کد مطلب: ۵۳۳۲
تعداد بازدید: ۱۹۲
تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۲:۲۴
تولی و تبری| ۵۱
از آنجایی که امام وظیفه خطیر هدایت و رهبری امت را به دوش دارد، باید از همه افراد امت در همه کمالات و فضائل برتر باشد. به همین جهت، شیعه معتقد به افضلیت امام می باشد، و متکلمین امامیه در کتب خود به این مطلب تصریح کرده اند.

پیش از این بیان گردید که بشر نمی تواند امام و خلیفه خدا را انتخاب کند و تعیین امام فقط از جانب خدا است. حال باید بررسی کرد که چه ویژگی هایی برای امام لازم است تا از طریق آن بتوان مصداق حقیقی امام را شناخت و سره را از ناسره تشخیص داد. از مهم ترین ویژگی های امام افضلیت، اعلمیت و عصمت می باشد. در این درس با توجه به قرآن، ویژگی افضلیت و مصداق حقیقی آن را بررسی خواهیم کرد.


افضلیت


از آنجایی که امام وظیفه خطیر هدایت و رهبری امت را به دوش دارد، باید از همه افراد امت در همه کمالات و فضائل برتر باشد. به همین جهت، شیعه معتقد به افضلیت امام می باشد، و متکلمین امامیه در کتب خود به این مطلب تصریح کرده اند. علامه حلی در شرح کشف المراد در باب شرایط امام می گوید: «الإمام یجب أن یكون أفضل من رعیته[1]»، واجب است امام از مردم جامعه افضل باشد. سید مرتضی در کتاب الذخیره فی علم الکلام می گوید: «اعلم أن من صفات الامام ... أن یكون أفضلهم و أكثرهم ثوابا[2]»، یکی از ویژگی های امام این است که برترین مردم بوده و پاداش او در پیشگاه خداوند بیشتر از همگان باشد.
برخی آیات قرآن نیز بر لزوم برتری پیشوای دینی مردم دلالت می‌ کند، چنان ‌که فرموده است:  

«أَفَمَنْ یهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لَا یهِدِّی إِلَّا أَنْ یهْدَى فَمَا لَكُمْ كَیفَ تَحْكُمُونَ»، آیا سزاوار است از کسی که به حق هدایت می‌ کند پیروی شود، یا از کسی که تا هدایت نشود، بهره ‌ای از هدایت ندارد، چگونه داوری می ‌کنید[3].
در این آیه دو گزینه با یکدیگر مقایسه شده است: یکی فردی که خود، هدایت یافته است و به هدایت انسان ‌های دیگر نیازی ندارد، در نتیجه می ‌تواند مردم را هدایت کند، و دیگر فردی که تا دیگران وی را هدایت نکنند، هدایت‌ یافته نخواهد بود. اکنون اگر بنا باشد انسان از یکی از دو گزینه مزبور پیروی کند، کدام ‌یک از آن دو سزاوارتر است؟ بدون شک، عقل سلیم، پیروی از گزینه نخست را نیکو و پیروی از گزینه دوم را ناپسند می ‌داند. جمله «ما لکم کیف تحکمون» ناظر به همین حکم عقلی و درک وجدانی است[4].
باید توجه داشت، مقصود از «احقّ» آن نیست که هر دو گزینه، خوب و پذیرفته است ولی گزینه اول برتری دارد، بلکه مقصود این است که فقط گزینه اول درست است و گزینه دوم پذیرفته نیست، زیرا در آغاز آیه، پرستش خدای یکتا با پرستش بت ‌ها ومعبودهای دروغین مقایسه شده است:

«قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ یهْدِی إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ یهْدِی لِلْحَقِّ»، بگو آیا معبودانی که شریک خدا قرار داده ‌اید به حق هدایت می‌ کنند، بگو خدا به حق هدایت می‌ کند. روشن است که بت‌ ها و معبودان دروغین هیچ‌ گونه هدایت ‌گری به حق نداشته، و پرستش آنها باطل است، و تنها باید خدای یکتا را پرستش کرد.
بنابراین، در ادامه آیه فرموده است:

«أَفَمَنْ یهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لَا یهِدِّی إِلَّا أَنْ یهْدَى»، مقصود این است که تنها باید از کسی پیروی کرد که هدایت ‌گر به حق است و احتمال خطا و انحراف در او وجود ندارد. شاید وجه این که خداوند متعال در این جا از واژه « احقّ» استفاده کرده، آن بوده است که مشرکان را به تفکر وادارد و عقل و فطرت آنان را بیدار سازد و تعصب‌ های جاهلی، مانع اندیشیدن آنان نشود[5].
حضرت صدیقه طاهره نیز در مقام احتجاج نسبت به مردم مدینه در امر خلافت به این آیه شریفه استدلال کردند. زمانی که ایشان به سبب هجوم دستگاه خلافت به خانه امیر المومنین علیه السلام، مجروح شده بودند و در بستر بیماری بودند، زنان انصار و مهاجرین براى عیادت به خدمت ایشان رسیدند و گفتند: ای دختر پیامبر! با این بیمارى چگونه شب را صبح کردى؟حضرت زهرا علیها السّلام پس از حمد الهى و صلوات بر پدرش فرمود:

«أَصْبَحْتُ وَ اللَّهِ عَائِفَةً لِدُنْیاكُنَّ قَالِیةً لِرِجَالِكُنَّ لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ عَجَمْتُهُمْ‏ وَ سَئِمْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ سَبَرْتُهُمْ‏ فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ وَ اللَّعِبِ بَعْدَ الْجِدِّ وَ قَرْعِ الصَّفَاةِ وَ صَدْعِ الْقَنَاةِ وَ خَتْلِ الْآرَاءِ وَ زَلَلِ الْأَهْوَاء... وَیحَهُمْ أَنَّى زَعْزَعُوهَا عَنْ رَوَاسِی الرِّسَالَةِ وَ قَوَاعِدِ النُّبُوَّةِ وَ الدَّلَالَةِ وَ مَهْبِطِ الرُّوحِ الْأَمِینِ وَ الطَّبِینِ بِأُمُورِ الدُّنْیا وَ الدِّین‏... وَیحَهُمْ‏ أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لا یهِدِّی إِلَّا أَنْ یهْدى‏ فَما لَكُمْ كَیفَ تَحْكُمُون‏»،
به خدا سوگند در حالى شب را به صبح رساندم كه از دنیاى شما ناراضى، و از مردان شما بیزارم، پس از امتحان و مشاهده نیات سوء و رفتارهاى ناهنجارشان از همه آنان كناره‏ گیرى نمودم! [سپس گمراه شدن پس از هدایت را به باد انتقاد گرفته و فرمود:] قبیح و زشت باد آن شكاف هاى شمشیر [كه در جهاد راه خدا ایجاد شد]، و هر كار لهوى پس از كارى جدّى، و آن سنگ خوردن ها از كفّار و آزار نیزه! و نتیجه ‏اش این خطاى در رأى و سستى نظر می باشد... واى بر این امّت! چه چیز آنان را از ستون هاى استوار رسالت و اساس نبوّت و راهنمایى؛ و مهبط فرشته وحى، و دانا به تمام امور دنیا و آخرت، گمراه ساخت؟... كسى كه شما را به راه راست هدایت می كند او أحقّ و أولى و ألیق و أحرى است به اینکه از او تبعیت کنند یا كسى كه اصلا طریقه هدایت و شیوه آن را نداند و خود محتاج به هدایت دیگری باشد كه او را به طریق صواب راهنمایی كند؟ كدام از این دو نفر سزاوار تبعیت هستند؟ در این باب چگونه حكم مى ‏نمائید؟[6].


مقصود از «مَن یهدی الی الحق» کیست؟


در تفسیر نور التقلین ذیل آیه شریفه خطبه رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم نقل شده است که می فرماید:

«مَعَاشِرَ النَّاسِ لَا تَضِلُّوا عَنْهُ وَ لَا تُنَفِّرُوا مِنْهُ، وَ لَا تَسْتَنْكِفُوا مِنْ وَلَایتِهِ، فَهُوَ الَّذِی یهْدِی إِلَى الْحَقِّ وَ یعْمَلُ بِهِ، وَ یزْهِقُ الْبَاطِلَ وَ ینْهَى عَنْهُ»، ای گروه مردم از علی دور نشوید و از او متنفر نشوید و از ولایت او خودداری نکنید؛ او کسی است که به حق هدایت می کند و به حق عمل می کند و باطل را دور می کند و از آن نهی می نماید[7].


آیه مباهله


قرآن کریم می فرماید:

«فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِینَ»، هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) كسانى با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت كنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله كنیم، و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم[8].
یکی از آیاتی که دلالت بر برتری امیر المومنین می کند آیه مباهله است. در شان نزول این آیه آمده است: گروهی از نصرانی‌ های نجران برای گفتگو با رسول خدا صلی الله و علیه و آله درباره نبوت او و اعتقادات خود درباره حضرت مسیح ع نزد او آمدند. آنان، حضرت مسیح ع را به دلیل خلقت خارق العاده ‌اش، فرزند خدا می ‌پنداشتند. رسول خدا صلی الله و علیه و آله با یادآوری خلقت خارق‌ العاده حضرت آدم ع استدلال آنان را ابطال کرد، اما نصرانی ‌ها تسلیم این منطق استوار ایشان نشدند. خداوند به پیامبر وحی کرد که آنان را به مباهله فرا بخواند.
قرار مباهله گذاشته شد و زمان موعود که فرا رسید، رسول خدا صلی الله و علیه و آله با فاطمه زهرا، علی و حسنین علیهم السلام برای مباهله از مدینه بیرون رفتند. بزرگ نصرانی‌ ها با دیدن آنها از همراهان خود خواست که مباهله نکنند و گفت: من چهره ‌هایی را می‌ بینم که اگر از خداوند بخواهند کوه را از جای برکند، دعایشان مستجاب خواهد شد. آنان در‌خواست پیامبر را پذیرفتند، اما به جای پذیرش آیین اسلام، قرار داد صلحی با رسول خدا صلی الله و علیه و آله امضا کردند و رفتند.


دلالت آیه مباهله بر افضلیت


 بر اساس ظاهر آیه و روایاتی که در شأن نزول آن آمده است، امیر المونین علیه السلام  مصداق «انفسنا» است، یعنی رسول خدا صلی الله و علیه و آله او را به منزله نفس خود دانسته است. از آنجا که وحدت و عینیت وجود امیر المومنین علیه السلام و رسول خدا صلی الله و علیه و آله ممکن نیست، مقصود این است که امیر المومنین علیه السلام از نظر صفات کمال و منزلت معنوی به منزله رسول خدا صلی الله و علیه و آله است، مگر منزلت نبوت که به رسول خدا صلی الله و علیه و آله اختصاص دارد و بدین سبب، پیامبر در مرتبه ‌ای بالاتر از علی قرار دارد، اما در دیگر صفات و کمالات، همتای پیامبر است، و چون پیامبر در آن صفات بر همگان برتر است، علی نیز برتر از آنان خواهد بود.
برخی از عالمان اهل سنّت هم، از آیه مباهله، همین معنا را فهمیده ‌اند. محمد بن طلحه شافعی (متوفای 652 ق) گفته است: مقصود از «انفسنا» علی است و محال است که نفس علی (ع) عین نفس پیامبر باشد. بنابراین، مقصود، برابری نفس وی با نفس پیامبر در صفات کمال است، تنها صفت نبوت که مخصوص پیامبر است، مستثنا خواهد بود[9].


خودآزمایی


1- آیه 35 سوره یونس را به طور کامل تبیین کنید.
2- کیفیت دلالت آیه 63 سوره آل عمران بر افضلیت امیر المومنین علیه السلام را بنویسید.

 

پی‌نوشت‌ها

 

[1] کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقادات ص 495
[2] الذخیره فی علم الکلام ص 429
[3] سوره یونس آیه 35
[4] سایت مدرسه فقاهت دروس اعتقادی استاد ربانی
[5] براهین و نصوص امامت ( ربانی ) ص 21 الی 31
[6] احتجاج طبرسی ج1 ص109/ ترجمه جعفری
[7] تفسیر نور الثقلین ج3 ص212
[8] سوره آل عمران آیه 61/ترجمه مکارم
[9] درس امامت خاصه استاد ربانی، براهین و نصوص امامت، سایت مدرسه فقاهت

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مجید رضایی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: