داستان‌هایی از امام هادی(ع)

پاسخ به سؤال فرمانروای روم
داستان‌هایی از حضرت امام هادی(ع) | ۴

پاسخ به سؤال فرمانروای روم

خلیفه، این پاسخ را برای قیصر روم نوشت، قیصر پس از دریافت نامه، بسیار خوشحال شد، و به اسلام گروید، و در حالی که مسلمان بود از دنیا رفت.
فتوای امام هادی(ع) و پذیرفتن متوکّل
داستان‌هایی از حضرت امام هادی(ع) | ۳

فتوای امام هادی(ع) و پذیرفتن متوکّل

متوکّل اطرافیانش را از پاسخ امام هادی(ع) مطّلع نمود، دانشمندان حاضر در مجلس متوکّل، این فتوا را رد کردند، و به متوکّل گفتند چنین نیست، و ما در قرآن و سنّت پیامبر(ص) چنین مطلبی ندیده‌ایم.
امام هادی(ع) در تبعید
داستان‌هایی از حضرت امام هادی(ع) | ۲

امام هادی(ع) در تبعید

هنگامی که متوکّل (در سال 232 ﻫ‌ق) روی کار آمد، در شهر سامره سکونت داشت، پس از مدّتی جاسوسان و مزدوران او در مورد امام هادی(ع) به سعایت و بدگوئی پرداختند...
محبوبیت امام هادی(ع) در مدینه و رسیدگی به امور مردم
داستان‌هایی از حضرت امام هادی(ع) | ۱

محبوبیت امام هادی(ع) در مدینه و رسیدگی به امور مردم

او آنچنان در دل مردم جای گرفت، که وقتی آنها شنیدند، مزدوران متوکّل (خلیفه عباسی) می‌خواهند، آن حضرت را از مدینه به سامره ببرند، مدینه یکپارچه ضجّه و گریه شد، که مثل آن سابقه نداشت.