازد و کردارتان کُند، چنان‏که دشمن را درباره شما به طمع اندازد. در بزم جوینده مرد ستیزید و در رزم، پوینده راه گریز... بهانه‏ های نابخردانه می‏آورید و چون وامداری که پی‌‏درپی مهلت خواهد، امروز و فردا می‏کنید... حق جز با کوشش به دست نیاید».[12]
حضرت در خیلی از بخش‏نامه‏‌ها نیز بر قاطعیت و جدیت، تأکید می‏فرماید؛ مثلاً در نامه به «اسودبن ‏قطبه»؛ حاکم حلوان، چند توصیه اخلاقی دارند از جمله می‏فرماید: «از جمله حق‏ها که بر عهده توست، این‏که به اندازه توانت در کار رعیت، کوشش نمایی».[13]
هم‏چنین می‏فرماید: «به طاعت خدای سبحان دست نیابد، مگر کسی که تلاش کند و نهایت کوشش خود را به کار گیرد».[14]
نیز فرموده‌‏اند: «آفت موفقیت، تنبلی است».[15] «هر کس از سستی پیروی کند حقوق را ضایع و تباه سازد».[16]


خودآزمایی

 

1- برای تحقق عدالت، کدام جنبه‌ها دخیل هستند؟ توضیح دهید.
2- سه زمینه‏‌های مشترک بین دولت و ملت برای اجرای عدالت را نام ببرید.

 

پی نوشت ها

 

[1]. ر.ک: همین قلم، جهاد با نفس؛ بزرگترین جهاد فراموش شده.
[2]. روم، آیه29. «بَلِ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَهْوَاءهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ...».
[3]. جاثیه، آیه23: «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ».
[4]. آمدی، غررالحکم، ح9168: «من اتّبع هواه أعماه و أصمّه و أذلّه و اضلّه».
[5]. میرزاحسین نوری، مستدرک‏الوسائل، ج12، ص113، ح13666: «أوصیکم بمجانبه الهوی، فان الهوی یدعو الی العمی و هو الضلال فی الآخره و الدنیا».
[6]. نهج‌‏البلاغه، خطبه 87: «إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اَللهِ إِلَيْهِ عَبْداً أَعَانَهُ اَللهُ عَلَى نَفْسِهِ فَاسْتَشْعَرَ اَلْحُزْنَ وَ تَجَلْبَبَ اَلْخَوْفَ فَزَهَرَ مِصْبَاحُ اَلْهُدَى فِی قَلْبِهِ وَ أَعَدَّ اَلْقِرَى لِيَوْمِهِ اَلنَّازِلِ بِهِ فَقَرَّبَ عَلَى نَفْسِهِ اَلْبَعِيدَ».
[7]. ر.ک: محمود رضایی‌زاده، مهارت‏های مدیریت خویشتن، ص32.
[8]. محمدی‏ری‏شهری، میزان‏الحکمه، ج5 و 6‏، ص89 و 617.
[9]. آمدی، غررالحکم، ح6368: «غایة العدل أن یعدل المرء فی نفسه».
[10]. همان، ح8656: «مَا كَرِهْتَهُ لِنَفْسِكَ فَاكْرَهْ لِغَيْرِكَ وَ مَا أَحْبَبْتَهُ لِنَفْسِكَ فَأَحْبِبْهُ لِأَخِيكَ تَكُنْ عَادِلاً فِی حُكْمِكَ مُقْسِطاً فِی عَدْلِكَ مُحَبّاً فِی أَهْلِ اَلسَّمَاءِ مَوْدُوداً فِی صُدُورِ أَهْلِ اَلْأَرْضِ».
[11]. نهج ‏البلاغه، خطبه 137: «...وَ اللهِ مَا أَنْكَرُوا عَلَیَّ مُنْكَراً وَ لَا جَعَلُوا بَيْنِی وَ بَيْنَهُمْ نِصْفاً، وَ إِنَّهُمْ لَيَطْلُبُونَ حَقّاً هُمْ تَرَكُوهُ وَ دَماً هُمْ سَفَكُوهُ؛ فَإِنْ كُنْتُ شَرِيكَهُمْ فِيهِ فَإِنَّ لَهُمْ نَصِيبَهُمْ مِنْهُ، وَ إِنْ كَانُوا وَلُوهُ دُونِی، فَمَا الطَّلِبَةُ إِلَّا قِبَلَهُمْ، وَ إِنَّ أَوَّلَ عَدْلِهِمْ لَلْحُكْمُ عَلَى أَنْفُسِهِمْ. إِنَّ مَعِی لَبَصِيرَتِی مَا لَبَسْتُ وَ لَا لُبِسَ عَلَیَّ...».
[12]. همان، خطبه 29: «... كَلَامُكُمْ يُوهِی الصُّمَّ الصِّلَابَ وَ فِعْلُكُمْ يُطْمِعُ فِيكُمُ الْأَعْدَاءَ تَقُولُونَ فِی الْمَجَالِسِ كَيْتَ وَ كَيْتَ فَإِذَا جَاءَ الْقِتَالُ قُلْتُمْ حِيدِی حَيَادِ مَا عَزَّتْ دَعْوَةُ مَنْ دَعَاكُمْ وَ لَا اسْتَرَاحَ قَلْبُ مَنْ قَاسَاكُمْ أَعَالِيلُ بِأَضَالِيلَ دِفَاعَ ذِی الدَّيْنِ‏ الْمَطُولِ لَا يَمْنَعُ الضَّيْمَ الذَّلِيلُ وَ لَا يُدْرَكُ الْحَقُّ إِلَّا بِالْجِدِّ».
[13]. همان، نامه 59: «... و من الحق علیك حفظ نفسك و الاحتساب علی الرعیة بجهدك».
[14]. آمدی، غررالحکم، ح6009: «طاعه الله سبحانه لا یجوزها الا من بذل الجد و استفرغ الجهد».
[15]. همان، ح3968: «آفة النجح الکسل».
[16]. نهج ‏البلاغه، حکمت 239: «من أطاع التوانی ضیّع الحقوق».

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله ابراهیم امینی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: