کد مطلب: ۴۱۷۳
تعداد بازدید: ۷۵
تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۹۹ - ۱۱:۲۲
داستان‌هایی از حضرت امام حسن(ع) | ۶
هر کس به علی(ع) ناسزا بگوید به من ناسزا گفته، و هر کس به من ناسزا بگوید، به خدا ناسزا گفته، و کسی که به خدا ناسزا گوید، خدا او را داخل دوزخ می‌کند، بطوری که تا ابد در دوزخ بماند.
مدّتی بود که از شهادت حضرت علی(ع) می‌گذشت معاویه در سفری به مدینه آمد مردم را در مسجد جمع کرد، و بالای منبر رفت و با ناسزاگویی به مقام امام علی(ع) جسارت نمود.
امام حسن(ع) در همان مجلس برخاست، پس ازحمد و ثنای الهی فرمود: «ای مردم! خداوند هیچ پیامبری را نفرستاده مگر اینکه مجرمین را دشمن او قرار داده است چنانکه قرآن می‌فرماید:
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّاً مِنَ الْمُجْرِمينَ:
:«و این چنین از مجرمان برای هر پیامبری دشمنی قرار داده‌ایم»[1].
آنگاه به معاویه رو کرد و فرمود: من پسر علی(ع) هستم و تو پسر صخر می‌باشی مادر تو هند است مادر من فاطمه(س) جدّه‌ی تو نثلیه است و جدّه‌ی من خدیجه است، خداوند آنکس را که بین ما دو نفر، از نظر نسب، پست‌تر، و از نظر یاد خدا، غافلتر و از نظر کفر و نفاق، کافرتر و منافقتر است لعنت کند.
همه‌ی حاضران فریاد زدند: آمین، آمین!
معاویه ناگزیر، خطبه‌ی خود را قطع کرد، با کمال سرافکندگی از بالای منبر پائین آمد و به خانه‌ی خود رفت.[2]
در آن هنگام که امام حسن(ع) در کوفه بود، وقتی که معاویه بر اوضاع مسلّط شد، به کوفه آمد، جمعی از طرفدارانش به او گفتند: «حسن بن علی(ع) در نظر مردم کوفه، دارای مقام بسیار ارجمندی است، اگر او را به اجبار وارد مسجد کنی، و در ملأعام بر بالای منبر بروی او را در حضور مردم سرافکنده کنی، کار شایسته‌ای نموده‌ای، معاویه این پیشنهاد را نپذیرفت، آنها اصرار کردند، سرانجام معاویه پذیرفت، برای نماز به مسجد آمد و جمعیّت در مسجد بودند، امام حسن(ع) را ناگزیر به مسجد آوردند معاویه بالای منبر رفت و بسیار هتّاکی کرد و به ساحت مقدّس حضرت علی(ع) ناسزا گفت.
همان‌دم امام حسن(ع) برخاست و فریاد زد: ای پسر جگر خواره، آیا تو به امیرمؤمنان علی(ع) ناسزا می‌گویی، با اینکه پیامبر(ص) فرمود: هر کس به علی(ع) ناسزا بگوید به من ناسزا گفته، و هر کس به من ناسزا بگوید، به خدا ناسزا گفته، و کسی که به خدا ناسزا گوید، خدا او را داخل دوزخ می‌کند، بطوری که تا ابد در دوزخ بماند.
سپس امام حسن(ع) به عنوان اعتراض، مجلس را ترک کرد.[3] 
 

پی‌نوشت‌ها


[1]. فرقان ـ ۳۱.
[2]. کشف الغمه، ج ۲ ص ۱۵۰.
[3]. احتجاج طبرسی(ره) ج ۱، ص ۱۴۵.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
محمد محمدی اشتهاردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: