حضرت موسی(ع) (۲)| موسی(ع) در خانه فرعون
قصه‌های قرآن| ۵۱

حضرت موسی(ع) (۲)| موسی(ع) در خانه فرعون

مادر موسى(ع) طبق الهام الهى، تصمیم گرفت، كودكش را به دریا بیفكند، به‌ طور محرمانه به سراغ یك نفر نجّار مصرى كه از فرعونیان بود آمد و از او درخواست یك صندوقچه كرد.
حضرت موسی(ع) (۱)| تولد حضرت موسی(ع)
قصه‌های قرآن| ۵۰

حضرت موسی(ع) (۱)| تولد حضرت موسی(ع)

فرعون در حالی ‌که بسیار وحشت‌زده شده بود، از خواب برخاست و در غم و اندوه فرو رفت، ساحران، كاهنان و دانشمندان تعبیر خواب را به حضور طلبید و به آن‌ها رو كرد و گفت: چنین خوابى را دیده‌ام، تعبیرش چیست؟
حضرت شعیب(ع) (۲)| عاقبت قوم شعیب(ع)
قصه‌های قرآن| ۴۹

حضرت شعیب(ع) (۲)| عاقبت قوم شعیب(ع)

از بعضى از روایات استفاده می‌شود كه موضع‌گیری قوم بت‌پرست شُعَیب(ع) در برابر آن حضرت، به ‌قدری شدید بود كه چند نفر از نمایندگان آن حضرت را مظلومانه و بسیار جانسوز كشتند...
حضرت شعیب(ع) (۱)| لجاجت و گستاخی قوم شعیب(ع)
قصه‌های قرآن| ۴۸

حضرت شعیب(ع) (۱)| لجاجت و گستاخی قوم شعیب(ع)

خداوند از میان مردم مَدْین، حضرت شُعَیب(ع) را به پیامبرى برانگیخت تا آن‌ها و مردم اطراف را از لجنزارها و تباهی‌ها برهاند و به‌ سوی توحید و صفا و صمیمیّت دعوت نماید.
حضرت یوسف(ع) (۱۱)| محبوبیت یوسف(ع) و آرامگاه او
قصه‌های قرآن| ۴۷

حضرت یوسف(ع) (۱۱)| محبوبیت یوسف(ع) و آرامگاه او

حضرت یوسف(ع) به ‌قدری محبوبیّت اجتماعى پیدا كرده و عزّت فوق‌العاده‌ای نزد مردم مصر داشت كه پس از فوتش بر سر محلِّ به خاك سپاری‌اش نزاع شد. هر طایفه‌ای می‌خواست جنازه‌ی یوسف در محل آن‌ها دفن شود، تا قبر او مایه‌ی بركت در زندگی‌شان باشد.
حضرت یوسف(ع) (۱۰)| گذشت جوانمردانه یوسف(ع) از برادران
قصه‌های قرآن| ۴۶

حضرت یوسف(ع) (۱۰)| گذشت جوانمردانه یوسف(ع) از برادران

وقتی ‌که برادران، از ستم خویش درباره‌ی یوسف(ع) پشیمان گشتند، و به خطاى خود اقرار كردند، هم در نزد یوسف(ع) و هم در نزد یعقوب(ع) زبان به عذرخواهى گشودند و تقاضاى عفو كردند. یوسف مهربان آن‌همه مصائب را كه از ناحیه آن‌ها به او وارد شده بود، نادیده گرفت...
حضرت یوسف(ع) (۹)| جزا و نتیجه اعمال
قصه‌های قرآن| ۴۵

حضرت یوسف(ع) (۹)| جزا و نتیجه اعمال

حضرت یعقوب(ع) از فرزندانش كناره گرفت و در دنیایى از حزن و غم فرو رفت. آن ‌قدر از فراقِ یوسف ناراحتی‌ها كشیده بود كه دیدگانش سفید شده و نابینا گشت. نابینایى و فراق بنیامین، بر ناراحتى او افزود.
حضرت یوسف(ع) (۸)| تأکید یوسف(ع) برای نگهداری بنیامین
قصه‌های قرآن| ۴۴

حضرت یوسف(ع) (۸)| تأکید یوسف(ع) برای نگهداری بنیامین

حضرت یوسف(ع) خیلى علاقه داشت كه بنیامین در حضورش بماند، ولى از نظر قانون، هیچ راهى براى نگاه ‌داشتن او نبود، جز این‌ که (شاید با تصویب خود بنیامین) با طرح توطئه‌ای وارد شود. این توطئه چون به خاطر مصالح اهمّی ‌بود (و خود بنیامین راضى بود) هیچ اشكال شرعى نداشت.
حضرت یوسف(ع) (۷)| حضور برادران یوسف(ع) در نزد او
قصه‌های قرآن| ۴۳

حضرت یوسف(ع) (۷)| حضور برادران یوسف(ع) در نزد او

به دستور یوسف(ع)، بین برادران قرعه زدند، قرعه به نام شمعون افتاد. این هم از درس‌های دستگاه خلقت است كه به این وسیله شمعون كه نسبت به برادران، براى یوسف(ع) بهتر بوده و سابقه خوبى داشته نزد یوسف بماند.
حضرت یوسف(ع) (۶)| یوسف(ع) رئیس دارایی کشور مصر
قصه‌های قرآن| ۴۲

حضرت یوسف(ع) (۶)| یوسف(ع) رئیس دارایی کشور مصر

شاه مصر كه به ‌طور كامل به پاكى و علم و درایت یوسف پى برده بود، به او علاقه شدیدى پیدا كرد. به اطرافیان دستور داد به زندان بروند و یوسف را به حضورش بیاورند تا او را محرم اسرار و امین امور خود قرار دهد.
حضرت یوسف(ع) (۵)| آزادی یوسف(ع) از زندان
قصه‌های قرآن| ۴۱

حضرت یوسف(ع) (۵)| آزادی یوسف(ع) از زندان

خداوند به یوسف(ع) لطف كرد و به آه‌ها و دعاها و گریه‌ها و توكّل او توجّه نموده و راه آزادى او را از زندان ترتیب داد به‌ طوری ‌که وقتى از زندان آزاد شد، روز به‌ روز بر عزّت و شكوه او افزوده شد تا عزیز و فرمانرواى مصر گردید.
حضرت یوسف(ع) (۴)| یوسف(ع) در زندان
قصه‌های قرآن| ۴۰

حضرت یوسف(ع) (۴)| یوسف(ع) در زندان

به ‌فرمان زلیخا، یوسف ماه‌چهره وارد آن مجلس شد. بانوان مجلس تا چشمشان به او افتاد، همه‌چیز را فراموش كردند، حتى با كاردهایى كه در دست داشتند عوض بریدن میوه‌ها، دستهای خود را بریدند، «وَ قَطَّعنَ اَیدِیهُنَّ.»
حضرت یوسف(ع) (۳)| عفت حضرت یوسف(ع)
قصه‌های قرآن| ۳۹

حضرت یوسف(ع) (۳)| عفت حضرت یوسف(ع)

یوسف کوخ‌نشین، یوسفِ دربه‌در و اسیر و از چاه بیرون آمده، اینك در كاخ به سر می‌برد و روزبه‌روز آثار رشد جسمى و روحى از او پرتوافكن است. بر اثر كمال و جمال، معرفت و عفّت، ملاحت و حسن و وقارى كه دارد نه‌تنها دل عزیز مصر را تصرّف كرده، بلكه در دلِ همسر عزیز مصر هم جاى گرفته است.
حضرت یوسف(ع) (۲)| نجات یوسف(ع) از چاه
قصه‌های قرآن| ۳۸

حضرت یوسف(ع) (۲)| نجات یوسف(ع) از چاه

یوسف گفت: روزى در این فكر بودم كه چگونه كسى می‌تواند با من اظهار دشمنى كند؟ چرا که داراى برادران نیرومند هستم، ولى اكنون می‌بینم خود شما بر من مسلّط شده‌اید و می‌خواهید مرا به چاه افكنید، این درسى از جانب خداوند است كه نباید هیچ بنده‌ای به غیر خدا تكیه كند.
حضرت یوسف(ع) (۱)| نیرنگ برادران حسود یوسف(ع)
قصه‌های قرآن| ۳۷

حضرت یوسف(ع) (۱)| نیرنگ برادران حسود یوسف(ع)

یعقوب(ع) گر چه در میان فرزندان رعایت عدالت می‌کرد، ولى امتیازات و صفات نیك یوسف(ع) به‌ گونه‌ای بود كه خواه‌ناخواه بیشتر مورد علاقه پدر قرار می‌گرفت، وانگهی یوسف در میان برادران - جز بنیامین - از همه کوچک‌تر بود و در آن‌ وقت نُه سال داشت، و طبعاً چنین فرزندى بیشتر مورد مهر و محبت پدر و مادر قرار می‌گیرد.
حضرت ذی الکفل(ع)|سه خصلت حضرت ذی الکفل(ع)
قصه‌های قرآن| ۳۶

حضرت ذی الکفل(ع)|سه خصلت حضرت ذی الکفل(ع)

به گفته بعضى، او از فرزندان حضرت ایّوب(ع) بود و نام اصلی‌اش بشر بن ایّوب (یا بشیر) بود، در شام می‌زیست، 95 سال عمر كرد، پسرش به نام عبدوان را وصى خود كرد، و خداوند بعد از او، حضرت شعیب را به ‌عنوان پیامبر مبعوث كرد.
حضرت ایوب(ع) (۳)| رفع بلا از حضرت ایوب(ع)
قصه‌های قرآن| ۳۵

حضرت ایوب(ع) (۳)| رفع بلا از حضرت ایوب(ع)

ایّوب(ع) بدن خود را با آب آن چشمه زلال شستشو نمود، و از آن نوشید، تمام دردها و رنج‌ها از بدنش برطرف گردید سپس آنچه او از اموال و زراعت و دام و فرزندان را از دست‌داده بود، همه به اذن خدا بازگشتند و بهتر و افزون‌تر از قبل، به سراغ ایّوب آمدند.
حضرت ایوب(ع) (۲)| ترفند ابلیس و خنثی‌سازی حضرت ایوب(ع)
قصه‌های قرآن| ۳۴

حضرت ایوب(ع) (۲)| ترفند ابلیس و خنثی‌سازی حضرت ایوب(ع)

ابلیس از هر طریقى وارد شد نتوانست ایّوب(ع) را فریب دهد، بلكه او را می‌دید كه در سخت‌ترین بلاها، شكر و سپاس الهى به‌ جا می‌آورد، فریادى كشید و فرزندان خود را به نزدش جمع كرد، همه شیطان‌ها نزد ابلیس اجتماع كردند...
حضرت ایوب(ع) (۱)| حضرت ایوب(ع) در آزمایش الهی
قصه‌های قرآن| ۳۳

حضرت ایوب(ع) (۱)| حضرت ایوب(ع) در آزمایش الهی

گرچه ایّوب(ع) چندان در هدایت قوم خود توفیق نیافت، ولى خودسازى و صبر و استقامت او، همواره در تاریخ درس مقاومت و خودسازى به انسان‌ها آموخته و می‌آموزد، و موجب نجات انسان‌ها می‌شود.
حضرت یعقوب(ع) (۲)| پایان عمر حضرت یعقوب(ع)
قصه‌های قرآن| ۳۲

حضرت یعقوب(ع) (۲)| پایان عمر حضرت یعقوب(ع)

یعقوب(ع) 147 (و به قولى 170) سال عمر كرد، در دنیا سرد و گرم زیاد دید، چندین سال بر كنعان، سپس در حاران (سرزمین عراق) به سر برد، و بعد به كنعان بازگشت، در قسمت پایان عمر، هنگامی‌ که 130 سال از عمرش گذشته بود، به هواى لقاى یوسف(ع) وارد مصر شد، و پس از هفده سال سكونت در مصر، از دنیا رحلت كرد.