قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت

حروف آفت
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۷۶

حروف آفت

جبرئیل امین نازل شد و گفت: یا رسول‌الله، تمام سوره‌های قرآن حرف «ف» دارد و «ف» از حروف کلمه‌ی آفت است؛ تنها سوره‌ای که «ف» ندارد سوره‌ی حمد است، لذا این سوره را چهل بار بر آب بخوانید و به بدن تبدار کودک بپاشید، شفا خواهد یافت.
حدیث توحید
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۷۵

حدیث توحید

«این حدیث را با این سند بر هر مریضی بخوانند، شفا پیدا می‌کند و اگر بر کسی که بر اثر بیماری صرع بیهوش شده است بخوانند، به هوش می‌آید و اگر آن را بنویسند و در میان آبی بشویند و به دردمندی بدهند تا بنوشد، دردش آرام می‌گیرد».
سند طلایی حدیث توحید
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۷۴

سند طلایی حدیث توحید

از این جهت دارای سند طلایی است و هیچ حدیثی از حیث موثّق بودن راویان به پای این حدیث نمی‌رسد و این درخشندگی را ندارد...
تحریف حدیثی درباره خلقت آدم
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۷۳

تحریف حدیثی درباره خلقت آدم

از این‌گونه تحریفات، هم در آیات قرآن و هم در روایات فراوان وجود دارد؛ حتّی پیامبر اکرم(ص) را تحریف معنوی کرده‌اند. اینها مخرّب دینند؛ امّا آن دسته از علما و بزرگان شیعی که سر سفره‌ی خاندان عصمت(ع) نشسته‌اند و از منبع وحی الهی الهام گرفته‌اند، ناصر دین و مروّج قرآن بوده‌اند.
نزاع زن و شوهر
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۷۲

نزاع زن و شوهر

این حرف برای همه تعجّب‌آور بود. حضرت فرمود: ای زن، تو مرا می‌شناسی؟ گفت: البتّه؛ اسم شما را شنیده‌ام، امیرالمؤمنین هستید؛ امّا ا نزدیک شما را زیارت نکرده بودم. حضرت فرمود: امّا من تو را می‌شناسم. اسمت این است و پدر و مادرت این و از فلان قبیله‌ای و...، درست است؟ گفت: بله. حضرت فرمود: یادت هست در جوانی با مردی به طور موقّت و پنهان از خانواده‌ات ازدواج کردی؟
هدف از آفرینش انسان
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۷۱

هدف از آفرینش انسان

فلاح و رستگاری انسان در گرو تزکیه‌ی نفس است. ولی متأسّفانه ما در مقام تزکیه‌ی گوهر نفس خود بر نمی‌آییم و به اصلاح خود نمی‌پردازیم. ما زمین را می‌شکافیم و از دل آن، نفت، آهن، نقره، مس و ... بیرون می‌آوریم و آنها را در تصفیه‌خانه‌ها با کمال دقّت تصفیه می‌کنیم؛ امّا گویی تا به حال به این حقیقت پی نبرده‌ایم که معدن وجود خودمان بیش از همه‌ی معدن‌ها جواهرات و ارزش دارد.
دعبل خُزاعی
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۷۰

دعبل خُزاعی

قصیده را از اوّل تا آخر خواندم. مرا پیش رئیسشان بردند كه بر سر تلّ خاكی به نماز ایستاده بود. تعجّب كردم كه نماز و راهزنی! پس از فراغت از نماز، مرا به او معرّفی كردند. او خیلی تعجّب كرد و سپس وقتی مطمئن شد كه دعبل هستم، دستور داد تمام اموال كاروان را برگرداندند.
درمان عُجب و خودپسندی
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۶۹

درمان عُجب و خودپسندی

امام نیم‌خیز شده بود تا برخیزد و به اتاق خود برود. دیدم نشست. فرمود: احمد، قصّه‌ای برایت بگویم. وقتی صعصعة بن سوهان، از اصحاب جدّم امیرالمؤمنین(ع) مریض شد، امیرالمؤمنین(ع) به عیادت او رفت و كنار بسترش نشست و دست بر پیشانی او گذشت و او را مورد ملاطفت قرار داد.
ایمان به امامت امام رضا(ع)
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۶۸

ایمان به امامت امام رضا(ع)

برای این كه بتواند پول‌ها را نگه دارد، منكر امامت امام رضا(ع) شد و لذا گفت: امام هفتم آخرین امام است و غایب شده و باید برای اصلاح كلّی عالم ظهور كند و من باید پول‌ها را كه سهم امام است نگه دارم تا پس از ظهور آن حضرت تحویل ایشان بدهم.
عجز مردم از شناخت امام(ع)
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۶۷

عجز مردم از شناخت امام(ع)

امام امیرالمؤمنین(ع) فرموده است: رسول اكرم(ص) در حال احتضار مرا در آغوش كشید، دهان بر گوش من نهاد و هزار باب علم به رویم گشود و از هر باب آن، هزار باب دیگر به رویم گشوده شد.
عالی‌ترین علوم
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۶۶

عالی‌ترین علوم

این هم نوعی كسب علم است و بدیهی است كه از نوع اوّل، که صرفاً نسخه‌برداری از افکار دیگران است، عالی‌تر است؛ چرا كه بر اثر فعالیّت فکری خود، استعدادهای مکنون در وجودش را به بروز و ظهور می‌رساند و وسیله‌ی پیشرفت علم در جامعه می‌شود؛ ولی با این وصف، او هم ممكن است در تحقیقات خویش اشتباه كند.
لجام آتشین بر دهان
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۶۵

لجام آتشین بر دهان

من اهل گناه نبودم ولی وظیفه داشتم از میانشان بیرون بروم و نرفتم. بلا كه آمد، دامن مرا هم گرفت و اكنون من بر لب جهنّم به رشته‌ی باریكی آویخته‌ام؛ هیچ نمی‌دانم كه در میان جهنّم خواهم افتاد یا عفوم خواهند كرد. این را گفت و صدا قطع شد.
خیر مؤمن
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۶۴

خیر مؤمن

گفته‌اند در حال احتضار چنان بدن مباركش ذوب شده بود كه گویی تنها سر مبارک باقی مانده بود. راوی وقتی برای عیادت رفت و آن حال امام را دید، سخت متأثّر شد و گریه‌اش گرفت.
مقام بندگی
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۶۳

مقام بندگی

بندگان خدا را دعوت به نماز می‌كرد. این غلام كه عاشق نماز بود، تا صدای مؤذّن را شنید،پاهایش لرزید؛ گویی قدرت راه رفتن را از دست داد. به مولایش گفت: آقا، اگر ممكن است شما چند دقیقه‌ای در این مغازه‌ی مقابل مسجد بنشینید تا من به مسجد بروم، نماز را بخوانم و برگردم و در خدمت شما باشم
ارزش خدمت در محضر امام(ع)
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۶۲

ارزش خدمت در محضر امام(ع)

خدمت امام صادق(ع) آمد و گفت: آقا، من چند سال خدمت شما بوده‌ام. حال، اگر خیری به من بخواهد برسد، شما مانع می‌شوید؟ فرمود: نه.عرض كرد: مردی می‌خواهد با من معامله كند. تاجری خراسانی و ثروتمند است.
اظهار فقر!
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت| ۶۱

اظهار فقر!

آقا، چه طور فقیر در میانشان نیست؟ من فقیرم. فرمود: بگو ببینم اگر تمام دنیا را پر از نقره كنند و به تو بدهند، حاضری آن محبّتی را که به ما داری از دل بیرون كنی؟ گفت: نه، به خدا قسم، اگر همه را هم طلا كنند، من حاضر نیستم محبّت و ولایت شما را از دست بدهم.
مناظره‌ی هشام‌ بن حکم
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت| ۶۰

مناظره‌ی هشام‌ بن حکم

هشام گفت: چه طور می‌تواند در حالی كه الآن با ما اختلاف‌نظر داری؟ تو هم مسلمانی، من هم مسلمانم و هر دو تابع قرآنیم، در عین حال، تو از شام آمده‌ای تا با ما مناظره كنی؛ معلوم می‌شود كه باهم اختلاف داریم. اگر اختلاف نبود، مناظره جا نداشت.
سر نخ عالم به دست امام(ع)
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت| ۵۹

سر نخ عالم به دست امام(ع)

ای زن، حیا نمیكنی كه در میان مردها نشسته‌ای؟ آن نامرد تا به خود آمد، دید خلقتش تغییر كرده و اعضا و جوارحش مبدّل به اعضا و جوارح زن گشته. با شرمندگی از جا برخاست و عبا سركشید و به خانه رفت. دید زنش هم مبدّل به مرد شده است.
توقّف معنوی
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت| ۵۸

توقّف معنوی

مگر نه این است كه آدم جنب با حال جنابت نه حقّ خواندن نماز دارد، نه حقّ ورود به مسجد و حرم امامان و نه حقّ تماسّ با کتابت قرآن؟ ابتدا غسل و تحصیل طهارت و سپس تقرّب به نماز و مسجد و قرآن و حرم‌های امامان(ع). از آنجا كه ما به جنابت روحی عمیقی مبتلا شده‌ایم، از تقرّب به روح نماز و واقعیت مسجد و زیارت امامان و درک حقایق قرآن محروم گشته‌ایم.
قداست مسجد
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت| ۵۷

قداست مسجد

مسلمانان باید به مسجد بیایند و در آنجا خود را تطهیر به طهارت معنوی كنند و جان‌ها را شستشو دهند و سپس هر كدام به محلّ كار خود بروند و با جان‌های مطهّر و منوّر به نور ایمان، به کارهای مناسب خود بپردازند؛ باید طهارت مسجد را به آن اماكن گسترش دهند، نه اینكه آلودگی آن اماکن را به مسجد بیاورند.