کوشش پیامبر(ص) برای اصلاح زن و شوهر
قصه‌های قرآن| ۱۰۰

کوشش پیامبر(ص) برای اصلاح زن و شوهر

مدتى از این ماجرا گذشت تا پیك وحى بر پیامبر نازل گردید و آیات اول تا چهارم سوره مجادله را در این مورد نازل كرد، كه خلاصه‌اش این است شوهر باید به‌عنوان كفاره یك بنده آزاد كند، یا شصت روز روزه بگیرد، و یا شصت مسكین طعام بدهد، و سپس به همسرش رجوع نماید.
پذیرش توبه ابولبابه| رسوا شدن یک منافق نزد پیامبر(ص)
قصه‌های قرآن| ۹۹

پذیرش توبه ابولبابه| رسوا شدن یک منافق نزد پیامبر(ص)

اى رسول خدا! شنیده‌ام می‌خواهی دستور قتل پدرم را صادر كنى اگر ناگزیر از این دستور هستى به خود من اجازه بده تا او را بكشم و سرش را براى تو بیاورم. زیرا خزرجیان می‌دانند من نسبت به پدر و مادر خیلى خوش‌رفتار هستم، از آن می‌ترسم كه اگر دیگرى او را بكشد نتوانم قاتل پدر را بنگرم، درنتیجه ممكن است مؤمنى را عوض كافرى به قتل رسانده و مستحق دوزخ گردم.
پیمان‌شکنی یهودیان در برابر پیامبر اسلام(ص)
قصه‌های قرآن| ۹۸

پیمان‌شکنی یهودیان در برابر پیامبر اسلام(ص)

به رسول اكرم(ص) وحى شد كه یهود بنى نضیر چنین تصمیمی دارند، آن حضرت بی‌درنگ برخاست و به‌سرعت به‌طرف مدینه رهسپار شد و به دنبالش یاران او نیز به مدینه رهسپار گشتند و به‌محضر آن حضرت رسیدند، و از علت مراجعت پرسیدند. حضرت علت را به آن‌ها فرمود.
جنگ خندق
قصه‌های قرآن| ۹۷

جنگ خندق

پیامبر بی‌درنگ با سران اسلام به مشورت پرداخت، سلمان پیشنهاد كندن خندق (سنگرى عظیم در سراسر راه‌های ورودى مدینه) نمود. این پیشنهاد پذیرفته شد و طبق فرمان پیامبر، مسلمانان گروه‌گروه به كندن خندق پرداختند.
جنگ احد در قرآن| شایعه قتل پیامبر(ص)
قصه‌های قرآن| ۹۶

جنگ احد در قرآن| شایعه قتل پیامبر(ص)

دشمن خیال كرد كه پیامبر را كشته است، ازاین‌رو با صداى بلند همین خبر را اعلام كرد و موجب شایعه شد. این شایعه باعث تضعیف روحیه مسلمانان گردید و در مدینه پیچید و زن و مرد را نگران و گریان نمود، حتى عده‌ای از مسلمانان آن‌چنان خود را، باختند كه از میدان گریختند
هجرت پیامبر(ص) از مكّه به مدینه| نگاهی به جنگ بدر
قصه‌های قرآن| ۹۵

هجرت پیامبر(ص) از مكّه به مدینه| نگاهی به جنگ بدر

رسول اكرم(ص) بی‌درنگ پرچم جنگ را به على(ع) سپرد، آن حضرت با جمعى از مهاجران به تعقیب آن‌ها رفتند تا به چاه بدر رسیدند و سه روز هم در آنجا توقف كردند، هر چه جستجو كردند، كسى را نیافتند سپس به مدینه برگشتند (این غزوه را غزوه بدر اولى یا بدر صغرى می‌گویند.)
معراج پیامبر اسلام(ص) چگونه بود؟
قصه‌های قرآن| ۹۴

معراج پیامبر اسلام(ص) چگونه بود؟

بار دوم گفتار خود را تكرار كرد، باز على(ع) برخاست و گفت: من تو را یارى می‌کنم. پیامبر(ص) فرمود: بنشین. براى بار سوم حاضران را دعوت كرد، هیچ‌یک از حاضران به دعوت پیامبر پاسخ ندادند جز على(ع) كه براى بار سوم نیز برخاست و گفت: من تو را یارى می‌کنم.
زندگی حضرت محمد(ص)| آغاز بعثت پیامبر اسلام(ص)
قصه‌های قرآن| ۹۳

زندگی حضرت محمد(ص)| آغاز بعثت پیامبر اسلام(ص)

ابوطالب (پدر على(ع)) نزد پیامبر(ص) آمد و او را در آغوش محبت خود گرفت، و سپس نزد ابولهب و عباس رفت و گفت: شما از جان پیامبر چه می‌خواهید، سوگند به خدا او راست‌گو است.
عروج حضرت عیسی(ع) به آسمان
قصه‌های قرآن| ۹۲

عروج حضرت عیسی(ع) به آسمان

عیسى(ع) در عصر و زمانى بود كه در راه هدایت مردم، رنج‌ها برد و از مردم، زخم‌زبان‌ها و ناسزاها شنید. ولى وقتى نزد مادرش مریم(س) می‌آمد، دلش آرام می‌شد و حالات و بیانات مادر، مرهمى شفابخش براى دل غمبار عیسى(ع) بود.
یازده نصیحت از اندرزهای حضرت عیسی(ع)
قصه‌های قرآن| ۹۱

یازده نصیحت از اندرزهای حضرت عیسی(ع)

اگر شخصى در اتاق نقاشى شده و زیبا، آتشى روشن كند، دود، آن اطاق نقاشى شده را دودآلود و سیاه خواهد كرد. گرچه اطاق را نسوزاند، فكر زنا نیز همچون آن دودى است كه زیبایى چهره معنوى انسان را تیره‌وتار می‌سازد، گر چه آن چهره را از بین نبرد.
سرنوشت مبلّغان اعزامی حضرت عیسی(ع) به انطاکیه
قصه‌های قرآن| ۹۰

سرنوشت مبلّغان اعزامی حضرت عیسی(ع) به انطاکیه

وقتی‌که مرگ سراغ من آمد، به عذاب سخت گرفتار بودم تا این‌که امروز دو نفر را دیدم كه به سجده افتادند و از خدا، زنده شدن مرا می‌خواهند، خداوند مرا به دعاى آن دو نفر زنده كرد.
گنجی که حضرت عیسی(ع) پیدا کرد
قصه‌های قرآن| ۸۹

گنجی که حضرت عیسی(ع) پیدا کرد

خاركن: در یكى از روزها كه هیزم بر پشتم حمل می‌کردم، از كنار كاخ شاه عبور نمودم. به كاخ نگاه كردم چشمم به جمال دختر شاه افتاد، عشق او در دلم جاى گرفت و هرروز به این عشق افزوده می‌شود. ولى كارى از من ساخته نیست و این درد، درمانى جز مرگ ندارد.
ناامیدی ابلیس از گمراه کردن حضرت عیسی(ع)
قصه‌های قرآن| ۸۸

ناامیدی ابلیس از گمراه کردن حضرت عیسی(ع)

سرانجام عیسى(ع) درحالی‌که نسبت به او خشمگین بود، ناگزیر به اذن الهى، صاحب آن استخوان‌ها را زنده كرد. ناگهان آن استخوان‌ها به‌صورت شیرى درآمد و به آن مرد ابله حمله كرد و او را درید و خورد. معلوم شد آن استخوان‌ها، از شیر مرده بوده است.
مائده آسمانی، یکی از معجزات حضرت عیسی(ع)
قصه‌های قرآن| ۸۷

مائده آسمانی، یکی از معجزات حضرت عیسی(ع)

خداوند به عیسى(ع) وحى كرد: من چنین مائده‌ای براى شما نازل می‌کنم، ولى باید متوجه باشید كه مسؤولیت شما بعد از نزول این مائده، بسیار سنگین‌تر خواهد بود. اگر پس از مشاهده چنین معجزه آشکاری هر كس از شما به راه كفر رود، او را آن‌چنان عذاب كنم كه هیچ‌کس را آن‌گونه عذاب نكرده باشم.
رسالت حضرت عیسی(ع)
قصه‌های قرآن| ۸۶

رسالت حضرت عیسی(ع)

با این‌که حضرت مریم(س) از هر نظر پاك بود، و همواره در محراب عبادت به سر می‌برد و خدمتگزار مسجد بیت‌المقدس در جهت ظاهر و باطن بود، هنگام زایمان، از جانب خداوند به او خطاب شد از مسجد بیرون برو، و به تعبیر قرآن به مكان دوردستى رفت، چراکه حرمت مسجد را باید نگه داشت.
ولادت معجزه‌ آسای حضرت عیسی(ع)
قصه‌های قرآن| ۸۵

ولادت معجزه‌ آسای حضرت عیسی(ع)

عیسى(ع) تحت سرپرستى مادرش مریم(س) بزرگ شد، در سن دوازده‌سالگی به مجلس عابدان و پارسایان و اندیشمندان راه یافت، و با آن‌ها به مباحثه و مناظره پرداخت. آثار عظمت و معرفت فوق‌العاده، در همان نوجوانى در چهره‌اش دیده می‌شد.
مکافات عمل قاتل حضرت یحیی(ع)
قصه‌های قرآن| ۸۴

مکافات عمل قاتل حضرت یحیی(ع)

وقتی ‌که سر یحیى(ع) را از بدن جدا نمودند، قطره‌ای از خونش به زمین ریخت و جوشید و هر چه خاك بر سر آن ریختند، خونِ در حال جوشش، از میان خاك بیرون می‌آمد، و تلّى از خاك به وجود آمد ولى خون از جوشش نیفتاد و تلى سرخ دیده می‌شد.
شهادت جانسوز حضرت یحیی(ع)
قصه‌های قرآن| ۸۳

شهادت جانسوز حضرت یحیی(ع)

یحیى(ع) بر اثر پاک‌زیستی و رابطه تنگاتنگ با خدا، مقامش به ‌جایی رسید كه خداوند او را (در سوره مریم آیه 12 تا 15) به داشتن شش خصلت برجسته ستوده سپس بر او سلام می‌کند...
پیامبری حضرت یحیی(ع) در خردسالی
قصه‌های قرآن| ۸۲

پیامبری حضرت یحیی(ع) در خردسالی

از شباهت‌های یحیى(ع) با عیسى(ع) این ‌که یحیى(ع) را طاغوت زمانش كشت و سرش را از بدنش جدا كرد. در مورد حضرت مسیح(ع) نیز طاغوتیان زمان می‌خواستند او را به دار آویزان كنند، كه اشتباهى رخ داد و شخص دیگرى را به‌ جای عیسى(ع) كشتند، و عیسى(ع) به ‌سوی آسمان‌ها صعود كرد.
شهادت جانسوز حضرت زکریا(ع)
قصه‌های قرآن| ۸۱

شهادت جانسوز حضرت زکریا(ع)

هنگامی ‌که حضرت مریم(س) به قدرت الهى بدون شوهر باردار شد، شیطان وسوسه‌گر به میان بنی‌اسرائیل رفت و این تهمت ناجوانمردانه و بسیار زشت را به مردم القاء كرد كه اگر مریم(ع) باردار شده، كار زكریّا(ع) است.