قصه‌های قرآن

عدالت و پارسایی حضرت سلیمان(ع)| شکایت پشه و پیرزن نزد حضرت سلیمان(ع)
قصه‌های قرآن(۷۱)| زندگی حضرت سلیمان(ع) (۴)

عدالت و پارسایی حضرت سلیمان(ع)| شکایت پشه و پیرزن نزد حضرت سلیمان(ع)

روزى پشّه‌ای از روى علف‌ها برخاست و به حضور سلیمان(ع) آمد و گفت: «به دادم برس، و مرا از ظلم دشمنم نجات بده!» . سلیمان گفت: دشمن تو كیست؟ و شكایت تو از چیست؟
حضرت سلیمان(ع) و هدهد| چگونگى ملاقات بلقیس با سلیمان(ع)
قصه‌های قرآن(۷۰) | زندگی حضرت سلیمان(ع) (۳)

حضرت سلیمان(ع) و هدهد| چگونگى ملاقات بلقیس با سلیمان(ع)

در همین عصر در سرزمین یمن، بانویى به نام بلقیس بر ملّت خود حكومت می‌کرد و داراى تشكیلات عظیم سلطنتى بود ولى او و ملّتش به ‌جای خدا، خورشیدپرست و بت‌پرست بودند و از برنامه‌های الهى به‌ دور بوده و راه انحراف و فساد را می‌پیمودند.
زندگی حضرت سلیمان(ع) (۲)|گفتگوی حضرت سلیمان(ع) با مورچه
قصه‌های قرآن| ۶۹

زندگی حضرت سلیمان(ع) (۲)|گفتگوی حضرت سلیمان(ع) با مورچه

با این که حضرت سلیمان دارای آن‌ همه مقامات عالی و حکومت سراسری جهان بود هرگز مغرور نشد و زندگی بسیار ساده‌ای داشت. به فرموده امام صادق(ع) غذای از گوشت و نانِ نرمِ گرفته شده از آرد سفید را در اختیار مهمانانش می‌گذاشت و اهل ‌و عیالش نان خشک و زبر می‌خوردند و خودش نان جوین سبوس نگرفته می‌خورد.
زندگی حضرت سلیمان(ع) (۱)|جانشینی حضرت سلیمان(ع) از حضرت داوود(ع)
قصه‌های قرآن| ۶۸

زندگی حضرت سلیمان(ع) (۱)|جانشینی حضرت سلیمان(ع) از حضرت داوود(ع)

ناگهان سلیمان(ع) در مسیر راه مورچه‌ای را دید كه پاهایش را روى زمین نهاده و دست‌هایش را به‌ سوی آسمان بلند نموده و می‌گوید: «خدایا ما نوعى از مخلوقات تو هستیم و از رزق تو، بی‌نیاز نیستیم. ما را به خاطر گناهان انسان‌ها به هلاكت نرسان.»
حضرت داوود(ع) (۳)| پایان عمر حضرت داوود(ع)
قصه‌های قرآن| ۶۷

حضرت داوود(ع) (۳)| پایان عمر حضرت داوود(ع)

عصر حضرت داوود(ع) بود. در میان بنی‌اسرائیل عابدى بود بسیار عبادت می‌کرد به‌ گونه‌ای كه حضرت داوود(ع) از آن ‌همه توفیق او شگفت‌زده شد، خداوند به داوود(ع) وحى كرد: «از عبادت‌های آن عابد تعجّب نكن او ریاكار و خودنما است.»
حضرت داوود(ع) (۲)| خلافت و حکومت حضرت داوود(ع)
قصه‌های قرآن| ۶۶

حضرت داوود(ع) (۲)| خلافت و حکومت حضرت داوود(ع)

حضرت داوود(ع) چهل روز گریه كرد، و از خداوند خواست كه وسیله‌ای براى او فراهم سازد كه از بیت‌المال مصرف نكند، خداوند آهن را براى او نرم كرد، او هر روز با آهن یك زره می‌ساخت، و آن را می‌فروخت، به ‌طوری ‌که در سال، 360 زره بافت، و از بیت‌المال بی‌نیاز گردید.
حضرت داوود(ع) (۱)| ده خصلت عظیم حضرت داوود(ع)
قصه‌های قرآن| ۶۵

حضرت داوود(ع) (۱)| ده خصلت عظیم حضرت داوود(ع)

حضرت داوود(ع) بسیار خوش‌صوت بود، به‌ طوری ‌که وقتى صدایش به مناجات بلند می‌شد، پرندگان به ‌سوی او می‌آمدند و حیوانات وحشى گردن می‌کشیدند تا صداى دل‌نشین او را بشنوند. او کوتاه‌ قد و كبود چشم و كم مو بود.
حضرت اشموئیل(ع)| بروز اشموئیل و طالوت و جالوت پس از حضرت موسی(ع)
قصه‌های قرآن| ۶۴

حضرت اشموئیل(ع)| بروز اشموئیل و طالوت و جالوت پس از حضرت موسی(ع)

طالوت پیشنهاد دوستش را پذیرفت و باهم به شهر صوف نزد اشموئیل آمدند همین‌که چشمان طالوت و اشموئیل به همدیگر افتاد، مابین دل‌هایشان آشنایى برقرار شد. اشموئیل در همان لحظه طالوت را شناخت، دریافت كه این شخص همان است كه خداوند او را به‌عنوان فرمانده لایق نزدش فرستاده است.
حضرت هارون(ع)| جانشین حضرت موسی(ع)
قصه‌های قرآن| ۶۳

حضرت هارون(ع)| جانشین حضرت موسی(ع)

هارون برادر موسى(ع) از پیامبران مرسل بود، نام مباركش بیست بار در قرآن آمده است، بیشتر زندگى او همراه موسى(ع) است، او شریعت موسى(ع) را تبلیغ می‌کرد، خداوند بر موسى و هارون(ع) سلام و درود فرستاده است.
حضرت موسی(ع) (۱۳)| رحلت حضرت موسی(ع)
قصه‌های قرآن| ۶۲

حضرت موسی(ع) (۱۳)| رحلت حضرت موسی(ع)

وقتی‌ که كار كندن قبر تمام شد، موسی(ع) وارد قبر گردید و در میان آن خوابید تا ببیند اندازه لحد قبر، درست است یا نه، در همان لحظه خداوند پرده را از جلو چشم او برداشت، موسى(ع) مقام خود در بهشت را دید، عرض كرد: خدایا روحم را به سویت ببر. همان‌دم عزرائیل روح او را قبض كرد.
حضرت موسی(ع) (۱۲)| حضرت موسی(ع) و حضرت خضر(ع)
قصه‌های قرآن| ۶۱

حضرت موسی(ع) (۱۲)| حضرت موسی(ع) و حضرت خضر(ع)

از داستان‌های جالب زندگى موسى(ع) ماجراى شیرین او با حضرت خضر(ع) است كه در قرآن سوره كهف آمده و داراى نكات و درس‌های آموزنده گوناگونى است...
حضرت موسی(ع) (۱۱)| راز لقب کلیم الله برای حضرت موسی(ع)
قصه‌های قرآن| ۶۰

حضرت موسی(ع) (۱۱)| راز لقب کلیم الله برای حضرت موسی(ع)

امام صادق(ع) فرمود: خداوند به حضرت موسى بن عمران(ع) وحى كرد: اى موسى! آیا می‌دانی كه چرا تو را براى هم‌کلامی خودم برگزیدم، نه دیگران را؟! (با تو هم‌سخن شدم و تو به مقام کلیم‌الله نائل شدى).
حضرت موسی(ع) (۱۰)| ماجرای بلعم باعورا
قصه‌های قرآن| ۵۹

حضرت موسی(ع) (۱۰)| ماجرای بلعم باعورا

بلعم باعورا از علماى بنی‌اسرائیل بود، و كارش به ‌قدری بالا گرفت كه اسم ‌اعظم می‌دانست و دعایش به استجابت می‌رسید.
حضرت موسی(ع) (۹)| سستی بنی اسرائیل در جهاد
قصه‌های قرآن| ۵۸

حضرت موسی(ع) (۹)| سستی بنی اسرائیل در جهاد

پس از هلاكت فرعون و فرعونیان، بنی‌اسرائیل از چنگال آن‌ها نجات یافتند. خداوند به بنی‌اسرائیل فرمان داد تا به سرزمین مقدّس فلسطین حركت كنند و آنجا را محل سكونت خود قرار دهند. موسى(ع) فرمان خداوند را به آن‌ها ابلاغ كرد.
حضرت موسی(ع) (۸)| آشوب سامری
قصه‌های قرآن| ۵۷

حضرت موسی(ع) (۸)| آشوب سامری

بر اثر وزش باد از سوراخ‌های بدن این مجسمه صدایى همچون صداى گوساله بیرون آمد و به ‌این ‌ترتیب اكثریت قاطع جاهلان بنی‌اسرائیل، از راه توحید خارج شده و گوساله‌پرست شدند.
حضرت موسی(ع) (۷)| غرق شدن فرعونیان
قصه‌های قرآن| ۵۶

حضرت موسی(ع) (۷)| غرق شدن فرعونیان

هر بار كه بلا می‌آمد، فرعونیان دست به دامن موسى(ع) می‌شدند تا از خدا بخواهد بلا برطرف گردد و قول می‌دادند كه در صورت رفع بلا، ایمان بیاورند، چندین بار بر اثر دعاى موسى(ع)، بلا برطرف شد ولى آن‌ها پیمان‌شکنی كردند و به كفر خود ادامه دادند...
حضرت موسی(ع) (۶)| خون‌خواری فرعون
قصه‌های قرآن| ۵۵

حضرت موسی(ع) (۶)| خون‌خواری فرعون

فرعون فرمان داد دست‌ها و پاهاى آسیه را به چهارمیخى كه در زمین نصب كرده بودند بستند. و او را در برابر تابش سوزان خورشید نهادند، و سنگ بسیار بزرگى را روى سینه‌اش گذاشتند. او نیمه نیمه نفس می‌کشید و در زیر شكنجه بسیار سختى قرار داشت.
حضرت موسی(ع) (۵)| مأموریت حضرت موسی(ع) و حضرت هارون(ع)
قصه‌های قرآن| ۵۴

حضرت موسی(ع) (۵)| مأموریت حضرت موسی(ع) و حضرت هارون(ع)

فرعون با کمال غرور و گستاخى به وزیرش هامان گفت: قصر و برجى بسیار بلند، براى من بساز، تا بر بالاى آن روم و خبر از خداى موسى بگیرم، به گمانم موسى از دروغ‌گویان است.
حضرت موسی(ع) (۴)| بعثت حضرت موسی(ع)
قصه‌های قرآن| ۵۳

حضرت موسی(ع) (۴)| بعثت حضرت موسی(ع)

موسى(ع) با کمال آسایش در مَدین ماند و با صفورا ازدواج كرد و به چوپانى و دامدارى پرداخت و به بندگى خود ادامه داد تا روزى فرا رسد كه به مصر بازگردد و در فرصت مناسبى، بنی‌اسرائیل را از یوغ طاغوتیان فرعونى رهایى بخشد.
حضرت موسی(ع) (۳)| حکم اعدام حضرت موسی(ع)
قصه‌های قرآن| ۵۲

حضرت موسی(ع) (۳)| حکم اعدام حضرت موسی(ع)

موسى(ع) به یارى مظلوم شتافت و مشتى محكم بر سینه مرد فرعونى زد، اما همین یک ‌مشت كار او را ساخت، او بر زمین افتاد و مُرد.