کد مطلب: ۱۳۸۹
تعداد بازدید: ۲۹۵۱
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۹۶ - ۱۶:۵۹
زنان برجسته اسلام/ ۸
مادر پیامبر خاتم حضرت محمّد مصطفی صلّی الله علیه و آله، «آمنه» دختر «وهب بن عبد مناف» است. این بانوی با فضیلت و بزرگوار به عفّت و پاکدامنی شهرت داشت. درباره او گفته اند: خداوند، آن چنان جمال و کمال به وی عطا کرده بود که به حکیمه قوم خود معروف بود.

آمنه بنت وهب(س)

بانوی پُرفضیلت

مادر پیامبر خاتم حضرت محمّد مصطفی صلّی الله علیه و آله، «آمنه» دختر «وهب بن عبد مناف» است. این بانوی با فضیلت و بزرگوار به عفّت و پاکدامنی شهرت داشت. درباره او گفته اند: خداوند، آن چنان جمال و کمال به وی عطا کرده بود که به حکیمه قوم خود معروف بود. از نظر فصاحت و بلاغت، گوی سبقت از تمام زنان عرب ربوده و در جایگاه بلندی قرار داشت. عبدالمطّلب آمنه را برای پسرش عبداللّه خواستگاری کرد و تنها ثمره ی این پیوند خجسته، وجود اشرف کائنات و خاتم رسولان، حضرت محمّد صلّی الله علیه وآله بود. عبدالمطّلب، قبل از خواستگاری آمنه، نزد عبدالله، جوان برومند و زیبای بنی هاشم آمد و چنین گفت: «پسرم، آمنه دختری است از خویشان تو و در مکّه مانند او دختری نیست» و سپس فرمود: «فَوَ اللهِ ما فِی بَناتِ اَهلِ مکّةَ مِثلُها لِأنَّها مُحتَشمَةٌ فِی نَفسِها طاهِرَةٌ مُطَهَّرَةٌ عاقِلَةٌ دَیِّنَةٌ»، سوگند به عزّت و جلال خداوند، که در مکّه دختری مثل او (آمنه) نیست، زیرا او با حیا و ادب است و نفسی پاکیزه دارد و عاقل و فهیم و دین باور است. در وصف آمنه گفته اند که در بین زنان مکّه، کسی هم شأن او نبود. او بانویی بزرگوار و دارای روحی پاک و عفیف بود، علاوه بر این، ادیب، عاقل، فصیح و بلیغ بود و خداوند، به وی جمالی غیر قابل وصف، عطا کرده بود. از فضل و بزرگواری این بانو همین بس، که شایستگی مادری گل سرسبد خلقت را داشت.

ایمان آمنه علیها السّلام

بعضی از علما و نویسندگان اهل سنّت بدون توجه و تحقیق کافی نظر داده اند که پدر و مادر رسول خدا مؤمن نبوده و همچون بقیه ی أعراب شبه جزیره مشرک بوده اند. البته علمای محقّق اهل سنّت با تمسّک به قرآن و سنّت، این نظر را باطل شمرده و ایمان آن بزرگواران را ثابت کرده اند. به عنوان مثال سیوطی از علماء بزرگ اهل سنّت می گوید: «من آنچه استقراء کرده ام، مادران پیامبران را مؤمن یافته ام». همچنین در کتب اهل سنّت از کعب الأحبار روایت شده که گفت: «من در کتاب های زیادی از کتاب های پیامبران پیشین خوانده ام که ملائکه به جهت وضع حمل مادر هیچ پیامبری به زمین نیامدند مگر برای مریم بنت عمران مادر حضرت عیسی وآمنه بنت وهب مادر پیامبر و حجاب های بهشتی را برای هیچ زنی جز مریم و آمنه، کنار نزدند». این نقل کعب الأحبار که در کتب اهل سنّت نقل شده، دلالت بر درجه ایمان والای آمنه دارد زیرا خداوند هیچ گاه زنی مشرک را هم ردیف زن مؤمنی چون مریم قرار نمی دهد.

علمای شیعه همگی اعتقاد دارند که اجداد پیامبر تا حضرت آدم و حوّا سلام الله علیهم مؤمن و موحّد بوده اند و به آیات و روایات متعدّدی در این اعتقاد، استناد می کنند. از آن جمله علّامه مامقانی در شرح حال حضرت آمنه می نویسد: «از ضروریّات مذهب شیعه این است که اجداد پیامبر از طرق پدر ومادر مشرک نبوده و ناپاکی شرک آنان را نیالوده است و آنان تا حضرت آدم موحّد و یکتاپرست بوده اند.

 آیات قرآن بر این مطلب شهادت می دهد از جمله کلام خدا (سوره شعرا/آیه218و219): [الَّذِي يَراكَ حِينَ تَقُومُ * وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ/ خدایی که تو را به هنگام برخاستن و حرکت و گشتنت در میان سجده کنندگان می بیند]، که ساجدین به پیامبر یا وصی پیامبر تفسیر شده یعنی انتقال نطفه ی تو از پشت پیامبری به پیامبر دیگر یا به صلب وصیّی از اوصیاء است. (در تفسير"مجمع البيان" در توضيح همين جمله از امام باقر و امام صادق علیهما السّلام چنين آمده است: "فِى اَصلابِ النَّبِيِّينَ نبىّ بعدَ نبىّ، حَتّى اَخرَجَهُ مِن صُلبِ اَبيهِ عَن نِكاحٍ غيرِ سفاحٍ مِن لَدُن آدمَ" يعنى در صلب پيامبران قرار داشت، پيامبرى بعد از پيامبر ديگر، تا اين كه خداوند او را از صلب پدرش از ازدواجى پاك، و دور از هر گونه ناپاكى از زمان آدم به بعد، بيرون فرستاد) ... و این کلام خدا که فرمود (سوره توبه/آیه84): [وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى‏ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ/ بر هیچ کدام از مشرکان درود نفرست و نماز میّت مخوان و بر قبر او به دعا و زیارت ایستاده مباش، ایشان به خدا و رسولش کافرند و مردند در حالی که فاسق بودند] و حال آن که رسول خدا صلّی الله علیه و آله، قبر پدر و مادرش را زیارت می کرد (اگر آنان مشرک بودند این عمل از پیامبر سر نمی زد) و آیات دیگر که دلالت بر ایمان آنان دارد و روایات در این مورد متواتر معنوی است ...» 

از جمله روایاتی که این حقیقت را تصریح می کند، روایتی از رسول خداست که فرمودند: «لَمْ يَزَلِ اللَّهُ تَعَالَى يَنْقُلُنِي مِنْ أَصْلَابِ الطَّاهِرِينَ إِلَى أَرْحَامِ الْمُطَهَّرَاتِ حَتَّى‏ أَخْرَجَنِي‏ إِلَى‏ عَالَمِكُمْ‏ هَذَا». پیوسته خداوند تعالی مرا از صلب های پاک به رحم های پاکیزه منتقل ساخت تا این که مرا به سوی این عالم شما خارج کرد.

رحلت آمنه علیها السّلام

عبد الله همسر آمنه پس از مدّت کوتاهی که از عروسیشان گذشته بود به جهت سفری تجاری مکّه را ترک کرده و راهی شام شد. در این هنگام آمنه علیها السّلام دوران بارداری رسول خدا را سپری می نمود. عبد الله در راه بازگشت از شام در سرزمین یثرب به شدّت مریض شد و پس از اقامت یک ماهه در آن جا از دنیا رفت و بدین ترتیب رسول خدا پیش از ولادت، پدر بزرگوارش را از دست داد و آمنه در ماه های آغازین زندگی با عبد الله، در سوگ او نشست. آن چه از عبداللَّه باقی ماند، فقط پنج شتر و یک گلّه گوسفند و یک کنیز، به نام «امّ ایمن» بود، که بعدها پرستار پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله شد.

از روزی که نو عروس عبدالمطلب (آمنه)، شوهر جوان و ارجمند خود را از دست داده بود؛ پیوسته مترصّد فرصتی بود که به یثرب برود و آرامگاه شوهر خود را از نزدیک زیارت کند، و در ضمن، از دائی ها و خویشاوندان خود در یثرب، دیداری به عمل آورد. پس از آن که پیامبر صلّی الله علیه و آله به سنّ شش سالگی رسید، آمنه علیها السّلام او را به یثرب برد. البته در برخی منابع آمده است که آمنه پس از وفات همسرش هر سال برای زیارت قبر او به مدینه می رفت. در این سفر امّ ایمن هم حضور داشت. آمنه در خانه «نابغه» که عبدالله در آن جا وفات کرده و به خاک سپرده شده بود، فرود آمد و به مدّت یک ماه نزد آن ها ماند. امّا چیزی نگذشت که دست تقدیر، یتیم مکّه را بی مادر کرد و آمنه در راه بازگشت از یثرب به مکّه، در سرزمین «ابواء»، به علّت بیماری درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد.

اشعار آمنه علیها السّلام به هنگام وفات

سخنان آمنه هنگام وفاتش دلالت بر ایمان او به توحید و رسالت پیامبر دارد. وی در حالی که در بستر مرگ افتاده بود، نگاهش به رسول خدا افتاد که بازی می کرد. در آن حال اشعاری به این مضمون خواند:

اِن صَحَّ ما أبصرتُ فِی المَنامِ/ فَأنتَ مَبعُوثٌ عَلَی الأنامِ

اگر آنچه در خواب دیده ام صحیح باشد، پس تو همان پیامبر برگزیده بر بندگان خدا خواهی بود

مِن عِندِ ذِی الجَلالِ وَ الاکرامِ/ تَبعَثُ فِی الحِلِّ وَ فِی الحَرامِ

از جانب خداوند ذو الجلال و الاکرام، مبعوث می شوی در (بیانِ) حلال و حرام

تَبعَثُ بِالتَّحقیقِ وَ الاسلامِ/ دینِ أبیکَ البرِّ ابراهام

برای دعوت به تحقیق و اسلام، دینِ پدر نیکوکارت ابراهیم مبعوث می شوی

فَاللهُ أنهاکَ عِنِ الأَصنامِ/ أن لا تَوالیها مَعَ الأَقوامِ

خداوند تو را از دوست داشتن و پرستش بت ها به همراه مردم، باز داشته است

همچنین از جملات زیبا و بلیغ آن بانوی بزرگوار این عبارت ماندگار است که در زمان رحلت خود فرمود: «کُلُّ حَیٍّ مَیِّتٌ وَ کُلُّ جَدیدٍ بالٍ وَ کُلُّ کَثیرٍ یَفنی وَ أنا مَیِّتةٌ وَ ذِکری باقٍ وَ قَد تَرَکتُ خَیراً وَ وَلدتُ طُهراً وَ السَّلامُ». یعنی: هر زنده می‌ میرد و هر تازه کهنه می ‌شود و هر گروهی نیست می ‌گردد و من می ‌میرم امّا یاد من همیشه باقی است چراکه من خیری از خود به جا گذاردم و مولود مطهّری (محمّد صلّی الله علیه و آله) به دنیا آوردم، والسّلام.

گریه‌ی رسول خدا در کنار مزار مادر

از ابن عباس و غیر ایشان نقل شده است: هنگامی که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله در جریان عمره ی حدیبیّه به سرزمین ابواء رسید، فرمود: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذِنَ لِي فِي زِيَارَةِ قَبْرِ أُمِّي»،‏ خداوند به من اجازه داده است که قبر مادرم را زیارت کنم، سپس کنار قبر مادر رفت و آن را مرتّب کرد و نزد مزار مادر گریست. مسلمانان نیز به خاطر گریه پیامبرصلّی الله علیه وآله به گریه افتادند. آری از پیامبری که مظهر رحمت و عطوفت خداست و مادری این چنین فرزانه و ستودنی را از دست داده، هیچ جای تعجّب نیست اگر تا پایان عمر شریفش، هر بار که به زیارت مزار مادر خود رود، چشمانش را از جواهر اشک خود مرطوب سازد.

ای نور خدای در سراپای/ ای مریم لا شریک له زای

پی نوشت

برگرفته از کتاب های: إيمان أبي طالب (الحجة على الذاهب إلى كفر أبي طالب) ص57/ بحار الأنوار (ط-بيروت) ج‏15 ص162/ تفسیر نمونه ج15 ص371/ ریاحین الشّریعة ج2 ص386/ فرازهائی از تاریخ پیامبر اسلام (آیت الله سبحانی) ص67/ بزرگ زنان صدر اسلام ص48/ آمنه مادر خورشید ص1/ زنان اسوه (حضرت آمنه علیها السّلام) ص49.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده


نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۱
عبد حقیر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۴۰ - ۱۳۹۶/۰۴/۱۲
0
0
سلام علیکم- ممنون از شما که به زندگی و شخصیّت مادر بزرگوار رسول خدا صلی الله علیه و آله پرداختید چون به طور قطع بانوئی که افتخار مادری افضل انبیاء را دارد از برترین زنان دنیاست ولی انقدر کم به شخصیت ایشون پرداخته شده که شخصیتشون برای مردم مغفول مانده و این اجحاف در حق رسول خداست.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: