bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۴۷ : ۰۳ - يکشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ - 30 April 2017 -۴ شعبان ۱۴۳۸
کد خبر: ۴۱۱
تعداد بازدید: ۷۵۱
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۶
درسنامه شماره 4

برخی حکمتهای عدم استجابت دعا

PDF

در جزوه سابق، به بررسی آداب دعا پرداخته و تعدادی از آداب دعا را با هم برشمردیم، اینک در جزوه پایانی با توکّل به خدای متعال و توسّل به خاندان عترت و ائمّه هدایت صلوات الله علیهم اجمعین، به بیان تتمّه آداب دعا می پردازیم و در قسمت نهائی، اشاره ای به برخی از حکمت های عدم استجابت دعا خواهیم داشت.

12- تسلیم امر خداوند بودن(بیان ذکر مَا شَاءَ اللَّهُ‏ لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ).

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ: «إِذَا دَعَا الرَّجُلُ فَقَالَ بَعْدَ مَا دَعَا-مَا شَاءَ اللَّهُ‏ لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ- قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اسْتَبْسَلَ عَبْدِي وَ اسْتَسْلَمَ لِأَمْرِي اقْضُوا حَاجَتَه». ‏از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که حضرت فرمودند: هر گاه انسان دعا کند و بعد از دعای خود بگوید- مَا شَاءَ اللَّهُ‏ لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ(هر چه خدا بخواهد و هیچ حول و قوّه ای نیست مگر از جانب خدای متعال)-خدای عزّ و جلّ می فرماید: بنده من، دل به من نهاد و تسليم امر من گرديد، حاجتش را برآوريد.[1]

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ:‏ «بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَى قَوْمٍ فَشَكَا إِلَى اللَّهِ الضَّعْفَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَنَّ النَّصْرَ يَأْتِيكَ بَعْدَ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةً فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِي بِقِتَالِ بَنِي فُلَانٍ فَشَكَوْا إِلَيْهِ الضَّعْفَ فَقَالَ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَوْحَى إِلَيَّ أَنَّ النَّصْرَ يَأْتِينِي بَعْدَ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةً فَقَالُوا مَا شَاءَ اللَّهُ‏ لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ قَالَ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ بِالنَّصْرِ فِي سَنَتِهِمْ تِلْكَ لِتَفْوِيضِهِمْ إِلَى اللَّهِ لِقَوْلِهِمْ مَا شَاءَ اللَّهُ‏ لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه». ‏از حضرت صادق علیه السّلام روایت است که آن حضرت فرمودند: خدای متعال پیغمبری را به سوی قومی مبعوث نمود، او به درگاه خدا از ضعف خود شکایت کرد، خدای عزّ و جلّ به او وحی نمود که بعد از گذشت پانزده سال پیروز خواهی شد. آن پیغمبر خدا به اصحابش فرمود که خداوند عزّ وجلّ مرا به جنگ با بنی فلان امر نموده است و من به درگاه او از ضعف و ناتوانی خود شکایت نمودم، خدای متعال به من وحی نمود که بعد از پانزده سال پیروز خواهم شد، اصحاب او گفتند: «مَا شَاءَ اللَّهُ‏ لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ »، پس خدای تعالی در همان سال پیروزی را نصیبشان کرد، به خاطر آن که امر خود را به خدای متعال تفویض نموده و تسلیم خواسته او گردیدند، به جهت گفتن « مَا شَاءَ اللَّهُ‏ لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ ».[2]

رُوِيَ‏: «أَنَّ مَنْ أَصَابَتْهُ شِدَّةٌ وَ كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى حَاجَةٌ بَالِغاً مَا بَلَغَتْ فَلْيُصْبِحْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ صَائِماً وَ لْيَقُلْ سِتَّمِائَةِ مَرَّةٍ مَا شَاءَ اللَّهُ‏ لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ ثُمَّ يَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَى حَاجَتَهُ تُقْضَى سَرِيعاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى» سیّد بن طاووس رحمة الله علیه می فرماید که روایت شده است: هر کس مبتلا به سختی و بلائی شده و از درگاه خداوند متعال حاجتی بخواهد هر اندازه که حاجتش بزرگ باشد، پس باید صبح جمعه درحالی که روزه است ششصد مرتبه بگوید: « مَا شَاءَ اللَّهُ‏ لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» سپس از خداوند حاجت خود را بخواهد، ان شاء الله حاجتش سریعاً برآورده خواهد شد.‏[3]

13- خواندن دو رکعت نماز.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ: «مَنْ تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ ثُمَّ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ فَأَتَمَّ رُكُوعَهُمَا وَ سُجُودَهُمَا ثُمَّ سَلَّمَ وَ أَثْنَى عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَى رَسُولِ‏ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله ثُمَّ سَأَلَ حَاجَتَهُ فَقَدْ طَلَبَ‏ فِي‏ مَظَانِّهِ‏ وَ مَنْ طَلَبَ الْخَيْرَ فِي مَظَانِّهِ لَمْ يَخِب».‏ از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: هر کس درست و نیکو وضو بگیرد و پس از آن دو رکعت نماز بخواند و رکوع و سجود آن را به طور کامل انجام دهد، سپس سلام دهد و خدای عزّ و جلّ و رسول خدا صلّی الله علیه و آله را مدح کند و آن گاه حاجتش را بخواهد، هر آینه به جا طلب نموده و هر کس به جا طلب خیر کند مأیوس نمی گردد.[4]

14- به دست کردن انگشتر فیروزه و عقیق.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ:‏ «إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ عَبْدٍ يَرْفَعُ يَدَهُ وَ فِيهَا خَاتَمُ‏ فَيْرُوزَجٍ‏ فَأَرُدُّهَا خَائِبَةً». رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: خدای عزّ و جلّ می فرماید: من حيا مى ‏كنم از این که مأیوس سازم بنده‏اى را كه دستش را به سوى من بلند می كند در حالى كه در انگشتش نگين فيروزه ا ست.‏[5]

عَنِ الصَّادِقِ علیه السّلام قَالَ: «مَا رُفِعَتْ كَفٌّ إِلَى اللَّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنْ كَفٍّ فِيهَا خَاتَمُ عَقِيقٍ». از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: دستی به سوی خدای متعال بالا برده نشده است که محبوب تر از دستی باشد که در آن انگشتر عقیق است.[6]

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله:‏ «مَنْ تَخَتَّمَ بِالْعَقِيقِ قُضِيَتْ حَوَائِجُهُ». رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: هر کس انگشتر عقیق در دست داشته باشد، حوائجش برآورده خواهد شد.[7]

وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ «(مَنْ تَخَتَّمَ بِالْعَقِيقِ) لَمْ يُقْضَ لَهُ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ». و در حدیث دیگری آمده است (هر کس انگشتر عقیق به دست کند) حاجتش به بهترین شکل برآورده خواهد شد.[8]

15- مسواک زدن.

عن النّبیّ صلّی الله علیه و آله: «مَنِ اسْتَاكَ كُلَّ يَوْمٍ فَلَا يَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يَرَى إِبْرَاهِيمَ علیه السّلام فِي الْمَنَامِ وَ كَانَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي عِدَادِ الْأَنْبِيَاءِ وَ قَضَى اللَّهُ تَعَالَى لَهُ كُلَّ حَاجَةٍ لَهُ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ يَكُونُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي ظِلِّ الْعَرْشِ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ وَ يَكُونُ فِي الْجَنَّةِ رَفِيقَ إِبْرَاهِيمَ علیه السّلام وَ رَفِيقَ جَمِيعِ الْأَنْبِيَاء». از رسول خدا صلّی الله علیه و آله روایت است که فرمودند: هر کس هر روز مسواک بزند، از دنیا خارج نمی شود تا اینکه ابراهیم علیه السّلام را در خواب ببیند و روز قیامت در شمار انبیاء خواهد بود و خداوند تعالی هر حاجتی از امر دنیا و آخرت او را برآورده خواهد ساخت و روز قیامت، روزی که هیچ سایه ای جز سایه(رحمت) خدا نیست، در سایه عرش قرار گرفته و در بهشت همراه و رفیق ابراهیم علیه السّلام و رفیق تمام انبیاء خواهد بود.[9]

16- بلند کردن دست ها به هنگام دعا.

عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنِ النَّبِيِّ صلّی الله علیه و آله: «أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَ‏ اللَّهَ‏ لَيَسْتَحْيِي‏ مِنَ الْعَبْدِ أَنْ يَرْفَعَ إِلَيْهِ يَدَيْهِ فَيَرُدَّهُمَا خَائِبَتَيْن‏». از سلمان فارسی رضی الله عنه روایت است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقل می کند که حضرت فرمودند: خدای متعال حیا می کند از این که محروم بازگرداند دو دست بنده ای را که (به هنگام دعا) دو دستش را به سمت خدا بلند می کند.[10]

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ: «مَا أَبْرَزَ عَبْدٌ يَدَهُ إِلَى اللَّهِ الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ إِلَّا اسْتَحْيَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَرُدَّهَا صِفْراً حَتَّى يَجْعَلَ فِيهَا مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِهِ مَا يَشَاءُ فَإِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ فَلَا يَرُدَّ يَدَهُ حَتَّى‏ يَمْسَحَ‏ عَلَى‏ وَجْهِهِ‏ وَ رَأْسِهِ». هيچ بنده‏اى دستش را به سوى خداوند عزيز و جبار آشكار نمى ‏كند مگر آنكه خداوند عزيز و جليل، شرم دارد از اين كه آن را خالى برگرداند، پس هر يك از شما كه دعا كرد، دستش را برنگرداند، تا این که آن را بر صورت و سرش بكشد.[11]

17- ختم کردن دعا به آمین.

عَنْ أَبِي زَحِيرٍ قَالَ: «خَرَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله ذَاتَ لَيْلَةٍ فَأَتَيْنَا عَلَى رَجُلٍ قَدْ أَلَحَّ فِي الْمَسْأَلَةِ فَوَقَفَ النَّبِيُّ صلّی الله علیه و آله لِيَسْمَعَ مِنْهُ فَقَالَ صلّی الله علیه و آله أَوْجَبَ أَنْ يَخْتِمَ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ بِأَيِّ شَيْ‏ءٍ يَخْتِمُ فَقَالَ بِآمِينَ إِذَا خَتَمَ بِآمِينَ فَقَدْ أَوْجَبَ فَانْصَرَفَ الرَّجُلُ الَّذِي سَأَلَ النَّبِيَّ صلّی الله علیه و آله فَأَتَى الرَّجُلَ فَقَالَ لَهُ اخْتِمْ‏ يَا فُلَانُ‏ بِآمِينَ‏ وَ أَبْشِرْ». از ابی زحیر روایت است که گفت: شبی خدمت رسول خدا صلّی الله علیه و آله بودیم، به مردی رسیدیم که در دعا کردن و درخواست از خدا اصرار و پافشاری داشت، نبیّ اکرم صلّی الله علیه و آله ایستادند تا به دعایش گوش دهند، سپس حضرت صلّی الله علیه و آله فرمودند: سزاوار است که برای لازم شدن (حتمی شدن اجابت) دعایش، دعایش را ختم کند. مردی پرسید: به چه دعایش را ختم کند؟ حضرت فرمودند: به آمین، هر گاه دعایش را به آمین ختم کند، (اجابت دعایش را) لازم ساخته است. پس آن مردی که از نبیّ اکرم صلّی الله علیه و آله سؤال کرده بود بازگشت تا به آن مرد (که دعا می کرد) رسید و به او گفت: ای فلانی! دعایت را به آمین ختم کن و بشارت باد بر تو (به اجابت دعایت).[12]

18- اصرار در دعا.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبِي جَعْفَرٍ علیهما السّلام قَالا: «وَ اللَّهِ مَا يُلِحُ‏ عَبْدٌ عَلَى اللَّهِ إِلَّا اسْتَجَابَ لَه‏». از امام صادق و امام باقر علیهما السّلام روایت شده است که فرمودند: قسم به خدا بنده ای به درگاه خداوند اصرار و پافشاری نکرد مگر این که خدای متعال دعایش را مستجاب کرد.[13]

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله:‏ «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ السَّائِلَ اللَّحُوحَ». رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: به درستی که خدا سائل اصرار کننده(در دعا) را دوست می دارد.‏[14]

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام:‏ «أَنَّ اللَّهَ كَرِهَ إِلْحَاحَ النَّاسِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الْمَسْأَلَةِ وَ أَحَبَّ ذَلِكَ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُسْأَلَ وَ يُطْلَبَ مَا عِنْدَه». ‏خداوند متعال دوست ندارد كه مردم هنگام درخواست از يكديگر، اصرار ورزند امّا اين را براى خودش دوست دارد، خدا دوست دارد كه مردم آنچه نزد اوست، بخواهند و طلب كنند.[15]

19- با وضو بودن.

عَنِ الصَّادِقِ علیه السّلام قَالَ:‏ «مَنْ ذَهَبَ فِي حَاجَةٍ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ فَلَمْ تُقْضَ حَاجَتُهُ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَه‏». از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: هر کس كه بى ‏وضو به دنبال حاجتى برود و حاجتش روا نشود، فقط خود را ملامت كند.[16]

20- رو به قبله بودن.

حضرت امام صادق علیه السّلام در ذیل بیان آداب دعا، رو به قبله بودن را متذکّر شده، می فرمایند: «مَدَّ يَدَهُ‏ بِإِزَاءِ وَجْهِهِ‏ إِلَى الْقِبْلَة». دستش را مقابل صورتش به سمت قبله دراز کند.[17]همچنین مرحوم علّامه مجلسی در کتاب شریف بحار الانوار[18]، به نقل از «کفعمی در کتاب جنّة الواقیة»، «استقبال القبلة» (رو به قبله بودن) را به عنوان پنجمین ادب از آداب پیش از دعا، ذکر می نماید.

در پایان این فصل به ذکر برخی از نماز ها، اذکار و ادعیه مأثوره، پیرامون اجابت دعا می پردازیم. نکته ای که در این جا باید به آن اشاره شود این است که در باب نماز و دعا و ذکر، خود رأیی و اصطلاحاً اختراع، مورد نهی حضرات اهل بیت علیهم السّلام قرار گرفته است، مِن باب نمونه به این روایت توجّه فرمائید: قد رُوِىَ أَنَّه: «جاءَ رَجُلٌ إِلَى الصّادقِ عليه السَّلامُ فَقال لَهُ: اِختَرَعتُ‏ دُعاءً، فَقالَ عليهِ السّلامُ‏ دَع مَا اختَرَعتَ وَ اقرَء ما نَقُولُ». روایت شده است که: مردی خدمت امام صادق علیه السّلام رسید و به حضرت عرض کرد: دعائی از خود اختراع کرده ام، امام علیه السّلام فرمودند: آن چه را که اختراع کرده ای رها کن و هر چه ما(اهل بیت) می گوئیم بخوان.[19]

اختراع در نماز و دعا و اذکار، در بسیاری از موارد دارای خطرات عدیده ای است که این مختصر را مجال پرداختن به آن نمی باشد. گذشته از آن، با مراجعه به روایات خاندان عصمت صلوات الله علیهم اجمعین، به سادگی در می یابیم که اگر انسان تمام عمر خود را به انجام نماز ها و اذکار و ادعیه وارد شده از ناحیه ائمّه اطهار علیهم السّلام اختصاص دهد، تنها موفّق به انجام قسمت کوچکی از دستورات ایشان در این باب خواهد شد. حال با وجود این منبع عظیم و گران بها از نماز، اذکار و ادعیه مأثوره از خاندن عترت علیهم السّلام، چه زیان کار است کسی که در باب نماز و دعا و ذکر به اختراع خود و یا دیگران(غیر از اهل بیت علیهم السّلام) عمل نماید.

آن چه ذکر شد تازه مربوط به آن جائی است که پای بدعتِ در دین به میان نیاید، امّا اگر این اختراع منجر به بدعت شود، مثل این که آن ذکر یا دعایِ خود ساخته را به دین انتساب دهند، دیگر فقط بحث خسران مطرح نیست و صاحب این بدعت، مرتکب حرام شده است و جایگاه او جهنّم خواهد بود. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله:‏ «كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ وَ كُلُّ ضَلَالَةٍ سَبِيلُهَا إِلَى النَّار»ِ. رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: هر بدعتی گمراهی است و مسیر هر گمراهی منتهی به آتش جهنّم است.[20]

قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: «مَنْ‏ أَتَى‏ ذَا بِدْعَةٍ فَوَقَّرَهُ فَقَدْ سَعَى فِي هَدْمِ الْإِسْلَام». نبیّ مکرّم اسلام صلّی الله علیه و آله فرمودند: هر کس نزد صاحب بدعتی برود و او را گرامی بدارد، به تحقیق که در نابودی اسلام تلاش کرده است.‏[21]

عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السّلام: «بِمَا أُوَحِّدُ اللَّهَ فَقَالَ يَا يُونُسُ لَا تَكُونَنَّ مُبْتَدِعاً مَنْ نَظَرَ بِرَأْيِهِ هَلَكَ وَ مَنْ تَرَكَ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّهِ صلّی الله علیه و آله ضَلَّ وَ مَنْ تَرَكَ كِتَابَ اللَّهِ وَ قَوْلَ نَبِيِّهِ كَفَر». از یونس بن عبد الرّحمن روایت است که گفت: خدمت امام کاظم علیه السّلام عرض کردم: به چه چیز(چگونه) خدا را یگانه بدانم؟ امام علیه السّلام فرمودند: ای یونس بدعت گذار نباش، هر کس نظر به رأی خود داشته باشد(نه به رأی خداوند متعال) هلاک می شود و هر کس اهل بیت نبیّ خدا صلّی الله علیه و آله را رها کند گمراه خواهد شد و هر آن کس کتاب خدا و کلام نبیّش را رها کند کافر است.[22]

قَالَ عَلِيٌّ علیه السّلام: «مَا أَحَدٌ ابْتَدَعَ بِدْعَةً إِلَّا تَرَكَ بِهَا سُنَّة». امیر المؤمنین علی علیه السّلام فرمودند: هیچ کس بدعتی در دین نگذاشت مگر این که سنّتی را رها کرد.[23]

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله:‏ «أَبَى اللَّهُ لِصَاحِبِ الْبِدْعَةِ بِالتَّوْبَةِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ كَيْفَ ذَلِكَ قَالَ إِنَّهُ قَدْ أُشْرِبَ قَلْبُهُ حُبَّهَا». رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: خدای متعال از توبه کردن صاحب بدعت ابا دارد، گفته شد: ای رسول خدا چگونه چنین چیزی اتّفاق می افتد؟ حضرت فرمودند: به دلیل این که قلب او با محبّتِ بدعتی که گذارده عجین شده است.[24] ملّا صالح مازندرانی در شرح این حدیث شریف می فرماید: «و المقصود أنّه لَمّا دَخَلَ حُبُّ البِدعَةِ فِي أَعماقِ قَلبِهِ ... مقصود این است که: هر گاه محبّت بدعت در اعماق قلب صاحبِ بدعت داخل شود و مایه محبّتش در تمام اجزاء او جریان پیدا کند، قلبش به وسیله امراض مُهلِک مریض شده بلکه می میرد، به گونه ای که زشتی و فساد عملش را درک نمی کند، به همین جهت هرگز از بدعتی که گذارده پشیمان نمی گردد، لذا امیدی به حیات او به وسیله روح توبه و ندامت نخواهد بود و همین سبب می شود تا از میان ملّت های فاسد و مبتلا به جهل مرکّب، به سمت حقّ باز نگردد، مگر عدّه قلیلی از کسانی که توفیق یافته و به راه راست هدایت می شوند».[25]

بدیهی است، وقتی که خدای متعال، چهارده معصوم علیهم السّلام را به جهت اختصاص به گنجینه بی کران فضل و علم الهی و عصمت، اسوه و پیشوای مؤمنین قرار داده است، دیگر دلیلی برای مراجعه به غیر ایشان وجود نخواهد داشت.

و امّا روایات مربوط به اذکار و ادعیه و نماز های وارد شده از ائمّه اطهار علیهم السّلام، پیرامون اجابت دعا:

1- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله: «لَمَّا نَزَلَتِ الْخَطِيئَةُ بِآدَمَ وَ أُخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ ع فَقَالَ يَا آدَمُ ادْعُ رَبَّكَ قَالَ [يَا] حَبِيبِي جَبْرَئِيلُ مَا أَدْعُو قَالَ قُلْ رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ الْخَمْسَةِ الَّذِينَ تُخْرِجُهُمْ مِنْ صُلْبِي آخِرَ الزَّمَانِ إِلَّا تُبْتَ عَلَيَّ وَ رَحِمْتَنِي فَقَالَ لَهُ آدَمُ ع يَا جَبْرَئِيلُ سَمِّهِمْ لِي قَالَ قُلْ: ((رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِيٍّ وَصِيِّ نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَ بِحَقِ‏ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَيْ نَبِيِّكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَيَّ وَ رَحِمْتَنِي [فَارْحَمْنِي‏] ))فَدَعَا بِهِنَّ آدَمُ فَتَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى [جَلَّ ذِكْرُهُ‏] فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ‏ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ مَكْرُوبٍ يُخْلِصُ النِّيَّةَ وَ يَدْعُو بِهِنَ‏ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ». رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: زمانی که آدم مرتکب آن خطیئه (ترک اولی) شد و از بهشت اخراج شد، جبرئیل نزد او آمد و گفت: ای آدم! خدایت را بخوان، آدم گفت ای حبیبم جبرئیل! چه بگویم؟ جرئیل گفت بگو: ای پروردگار من از تو می خواهم به حقّ این پنج تنی که ایشان را از صلب من در آخر الزّمان خارج خواهی کرد، مرا ببخشی و رحمتت را شامل حال من کنی. پس آدم ع به جبرئیل گفت: ای جبرئیل! ایشان را برایم نام ببر، جبرئیل گفت: « رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ عَلِيٍّ وَصِيِّ نَبِيِّكَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَ بِحَقِ‏ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سِبْطَيْ نَبِيِّكَ إِلَّا تُبْتَ عَلَيَّ وَ رَحِمْتَنِي [فَارْحَمْنِي‏]» (یعنی:) ای پروردگار من از تو می خواهم به حقّ محمّد نبیّ تو و به حقّ علی وصیّ نبیّ تو و به حقّ فاطمه دختر نبیّ تو و به حقّ حسن و حسین دو نوه بزرگوار نبیّ تو که مرا ببخشی و رحمتت را شامل حال من کنی. پس آدم به این نام ها دعا کرد و خدای متعال او را بخشید، و این همان کلام خدای تعالی است که فرمود: «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ» (یعنی:) آدم از پروردگارش کلماتی آموخت و به واسطه آن ها خداوند توبه اش را پذیرفت و او را بخشید. هیچ بنده اندوهناکی نیست که نیّتش را خالص گرداند و (خدای متعال را) به این نام ها بخواند، مگر این که خداوند متعال دعایش را مستجاب می گرداند.[26]

عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ قَالَ: إِنِّي كُنْتُ أَسْمَعُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام أَكْثَرَ مَا يُلِحُ‏ بِهِ فِي الدُّعَاءِ عَلَى اللَّهِ بِحَقِّ الْخَمْسَةِ يَعْنِي رَسُولَ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله وَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ صلوات الله علیهم. داود رقى‏ گويد: من شنيدم كه حضرت صادق عليه السّلام بيشترین چيزى كه در هنگام دعا بر آن اصرار داشت اين بود كه خدا را بحقّ پنج تن مي خواند، يعنى رسول خدا و امير المؤمنين و فاطمة و حسن و حسين صلوات اللَّه عليهم اجمعين.[27]

2- قالَ امیرُ المُؤمنینَ عَلیٌّ علیه السّلامُ: «مَنْ قَرَأَ مِائَةَ آيَةٍ مِنَ الْقُرْآنِ مِنْ أَيِّ الْقُرْآنِ شَاءَ ثُمَّ قَالَ يَا اللَّهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ فَلَوْ دَعَا عَلَى‏ الصَّخْرَةِ لَقَلَعَهَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ». حضرت امیر المؤمنین علی علیه السّلام فرمودند: هر کس صد آیه از قرآن، از هر جای قرآن که خواهد، قرائت کند، سپس هفت مرتبه بگوید: «یا الله»، اگر بر صخره ای دعا کند، هر آینه ان شاء الله آن را خواهد کند.[28](کنایه از اجابت دعا)

3- قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام:‏ «مَنْ قَالَ يَا مَنْ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ وَ لَا يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ أَحَدٌ غَيْرُهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ اسْتُجِيبَ لَهُ وَ هُوَ الدُّعَاءُ الَّذِي لَا يُرَدُّ». امام صادق علیه السّلام فرمودند: هر کس سه مرتبه بگوید: «یا مَنْ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ وَ لَا يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ أَحَدٌ غَيْرُهُ» دعایش اجابت می شود و آن دعائی است که ردّ نمی شود.[29]

4- عَنِ الثُّمَالِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السّلام: «عَلِّمْنِي دُعَاءً فَقَالَ يَا ثَابِتُ قُلِ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّ لَكَ الْحَمْدَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَنَّانُ‏ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ‏ أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَ كَذَا ثُمَّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله هُوَ الَّذِي إِذَا دُعِيَ بِهِ أَجَابَ وَ إِذَا سُئِلَ بِهِ أَعْطَى». از ثمالی نقل شده است که می گوید: به امام سجّاد علیه السّلام عرض کردم: دعائی به من بیاموزید، حضرت فرمودند: ای ثابت بگو: « اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّ لَكَ الْحَمْدَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَنَّانُ‏ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ‏ أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَ كَذَا(و به جای کذا و کذا حاجت خود را بگوید)» سپس حضرت سجّاد علیه السّلام به نقل از رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: این دعائی است که هر زمان خدای متعال با آن خوانده شود، اجابت می کند و هر گاه به وسیله آن از او در خواست شود، عطا می کند. [30]

5- عثمان بن عيسى به نقل از برخى از اصحاب امام صادق عليه السّلام آورده است: به حضرت عرض كردم: دو آيه در كتاب خدا هست كه من تأويل آنها را نمى ‏دانم. حضرت فرمودند: آن دو كدامند؟ عرض كردم: فرمايش خداوند متعال كه مى ‏فرمايد: ادْعُونِي، أَسْتَجِبْ لَكُمْ‏.[31] مرا بخوانيد، تا دعايتان را اجابت كنم. ولى من دعا مى ‏كنم و مستجاب نمى ‏گردد. حضرت فرمودند: آيا مقصودت اين است كه خداوند- تبارك و تعالى- خلف وعده مى ‏نمايد؟ عرض كردم: خير. فرمودند: آيه ديگر كدام است؟ عرض كردم: گفتار خداوند متعال كه مى ‏فرمايد: وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ، وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ‏.[32]- و هر چه انفاق كنيد، خداوند عوض آن را [به شما] برمى ‏گرداند، و او بهترين روزى دهندگان است.امّا من انفاق مى ‏كنم و عوض آن را نمى ‏بينم. حضرت فرمودند: آيا منظورت اين است كه خداوند خلف وعده نموده؟ عرض كردم: خير. فرمودند: پس چه؟ عرض كردم: نمى ‏دانم. فرمودند: ليكن من- ان شاء اللَّه تعالى- براى تو بيان مى ‏كنم. توجّه داشته باش كه اگر شما از دستورات خداوند اطاعت مى ‏كرديد و سپس دعا مى ‏نموديد، مسلّما خداوند دعاى شما را مستجاب مى ‏فرمود، ولى چون مخالفت و نافرمانى خدا را مى ‏كنيد لذا او دعايتان را مستجاب نمى ‏نمايد. و امّا اينكه گفتى: انفاق مى ‏كنيد و عوض آن را نمى ‏بينيد، بدان كه اگر شما مال را از راه حلال به دست آورده و سپس در راه حقّ و موارد درست انفاق مى ‏نموديد، هر كس حتّى يك درهم انفاق مى ‏كرد، خداوند عوض آن را به او پس مى ‏داد. و اگر از سمت و سوى دعا او را مى ‏خوانديد، حتماً دعاى شما را اجابت مى ‏نمود، اگر چه نافرمان و گناهكار باشيد. وى مى ‏گويد، عرض كردم: روش دعا كردن چيست؟ حضرت فرمودند: هنگامى كه نماز واجب را بجا آوردى، ستايش خدا را نموده و او را به بزرگى ياد كن و با تمام توان مدح و ثنايش را بگو، و بر پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله صلوات فرست و در صلوات بر او نهايت كوشش را بكن، و گواهى بده كه حضرتش، رسالت خويش را به خوبى تبليغ نموده، و بر ائمّه هدى عليهم السّلام درود بفرست، بعد از ستايش و ثناى خداوند و صلوات بر پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله، عطايا و نيكي هاى خداوند نسبت به خود را ياد آور شده و نعمت هاى او را ذكر كن، آنگاه خدا را ستايش نموده و او را بر تمام اين امور شكرگزارى كن، و بعد به تك تك گناهانت اعتراف نموده و به آنها و يا به هر كدام كه به ياد دارى اقرار نما و به گناهانى كه از يادت رفته و بر تو پوشيده است به صورت اجمالى اقرار كرده و از تمامى گناهانت به درگاه خداوند توبه كن، و تصميم بگير كه هرگز به سوى آنها باز نگردى، و با حالت پشيمانى و نيّت صادق و احساس هراس و اميدوارى، از تمامى گناهانت طلب آمرزش كن. و بخشى از گفتارت اين باشد: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِنْ ذُنُوبِي وَ أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَيْكَ فَأَعِنِّي عَلَى طَاعَتِكَ وَ وَفِّقْنِي لِمَا أَوْجَبْتَ عَلَيَّ مِنْ كُلِّ مَا يُرْضِيكَ فَإِنِّي لَمْ أَرَ أَحَداً بَلَغَ شَيْئاً مِنْ طَاعَتِكَ إِلَّا بِنِعْمَتِكَ عَلَيْهِ قَبْلَ طَاعَتِكَ فَأَنْعِمْ عَلَيَّ بِنِعْمَةٍ أَنَالُ‏ بِهَا رِضْوَانَكَ‏ وَ الْجَنَّة». «خداوندا، از گناهانم به درگاه تو پوزش مى ‏خواهم، و از تو طلب آمرزش نموده و به سوى تو توبه مى ‏كنم، پس مرا بر فرمانبرى از خود يارى فرما، و بر هر عمل كه موجب خشنودى توست و بر من واجب نموده‏اى، موفّقم گردان، زيرا من هيچ كس را نديده‏ام كه به چيزى از اطاعتت نايل شده باشد، مگر اينكه تو پيش از آن، نعمتت را بر او ارزانى داشته‏اى، پس نعمتى را بر من ارزانى دار كه به واسطه آن به خشنودى و بهشتت نايل گردم». و بعد از همه اينها، خواسته‏هاى خويش را مسألت كن، و من اميدوارم كه- ان شاء اللَّه تعالى- خداوند تو را محروم برنگرداند.[33]

به جهت جلوگیری از اطاله کلام، از ذکر متن عربی روایت خودداری کردیم، امّا به دلیل وجود نکات لطیف و کاربردی در متن حدیث، تمام آن خدمت مخاطبین گرامی تقدیم شد.

6- عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْجَوَادِ علیه السّلام قَالَ: «مَنْ‏ قَرَأَ سُورَةَ الْقَدْرِ فِي‏ صَلَاةٍ رُفِعَتْ فِي عِلِّيِّينَ مَقْبُولَةً مُضَاعَفَةً وَ مَنْ قَرَأَهَا ثُمَّ دَعَا رُفِعَ دُعَاؤُهُ إِلَى اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ مُسْتَجَاباً». از امام جواد علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: هر کس در نمازی سوره قدر را بخواند، نمازش در علیّین بالا می رود در حالتی که قبول شده و اجر آن مضاعف گردیده است و هر آن کس که ابتدا سوره قدر را بخواند و بعد از آن دعا کند، دعایش در حالی که مستجاب شده است تا لوح محفوظ بالا می رود.[34]

7- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام:‏ «أَنَّهُ قَالَ لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ أَ لَا أُعَلِّمُكَ اسْمَ اللَّهِ الْأَكْبَرَ الْأَعْظَمَ قَالَ بَلَى قَالَ اقْرَأِ الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ ثُمَّ اسْتَقْبِلِ‏ الْقِبْلَةَ فَادْعُ‏ بِمَا أَحْبَبْت‏». از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که به بعضی از اصحابشان فرمودند: آیا دوست نداری بزرگ ترین و با عظمت ترین اسم خدا را به تو بیاموزم؟ عرض کرد: آری، حضرت فرمودند: حمد و قل هو الله احد و آية الكرسيّ و إِنَّا أَنْزلْناه بخوان، سپس رو به قبله شو و دعا کن به هر چه دوست می داری.[35]

8- قال أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا قَالَ‏ أَيْ‏ رَبِ‏ ثَلَاثاً صِيحَ مِنْ فَوْقِهِ لَبَّيْكَ سَلْ تُعْطَه‏». امام صادق علیه السّلام فرمودند: وقتى بنده سه بار «أى ربّ» بگويد از بالای سرش فريادى برآيد: لبيك درخواست کن تا آن را عطا كنم.[36]

9- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ: «مَنْ قَالَ عَشْرَ مَرَّاتٍ يَا رَبِّ يَا رَبِّ قَالَ لَهُ رَبُّهُ لَبَّيْكَ سَلْ حَاجَتَكَ». از امام صادق علیه السّلام روایت است که فرمودند: هر کس ده مرتبه بگوید: «یا ربّ یا ربّ»، پروردگارش به او می گوید: لبّیک، حاجتت را بخواه.[37]

10- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ: «إِذَا أَلَحَّتْ بِهِ الْحَاجَةُ يَسْجُدُ مِنْ غَيْرِ صَلَاةٍ وَ لَا رُكُوعٍ ثُمَّ يَقُولُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ سَبْعَ مَرَّاتٍ ثُمَّ يَسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ قَالَ مَا قَالَهَا أَحَدٌ سَبْعَ مَرَّاتٍ إِلَّا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى هَا أَنَا أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ سَلْ حَاجَتَكَ». از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: هر گاه حاجتی به انسان فشار بیاورد، بدون اینکه نمازی بخواند و رکوعی به جا آورد، سجده کند و هفت مرتبه بگوید: «یا ارحم الراحمین» سپس حاجتش را بخواهد. سپس حضرت فرمودند: احدی این ذکر را هفت مرتبه نگفت مگر این که خدای تعالی فرمود: آگاه باش منم ارحم الراحمین، حاجتت را بخواه.[38]

11- عَنْ عَلِيٍّ علیه السّلام قَالَ: «إِذَا أَرَدْتَ‏ أَنْ تَدْعُوَ اللَّهَ تَعَالَى بِاسْمِهِ الْأَعْظَمِ فَيُسْتَجَابَ‏ لَكَ‏ فَاقْرَأْ مِنْ أَوَّلِ سُورَةِ الْحَدِيدِ إِلَى قَوْلِهِ‏ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ وَ آخِرِ الْحَشْرِ مِنْ قَوْلِهِ‏ لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ‏ ثُمَّ ارْفَعْ يَدَيْكَ وَ قُلْ يَا مَنْ هُوَ هَكَذَا أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ سَلْ حَاجَتَكَ». حضرت علی علیه السّلام فرمودند: هر گاه خواستی خدا را به اسم اعظمش بخوانی تا دعایت مستجاب شود، پس آیات اوّل سوره حدید را تا «و هو علیم بذات الصدور» و آیات آخر سوره حشر از آیه شریفه «لو انزلنا هذا القرآن» را تا پایان سوره قرائت کن، سپس دو دستت را بالا ببر و بگو: « يَا مَنْ هُوَ هَكَذَا أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» و حاجتت را بخواه.[39]

12- رُوِيَ:‏ «أَنَّ مَنْ‏ قَرَأَ الْجَحْدَ عَشْراً قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ دَعَا اسْتُجِيبَ لَهُ». روایت شده است: هر کس روز جمعه، سوره جحد(کافرون) را ده مرتبه قبل از طلوع خورشید قرائت کند و دعا نماید، دعایش مستجاب می شود.[40]

13- قَالَ عَلِيٌّ علیه السّلام لِابْنِهِ: «إِذَا نَزَلَ بِكَ أَمْرٌ عَظِيمٌ‏ فِي‏ دِينٍ‏ أَوْ دُنْيَا فَتَوَضَّأْ وَ ارْفَعْ يَدَيْكَ وَ قُلْ يَا اللَّهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ ثُمَّ سَلْ حَاجَتَكَ فَإِنَّهُ يُسْتَجَابُ لَك‏». حضرت علی علیه السّلام به پسرشان فرمودند: هر گاه امر بزرگی در دین یا دنیای تو نازل شد، وضو بگیر و دو دستت را بالا ببر و هفت مرتبه بگو: «یا الله» سپس حاجتت را بخواه ، پس همانا برای تو مستجاب خواهد شد.[41]

14- قَالَ النَّبِيُّ صلّی الله علیه و آله لِعَلِيٍّ علیه السّلام: «يَا عَلِيُّ إِذَا خَرَجْتَ مِنْ مَنْزِلِكَ تُرِيدُ حَاجَةً فَاقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ فَإِنَّ حَاجَتَكَ تُقْضَى إِنْ شَاءَ اللَّه». پيغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله به امیر المؤمنین على علیه السّلام فرمودند: على جان چون براى كارى بيرون مي روى، آية الكرسى را بخوان كه حاجتت ان شاء الله بر آورده می شود.[42]

15- عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السّلام قَالَ:‏ «مَا مِنْ أَحَدٍ دَهِمَهُ أَمْرٌ يَغُمُّهُ أَوْ كَرِبَتْهُ كُرْبَةٌ فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ‏ بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمَنِ‏ الرَّحِيمِ‏ إِلَّا فَرَّجَ اللَّهُ كُرْبَتَهُ وَ أَذْهَبَ غَمَّهُ إِنْ‏ شَاءَ اللَّهُ‏ تَعَالَى‏». از حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: به هيچ كسی، كارى مهمّ و رنجى بزرگ نرسیده، كه سر به سوى آسمان بلند كند، و سه بار (بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِيمِ‏) بگويد، مگر آن كه، خداوند رنجش را بر طرف كند، و غمش را ببرد ان‏ شاء اللَّه تعالی‏.[43]

16- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ:‏ «إِذَا أَصَابَ الرَّجُلَ كُرْبَةٌ أَوْ شِدَّةٌ فَلْيَكْشِفْ عَنْ رُكْبَتَيْهِ وَ ذِرَاعَيْهِ وَ لْيُلْصِقْهُمَا بِالْأَرْضِ وَ يُلْصِقُ جُؤْجُؤَهُ‏ بِالْأَرْضِ ثُمَّ يَدْعُو». از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: چون به مردى سختى و ناراحتى برسد، ساق پاها و ساعد هایش را برهنه كند و به زمين بچسباند، و سينه را نيز روی زمين قرار دهد و دعا كند.[44]

17- عَنْ عَلِيٍّ علیه السّلام قَالَ:‏ «إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمُ الْحَاجَةَ فَلْيُبَكِّرْ فِي طَلَبِهَا يَوْمَ الْخَمِيسِ وَ لْيَقْرَأْ إِذَا خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ آخِرَ سُورَةِ آلِ عِمْرَانَ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ سُورَةَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ أُمَّ الْكِتَابِ فَإِنَّ فِيهَا قَضَاءَ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة». از حضرت على علیه السّلام روایت است که فرمودند: هر كس حاجتى دارد، بامداد روز پنجشنبه به دنبال آن برود و وقت خروج از منزل آخر سوره آل عمران و آية الكرسى و انّا انزلناه(سوره قدر) و حمد را بخواند كه در آنهاست روا شدن حاجات دنيا و آخرت.[45]

18- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ:‏ مَنْ أَحَبَّ أَنْ لَا يُرَدَّ دُعَاؤُهُ فَلْيُقَدِّمْ هَذَا الدُّعَاءَ أَمَامَ دُعَائِهِ وَ هُوَ-از امام صادق عليه السّلام روایت شده است که فرمودند: «هر كس دوست داشته باشد كه دعايش ردّ نشود، پيش از دعا بگويد: ((مَا شَاءَ اللَّهُ‏ تَوَجُّهاً إِلَى‏ اللَّهِ‏، مَا شَاءَ اللَّهُ تَعَبُّداً لِلَّهِ، مَا شَاءَ اللَّهُ تَلَطُّفاً لِلَّهِ، مَا شَاءَ اللَّهُ تَذَلُّلًا لِلَّهِ، مَا شَاءَ اللَّهُ اسْتِنْصَاراً بِاللَّه،ِ مَا شَاءَ اللَّهُ اسْتِكَانَةً لِلَّهِ، مَا شَاءَ اللَّهُ تَضَرُّعاً إِلَى اللَّهِ، مَا شَاءَ اللَّهُ اسْتِغَاثَةً بِاللَّهِ، مَا شَاءَ اللَّهُ اسْتِعَانَةً بِاللَّهِ، مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيم‏)).[46]

19- عَنِ الثُّمَالِيِّ قَالَ:‏ «قُلْتُ لَهُ(زین العابدین) علیه السّلام: عَلِّمْنِي دُعَاءً فَقَالَ يَا ثَابِتُ قُلِ: ((اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّ لَكَ الْحَمْدَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَنَّانُ‏ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏ ذُو الْجَلالِ‏ وَ الْإِكْرامِ‏ أَنْ‏ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَ كَذَا))، ثُمَّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله: هُوَ الدُّعَاءُ الَّذِي إِذَا دُعِيَ بِهِ أَجَابَ وَ إِذَا سُئِلَ بِهِ أَعْطَى». از ثمالی روایت است که گفت: به امام زین العابدین علیه السّلام عرض کردم: به من دعائی بیاموزید، حضرت فرمودند بگو: ((اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّ لَكَ الْحَمْدَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَنَّانُ‏ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏ ذُو الْجَلالِ‏ وَ الْإِكْرامِ‏ أَنْ‏ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَ كَذَا [و به جای کذا و کذا حاجت خود را می گوئی]))‏، سپس حضرت فرمودند که رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: این دعائی است که هر گاه خدای متعال با آن خوانده شود، پاسخ می گوید و زمانی که با آن از خداوند درخواست شود، عطا می کند.[47]

20- عن الباقر علیه السّلام: «إِذَا كَانَتْ لَهَا(للمرأة) إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةٌ صَعِدَتْ‏ فَوْقَ‏ بَيْتِهَا وَ صَلَّتْ رَكْعَتَيْنِ وَ كَشَفَتْ رَأْسَهَا إِلَى السَّمَاءِ فَإِنَّهَا إِذَا فَعَلَتْ ذَلِكَ اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهَا وَ لَمْ يُخِبْهَا [يُخَيِّبْهَا]». هر گاه زنی حاجتى به سوى خدا داشته باشد، بر بام خانه خود رفته و دو ركعت نماز بخواند و سرش را به سوى آسمان برهنه كند (به شرط این که نامحرمی او را نبیند و الّا جایز نیست)، زيرا كه چون چنين كند، خداوند دعاى او را پذيرفته و او را نااميد نمى ‏كند.[48]

21- رُوِيَ:‏ «أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السّلام كَانَ إِذَا حَزَنَهُ أَمْرٌ لَبِسَ أَنْظَفَ ثِيَابِهِ وَ أَسْبَغَ الْوُضُوءَ وَ صَعِدَ أَعْلَى‏ سَطْحِهِ‏ فَصَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي الْأُولَى الْحَمْدَ وَ إِذَا زُلْزِلَتْ وَ فِي الثَّانِيَةِ الْحَمْدَ وَ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ فِي الثَّالِثَةِ الْحَمْدَ وَ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ وَ فِي الرَّابِعَةِ الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثُمَّ يَرْفَعُ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ يَقُولُ: ((اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي إِذَا دُعِيتَ بِهَا عَلَى مَغَالِقِ أَبْوَابِ السَّمَاءِ لِلْفَتْحِ انْفَتَحَتْ وَ إِذَا دُعِيتَ بِهَا عَلَى مَضَايِقِ الْأَرَضِينَ لِلْفَرَجِ انْفَرَجَتْ وَ أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي إِذَا دُعِيتَ بِهَا عَلَى أَبْوَابِ الْعُسْرِ لِلْيُسْرِ تَيَسَّرَتْ وَ أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي إِذَا دُعِيتَ بِهَا عَلَى الْقُبُورِ لِلنُّشُورِ انْتَشَرَتْ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْلِبْنِي بِقَضَاءِ حَاجَتِي)) قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السّلام: إِذاً وَ اللَّهِ لَا يَزُولَ قَدَمُهُ حَتَّى تُقْضَى حَاجَتُهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى». ‏ روايت است كه هر گاه چیزی حضرت زين العابدين علیه السّلام را محزون می کرد، تميزترين جامه‏ها را مي پوشيدند، و وضوء مي ساختند، و به بام مي رفتند و چهار ركعت نماز مي خواندند(دو نماز دو رکعتی)، در ركعت اوّل حمد و (اذا زلزلت) و در دوّم حمد و (اذا جاء نصر الله) و در سوّم حمد و (قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ‏) و در چهارم حمد و توحيد را مي خواندند، بعد سر به آسمان برمي داشتند و مي فرمودند: ((اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي إِذَا دُعِيتَ بِهَا عَلَى مَغَالِقِ أَبْوَابِ السَّمَاءِ لِلْفَتْحِ انْفَتَحَتْ وَ إِذَا دُعِيتَ بِهَا عَلَى مَضَايِقِ الْأَرَضِينَ لِلْفَرَجِ انْفَرَجَتْ وَ أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي إِذَا دُعِيتَ بِهَا عَلَى أَبْوَابِ الْعُسْرِ لِلْيُسْرِ تَيَسَّرَتْ وَ أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي إِذَا دُعِيتَ بِهَا عَلَى الْقُبُورِ لِلنُّشُورِ انْتَشَرَتْ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْلِبْنِي بِقَضَاءِ حَاجَتِي))، (یعنی:) خداوندا ترا قسم ميدهم به اسمائى كه اگر بر درهاى بسته آسمان بخوانى باز مى ‏شود، و اگر براى گشاده شدن تنگى‏هاى زمين ها بخوانى گشاده مي گردد، و به اسماء تو كه اگر براى مشكلات بخوانى آسان مي گردد و به اسمائى كه اگر بر قبرها براى بر انگيختن مردگان بخوانى برانگيخته مي شوند، بر محمّد و آل او درود بفرست و مرا حاجت روا باز گردان. حضرت زين العابدين علیه السّلام فرمودند: به خدا هيچ كس پس از اين عمل قدم بر نمى ‏دارد مگر آنكه حاجتش روا مي گردد ان شاء اللَّه تعالى.[49]

22- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ:‏ «إِذَا مَضَى ثُلُثُ اللَّيْلِ فَقُمْ وَ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ بِسُورَةِ الْمُلْكِ وَ تَنْزِيلِ السَّجْدَةِ ثُمَّ ادْعُهُ وَ قُلْ: ((يَا رَبِّ قَدْ نَامَتِ الْعُيُونُ وَ غَارَتِ النُّجُومُ وَ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُكَ‏ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ‏ لَنْ يُوَارِيَ عَنْكَ لَيْلٌ دَاجٍ وَ لَا سَمَاءٌ ذَاتُ أَبْرَاجٍ وَ لَا أَرْضٌ ذَاتُ مِهَادٍ وَ لَا بَحْرٌ لُجِّيٌّ وَ لَا ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ‏ يَا صَرِيخَ الْأَبْرَارِ وَ غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ بِرَحْمَتِكَ أَسْتَغِيثُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْضِ لِي حَاجَةَ كَذَا وَ كَذَا وَ لَا تَرُدَّنِي خَائِباً وَ لَا مَحْرُوماً يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ))، فَإِنَّهَا فِي قَضَاءِ الْحَاجَاتِ كَآخِذٍ بِالْيَد». از امام صادق علیه السّلام روایت شده است: پس از گذشت ثلث شب، دو ركعت نماز به جای آور و در آن (سوره ملك) و (سجده) را بخوان و بعد بگو: ((يَا رَبِّ قَدْ نَامَتِ الْعُيُونُ وَ غَارَتِ النُّجُومُ وَ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُكَ‏ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ‏ لَنْ يُوَارِيَ عَنْكَ لَيْلٌ دَاجٍ وَ لَا سَمَاءٌ ذَاتُ أَبْرَاجٍ وَ لَا أَرْضٌ ذَاتُ مِهَادٍ وَ لَا بَحْرٌ لُجِّيٌّ وَ لَا ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ‏ يَا صَرِيخَ الْأَبْرَارِ وَ غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ بِرَحْمَتِكَ أَسْتَغِيثُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْضِ لِي حَاجَةَ كَذَا وَ كَذَا [به جای کذا و کذا حاجت خود را می گوئی] وَ لَا تَرُدَّنِي خَائِباً وَ لَا مَحْرُوماً يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ))، (یعنی:) خداوندا چشمان خوابند و ستارگان فرو رفته ‏اند، و تو زنده و نگهدارنده ‏اى هستى كه چرت و خواب ندارى، شب‏ هاى بلند و تاريك و آسمانهاى پر بروج و زمين گهواره شده از تو پنهان نماند، و درياى ژرف، و ظلمت هاى انباشته بر هم از تو مستور نباشد، اى فريادرس خوبان به رحمت تو استغاثه مي كنم، پس بر محمّد و آلش درود فرست و فلان ... حاجت مرا روا كن و محروم و زيان بار برم مگردان، اى ارحم الراحمين. و اين كار براى قضاء حاجت، چنانست كه خواسته خود را با دست گرفته باشى.[50]

23- عَنِ الرِّضَا علیه السّلام قَالَ: «يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ يَقْرَأُ فِي كُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا الْحَمْدَ مَرَّةً وَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ ثَلَاثَ عَشْرَةَ مَرَّةً فَإِذَا فَرَغَ سَجَدَ وَ قَالَ: ((اللَّهُمَّ يَا فَارِجَ الْهَمِّ وَ كَاشِفَ الْغَمِّ وَ مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ يَا رَحْمَانَ الدُّنْيَا وَ رَحِيمَ الْآخِرَةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْنِي رَحْمَةً تُطْفِئُ بِهَا عَنِّي غَضَبَكَ وَ سَخَطَكَ وَ تُغْنِينِي بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاكَ))، ثُمَّ يُلْصِقُ خَدَّهُ الْأَيْمَنَ بِالْأَرْضِ وَ يَقُولُ: ((يَا مُذِلَّ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ وَ مُعِزَّ كُلِّ ذَلِيلٍ قَدْ وَ حَقِّكَ بَلَغَ الْمَجْهُودُ مِنِّي فِي أَمْرِ كَذَا فَفَرِّجْ عَنِّي))، ثُمَّ يُلْصِقُ خَدَّهُ الْأَيْسَرَ بِالْأَرْضِ وَ يَقُولُ مِثْلَ ذَلِكَ ثُمَّ يَعُودُ إِلَى سُجُودِهِ وَ يَقُولُ مِثْلَ ذَلِكَ، فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يُفَرِّجُ‏ غَمَّهُ‏ وَ يَقْضِي‏ حَاجَتَه». ‏از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: دو ركعت نماز بخواند، در هر ركعت حمد يك بار و انا انزلناه 13 بار، و بعد از نماز سجده كند و بگوید: ((اللَّهُمَّ يَا فَارِجَ الْهَمِّ وَ كَاشِفَ الْغَمِّ وَ مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ يَا رَحْمَانَ الدُّنْيَا وَ رَحِيمَ الْآخِرَةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْنِي رَحْمَةً تُطْفِئُ بِهَا عَنِّي غَضَبَكَ وَ سَخَطَكَ وَ تُغْنِينِي بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاكَ))، (یعنی:) خداوندا! اى بر طرف‏كننده غم ها و اندوه ها و پاسخ دهنده بيچارگان، و اى رحمان دنيا و رحيم آخرت، بر محمّد و آل او درود بفرست و بر من رحمتى آر كه بدان غضبت را فرو نشانى، و مرا از غير خودت بى‏نياز گردانى. بعد گونه راست را بر زمين بگذارد و بگوید: ((يَا مُذِلَّ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ وَ مُعِزَّ كُلِّ ذَلِيلٍ قَدْ وَ حَقِّكَ بَلَغَ الْمَجْهُودُ مِنِّي فِي أَمْرِ كَذَا[و به جای کذا خواسته اش را بگوید] فَفَرِّجْ عَنِّي)) (یعنی:) اى ذليل‏كننده هر جبّار و اى عزيزكننده هر ذليل، به حقّ خودت فلان مشكل مرا گشايشى ده. بعد گونه چپ را بر زمين نهد و همين را بگوید، بعد برگردد به سجده و باز همين را بگوید، كه خداوند غمش را بر طرف و حاجتش را روا سازد.[51]

24- عَنِ الرِّضَا علیه السّلام قَالَ:‏ «إِذَا حَزَنَكَ أَمْرٌ شَدِيدٌ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ تَقْرَأُ فِي إِحْدَاهُمَا الْفَاتِحَةَ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ فِي الثَّانِيَةِ الْفَاتِحَةَ وَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ثُمَّ خُذِ الْمُصْحَفَ‏ وَ ارْفَعْهُ فَوْقَ رَأْسِكَ وَ قُلِ: ((اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ إِلَى خَلْقِكَ وَ بِحَقِّ كُلِّ آيَةٍ فِيهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مَنْ مَدَحْتَهُ فِيهِ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِ وَ لَا نَعْرِفُ أَحَداً أَعْرَفَ بِحَقِّكَ مِنْكَ يَا سَيِّدِي يَا اللَّهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ عَشْراً بِحَقِّ عَلِيٍّ عَشْراً بِحَقِّ فَاطِمَةَ عَشْراً بِحَقِّ إِمَامٍ بَعْدَ كُلِّ إِمَامٍ بَعْدَهُ عَشْراً حَتَّى‏ يَنْتَهِيَ‏ إِلَى‏ إِمَامِ‏ حَقٍ‏ الَّذِي هُوَ إِمَامُ زَمَانِكَ))، فَإِنَّكَ لَا تَقُومُ مِنْ مَقَامِكَ حَتَّى تُقْضَى حَاجَتُك». از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: چون گرفتارى شديدى برايت پيش آيد كه ترا غمگين سازد، دو ركعت نماز بخوان، در ركعت اول فاتحه و آية الكرسى و در ركعت دوم فاتحه و (انا انزلناه ...)، بعد قرآن را بالاى سرت ببر و بگو: ((اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ إِلَى خَلْقِكَ وَ بِحَقِّ كُلِّ آيَةٍ فِيهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مَنْ مَدَحْتَهُ فِيهِ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِ وَ لَا نَعْرِفُ أَحَداً أَعْرَفَ بِحَقِّكَ مِنْكَ يَا سَيِّدِي يَا اللَّهُ (ده مرتبه) بِحَقِّ مُحَمَّدٍ (ده مرتبه) بِحَقِّ عَلِيٍّ (ده مرتبه) بِحَقِّ فَاطِمَةَ (ده مرتبه) و بعد يكى يكى ائمه را به همين نحو نام ببر، تا به امام حقّی برسی که امام زمان توست)). از جاى خود بر نخواهى خواست مگر اینکه حاجتت روا شده است.[52]

25- سعيد بن جبير از ابن عبّاس نقل مى ‏كند كه گفت: على بن ابى طالب علیه السّلام نزد پيامبر اکرم صلّی الله علیه و آله آمدند و از ایشان چيزى خواستند، پيامبر اکرم صلّی الله علیه و آله به او فرمودند: يا على! سوگند به كسى كه مرا به حق به پيامبرى مبعوث كرد، كه چيزى از كم و زياد نزد من نيست(یعنی من از خود چیزی ندارم و همه عنایت خداست)، ولى به تو چيزى ياد مى ‏دهم كه دوستم جبرئيل آن را برای من آورده و گفته است: يا محمّد، اين هديه ‏اى از جانب خدای عزّ و جلّ به توست و خداوند تو را با آن گرامى داشته و به هيچ يك از پيامبرانِ پيش از تو آن را عطا نكرده است، و آن نوزده حرف است كه هيچ مصيبت زده و غمگينى آن را نمى ‏خواند و براى سرقت و آتش‏سوزى (خوانده نمى ‏شود) و هيچ بنده‏اى كه از سلطان مى ‏ترسد آن را نمى ‏گويد، مگر اينكه خداوند فرجى به او مى ‏دهد (حاجت او را برآورده مى ‏سازد) و آن نوزده حرف است كه چهار حرف آن به پيشانى اسرافيل نوشته شده و چهار حرف آن به پيشانى ميكائيل نوشته شده و چهار حرف آن اطراف عرش نوشته شده و چهار حرف آن به پيشانى جبرئيل نوشته شده و سه حرف از آن، آنجا كه خدا خواسته است. على بن ابى طالب علیه السّلام عرض کردند: چگونه با آن ها دعا كنيم يا رسول اللَّه؟ رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند، بگو: ((يَا عِمَادَ مَنْ لَا عِمَادَ لَهُ وَ يَا ذُخْرَ مَنْ لَا ذُخْرَ لَهُ وَ يَا سَنَدَ مَنْ لَا سَنَدَ لَهُ وَ يَا حِرْزَ مَنْ لَا حِرْزَ لَهُ وَ يَا غِيَاثَ مَنْ لَا غِيَاثَ لَهُ وَ يَا كَرِيمَ الْعَفْوِ وَ يَا حَسَنَ الْبَلَاءِ وَ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ وَ يَا عَوْنَ الضُّعَفَاءِ وَ يَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى وَ يَا مُنْجِيَ الْهَلْكَى يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ أَنْتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ سَوَادُ اللَّيْلِ وَ نُورُ النَّهَارِ وَ ضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ دَوِيُّ الْمَاءِ وَ حَفِيفُ الشَّجَرِ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ أَنْتَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ، سپس می گوئی: اللَّهُمَّ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا-خدایا برای من چنین و چنان کن[و حاجتت را می خواهی].))، از جاى خود برنمی خيزى مگر اين كه به خواست خدا، دعاى تو مستجاب مى ‏شود.[53]

خاتمه

بررسی برخی حکمت های عدم استجابت دعا، با وجود شرایط و آداب دعا و نبودن موانع استجابت دعا

بسیاری اوقات، از خدای کریم تقاضا می کنیم و به درگاهش عرضه حاجت می نمائیم، و با توجّه به این که دعا کردن نیز مانند سایر امور، قوانین مخصوص خودش را دارد، (گاهی!) تلاش می کنیم تمامی اصول و فروع دعا کردن را (اعمّ از شرایط و آداب دعا و ترک موانع اجابت) رعایت کنیم، ولی ظاهرا از اجابت، خبری نیست. در این حالت انسان وارد آزمایش بزرگی شده است و خوشا به حال بندگانی که از این آزمایش، سربلند بیرون می آیند. متأسّفانه بسیاری از ما انسان ها در این آزمایش نمره خوبی کسب نمی کنیم، امّا گروهی از بندگان خدا که دلشان به نور ایمان و عمل صالح نورانی شده و قلوبشان با یاد خدا به اطمینان و آرامش رسیده است-أَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ-، حتّی اگر علّت عدم اجابت دعایشان را ندانند، لحظه ای در وجودشان سوء ظنّی نسبت به ساحت مقدّس معبود یکتا پیدا نمی کنند و هرگز لب به ناشکری و ناسپاسی نمی گشایند، به جهت این که باور دارند که خدای متعال کریم است، باور دارند که او حکیم و مهربان است، و بیش از هر کس دیگری صلاح بنده خود را می خواهد و اساساً دلیلی برای خلف وعده او وجود ندارد و ذات مقدّسش از این پندارهای آلوده منزّه و مبرّاست. پس اگر به ظاهر دعا به اجابت نرسیده است، حتماً حکمتی در کار بوده، که بنده کوچک او از آن بی اطّلاع است. فلذا در این فصل، که در واقع آخرین فصل از مباحث مربوط به استجابت دعا است، و مکمّل بحث های گذشته محسوب می شود، تلاش می کنیم تا با استناد به آیات قرآن و روایات ائمّه اطهار علیهم السّلام، دلائل مستجاب نشدن برخی از دعاهایمان را- حتّی با وجود شرایط اجابت، و رعایت آداب دعا و ترک موانع استجابت دعا- بررسی کنیم. امید است، با مطالعه کلمات نورانی قرآن و ذوات مقدّس اهل بیت علیهم السّلام، در راستای قدر شناسی و شکر گذاری به آستان مقدّس پروردگار عالم، قدمی نو برداشته و راه نفوذ شیاطین را، به سرزمین جانمان مسدود سازیم.

«عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏» چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرِّ شما در آن است. و خدا مى ‏داند، و شما نمى ‏دانید.[54]

انسان ها هر قدر که در علم و فناوری پیشرفت کنند، باز هم دائره معلوماتشان از خود و جهان هستی، در مقابل آن چه نمی دانند، ناچیز و تقریبا هیچ است- همان طور که بسیاری از بزرگان و دانشمندان دنیا به این مطلب معترفند- و همین مطلب عامل آن است که گاهی در تشخیص مصالح و مفاسد خود و جامعه دچار اشتباه می شوند. آن چه در این راستا مزید بر علّت است، این است که انسان ها- جز انبیاء و اولیاء خدا، که معصومند و از گنجینه علم الهی بهره مند- چون معصوم از خطا و گناه نیستند، گاهی شهوات و امیال نفسانی در تعیین خواسته هایشان تأثیر گذارده و ایشان را از درخواست آن چه برایشان حقیقتاً مفید است، باز می دارد و آن ها را به سمت آن چه برایشان در واقع مضرّ است سوق می دهد. بر همین اساس است که خدای متعال دعایی را که برای بنده مفسده دارد، اجابت نمی کند، گرچه بنده در خواستن آن پافشاری نماید. نظیر کودکی که به جهت زیبائی آتش و جذّابیّت آن، تمایل دارد که با آتش بازی کند، امّا پدر او که از خطر آتش مطّلع است و فرزند خود را دوست می دارد، اجازه این بازی کودکانه امّا خطرناک را به او نمی دهد، هر چند کودک از این کار خوشش نیاید و صدا به گریه بلند کند. امیر کلام، مولا علی علیه السّلام در بیان شیوایشان اشاره به این مطلب نموده، می فرمایند: «فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ وَ فِيهِ‏ هَلَاكُ‏ دِينِكَ‏ وَ دُنْيَاكَ‏ لَوْ أُوتِيتَه». چه بسیار امری که تو طالب آن هستی، در حالی که اگر به تو داده می شد، هلاک دین و دنیای تو در آن بود.‏[55]

نبیّ اکرم صلّی الله علیه و آله به نقل از جَبْرَئِيلَ ع فرمودند که خدای تبارك و تعالى می فرماید‏: « برخى از بندگان مؤمن من هستند كه مى ‏خواهند عبادتى را انجام دهند ولى منصرفشان مى ‏كنم، تا عجب و خود بينى به ايشان راه نيابد و فاسدشان نکند، و عدّه ای از بندگان مؤمن من، سلامتى ايمانشان صرفاً با فقر است، به طورى كه اگر غنى شوند ايمانشان فاسد مى ‏شود يا بعضى ديگر هستند كه سلامتى ايمان آنها فقط با ابتلاء به بيمارى تأمين می گردد، لذا اگر جسمشان سالم شود، فاسد الايمان مى ‏شوند و به عكس جمعى از اهل ايمان مى ‏باشند كه تنها در صورت سالم بودن (مریض نبودن) ايمانشان سالم مى ‏ماند، از اين رو اگر آنها را مبتلا به بيمارى كنم ايمانشان فاسد مى ‏گردد، بنا بر اين با علم به قلوب و دلهاى بندگان، بين ايشان تدبير مى ‏كنم، چون من عالم و خبير هستم».[56]

گاهی شیاطین انس و جنّ در گوش مردم وسوسه نموده و مثلاً می گویند: این همه شما مؤمنین دعا کردید و خبری نشد، امّا کفّار و اهل معصیت و کبائر، در وفور نعمت بسر می برند، پس یا شما(به خاطر اسلام و ایمانتان) در اشتباهید و آن ها در طریق درست حرکت می کنند و یا این که خدایتان به شما کاری ندارد و دعایتان را مستجاب نمی کند، امّا با دقّت در روایات گذشته و آیات و روایاتی که می آید، پاسخ واضح و روشن است.

«مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ في‏ حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصيب»‏ هر كس كِشت آخرت بخواهد (بذر عمل براى محصول آخرت بكارد) بر كِشت او مى ‏افزاييم و هر كس كِشت دنيا بخواهد (عمل به قصد دنيا كند، ما طبق تقدير خود) از آن به او مى ‏دهيم و ديگر او را در آخرت نصيبى نخواهد بود.[57]

«وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ » آن ها كه كافر شدند، (و راه طغيان پيش گرفتند،) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مى ‏دهيم، به سودشان است! ما به آنان مهلت مى ‏دهيم فقط براى اينكه بر گناهان خود بيفزايند و براى آنها، عذاب خواركننده‏اى (آماده شده) است.[58]

قَالَ رسول الله علیه و آله يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ عَظَمَتِي وَ بَهَائِي إِنِّي لَأَحْمِي‏ وَلِيِّي‏ أَنْ أُعْطِيَهُ فِي دَارِ الدُّنْيَا شَيْئاً يَشْغَلُهُ عَنْ ذِكْرِي حَتَّى يَدْعُوَنِي فَأَسْمَعَ دُعَاءَهُ وَ صَوْتَهُ وَ إِنِّي لَأُعْطِي الْكَافِرَ أُمْنِيَّتَهُ حَتَّى لَا يَدْعُوَنِي فَأَسْمَعَ صَوْتَهُ بُغْضاً مِنِّي لَه». ‏رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند که خدای عزّ و جلّ می فرماید: قسم به عزّت و جلالم و عظمت و جمالم، که من در دنیا به دوستم چیزی نمی دهم که او را از یاد من غافل کند تا این که مرا بخواند و من دعا و صدایش را بشنوم و همانا من به کافر آن چه را آرزو دارد می دهم تا مرا صدا نزند که (در نتیجه صدا زدن او) صدایش را بشنوم، به سبب بغضی که نسبت به او دارم.[59]

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ يُعْطِي الْمَالَ الْبَارَّ وَ الْفَاجِرَ وَ لَا يُعْطِي الْإِيمَانَ إِلَّا مَنْ أَحَب‏». از امام صادق علیه السّلام روایت است که فرمودند: خدای متعال مال را به نیکوکار و فاجر(اهل گناه و فسق) می دهد ولی ایمان را تنها به کسی که دوست می دارد می دهد.[60]

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السّلام قَالَ: «إِنَّ هَذِهِ الدُّنْيَا يُعْطَاهَا الْبَرُّ وَ الْفَاجِرُ وَ إِنَّ هَذَا الدِّينَ لَا يُعْطِيهِ اللَّهُ إِلَّا خَاصَّتَه‏». از امام باقر علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: همانا دنیا به نیکوکار و فاجر داده می شود ولی خدای تعالی این دین را فقط به خاصّان درگاهش می دهد.[61]

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ‏ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً ابْتَلَاهُ وَ تَعَهَّدَهُ بِالْبَلَاءِ كَمَا يَتَعَهَّدُ الْمَرِيضَ أَهْلُهُ بِالطُّرَفِ وَ وَكَّلَ بِهِ مَلَكَيْنِ فَقَالَ لَهُمَا أَسْقِمَا بَدَنَهُ وَ ضَيِّقَا مَعِيشَتَهُ وَ عَوِّقَا عَلَيْهِ مَطْلَبَهُ حَتَّى يَدْعُوَنِي فَإِنِّي أُحِبُّ صَوْتَهُ فَإِذَا دَعَا قَالَ اكْتُبَا لِعَبْدِي ثَوَابَ مَا سَأَلَنِي فَضَاعِفَاهُ لَهُ حَتَّى يَأْتِيَنِي وَ مَا عِنْدِي خَيْرٌ لَهُ وَ إِذَا أَبْغَضَ عَبْداً وَكَّلَ بِهِ مَلَكَيْنِ فَقَالَ أَصِحَّا بَدَنَهُ وَ وَسِّعَا عَلَيْهِ فِي رِزْقِهِ وَ سَهِّلَا لَهُ‏ مَطْلَبَهُ‏ وَ أَنْسِيَاهُ ذِكْرِي فَإِنِّي أُبْغِضُ صَوْتَهُ حَتَّى يَأْتِيَنِي وَ مَا عِنْدِي شَيْ‏ءٌ لَه». از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: خدای متعال هنگامی که بنده ای را دوست بدارد، او را مبتلا می کند و با بلا به او رسیدگی می نماید همان گونه که اطرافیان مریض با هدیه ها به او رسیدگی می کنند، و دو فرشته را به او می گمارد و به آن دو می گوید: بدنش را مریض کنید، معیشتش را سخت کنید و خواسته اش را به تعویق(تأخیر) اندازید، تا مرا بخواند پس به درستی که من صدایش را دوست می دارم، و هنگامی که دعا می کند، خداوند دستور می دهد که برای درخواستش پاداش بنویسید و آن را مضاعف گردانید تا نزد من آید که آن چه پیش من است برای او بهتر است. و ان گاه که خدای متعال نسبت به بنده ای(به جهت اعمال ناپسندش) تنفّر داشته باشد، دو ملک را بر او مأمور می کند و به آن ها دستور می دهد که بدنش را صحیح کرده و روزیش را وسعت بخشید و رسیدن به خواسته هایش را آسان گردانید و او را از یاد من غافل سازید‏، چراکه صدای او نزد من مبغوض است، تا به این شکل به دیدار من آید، در حالتی که برای او نزد من چیزی نیست.[62]

پس آبادانی دنیا و دارائی های دنیوی، ملاک درستی و بر حق بودنِ صاحبان آن، و فقر و نداری، ملاک گمراهی و بر حق نبودن اهل آن نیست.

گاهی تأخیر در اجابت دعا می شود و برای بنده در این تأخیر، ثمرات فراوانی است، از آن جمله این که ممکن است گاهی اجابت دعا به تأخیر بیافتد به جهت آن که هنوز زمان مناسب آن فرا نرسیده است و اگر زودتر از موعد اجابت شود، به ضرر دعا کننده خواهد بود. دیگر آن که خدای متعال دوست دارد با تأخیر در اجابت، بنده بیشتر به درگاه خداوند دعا کند و در نتیجه دعای بیشتر، درجات انس و قرب او به خدای متعال بیشتر گردد. و گاهی به جهت آن است که با دعای بیشتر، پاداشی بزرگتر و بیش از آن چه بنده خواسته است، به او عنایت کند.

احمد بن محمّد بن أبى نصر می گويد به حضرت ابوالحسن الرّضا عليه السلام عرض كردم: قربانت گردم: من چند سال است كه از خدا حاجتى درخواست كرده‏ام و از تأخير اجابتش در دلم شبهه و نگرانى به وجود آمده است؟ فرمودند: اى احمد! مبادا شيطان بر (دل) تو راهى باز كند، تا تو را نااميد كند، همانا امام باقر عليه السلام مى ‏فرمودند: هر آينه مؤمن حاجتى از خدا می خواهد و اجابت آن به تأخیر می افتد، به خاطر محبوبيّت آوازش (نزد خداوند) و شنيدن صداى گريه‏اش، سپس فرمودند: به خدا سوگند آنچه خداى عزّ و جلّ براى مؤمنين به تأخیر می اندازد ، بهتر است براى ايشان از آنچه زود به آن ها عطا فرمايد، و دنيا چيست؟ امام باقر عليه السلام مى ‏فرمودند: سزاوار است براى مؤمن كه دعايش در حال آسايش همانند دعاى او در حال سختی باشد، و چون به او داده شد (آنچه درخواست كرده از دعا) سست نشود. ... (سپس در ادامه حضرت فرمودند:) همانا كسى كه در اين دنيا داراى نعمت است، اگر هر گاه درخواست (چيزى از خدا) كند و به او داده شود،(حرصش زياد می گردد) و غیرِ آن چیز را نیز می خواهد، و (در نتيجه) نعمت خدا در چشم او كوچك و خوار می گردد، و از هيچ چيز سير نمی شود، و چون نعمت فراوان می شود، مسلمان از اين راه به خطر می افتد، (و اين خطر) به خاطر آن حقوقى (است) كه بر او واجب می شود، به خاطر آن كه بيم آن می رود، بواسطه اين حقوق در فتنه و آزمايش قرار گیرد(و در أداء آنها كوتاهى كند)، بگو بدانم: اگر من به تو چيزى گفتم، به آن اعتماد دارى؟ عرض كردم: فدايت گردم، اگر من به گفته شما اعتماد نكنم، پس به گفتار چه كسى اعتماد كنم؟! با اينكه شما حجّت خداوند بر خلق او هستید؟ فرمودند: پس تو به خدا (و وعده‏ها و گفتارهاى او) اعتمادت بيشتر باشد، زيرا خداوند به تو وعده اجابت داده است، و همانا اجابت دعاى تو به موعدى واگذار شده است، آيا خداى عزّ و جلّ نمی فرمايد: «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعان»‏ و هر گاه بندگان من، درباره من بپرسند از تو ، پس همانا من نزديكم و اجابت می كنم دعاى آن كه مرا بخواند.[63] ؟ و فرموده است: «لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّه» ‏نوميد نباشيد از رحمت خدا.[64] و نيز فرموده است: «وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلا» و خداوند از جانب خود به شما مژده آمرزش و فضل می دهد.[65] پس تو به خداى عزّ و جلّ اعتمادت بيشتر باشد از ديگران، و در دل خود جز خوبى راه ندهيد، كه شما آمرزيده‏ايد.‏[66]

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام در نامه 31 نهج البلاغه خطاب به حضرت مجتبی علیه السّلام می فرمایند: «رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْكَ الْإِجَابَةُ لِيَكُونَ ذَلِكَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِلِ وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ الْأَمَل‏» چه بسا اجابت دعا به تأخیر می افتد تا اجر بیشتر و عطائی بالاتر از آن چه آرزو داشته به داده شود.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله:‏ «مَا مِنْ‏ مُسْلِمٍ‏ يَدْعُو اللَّهَ‏ بِدُعَاءٍ إِلَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ فَإِمَّا أَنْ يُعَجِّلَ فِي الدُّنْيَا وَ إِمَّا أَنْ يَدَّخِرَ فِي الْآخِرَةِ وَ إِمَّا أَنْ يُكَفِّرَ عَنْ ذُنُوبِه». رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: هیچ مسلمانی نیست که با دعائی خدای متعال را بخواند مگر این که خداوند دعایش را مستجاب می کند، (به این صورت که) یا در همین دنیا به او می دهد و یا برای آخرتش ذخیره می کند و یا این که از گناهانش می آمرزد.‏[67]

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام:‏ «أَنَّ الْكَافِرَ لَيَدْعُو فِي حَاجَتِهِ‏ فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَجِّلُوا حَاجَتَهُ بُغْضاً لِصَوْتِهِ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَدْعُو فِي حَاجَتِهِ فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَخِّرُوا حَاجَتَهُ‏ شَوْقاً إِلَى صَوْتِهِ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دَعَوْتَنِي فِي كَذَا وَ كَذَا فَأَخَّرْتُ إِجَابَتَكَ وَ ثَوَابُكَ كَذَا وَ كَذَا قَالَ فَيَتَمَنَّى الْمُؤْمِنُ أَنَّهُ لَمْ يُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا فِيمَا يَرَى مِنْ حُسْنِ الثَّوَاب‏». از حضرت صادق علیه السّلام روایت است که فرمودند: همانا کافر به خاطر حاجتش دعا می کند و خدای عزّ و جلّ می فرماید: زود حاجتش را بدهید به خاطر این که از صدای او بدم می آید و مؤمن به خاطر حاجتی که دارد، دعا می کند، امّا خدای عزّ و جلّ می فرماید: حاجتش را به تأخیر اندازید، چون مشتاق صدای او هستم، پس هنگامی که روز قیامت می شود، خدای عزّ و جلّ می فرماید: در فلان حاجت به درگاهم دعا کردی و من اجابتش را به تأخیر انداختم، (حال) ثواب تو فلان مقدار است، حضرت فرمودند: مؤمن به خاطر ثواب نیکوئی که می بیند، آرزو می کند که ای کاش هیچ دعائی از او در دنیا مستجاب نمی شد.[68]

گاهی نیز دعا اجابت می شود ولی بنا به دلایل و مصالحی، برآورده شدن آن به تأخیر می افتد. عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ‏: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام أَ يُسْتَجَابُ لِلرَّجُلِ الدُّعَاءُ ثُمَّ يُؤَخَّرُ قَالَ: نَعَمْ‏ عِشْرُونَ‏ سَنَة» اسحاق بن عمّار می گوید به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: آيا مى ‏شود دعاى بنده‏اى اجابت شود اما(برآورده شدنش) به تأخير افتد؟ فرمود: بلى، حتى بيست سال.‏[69]

عَنْ ابی عبد الله علیه السّلام قَالَ:‏ «كَانَ بَيْنَ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما[70] وَ بَيْنَ أَخْذِ فِرْعَوْنَ أَرْبَعُونَ عَاماً». از امام صادق علیه السّلام روایت است که فرمودند: از زمان وعده خداوند به حضرت موسى و حضرت هارون- عليهما السّلام- كه فرمود: دعاى شما اجابت شد، تا زمان نزول عذاب بر فرعون، چهل سال فاصله بود.[71]

در پایان، خداوند منّان را شکرگذاریم که ما را به طریق مستقیم-قرآن و عترت- راهنمائی نمود و از پیشگاه او خواستاریم تا به حقّ مقرّبین درگاهش و اشرف مخلوقاتش، محمّد و آل او صلوات الله علیهم اجمعین، این اثر کوچک را به لطف و کرمش از ما قبول بفرماید و از لغزش هایمان در گذرد. آمین.

فرازی از زیارت امین الله:

«اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ‏ رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ‏ مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَ دُعَائِكَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلَائِكَ شَاكِرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِكَ ذَاكِرَةً لِسَوَابِغِ آلَائِكَ مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ مُتَزَوِّدَةً التَّقْوَى لِيَوْمِ جَزَائِكَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ أَوْلِيَائِكَ مُفَارِقَةً لِأَخْلَاقِ أَعْدَائِكَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيَا بِحَمْدِكَ وَ ثَنَائِك‏».[72]

پی نوشتها:

[1] اصول کافی ج 2 ص 521.

[2] مجموعة ورّام ج 1 ص 16.

[3] جمال الأسبوع بكمال العمل المشروع ص 346.

[4] بحار الأنوار ج 90 ص 314.

[5] وسائل الشيعة ج 7 ص 144.

[6] وسائل الشيعة ج 7 ص 144.

[7] وسائل الشيعة ج 7 ص 144.

[8] وسائل الشيعة ج 7 ص 144.

[9] جامع الأخبار(للشعيري) ص 58.

[10] مكارم الأخلاق ص 267.

[11] اصول کافی ج 2 ص 471.

[12] بحار الأنوار ج 90 ص 394.

[13] مكارم الأخلاق ص 269.

[14] عدة الداعي و نجاح الساعي ص 155.

[15] عدة الداعي و نجاح الساعي ص 156.

[16] مكارم الأخلاق ص 346.

[17] مكارم الأخلاق ص 272.

[18] بحار الأنوار ج 90 ص 306.

[19] منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة(خوئى) ج 13 ص 381.

[20] وسائل الشيعة ج 16 ص 270.

[21] إعتقادات الإمامية (للصدوق) ص 110.

[22] اصول کافی ج 1 ص 56.

[23] اصول کافی ج 1 ص 58.

[24] اصول کافی ج 1 ص 54.

[25] شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني) ج 2 ص 286.

[26] تفسير فرات الكوفي ص 57.

[27] اصول کافی ج 2 ص 580.

[28] ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص 104.

[29] الدعوات (للراوندي) ص 45.

[30] بحار الأنوار ج 92 ص 163.

[31] غافر/ 60.

[32] سبأ / 39.

[33] ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) ص 86.

[34] بحار الانوار ج 82 ص 66.

[35] مهج الدعوات و منهج العبادات ص 316.

[36] محاسبة النفس ص 38.

[37] وسائل الشیعه ج 7 ص 89.

[38] بحار الانوار ج 90 ص 234.

[39] بحار الأنوار ج 90 ص 230.

[40] بحار الأنوار ج 86 ص 333.

[41] مكارم الأخلاق ص 346.

[42] مكارم الأخلاق ص 346.

[43] مكارم الأخلاق ص 346.

[44] مكارم الأخلاق ص 346.

[45] مكارم الأخلاق ص 346.

[46] فلاح السائل و نجاح المسائل ص 97.

[47] الدعوات (للراوندي) ص 57.

[48]الخصال ج 2 ص 586.

[49] مكارم الأخلاق ص 338.

[50] مكارم الأخلاق ص 337.

[51] بحار الأنوارالجامعة ج 88 ص 355.

[52] مكارم الأخلاق ص 326.

[53] الخصال ج 2 ص 510.

[54] بقره/216.

[55] بحار الأنوار ج 74 ص 205.

[56] علل الشرائع ج 1 ص 12.

[57] شوری/ 20.

[58] آل عمران/ 178.

[59] مشكاة الأنوار ص 97.

[60] التمحیص ص 51.

[61] التمحیص ص 51.

[62] التمحیص ص 55.

[63] بقره/ 186.

[64] زمر/ 53.

[65] بقره/ 268.

[66] اصول کافی ج 2 ص 488.

[67] جامع الأخبار(للشعيري) ص 133.

[68] المؤمن ص 34.

[69] عدة الداعي و نجاح الساعي ص 203.

[70] يونس/ 89.

[71] عدة الداعي و نجاح الساعي ص 203.

[72] الغارات (ط - الحديثة) ج 2 ص 847.


دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده


نام:
ایمیل:
* نظر: