پایگاه اطلاع رسانی دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

فهرست مطالب- داستان‌هایی از معصومین(ع)
کیفر قطع رحم و پاداش صله‌ی رحم
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۵

کیفر قطع رحم و پاداش صله‌ی رحم

گفت: در عالم خواب دیدم، شخصی به من گفت: با علی بن ابوحمزه(ره) ملاقات کن، آنچه سؤال داری از او بپرس، جویای حال تو شدم سرانجام در اینجا تو را پیدا کردم.
طاغوت شکنی امام کاظم(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۴

طاغوت شکنی امام کاظم(ع)

هارون الرّشید (طاغوت بزرگ عبّاسی) در سفر حج به مدینه آمد، کنار قبر رسول خدا(ص) رفت، و از روی افتخار و خودستایی و برتری جویی گفت: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ عَمَّ: «سلام بر تو ای پسر عمو!».
نمونه‌ای از اخلاق امام کاظم(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۳

نمونه‌ای از اخلاق امام کاظم(ع)

امام کاظم(ع) در حالی که لبخند بر زبان داشت، بازگشت، مدّتی از این جریان گذشت، تا روزی امام کاظم به مسجد آمد، آن مرد عمری در مسجد بود، برخاست و با کمال خوشروئی به امام نگاه کرد و گفت: اَللهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ: «خدا آگاهتر است که رسالتش را در وجود چه کسی قرار دهد».
رفع پریشانی مؤمن
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۲

رفع پریشانی مؤمن

آن حضرت وارد خانه‌ی خود شد و پس از اندک زمانی بیرون آمد، و به غلام خود فرمود: از اینجا برو، او رفت، آنگاه کیسه‌ای به من داد که سیصد دینار در آن بود، سپس برخاست رفت و من هم به مدینه بازگشتم.
عظمت مقام امام کاظم(ع) در قلب رئیس مذهب حنفی
داستان‌هایی از حضرت امام کاظم(ع) | ۱

عظمت مقام امام کاظم(ع) در قلب رئیس مذهب حنفی

از بیانات جامع و شیوای او، یک جهان شکوه و عظمت از او بر قلبم جای گرفت، او را فوق العاده فرزانه یافتم، پرسیدم: «فدایت گردم بشر که گناه می‌کند، گناه او را چه کسی انجام می‌دهد؟»
وصیّت امام صادق(ع) به نماز و صله‌ی رَحِم
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۱۰

وصیّت امام صادق(ع) به نماز و صله‌ی رَحِم

آری ای سالمه! خداوند بهشت را آفرید، و آن را پاکیزه کرد، و خوشبو نمود، و بوی خوش آن را تا مسیر پیمودن دو هزار سال راه، می‌رسد ولی به مشام آن کسی که پدر و مادرش را از خود ناراضی کند، و با بستگانش، صله‌ی رحم نداشته باشد نمی‌رسد».
مقاومت امام صادق(ع) در برابر طاغوت
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۹

مقاومت امام صادق(ع) در برابر طاغوت

منصور در سال 147 ﻫ‌.ق برای انجام مناسک حجّ، به حجاز آمد و از آنجا به مدینه رفت، به وزیر دربارش «ربیع» فرمان داد «کسی را به دنبال جعفر بن محمّد(ع) بفرست تا به اینجا بیاید، خدا مرا بکشد که اگر من او را نکشم».
استاد منکران خدا در برابر قدرت بیان امام صادق(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۸

استاد منکران خدا در برابر قدرت بیان امام صادق(ع)

مراسم حجّ فرا رسیده بود، امام صادق(ع) در مکّه بود و مسلمانان از مقام علمی آن حضرت بهره‌مند می‌شدند، عدّه‌ی بسیاری در مسجدالحرام به محضرش آمده و احکام الهی و مسائل حجّ و تفسیر آیات قرآن را از آن حضرت می‌آموختند.
هشدار شدید امام صادق(ع) به دوست ناسزاگو
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۷

هشدار شدید امام صادق(ع) به دوست ناسزاگو

وقتی که امام صادق(ع) این دشنام را از او شنید، به قدری ناراحت شد که دستش را بلند کرد و محکم بر پیشانی خود زد، و سپس فرمود: «سَبْحانَ اللهِ، آیا نسبت ناروا به مادرش می‌دهی؟ من تو را آدم پرهیزکاری می‌دانستم...
پاسخ کوبنده‌ی امام صادق(ع) به طاغوت مقتدر
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۶

پاسخ کوبنده‌ی امام صادق(ع) به طاغوت مقتدر

کسی که آخرت را بخواهد با تو همنشین نمی‌شود، و کسی که دنیا را بخواهد (به خاطر نگهداری دنیای خود، تو را نصیحت نمی‌کند. (زیرا اگر تو را نصیحت کرد، تو با او دشمن می‌شوی و دنیای او به خطر می‌افتد).
بهره‌مندی از لباس زیبا و نعمت‌های الهی
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۵

بهره‌مندی از لباس زیبا و نعمت‌های الهی

شایسته‌ترین افراد برای بهره‌گیری از نعمتهای الهی، نیکان هستند، نه منحرفان و گنهکاران، مؤمنان و مسلمانان، شایسته‌ی مواهب خدا هستند نه منافقان و کافران...
ارشاد امام صادق(ع) به یکی از شاگردان کج فهم
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۴

ارشاد امام صادق(ع) به یکی از شاگردان کج فهم

امام صادق(ع) و پیامبر(ص) روشن کردند که عبادت و تقوا، فقط به نماز و عبادت در گوشه‌ی تنهایی نیست، بلکه در میدان تلاش و کار و تولید نیز اگر کسی قصد او خدا و صداقت باشد، عبادت خدا را بجا می‌آورد.
واکنش امام صادق(ع) به مرگ فرزندش
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۳

واکنش امام صادق(ع) به مرگ فرزندش

امام صادق(ع) در پاسخ فرمود: «ما خاندان نبوّت، قبل از فرا رسیدن مرگ، برای بیماری، غمگین هستیم، ولی وقتی که امر الهی واقع شد به قضای الهی راضی هستیم و تسلیم فرمان خدا می‌باشیم».
پاسخ به یک سؤال و زمینه‌سازی برای ظهور قائم(عج)
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۲

پاسخ به یک سؤال و زمینه‌سازی برای ظهور قائم(عج)

ظهور حضرت قائم(عج) نیاز به یاران مؤمن و پاک دارد، تا چنین افرادی به صحنه نیایند، وسائل ظهور آن حضرت، فراهم نشده است، پس باید به زمینه‌سازی برای ظهور، توجّه کرد.
برخاستن امام صادق(ع) از کنار سفره و اعتراض او
داستان‌هایی از حضرت امام صادق(ع) | ۱

برخاستن امام صادق(ع) از کنار سفره و اعتراض او

وقتی که سفره غذا را پهن کردند، هنگام غذا خوردن، یکی از حاضران آب خواست، بجای آب برای او شراب آوردند، وقتی ظرف شراب را به او دادند، امام صادق(ع) همان دم برخاست و به عنوان اعتراض مجلس را ترک کرد
خشنود کردن غلامان
داستان‌هایی از حضرت امام محمدباقر(ع) | ۱۰

خشنود کردن غلامان

«آن غلامان بد (به خاطر خلافشان) از ناحیه‌ی من کتک خورده‌اند، این آزاد نمودن آنها بجای آن کتکی که به آنها زدم می‌باشد» (یعنی می‌خواهم جبران کنم، تا در این وقت مرگ، آنها از من خشنود باشند).
مسلمان شدن راهب مسیحی و نمونه‌ای از علم امام باقر(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام محمدباقر(ع) | ۹

مسلمان شدن راهب مسیحی و نمونه‌ای از علم امام باقر(ع)

هشام احساس خطر نمود، جایزه‌ای برای امام باقر(ع) فرستاد و او را روانه مدینه کرد و افرادی را جلوتر فرستاد تا در بین راه به مردم اعلام کنند، کسی با دو پسر ابوتراب، باقر و جعفر(ع) تماس نگیرد آنها جادوگرند...
امام باقر(ع) در تبعید و زندان
داستان‌هایی از حضرت امام محمدباقر(ع) | ۸

امام باقر(ع) در تبعید و زندان

مأمورین، آن حضرت را با پسرش امام صادق(ع) از مدینه به شام آوردند، و برای اهانت به مقام آن حضرت، سه روز به او اجازه‌ی ورود به نزد هشام ندادند، و حتّی آنها را در اردوگاه غلامان جای دادند.
ستم‌های هشام به امام باقر(ع)
داستان‌هایی از حضرت امام محمدباقر(ع) | ۷

ستم‌های هشام به امام باقر(ع)

آن حضرت هرگز تسلیم هشام نشد، و همواره در فرصتهای مناسب، نارضایتی و نفرت خود را نسبت به دولت طاغوتی هشام، اظهار می‌نمود، و مانند اجداد پاکش، در جبهه‌ی مخالف طاغوتها بود، گر چه امکانات اجازه جنگ گرم به او نمی‌داد...
اندک بودن حاجی حقیقی!
داستان‌هایی از حضرت امام محمدباقر(ع) | ۶

اندک بودن حاجی حقیقی!

ابو بصیر(ره) بعد از دیدن این منظره، به امام باقر(ع) گفت: «ای مولای من! آری چقدر حاجی، اندک است و گریه کننده، بسیار است، سپس امام باقر(ع) دعاهایی خواند و نابینایی ابوبصیر به حال خود بازگشت».