کد مطلب: ۷۲
تعداد بازدید: ۴۶۱۶
تاریخ انتشار : ۱۵ تير ۱۳۹۴ - ۰۲:۲۴
گلچینی از معارف نهج البلاغه/ درس پنجم
آیت الله علی تهرانی، امام جماعت مسجد هدایت تهران، درس دیگری از مکتب نهج البلاغه را برای نمازگزاران این مسجد بیان کرد.

آیت الله علی تهرانی، امام جماعت مسجد هدایت تهران، درس دیگری از مکتب نهج البلاغه را برای نمازگزاران این مسجد بیان کرد. او به شرح نامه شماره 31 حضرت امیرالمومین(ع) پرداخت و با تشریح نصایح حضرت به فرزندش، امام حسن مجتبی(ع) عنوان کرد که در صورت به کار بستن این نصایح، تمام مشکلات دنیا و آخرت مردم حل خواهد شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت، او در ابتدای سخنانش گفت: امروز بخشی از نامه حضرت امیرالمومنین علیه السلام به فرزندش امام حسن مجتبی (علیه السلام) را بررسی می کنیم. این نامه بسیار عجیب است و پس از عهدنامه مالک اشتر بزرگترین نامه مندرج در کتاب نهج البلاغه است. این نامه در نهج البلاغه های جدید در بخش 31 آمده است. این نامه بسیار مفصل و جامع و کامل است. همه چیز در این نامه هست، از اعتقادات و عبادات گرفته تا دستورالعمل های زندگی، راه و رسم مباشرت با مردم، اخلاقیات و هر چه بخواهید در آن یافته می شود. اگر انسان این نامه را از اول تا آخر بخواند و توجه به معانی آن داشته باشد و از ابتدا تا انتها عمل کند، بدون تردید در دنیا و آخرت هیچ مشکلی نخواهد داشت.

مِنَ الْوَالِدِ الْفَانِ الْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ الْمُدْبِرِ الْعُمُرِ الْمُسْتَسْلِمِ لِلدُّنْيَا السَّاكِنِ مَسَاكِنَ الْمَوْتَى وَ الظَّاعِنِ عَنْهَا غَداً إِلَى الْمَوْلُودِ الْمُؤَمِّلِ مَا لَا يُدْرِكُ السَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ

او با اشاره به اینکه در ابتدای این نامه حضرت امیرالمومنین(ع) خود را با الفاظی جالب توجه خطاب می کند، گفت: حضرت با این تعبیر به فرزندش نصیحت می فرماید، این نامه از یک پدری است که فانی خواهد شد. کسی است که تمام سختگیری های زمان را و همه حوادث زمان را درک کرده و اعتراف دارد و همه را می داند. کسی است که عمرش را پشت سر گذاشته. کسی که خواه و ناخواه تسلیم حوادث دنیا شده. شرایط حضرت امیر را که می دانید، این حوادث آمد و دنیا اینطوری گذشت و ایشان به خاطر دینشان تسلیم شدند. کسی که در محل مسکن مرده ها سکونت کرده، یعنی جایی که ما زندگی می کنیم، روزی مسکن مرده ها بوده که آنها مرده اند و ما جایشان نشسته ایم. کسی که فردا از اینجا خواهد رفت.

آیت الله تهرانی با اشاره به خطاب حضرت در این نامه نسبت به خودشان، گفت: حضرت فرمود: این نامه ای است به فرزند متولد شده از من که آرزو دارد چیزی را که به آن نخواهد رسید.

غَرَضِ الْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ الْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ الْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ الدُّنْيَا

او در ادامه گفت: حضرت امیر در این نامه می گوید این نامه از کسی است که هدف بیماریها و گرفتاریهاست و در گرو روزگار است. نامه ای است از چنین کسی به چنین فرزندی. من دو قسمت از این نامه را انتخاب کرده ام که در درس پنجم می گویم و دیگری را فردا خواهم گفت. این دستور بسیار زیباست.

يَا بُنَيَّ اجْعَلْ نَفْسَكَ مِيزَاناً فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ

امام جماعت مسجد هدایت در ادامه گفت: حضرت در این نامه می فرماید پسرم! نفس خود را میزان قرار بده بین خودت و دیگری. ترازوهای قدیم را به یاد بیاورید. ترازوی گذشته دو کفه داشت و شاهین ترازو باید مساوی می ایستاد. ترازوی اینطوری بین خود و دیگران قرار بده و هر چه در این کفه می گذاری در آن یکی نیز بگذار. نفس خودت را میزان بین خودت و دیگران قرار بده. دستوری بالاتر و عادلانه تر از این از نظر زندگی به مردم می توان داشت؟

فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ

او با اشاره به ادامه عبارات این نامه گفت: حضرت می فرماید: برای غیر خودت دوست بدار هر چه برای خودت دوست می داری. هر چه برای خودت دوست داری، برای آنها نیز بخواه. چنین آدمی در دنیا پیدا می شود؟

وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا

امام جماعت مسجد هدایت در ادامه گفت: حضرت نوشته اند: و بد بدان برای غیر خودت هر چه برای خودت بد می دانی. چه چیزی را برای خود بد می دانی؟ آبرو را برای خودت دوست داری؟ برای دیگران نیز دوست داشته باش. بی آبرویی، افتضاح و رسوایی را برای خودت بد می دانی؟ برای دیگران نیز بد بدان. آنها نیز انسانهایی مانند تو هستند. این بسیار جالب توجه است و اگر تنها همین یک نکته را دقت کنیم برای ما کافی است. حضرت نوشته اند دوست بدار برای غیر خودت، هر چه برای خودت دوست داری و بد بدان برای غیر خودت، هر چه برای خود بد می دانی. اگر همین یک دستور را عمل کنیم، آیا حاضر می شویم کوچکترین خلافی بر کسی انجام دهیم؟ نه، وقتی برای خودت دوست نداری برای دیگران هم دوست نداشته باش.

وَ لَا تَظْلِمْ كَمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ

آیت الله تهرانی در تشریح این عبارت گفت: حضرت در این نامه به فرزندشان فرموده اند ظلم نکن، همانطوری که دوست نداری به تو ظلم شود. ظلم در حق کسی نکن.

وَ أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْكَ

او با اشاره به اینکه از این جا، نامه وارد نصایح بالاتر از دستورات قبل می شود، گفت: این عبارت، بالاتر از بقیه است. تا اینجا همه مساوی بود: دوست بدار برای دیگران آنچه برای خود دوست داری، بد بدان برای دیگران هر آنچه برای خود بد می دانی. ظلم نکن به دیگران همانطور که دوست نداری به تو ظلم کنند. نیکی کن درباره مردم. احسان کن. وجودت برای دیگران و انسانها، موثر باشد. برخی را می بینید که هیچ خیر و برکتی ندارند. در درس گذشته عرض کردم در باب صدقه که صدقه چیست. آدم تصمیم بگیرد که وجودش برای مردم خیر باشد. کمک مالی می توانی بکنی، بسم الله، کمک کن. نمی توانی کمک مالی کنی، دو کلمه حرف خوب بزن. موعظه کن. نصیحت کن. جامعه ما نیاز زیادی به موعظه دارد مخصوصا کسانی که عمرشان نسبت به جوانان بالاتر رفته باید به دیگران نصیحت کنند.

آیت الله تهرانی با انتقاد از بی تفاوتی و عدم نصیحت در جامعه گفت: ممکن است مردم از شما بهتر از من نصایح را بپذیرند. جوانی را که آدم می بیند خلاف می کند و مرتکب کار زشت می شود، آدم با او صحبت کند. این احسان است. کسی آلوده شده، معتاد شده، کار خلاف می کند، روزه خواری و تظاهر به روزه خواری می کند، او را نصیحت کنید. با چند نفر از کسانی که در چند روز گذشته ماه رمضان، دیدید روزه خواری کردند، نصیحت کردید و حرف زدید؟ برخی می گویند بیا برویم، خودمان را گرفتار نکنیم. آدمی که منطقش این است، موجودی بی خاصیت است. حضرت می فرماید بی خاصیت نباش، احسان کن. احسان، مصادیقی دارد که یکی همین موعظه است. دیگری جایی است که کسی نیاز به کمک دارد و به او کمک باید کرد. حتی گرم گرفتن و خوش خلقی، دوستی، صمیمت و کارگشا بودن از مصادیق احسان است. برخی نصیحت می کنند برای کسی کار نکن، کسی قدر تو را نمی داند. گاهی این نصیحت ها را می بینیم. این اشتباه است. هر چه می توانید برای دیگران کار کنید تا وجودتان خاصیت و نفع برای دیگران داشته باشد. حضرت فرمودند احسان کن همانطوری که دوست داری دیگران به تو احسان کنند.

وَ اسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ مَا تَسْتَقْبِحُ مِنْ غَيْرِكَ

او با اشاره به اینکه حضرت در عبارت بعدی نامه می فرماید «زشت بدان از خودت، هر چه از دیگران زشت می دانی» گفت: چرا دروغ بگویند زشت است؟ آیا اگر کسی به تو دروغ گفت ناراحت می شوی؟ پس تو هم دروغ نگو.

آیت الله تهرانی با خطاب قرار دادن کسبه و بازاریان، از آنها خواست مفاد این نامه را در جزئیات زندگی خود رعایت کنند. او گفت: برخی با مال تو کاسبی می کنند و تو ناراحت می شوی. چکی را که از مردم طلبکار بودی به طلبکار خود دادی، چک برگشت خورده است، صاحبش، چک را می آورد و به شما مراجعه می کند. چک متعلق به شخص ثالثی است. می گوید این چک برگشته است. چک را می بری به صادرکننده آن می گویی که چرا چکت در موعد مقرر پاس نشده؟ او نیز یک چک دیگر 5 روزه یا پول نقد می دهد. تو هم آن را برمی داری و چک 2 ماهه به طلبکار خود می دهی. یعنی 2 ماه با پول این فرد، کاسبی می کنی. دوست داری پولت دست دیگران باشد و کاسبی با آن بکنند؟ چرا این را فقط زشت می دانی؟ خب تو هم این کار را نکن و با پول مردم کاسبی نکن. چک برگشت خورده است و صاحب آن، مدتها تلاش کرده تا چک را تو رسانده، تو می روی طلبت را نقد می گیری و چک دو ماهه به طلبکار خودت می دهی؟ این ظلم است. از این مسایل زیاد است و آدم باید بتواند این دستور حضرت را در تمام جزئیات زندگی پیاده کند.

وَ ارْضَ مِنَ النَّاسِ بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِكَ

امام جماعت مسجد هدایت در ادامه با اظهار اینکه مردم باید نسبت به همدیگر گذشت داشته باشند، گفت: حضرت در این عبارت مرقوم فرموده اند راضی شو از مردم به آنچه راضی می شوی برای مردم از خودت. برای مردم، از خودت چگونه راضی می شوی؟ در یک ماجرا و دعوایی، وارد شدی، گفتی من را ببخش، دوست داری بلافاصله طرف بگوید من تو را می بخشم و مشکلی ندارد. اگر چنین قضیه ای برای تو پیش آمد، تو نیز زود راضی شو. نگو من هرگز رضایت نمی دهم و گذاشته ام برای روز قیامت. چه خبر است؟ چرا با مردم اینطور رفتار می کنیم؟ مگر ما کی هستیم؟

وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ

آیت الله تهرانی با انتقاد از شایعه پراکنی در سطح جامعه، عبارت حضرت امیر علیه السلام را اینطور معنی کرد: حضرت فرمود و نگو آنچه را نمی دانی. شایعه پراکنی نکن. چقدر شایعه پرانی از افراد در موضوعات مختلف سیاسی و زندگی افراد و غیره می شنویم. خدا می داند برخی می آیند پیش من و پشت سر دیگران صحبت می کنند که حاج آقا نمی دانی فلانی چه چیزهایی دارد و چه می کند. می گویم آقا بس کن! از کجا علم به این حرفها داری؟

او با انتقاد از رواج تهمت در جامعه گفت: آن چیزی که علم نداری نگو. چقدر ما به مردم تهمت بیجا می زنیم؟ وقتی علم نداری چیزی در مورد مردم نگو و ما نسبت به این تهمتها خیلی گرفتاریم. حضرت می فرماید، نگو اگر چه کم باشد آنچه می دانی. مگر چقدر می دانید؟ در یک جایی مردم نشسته اند و آدم دوست دارد مدام حرف بزند. اینطور اوقات می گویند حرف نشخوار آدمیزاد است. بیا بشینیم گپ بزنیم! به قول مرحوم فلسفی از کلمه نشخوار، بوی حیوانیت می آید. مگر ما حیوانیم که نشخوار کنیم؟

امام جماعت مسجد هدایت با اشاره به رواج گناه در گعده ها و دورهم نشینی های سیاسی گفت: در یک مجلس نشسته اند درباره مسئله ای، مانند مسایل سیاسی صحبت می کنند، یکی از مسایل مهم جلسات و گعده های ما، مسایل سیاسی است که چه کسی چه گفت. فلانی اینطور گفت و فلانی آنطور گفت. شما نیز احساس می کنید کم آورده اید باید یک چیزی بگویید. گاهی اصلا نیاز به گفتن نیست. برای چه بگویید؟ البته گاهی چیزی را صددرصد یقین دارید می توانید بگویید. اما آنچه را که یقین نداری و معلوماتت کم است نگو.

وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تُحِبُّ أَنْ يُقَالَ لَكَ

آیت الله تهرانی با قرائت جمله دیگری از نامه حضرت علی علیه السلام، گفت: حضرت فرمود و نگو آن چیزی را که دوست نداری درباره تو بگویند. آن چیزی را که دوست نداری درباره ات بگویند، درباره مردم نگو. خیلی شنیده ایم تا صحبت می شود، می گویند فلانی آدم حسابی نیست، رها کنید. اگر پشت سر شما بگویند آدم حسابی نیستید و کارتان درست نیست، خوشتان می آید؟ اگر این دستور اخلاقی عمل شود، مشکلات اجتماعی باقی می ماند؟ اصلا مشکلی در جامعه می ماند؟ اختلافات بین دو شریک، همکار، زن و شوهر و انسانهای معمولی می ماند؟ اگر این دستور امام علی(ع) به امام حسن(ع) را در جامعه عمل کنیم، اصلا مشکلی در جهان می ماند؟ همه انسانها، به خصوص شما که شیعه حضرت امیرالمومنین(ع) هستید مقید شوید به این دستور عمل کنید. این دستور امروز را حفظ کنید و برای خود نگه دارید.

او با اشاره به اینکه حضرت امیر علیه السلام در خطبه دیگری که در روزهای اول ماه رمضان تشریح شد، فرموده است خداوند رحمت کند آن انسانی که حکمی از احکام الهی را بشنود و بعد حفظ کند، گفت: حفظ کردن نه این است که «از بر» کند، بلکه باید مفاهیم را فرد دریافت کند و مورد رحمت الهی قرار گیرد. ما نیز باید تلاش کنیم این بیان حضرت را دریافت کنیم. نصب العین خود قرار دهیم ببینیم دیگر مشکلی پیش می آید؟

آیت الله تهرانی با اشاره به قول یکی از شارحان لبنانی نهج البلاغه به نام مرحوم مغنیه، توضیح داد: در فرمایشات معصومین علیهم السلام نیز این نکته هست. مرحوم مغنیه عبارتی ذیل این نامه دارد و می گوید آنچه حضرت در این خطبه بیان فرموده، همه انسانهای فهمیده در آن اتفاق نظر دارند. همه آدمهای فهمیده وقتی این مطالب را بشنوند و بخوانند، می گویند درست است. یک نفر پیدا نمی شود بگوید غلط است. زیرا صفای برادری و انسانیت در تعامل آنها با یکدیگر و قدرت و پیروزی بدون محبت حاصل نمی شود. زندگی بدون محبت سر و سامان نمی یابد. مفهومی نخواهد داشت و نقطه مقابل محبت که نفرت و کراهت است جز جنگ و خونریزی نتیجه ای نخواهد داشت، آنچه حضرت در این خطبه فرموده، همه محبت و صفا است.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: