کد مطلب: ۲۴۸۱
تعداد بازدید: ۶۹۷
تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۱
پاسخ به سوالات اعتقادی| ۳۷
قهراً هر یک از اولاد ائمه اطهار علیهم السلام به سنن پیامبر(ص) اهتمام وافر داشتند و ازدواج نیز از سننی بوده که در مورد فرزندان ایشان رعایت می‌شده است اما باید به اوضاع سیاسی آن زمان توجه داشت.
قهراً هر یک از اولاد ائمه اطهار علیهم السلام به سنن پیامبر(ص) اهتمام وافر داشتند و ازدواج نیز از سننی بوده که در مورد فرزندان ایشان رعایت می‌شده است اما باید به اوضاع سیاسی آن زمان توجه داشت.
 سياست هارون الرشید نسبت به فرزندان امیرالمؤمنین ع  و پيروان ایشان اين بود كه نسل آن‌ها را کاملاً از ميان بردارد. هارون دستور مي‌داد سادات را دسته جمعي سر از تن جدا کنند به طوري كه حميد بن قحطبه طائی، والی خراسان در زمان هارون، در يك شب شصت نفر از سادات را كه در سه اتاق زنداني بودند كشت و جنازه آن‌ها را به‌همراه سرهایشان در چاه انداخت.
خود او مي‌گويد: آخرين آن‌ها پيرمرد سيدي بود. رو به من كرد و گفت: اي مرد بدبخت! فرداي قيامت براي خدا و پيامبرش چه عذري داري که در يك شب شصت نفر از فرزندان پيامبر را كشتي؟ از سخنان او دستم لرزيد. غلام هارون الرشید با عصبانیت به من نگاه كرد و گفت: امر هارون را اطاعت كن. من سر آن سيد را هم زدم و غلام نيز او را به چاه انداخت.[1]
ابوالفرج اصفهانی نیز مي‌نويسد: بعد از شهادت موسي بن جعفر ع ، هارون الرشید يكي از سرداران خود را به نام جلودي به مدينه فرستاد و دستور داد به خانه‌هاي آل ابي طالب حمله كند و لباس زنان را غارت نمايد و براي هر زن فقط يك لباس بماند. جلودي دستور هارون را در مدينه اجرا كرد. امام رضا (ع) همه‌ي زن‌ها را در يك اتاق قرار دادند و در آن اتاق ايستاده و نگذاشتند جلودي وارد شود. اما جلودی اصرار داشت وارد شود و خودش آنان را لخت كند. امام التماس كرد و قسم خورد كه من زيور و لباس زنان را مي‌آورم، به شرط آن كه جلودي داخل نشود. سرانجام در نتيجه‌ي التماس و ملاطفت امام جلودي قانع شد. امام رضا(ع) هرچه طلا، زيور، لباس و اثاث منزل بود آورد و به جلودي تحويل داد. سپس او همه را پيش هارون الرشيد برد.[2] این اوضاع تا زمان متوکل ادامه داشت که در آن زمان به اوج خود رسید.
علاوه بر این در وصیتی که امام موسی بن جعفر ع نسبت به دختران بزرگوارشان داشتند فرمودند:« اَوصَیْتُ بها اِلی عَلَیٍّ اِبْنی ... و اِنْ اَرادَ رَجَلٌ مِنْهَم اَنْ یُزَوِّجَ أختَهُ فَلَیْسَ لَهُ اَنْ یُزَوِّجَها الاّ بِاِذْنِهِ وَ اَمْرِهِ ... وَ لا یُزَوِّجَ بَناتی اَحَدٌ مِنْ اِخْوتِهِنَّ وَ مِنْ اُمّهاتِهِنَّ وَ لا سُلْطانٌ وَ لا عَمِلَ لَهُنّ اِلاّ بِرأیِهِ وَ مَشْوَرتهِ ، فَاِنْ فَعْلُوا ذلِکَ فَقَدْ خالَفُوا الله تَعالی وَ رَسُولَهُ»[3]  (این وصیّت من است که به فرزندم علی وصیت کرده‌ام... اگر مردی از شما خواست خواهرش را شوهر دهد، این حق را ندارد، مگر با اجازه و فرمان او (علی)... و دختران من حق ندارند که یکی از خواهران خود را شوهر دهند یا مادران آن‌ها و یا نه سلطانی، و کاری برای آن‌ها انجام ندهد، مگر این‌که با نظر و مشورت او (علی) باشد. اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، به راستی با خدا و رسولش مخالفت کرده اند). یعنی امر ازدواج حضرت معصومه س با برادرشان یعنی امام علی بن موسی الرضا ع بود.
بنابراین زمانی که امام رضا ع به مرو آمدند، حضرت معصومه س  برای زیارت برادر در سال 201 هجری قمری  به سمت مرو حرکت کردند. در نزدیکی ساوه، ایشان بیمار گشتند. سپس به طرف قم رفته و در منزل موسی بن خزرج، وارد شده و پس از شانزده روز وفات کردند.[4]
لذا اولاً با توجه به اختناق شدید ، امر ازدواج شیعیان بخصوص دختران امامان ع بسیار سخت و دشوار بود و ثانیاً این امر فقط به دست امام رضا ع بود و ایشان به دیدار برادر در مرو نائل نشدند. بنابراین امر ازدواج حضرت معصومه س محقق نگشت.

پی‌نوشت‌ها:


[1] عیون أخبار الرضا ، ج 1، ص 110 – 109

[2] مقاتل الطالبین ، ص 599

[3] عیون أخبار الرضا، همان، ص 35

[4] سفینه البحار، ج 7، ص 124

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
صادق تهرانی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: