کد مطلب: ۳۶۸۷
تعداد بازدید: ۴۴۳
تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۹۹ - ۱۴:۰۷
تولی و تبری| ۱۰
از جمله روابطی که بین خدا و خلق، لحاظ می شود اینست که مخلوقات نه تنها در اصل وجود و پیدایششان نیازمند به خدا هستند بلکه همه شئون وجودی آنها وابسته به خدای متعال است و هیچگونه استقلالی ندارند و او به هر نحوی که بخواهد در آنها تصرف می کند و امورشان را تدبیر می نماید.

توحید ربوبی

 
در بحث های گذشته به این نتیجه رسیدیم که چون خداوند متعال مالک تمام هستی است بر آنها ولایت دارد و همه انسان ها فطرتا پیرو این ولایت هستند. در این درس به ربوبیت خداوند خواهیم پرداخت. ضرورت پرداختن به این بحث بدین جهت است که ما در بحث تولی و تبری، به بررسی اصول و فروع پیرامون آن می پردازیم و نکته اساسی در این بحث آن است که تعیین این اصول و فروع از جانب خداست که این امر از شئون ربوبیت خداوند می باشد. به عبارت دیگر برای فهم دقیق و استدلالی نسبت به اصول و فروع  تولی و تبری نیازمند اثبات مالکیت و ولایت و ربوبیت خداوند هستیم.
 

ربوبیت
 

از جمله روابطی که بین خدا و خلق، لحاظ می شود اینست که مخلوقات نه تنها در اصل وجود و پیدایششان نیازمند به خدا هستند بلکه همه شئون وجودی آنها وابسته به خدای متعال است و هیچگونه استقلالی ندارند و او به هر نحوی که بخواهد در آنها تصرف می کند و امورشان را تدبیر می نماید.
هنگامی که این رابطه را به صورت کلی در نظر بگیریم مفهوم ربوبیت، انتزاع می شود که لازمه آن تدابیر امور است و مصادیق فراوانی، مانند حفظ و نگهداری کردن، حیات بخشیدن و میراندن، روزی دادن، به رشد و کمال رساندن، راهنمایی کردن و مورد امر و نهی قرار دادن و...دارد  [1]
 جهان یک مدبر و یک کارگردان اصیل و مستقل بیش تر ندارد و در ادیان مختلف، اختلاف در همین قسم است یعنی توحید در تدبیر. به عبارت دیگر با توجه به قرآن همه موجودات عالم به این امر اتفاق نظر دارند که جهان، یک خالق بیش تر ندارد، چنانچه قرآن می فرماید: « وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ »، هر گاه از آنها سؤال كنى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است مسلما می‌گويند اللَّه بگو الحمد للَّه (كه خود شما معترفيد) ولى اكثر آنها نمى‏دانند[2]. ولی اختلاف بر سر اداره عالم و تدبیر عالم است. که به عنوان مثال بعضی قائل به تفویض شده اند یعنی خداوند عالم را خلق کرده است، ولی تدبیر این عالم را به غیر خود واگذار کرد. یا چنانچه بت پرستان قائل به اربابان مختلف می باشند. به عبارت بهتر تمام اختلاف در فهم و درک و محدوده شمولیت این صفت حضرت حق می باشد.
 

معنای کلمه رب
 

از جهت لغت، از موارد استعمال کلمه رب معلوم می شود که رب به کسی اطلاق می شود که مالک و صاحب اختیار کسی یا چیزی باشد بگونه ایکه بتواند بدون اجازه غیر و بصورت مستقل در امر مملوک و مربوب خویش، تصرف کند[3] و در معنى تربيت و پرورش هم استعمال شده است، يعنى ايجاد كردن حالتى پس از حالتى ديگر در چيزى تا به حدّ نهائى و تمام و كمال آن برسد[4]. در کتاب قاموس قرآن در معنای رب گفته است، اصلاح کننده شی، تربیت کردن و مربی، و هر زمانی که بصورت مطلق استعمال شود فقط مخصوص خداوند است[5]. این کلمه مبین مقام ربوبیت خداوند می باشد.
 

از جهت اصطلاح
 

با بررسی کتب لغت مشخص شد رب، به مالک و مدبر اطلاق می شود، پس وقتی به خداوند، رب العالمین می گوییم اینچنین معنا می شود که فقط او مالک جهان است و تدبیر امور تمام موجودات عالم به دست او می باشد.
 

حقیقت ربوبیت و توحید در ربوبیت
 

با توجه به آنچه که در معنای رب بیان شد، حقیقت رب یعنی تنظیم اشیاء و تدبیر امورات آن به طوری که به کمال مطلوب خود برسند. و توحید در ربوبیت یعنی اعتقاد به اینکه تدبیر عالم بدست خداوند متعال است و اسباب و مسببات تماما جنود خداوند سبحان می باشد که به امر خدا و مشیئت او فعلی را انجام می دهند[6].
 

دلیل بر توحید ربوبیت
 

وقتی ما جهان هستی را مورد بررسی و مطالعه قرار می دهیم پی به وجود یک نظام واحد و ارتباط قوی بین اجزاء آن می بریم و این وحدت نظام و انسجام تحقق پیدا نمی کند مگر تحت نظر حاکم و مدبر واحد باشد. چنانچه هشام بن حکم از امام صادق علیه السلام پرسید: « مَا الدَّلِيلُ عَلَى أَنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ قَالَ اتِّصَالُ التَّدْبِيرِ وَ تَمَامُ الصُّنْع‏ [7]»، دلیل بر اینکه الله واحد است چیست؟ امام در جواب فرمودند: ارتباط و پیوند تدبیر عالم و کامل بودن صنع خدا ( بدون نقص و عیب ) دلالت دارد بر اینکه خداوند واحد است.
اگر فرض شود که این نظام بیش از یک مدبر دارد، این نظام دارای انسجام و نظم نبود و سبب فساد عالم می شد، چنانچه قرآن می فرماید: « لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا [8]»، اگر در آسمانها و زمین غیر از خدا، اله دیگر باشد، قطعا آسمان و زمین دچار فساد می شدند.
 

نحوه استدلال به آیه
 

آيه شريفه مورد بحث، ربوبیت در غیر خدا را نفی می کند. یعنی اگر فرض شود كه براى عالم خدایانی باشند و هرکدام دارای مقام ربوبیت باشند. این تعدد اله مستلزم آن است که  اختلاف ذاتی و حقیقی با هم دارند، یعنی هیچ وجه اشتراکی با هم در صفات و افعال ندارند و گرنه چند الهی معنا نخواهد داشت. این تباین و اختلاف ذاتی مستلزم آن است که در تدبیر امور با هم تباین داشته باشند و این ایجاد اختلاف سبب فساد می شود، بطوریکه تدبیر هر کدام از این آله تدبیر دیگر را نفی می کند و این امر منجر به فساد آسمان و زمین می شود ولی  چون مى‏ بينيم نظام جارى در عالم، نظام واحدی است، كه همه اجزاى آن، يكديگر را در رسيدن به هدف خود يارى مى‏ دهند، و با رسيدن اجزاى ديگر به هدف‏هاى خود سازگارند، مى‏فهميم كه پس براى عالم غير از يك اله نيست.[9]
چنانچه هشام بن حکم از قول امام صادق علیه السلام در جواب زندیق می گوید: « ... فَإِنْ قُلْتَ إِنَّهُمَا اثْنَانِ لَمْ يَخْلُ مِنْ أَنْ يَكُونَا مُتَّفِقَيْنِ مِنْ كُلِّ جِهَةٍ «1» أَوْ مُفْتَرِقَيْنِ مِنْ كُلِّ جِهَةٍ فَلَمَّا رَأَيْنَا الْخَلْقَ مُنْتَظِماً وَ الْفَلَكَ جَارِياً وَ التَّدْبِيرَ وَاحِداً وَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دَلَّ صِحَّةُ الْأَمْرِ وَ التَّدْبِيرِ وَ ائْتِلَافُ الْأَمْرِ عَلَى أَنَّ الْمُدَبِّرَ وَاحِدٌ...»، اگر بگوئى خدا دو تاست، از اين حالت خارج نيست، كه يا هر دو در تمام جهات برابرند يا از تمام جهات مختلف و متمايزند، چون ما امر خلقت را منظم مى‏ بينيم و فلك را در گردش و تدبير جهان را يكسان و شب و روز و خورشيد و ماه را مرتب، می بینیم و درستى كار و تدبير و هماهنگى آن دلالت كند كه مدبر اموريكى است‏[10]. نتیجه آن می شود که نظام حاکم بر عالم نشان دهنده آن است که خالق آن موجودی مدبر است و تمام امورات آن را در تمام احوال تدبیر و رسیدگی می کند.
امام صادق علیه السلام می فرماید: خداوند متعال سه بار در طول شبانه روز خود را تمجید می کند و می فرماید: « ...أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ رَبُّ الْعَالَمِينَ...أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ مَالِكُ يَوْمِ الدِّينِ...أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ مِنْكَ بَدَأَ الْخَلْقُ وَ إِلَيْكَ يَعُودُ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ لَمْ تَزَلْ وَ لَا تَزَالُ...َنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَد..»، ... مى‏ فرمايد: توئى خدا كه نيست شايسته پرستشى جز تو كه پروردگار جهانيانى، توئى خدا شايسته پرستشى نيست جز تو كه مالك روز جزائى، توئى خدا شايسته پرستشى نيست جز تو كه آغاز آفرينش از تو است و به سوى تو بر مى گردد، توئى خدا (كه) نيست شايسته پرستشى جز تو هميشه بودى و پيوسته هستى، توئى خدا نيست شايسته پرستشى جز تو يگانه‏اى و بى‏نياز، نه زاده است و زائيده نشده است، و نمى باشد براى او همتایی[11].
در این حدیث اشاره می کند که فقط خداوند متعال است که رب العالمین است، تمام امورات عالم را به نسبت آنچه که مصلحت آنهاست تدبیر می کند و او همتایی ندارد و از غیر بی نیاز است و همه به او احتیاج دارند، این امر نشان می دهد خداوند برای تدبیر عالم بی همتا و بی نیاز از غیر می باشد.
 

شبهه
 

 با توجه به آنچه بیان شد خداوند تنها مدبر عالم می باشد و تدبیر عالم فقط به دست او می باشد ولی قرآن مجید به یک رشته مدبرها و علت ها تصریح می کند: «فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرآ»، و آنها که امور را تدبیر می کنند[12].  منظور از مدبرات فرشتگانی هستند که امور جهان را تدبیر مى‌کنند؛ آیا این امر با مسأله توحید ربوبى منافات ندارد؟
پاسخ این سؤال روشن است: معنای «توحید در ربوبیت» این نیست که تمام اسباب و علل از کار بیفتد و خداوند جایگزین همه علل گردد، بلکه حقیقت «توحید در ربوبیت» این است که در مجموع هستی تنها یک مدبر اصیل و مستقل وجود دارد و تدبیر عوامل دیگر فاقد اصالت و استقلال است، بلکه همگی به مشیت خداوند و اراده و خواست او انجام وظیفه می کنند. در این صورت، اعتراف به یک چنین مدبرهای تبعی و ظلی مانع از انحصار تدبیر استقلالی به خدا نیست [13].
 

خودآزمایی
 

1. معنای رب را بنویسید، و منظور از توحید ربوبی چیست؟
2. کیفیت اثبات توحید ربوبی را بیان کنید؟
3. حقیقت توحید ربوبی چیست؟
 

پی‌نوشت‌ها

 

[1]  برگرفته از آموزش عقاید مصباح  ص 84 الی ص 85
[2]  سوره لقمان آیه 25 / ترجکه مکارم
[3] شرح آموزش عقاید ج1 ص 100
[4]  مفردات الفاظ قرآن ج2 ص 29
[5]  قاموس قرآن ج 3 ص 22
[6] محاضرات فی الالهیات ص 71
[7]  توحید صدوق ص 250 ح 2
[8]  سوره الانبیاء آیه 22
[9] بر گرفته از تفسیر المیزان ذیل آیه شریفه 22 انبیاء
[10]  اصول کافی ج 1 ص 80 ح 5 / ترجمه مصطفوی
[11]  اصول کافی ج 2 ص 516 ح 2 / ترجمه کمره ای
[12]  سوره نازعات آیه 5 / ترجکه مکارم
[13]  منشور جاوید – سبحانی / ج1 بخش نهم  

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مجید رضایی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: