قصه‌های قرآن

شأن نزول آیه اصحاب رقیم
قصه‌های قرآن| ۱۲۰

شأن نزول آیه اصحاب رقیم

در این‌که اصحاب رقیم کیان‌اند، بین مفسران و محدثان اختلاف‌نظر است، بعضی گفته‌اند: رقیم كوهى است كه غار اصحاب كهف در آنجا است، بعضى گفته‌اند: رقیم نام قریه‌ای بوده كه اصحاب كهف از آن خارج شدند، به عقیده بعضى رقیم نام لوح سنگى است كه قصه اصحاب كهف در آن نوشته شده است...
اصحاب كهف از یاران امام زمان (عج)
قصه‌های قرآن| ۱۱۹

اصحاب كهف از یاران امام زمان (عج)

از آزادگى اصحاب كهف همین بس كه مقام وزارت داشتند، ولى به خاطر آخرت و امور معنوى دل از دنیا كندند و به‌حق پیوستند، مانند یوسف(ع) كه از زلیخا و كاخ او برید و گفت: زندان بهتر از آن چیزى است كه زنان مصر مرا به آن دعوت می‌کنند.
داستان اصحاف کهف| سؤال كافران از سه چیز
قصه‌های قرآن| ۱۱۸

داستان اصحاف کهف| سؤال كافران از سه چیز

در یكى از سال‌ها، در همان روز عید در كاخ سلطنتى، دقیانوس، جشن و دیدار شاهانه برقرار بود، فرماندهان بزرگ لشگر در طرف راست او، و مشاوران مخصوصش در طرف چپ قرار داشتند، یكى از فرماندهان به دقیانوس چنین گزارش داد: لشگر ایران وارد مرزها شده است.
موعظه تکان‌دهنده لقمان(ع)
قصه‌های قرآن| ۱۱۷

موعظه تکان‌دهنده لقمان(ع)

اى پسر جان! اگر درباره مرگ شك دارى، خواب را از خود بران، درصورتی‌که قدرت بر این كار ندارى، و اگر درباره روز قیامت شك دارى، بیدارى از خواب را از خود دفع كن، درصورتی‌که چنین قدرتى ندارى، و اگر در این دو مورد بیندیشى می‌بینی كه جان تو در دست دیگرى است...
فرازهایی از حکمت لقمان(ع)
قصه‌های قرآن| ۱۱۶

فرازهایی از حکمت لقمان(ع)

اى پسر جان! از دنیا ایمن مباش كه گناهان و شیطان در آن قرار دارند... دنیا را زندان خود ساز تا آخرت بهشت تو گردد، اى پسرم! تو نمی‌توانی كوه را از جاى برکنی، و تكلیف به چنین كارى نخواهى شد، پس بلا را بر دوش خود حمل نكن، و خودت را به دست خود به هلاكت نرسان
آشكار شدن حكمت از زبان لقمان (ع)
قصه‌های قرآن| ۱۱۵

آشكار شدن حكمت از زبان لقمان (ع)

داورى در میان مردم سخت‌ترین منزلگاه‌ها و مهم‌ترین مراحل است و امواج ظلم و ستم از هر سو متوجه آن است، اگر خدا انسان را حفظ كند، شایسته نجات است، و اگر راه خطا برود، از راه بهشت منحرف شده است...
چرا لقمان(ع) دارای مقام حکومت شد؟
قصه‌های قرآن| ۱۱۴

چرا لقمان(ع) دارای مقام حکومت شد؟

یكى از حكماى صالح و وارسته بزرگ تاریخ، حضرت لقمان(ع) است كه نام مباركش در قرآن، دو بار[1] آمده، و یك سوره قرآن (سوره سى و یكم) به نام او است.
آخرین حج و آخرین پیام پیامبر(ص)
قصه‌های قرآن| ۱۱۳

آخرین حج و آخرین پیام پیامبر(ص)

پیامبر(ص) در سال دهم هجرت از طرف خدا مأمور شد كه شخصاً در مراسم حج شركت كند و آنچه از احكام حج و هدف از حج هست به مردم ابلاغ نماید، و پیرایه‌ها را از این عبادت سیاسى - عبادى دور سازد، و اعلام شد كه آخرین حج (و آخرین سال عمر) پیامبر است...
ماجرای مباهله
قصه‌های قرآن| ۱۱۲

ماجرای مباهله

پیامبر(ص) بی‌درنگ، حضرت على(ع) را به حضور طلبید و ماجرا را به او گفت، و مركب مخصوصش را در اختیار على(ع) گذاشت و به او فرمود: حركت كن، و در راه، آیات و قطعنامه را از ابوبكر بگیر، و خودت این مأموریت را انجام بده.
هم‌نشینی پیامبر(ص) با مستضعفان
قصه‌های قرآن| ۱۱۱

هم‌نشینی پیامبر(ص) با مستضعفان

پیامبر(ص) برخاست و به جستجوى گروه مستضعف پرداخت و نزد آن‌ها آمد و فرمود: حمد و سپاس خداوندى را كه نمردم تا این‌که خداوند چنین دستورى به من داد كه با شما باشم آرى، زندگى با شما و مرگ هم با شما خوش است.
تدبیر پیامبر(ص) براى نابودى توطئه اختلاف
قصه‌های قرآن| ۱۱۰

تدبیر پیامبر(ص) براى نابودى توطئه اختلاف

سخنان پیامبر(ص) آن‌چنان اثربخش بود كه اوس و خزرج، اسلحه‌ها را بر زمین نهاده و دست در گردن هم افكنده درحالی‌که گریه شدید می‌کردند آشتى كردند. آن‌ها دریافتند نقشه مرموز دشمن در كار بوده كه سخنان پیامبر، آن نقشه را در نطفه خفه كرد.
سوزاندن و ویران کردن مسجد ضرار
قصه‌های قرآن| ۱۰۹

سوزاندن و ویران کردن مسجد ضرار

پیامبر(ص) نه‌تنها در آن مسجد نماز نخواند، بلكه گروهى از مسلمانان را مأمور كرد تا آن را بسوزانند ویران كنند، آن‌ها به‌فرمان پیامبر(ص) نخست با آتش، سقف مسجد را سوزاندند، سپس دیوارهایش را ویران كردند و سرانجام محل آن را مركز ریختن خاك و خاشاك و زباله قراردادند.
جنگ حنین
قصه‌های قرآن| ۱۰۸

جنگ حنین

غرور عددى از سپاه اسلام و عدم اطلاع كافى از کمینگاه‌های دشمن، وجود دو هزار نفر تازه‌مسلمان، كه فرارشان باعث تضعیف روحیه دیگران شد، موجب شكست ظاهرى سپاه اسلام گردید؛ ولى ثبات و استوارى پیامبر اسلام و على و چند نفر دیگر (جمعاً ۹ نفر)، باعث پیروزى بزرگ مسلمین گردید.
چگونگی بیعت زنان با پیامبر(ص)
قصه‌های قرآن| ۱۰۷

چگونگی بیعت زنان با پیامبر(ص)

پیامبر(ص) در كنار كعبه، پس از بیعت مردان، بعدازظهر نشستند، ظرف بزرگى را پر از آب كردند و دستشان را در میان آن گذاشتند و سپس به زنان فرمودند: هر كس می‌خواهد بیعت كند، دستش را در میان آب بگذارد و بیرون آورد.
تنبیه خیانتکار در میان جمعیت و بخشش حضرت محمد(ص)
قصه‌های قرآن| ۱۰۶

تنبیه خیانتکار در میان جمعیت و بخشش حضرت محمد(ص)

اى مردم! من از خداوند متعال تقاضا كردم كه اوضاع و اخبار ما را از قریشیان مخفى بدارد، ولى مردى از شما، نامه‌ای براى اهل مكّه نوشته او آن‌ها را در آن نامه از جریانات ما خبر داده است، صاحب این نامه برخیزد! وگرنه وحى الهى او را رسوا خواهد نمود...
موقعیت استراتژیک فتح مکه
قصه‌های قرآن| ۱۰۵

موقعیت استراتژیک فتح مکه

پیامبر دریافت كه نباید جنگ كرد، ولى اگر جنگ از ناحیه دشمن شروع شود، باید دفاع كرد و با آن‌ها جنگید، و درعین‌حال، کاملاً رعایت حد احترام مكّه را نمود كه جنگى واقع نشود.
پیمان‌نامه صلح حدیبیه
قصه‌های قرآن| ۱۰۴

پیمان‌نامه صلح حدیبیه

پس از عقد پیمان، مسلمانان با آزادى بیشترى، به زمینه‌سازی وسیع براى گسترش اسلام پرداختند، و پیامبر(ص) نامه‌های متعددى در سال هفتم هجرت براى سران كشورها فرستاد؛ و آن‌ها را به اسلام دعوت كرد، دژ محكم خیبر كه پناهگاه یهودیان (ستون پنجم دشمن) بود، به دست مسلمین فتح گردید...
مانور بیعت رضوان| داستان‌هایی از فتح مکّه
قصه‌های قرآن| ۱۰۳

مانور بیعت رضوان| داستان‌هایی از فتح مکّه

در ماه‌هاى حرام (ذی‌قعده، ذی‌حجه، رجب و محرم) جنگ كردن نزد همه مردم جزیرة‌العرب، حرام بود و اسلام نیز این سنت را محترم شمرد؛ و پیامبر این ماه‌ها كه ماه‌هاى آزاد بود، از فرصت استفاده كرده و به تبلیغ اسلام می‌پرداخت.
دورنمایی از فتح پایگاه قریش و مشرکان
قصه‌های قرآن| ۱۰۲

دورنمایی از فتح پایگاه قریش و مشرکان

ولى طولى نكشید كه قبیله كنانه، به قبیله خزاعه (هم‌پیمانان اسلام) حمله‌ور شدند، و عده‌ای از آن‌ها را با وضع رقت‌بار در بستر خواب كشته، و عده‌ای را اسیر كردند. وقتى این گزارش به پیامبر رسید، آن حضرت از این پیمان‌شکنی، سخت ناراحت شدند و به همین جهت تصمیم به فتح مکّه را گرفتند...
نامه‌های پیامبر(ص) به سران کشورها و شهرها
قصه‌های قرآن| ۱۰۱

نامه‌های پیامبر(ص) به سران کشورها و شهرها

پیامبر(ص) در سال هفتم هجرت، پس از پیمان صلح حدیبیّه فرصت آن را یافت تا براى سران كشورها و شهرها نامه بنویسد و آن‌ها را به اسلام دعوت كند. خاطر آن حضرت پس از پیمان حدیبیه از ناحیه جنوب (مكّه) آسوده شد و از آن زمان به بعد نامه‌های بسیارى براى سران نوشت و آن‌ها را به اسلام دعوت كرد .