پاسخ امام رضا(ع) به سؤال مأمون
داستان‌هایی از حضرت امام رضا(ع) | ۴

پاسخ امام رضا(ع) به سؤال مأمون

حضرت رضا(ع) فرمود: آیا نشنیده‌ای که از پدر و اجداد خود که روایت کرده‌اند که عبدالله بن عبّاس(ره) گفت: از رسول خدا(ص) شنیدم فرمود: حُبُّ عَلِیٍّ ایمانٌ وَ بُغْضُةُ کُفْرٌ: «دوستی با علی(ع)، ایمان است، و دشمنی با علی(ع)، کفر است»؟
شیعه حقیقی از دید حضرت رضا(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام رضا(ع) | ۳

شیعه حقیقی از دید حضرت رضا(ع)

وای بر شما! بدانید که شیعه‌ی امیرمؤمنان علی(ع)، حسن و حسین(ع)، سلمان، ابوذر، مقداد، عمّار و محمّد بن ابوبکر (سلام الله علیهم) هستند که در هیچیک از دستورهای علی(ع) سرپیچی نمی‌کردند، و هرگز مرتکب کاری که نهی شده بودند، نمی‌شدند، شما ادّعا می‌کنید که شیعه هستیم، ولی در اکثر اعمال، خلافکار و مقصّر هستید...
پناه آوردن گنجشک به خدمت رضا(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام رضا(ع) | ۲

پناه آوردن گنجشک به خدمت رضا(ع)

برخاستم و چوبی برداشتم و وارد خانه شدم، ناگاه ماری را دیدم که در درون خانه، حرکت می‌کرد، آن مار را کشتم، و آن بچه گنجشک‌ها را از آسیب دشمنشان، حفظ کردم.
نظر امام رضا(ع) درباره گناه دیدار طاغوت
داستان‌هایی از حضرت امام رضا(ع) | ۱

نظر امام رضا(ع) درباره گناه دیدار طاغوت

امام هشتم(ع) برای آن کس که فرموده بود نماز تو تمام است چنین توضیح داد: «زیرا تو به مقصد دیدار سلطان (مأمون ظالم) آمده‌ای، بنابراین سفر تو سفر گناه است، و سفر گناه موجب قصر نماز نمی‌شود».
کنیز زیباروی در زندان امام کاظم(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۱۰

کنیز زیباروی در زندان امام کاظم(ع)

عامری بازگشت و جریان را به هارون گزارش نمود، هارون خشمگین شد و به او گفت: به زندان برو و به موسی بن جعفر(ع) بگو: «نه ما با رضایت تو، تو را زندانی کرده‌ایم و نه با رضایت تو، تو را دستگیر نموده‌ایم، قطعاً باید کنیز در زندان باشد».
لطف امام کاظم(ع) به کشاورز صیفی کار
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۹

لطف امام کاظم(ع) به کشاورز صیفی کار

به غلامش «عرفه» فرمود: برای ابن مغیث 150 دینار به اضافه دو شتر، جدا کن و به او تحویل بده، آنگاه به من فرمود: « ۳۰ دینار با دو شتر، اضافه بر خسارت تو دادم».
همنشینی امام کاظم(ع) با کوخ نشینان
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۸

همنشینی امام کاظم(ع) با کوخ نشینان

شخصی به امام کاظم(ع) گفت: «عجبا! تو نزد این شخص (خاک آلود و کوخ نشین) آمده‌ای و همنشین او شده‌ای، و اکنون نیز می‌خواهی به او خدمت کنی، او سزاوارتر است که به تو خدمت کند...».
کرامت و بزرگواری امام کاظم(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۷

کرامت و بزرگواری امام کاظم(ع)

امام کاظم(ع) به کنار رفت دو رکعت نماز خواند، سپس دست دعا بلند کرد، و پس از دعا، برخاست و کنار جسد گاو آمد، فریاد کشید با چوبی به آن زد (یا با پای خود به آن زد) بی‌درنگ گاو برخاست، وقتی که آن بانو گاو را زنده دید، صیحه زد، و فریاد کشید سوگند به خدای کعبه، این آقا عیسی بن مریم(ع) است.
راهنمائی فقیر توسط امام کاظم(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۶

راهنمائی فقیر توسط امام کاظم(ع)

امام کاظم(ع) فرمود: پاسخ نیکی دادی، آنگاه دو هزار درهم (که 20 برابر خواسته‌ی او بود) به او داد و فرمود: این پول را در خرید و فروش «مازو» به کار ببر، زیرا کالای خشک است (و کمتر آسیب‌پذیر است).
کیفر قطع رحم و پاداش صله‌ی رحم
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۵

کیفر قطع رحم و پاداش صله‌ی رحم

گفت: در عالم خواب دیدم، شخصی به من گفت: با علی بن ابوحمزه(ره) ملاقات کن، آنچه سؤال داری از او بپرس، جویای حال تو شدم سرانجام در اینجا تو را پیدا کردم.
طاغوت شکنی امام کاظم(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۴

طاغوت شکنی امام کاظم(ع)

هارون الرّشید (طاغوت بزرگ عبّاسی) در سفر حج به مدینه آمد، کنار قبر رسول خدا(ص) رفت، و از روی افتخار و خودستایی و برتری جویی گفت: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ عَمَّ: «سلام بر تو ای پسر عمو!».
نمونه‌ای از اخلاق امام کاظم(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۳

نمونه‌ای از اخلاق امام کاظم(ع)

امام کاظم(ع) در حالی که لبخند بر زبان داشت، بازگشت، مدّتی از این جریان گذشت، تا روزی امام کاظم به مسجد آمد، آن مرد عمری در مسجد بود، برخاست و با کمال خوشروئی به امام نگاه کرد و گفت: اَللهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ: «خدا آگاهتر است که رسالتش را در وجود چه کسی قرار دهد».
رفع پریشانی مؤمن
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۲

رفع پریشانی مؤمن

آن حضرت وارد خانه‌ی خود شد و پس از اندک زمانی بیرون آمد، و به غلام خود فرمود: از اینجا برو، او رفت، آنگاه کیسه‌ای به من داد که سیصد دینار در آن بود، سپس برخاست رفت و من هم به مدینه بازگشتم.
عظمت مقام امام کاظم(ع) در قلب رئیس مذهب حنفی
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۱

عظمت مقام امام کاظم(ع) در قلب رئیس مذهب حنفی

از بیانات جامع و شیوای او، یک جهان شکوه و عظمت از او بر قلبم جای گرفت، او را فوق العاده فرزانه یافتم، پرسیدم: «فدایت گردم بشر که گناه می‌کند، گناه او را چه کسی انجام می‌دهد؟»
وصیّت امام صادق(ع) به نماز و صله‌ی رَحِم
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۱۰

وصیّت امام صادق(ع) به نماز و صله‌ی رَحِم

آری ای سالمه! خداوند بهشت را آفرید، و آن را پاکیزه کرد، و خوشبو نمود، و بوی خوش آن را تا مسیر پیمودن دو هزار سال راه، می‌رسد ولی به مشام آن کسی که پدر و مادرش را از خود ناراضی کند، و با بستگانش، صله‌ی رحم نداشته باشد نمی‌رسد».
مقاومت امام صادق(ع) در برابر طاغوت
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۹

مقاومت امام صادق(ع) در برابر طاغوت

منصور در سال 147 ﻫ‌.ق برای انجام مناسک حجّ، به حجاز آمد و از آنجا به مدینه رفت، به وزیر دربارش «ربیع» فرمان داد «کسی را به دنبال جعفر بن محمّد(ع) بفرست تا به اینجا بیاید، خدا مرا بکشد که اگر من او را نکشم».
استاد منکران خدا در برابر قدرت بیان امام صادق(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۸

استاد منکران خدا در برابر قدرت بیان امام صادق(ع)

مراسم حجّ فرا رسیده بود، امام صادق(ع) در مکّه بود و مسلمانان از مقام علمی آن حضرت بهره‌مند می‌شدند، عدّه‌ی بسیاری در مسجدالحرام به محضرش آمده و احکام الهی و مسائل حجّ و تفسیر آیات قرآن را از آن حضرت می‌آموختند.
هشدار شدید امام صادق(ع) به دوست ناسزاگو
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۷

هشدار شدید امام صادق(ع) به دوست ناسزاگو

وقتی که امام صادق(ع) این دشنام را از او شنید، به قدری ناراحت شد که دستش را بلند کرد و محکم بر پیشانی خود زد، و سپس فرمود: «سَبْحانَ اللهِ، آیا نسبت ناروا به مادرش می‌دهی؟ من تو را آدم پرهیزکاری می‌دانستم...
پاسخ کوبنده‌ی امام صادق(ع) به طاغوت مقتدر
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۶

پاسخ کوبنده‌ی امام صادق(ع) به طاغوت مقتدر

کسی که آخرت را بخواهد با تو همنشین نمی‌شود، و کسی که دنیا را بخواهد (به خاطر نگهداری دنیای خود، تو را نصیحت نمی‌کند. (زیرا اگر تو را نصیحت کرد، تو با او دشمن می‌شوی و دنیای او به خطر می‌افتد).
بهره‌مندی از لباس زیبا و نعمت‌های الهی
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۵

بهره‌مندی از لباس زیبا و نعمت‌های الهی

شایسته‌ترین افراد برای بهره‌گیری از نعمتهای الهی، نیکان هستند، نه منحرفان و گنهکاران، مؤمنان و مسلمانان، شایسته‌ی مواهب خدا هستند نه منافقان و کافران...