کد مطلب: ۳۷۵۹
تعداد بازدید: ۳۲۵۵
تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۸:۳۶
آسیب‌های اجتماعی| ۷
بنا بر قانون وراثت، صفات و ویژگی های نَسَبی نیز می تواند در نوع رفتار و عملکرد انسان ها اثرگذار باشد. برخی از آسیب های اجتماعی نیز ریشه در نقص ها و مشکلات وراثتی دارد، بنا بر این والدین و خانواده ها نباید هرگز نسبت به این مسأله بی تفاوت و سهل انگار باشند.

قانون وراثت در آئینه روایات
 

ادیان الهی آمده اند تا در هر دوره از زمان، متناسب با اقتضائات و شرایط زندگی انسان در آن دوره، او را به سمت کمال و سعادت رهنمون شوند و برای تحقّق این امر از هیچ تلاشی فروگذار ننموده اند. دین مبین اسلام - یعنی مکتب قرآن و عترت- که خاتم ادیان الهی و کامل ترین آن هاست نیز از این قاعده مستثنا نمی باشد، بلکه کامل ترین، دقیق ترین و زیباترین برنامه را برای تربیت نسل بشر تا روز قیامت در نظر دارد به طوری که تبعیت از آن، بستر رشد و تعالی افراد را ضمانت می نماید. در این راستا اسلام عزیز نسبت به مسأله وراثت و تأثیر آن در تربیت انسان، عنایت ویژه ای داشته و به همین دلیل توصیه ها و دستوراتی دارد که تا آن جا که ممکن است، شرایط برای تربیت و رشد مؤمنین به بهترین شکل فراهم گردد. گام اوّل در این مسیر پس از تهذیب نفس و مراقبت فردی، انتخاب همسری شایسته است تا با کامل شدن این زوج صالح، شرایط برای ایجاد نطفه ای با کمالات و استعدادهای درخشان، از طریق وراثت و محیط مناسب برای تربیت فراهم گردد. لازم است برای روشن شدن این موضوع به برخی از روایات مربوط به آن اشاره کنیم.
 


اهمیت مسأله وراثت در روایات اهل بیت علیهم السّلام
 


رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله فرمودند: «تخیروا لنطفكم فإنّ العرق دسّاس». برای نطفه‌ های خود (همسر مناسب) انتخاب کنید که همانا (اثرِ) عِرق (ژن) بسیار مخفی است.[1] همچنین از امام صادق علیه السّلام نیز روایت شده است که فرمودند: «تَزَوَّجُوا فِی الْحُجْزِ الصَّالِحِ فَإِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاسٌ». با خاندان صالح وصلت کنید که همانا (اثرِ) عِرق بسیار مخفی است.‏[2] در کتب لغت در باره معنای کلمه «دسّاس» این گونه نوشته اند: دسّ: پنهان كردن. «دَسَسْتُ‏ الشَّی‏ءَ فِی التُّرَابِ» یعنى آن را در خاك پنهان كردم. (قرآن کریم می فرماید:) «أَ یمْسِكُهُ عَلى‏ هُونٍ أَمْ‏ یدُسُّهُ‏ فِی التُّرابِ‏»، (نحل: 59) آیا او را با خفّت و خوارى نگاه دارد و یا در خاك پنهان كند.[3]
«دسّاس» صیغه مبالغه است و بر شدّت پنهان بودن یک چیز دلالت می کند. با عنایت به این نکته، توضیح کلام رسول خدا صلّی الله علیه و آله و امام صادق علیه السّلام از این قرار است که به مؤمنین سفارش می فرمایند، در انتخاب همسری که قرار است از او صاحب اولاد شوند، خوب دقّت کنند، چراکه «عِرق» و یا به عبارت امروزی آن، وراثت و ژن بسیار مخفی و پنهانی، از والدین به اولاد منتقل می شود. برخی نیز این گونه از معنای عِرق و دسّاس استفاده کرده اند که: «عِرق» به معنی ریشه و اساس یک پدیده است و اساس آفرینش انسان «نطفه» می ‌باشد و «دسّاس» به معنی انجام کار پنهانی است، لذا مقصود از دسّاس بودن عِرق این است که صفات موروثی از طریق نطفه به ‌طور ناپیدا به فرزند منتقل می ‌گردد.[4]
آری این طور نیست که اعمال و رفتار ما در خودمان و محیط اطراف ما هیچ اثری نگذارد. آفرینش بر مبنای علّت و معلول، و سبب و مسبّب به وجود آمده و هیچ پدیده ای بدون سبب نیست. تنها ذات مقدّس خداست که منزّه از حدوث و پیداش است و علّت و سببی برای وجودش نمی خواهد، قائم به ذات خویش است و علّت العلل کائنات. قرآن کریم در باره تأثیر اعمال انسان بر خود و محیط اطرافش آیات فراوانی دارد. از آن جمله در باره اثر گناه بر قلب گناهکار می فرماید: «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا یكْسِبُونَ». چنین نیست كه آن ها مى ‏پندارند، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دل هایشان نشسته است.[5] و یا در جای دیگر فرموده است: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْینٌ لا یبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ». به یقین، گروه بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم، آن ها دل ها [عقل ها] یى دارند كه با آن (اندیشه نمى ‏كنند، و) نمى ‏فهمند و چشمانى كه با آن نمى ‏بینند و گوش هایى كه با آن نمى ‏شنوند، آن ها همچون چهارپایانند بلكه گمراه تر! اینان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همه ‏گونه امكانات هدایت، باز هم گمراهند).[6]
این آیه شریفه به خوبی اثر غفلت و گناه را بر روی انسان گناهکار نشان می دهد. گناه چنان انسان را از درک حقایق عالم غافل می سازد که با وجود گوش و چشم و عقل، گویی از داشتن آن ها محروم است، و کار او در نهایت تا جایی پیش می رود که به فرموده قرآن، ارزش و سطح وجودیش تا حیوانات و بلکه پایین تر ار آن نزول پیدا می کند. در تفسیر این آیه شریفه آمده است:
«بارها در قرآن مجید غافلان بی خبر به چهار پایان و حیوانات بى شعور دیگر تشبیه شده ‏اند، ولى نكته تشبیه آن ها به انعام (چهارپایان) شاید این باشد كه آن ها تنها به خواب و خور و شهوت جنسى مى ‏پردازند، درست همانند ملّت هایى كه تحت شعارهاى فریبنده انسانى، آخرین هدف عدالت اجتماعى و قوانین بشرى را رسیدن به آب و نان و یك زندگى مرفّه مادى مى ‏پندارند. آن چنان كه على علیه السّلام در نهج البلاغه (نامه 45) مى ‏فرماید: "كَالْبَهِیمَةِ الْمَرْبُوطَةِ هَمُّهَا عَلَفُهَا أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا / همانند حیوانات پروارى كه تنها به علف مى ‏اندیشند و یا حیوانات دیگرى كه در چراگاه ها رها شده ‏اند و از این طرف و آن طرف خرده علفى بر مى ‏گیرند"، به تعبیر دیگر گروهى مرفّهند همچون گوسفندان پروارى، و گروهى نامرفّه مانند گوسفندانى كه در بیابان ها در بدر دنبال آب و علف مى ‏گردند و هر دو گروه هدفشان جز شكم چیزى نیست ... نه گوش شنوا دارند و نه چشم بینا، آن ها نیز دوزخى هستند نه تنها در دوزخ قیامت، بلكه در دوزخ زندگى این دنیا نیز گرفتارند».[7]
در سوره روم، خداوند متعال به صراحت از اثر فساد در محیط اطراف انسان حتّی خشکی ها و دریاها سخن می گوید و می فرماید: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ». فساد، در خشكى و دریا به خاطر كارهایى كه مردم انجام داده‏ اند آشكار شده است، خدا مى ‏خواهد نتیجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (به سوى حق) بازگردند.[8]
از سوی دیگر قرآن کریم در باره اثر اعمال نیک مؤمنین می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا». مسلّماً كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏ اند، خداوند رحمان محبّتى براى آنان در دل ها قرار مى ‏دهد.[9] و یا در جای دیگر می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ». كسانى كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زكات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسى بر آن هاست، و نه غمگین مى‏ شوند.[10]یعنی برخی از آثار ایمان و عمل صالح این است که انسان را محبوب می سازد و ترس و حزن و نگرانی را از وجودش زائل می کند. همچنین از دیگر آثار ایمان و عمل شایسته، گشایش نعمت ها است چنان چه قرآن کریم فرموده است: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ...». و اگر اهل شهرها و آبادی ها، ایمان مى ‏آوردند و تقوا پیشه مى ‏كردند، بركات آسمان و زمین را بر آن ها مى ‏گشودیم.[11]
نتایج پژوهش برخی از محقّقین در دنیا نیز نشان می دهد که رفتارها، گفتارها و نیّات خوب و بد، بر روی مولکول های محیط اثرگذار است. این یکی از دقایق علمی است که خداوند متعال با آموزه های دقیق و آسمانی خود در قرآن و احادیث اهل بیت علیهم السّلام، از 1400 سال پیش نسبت به آن هشدار داده و متناسب با آن دستورات و توصیه های فراوانی را ارائه کرده است، لذا بنا بر قانون وراثت، صفات و ویژگی های نَسَبی نیز می تواند در نوع رفتار و عملکرد انسان ها اثرگذار باشد. برخی از آسیب های اجتماعی نیز ریشه در نقص ها و مشکلات وراثتی دارد، بنا بر این والدین و خانواده ها نباید هرگز نسبت به این مسأله بی تفاوت و سهل انگار باشند.
البته لازم است برای بار دیگر یادآوری کنیم که مسأله وراثت علّت تامّه اعمال و رفتار نیست تا هر فردی خود را در انجام کارهای خوب و بد، مجبور و ناگزیر بداند، بلکه نهایت چیزی که می توان در مورد تأثیر وراثت در رفتار انسان گفت این است که به چشم علّت ناقصه باید به آن نگاه کرد و در آخر این اراده، اختیار و تلاش بشر است که می تواند آینده و سرنوشت او را رقم بزند، چنان که پروردگار تبارک و تعالی فرموده است: «أَلاَّ تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ * وَ أَنْ لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏ * وَ أَنَّ سَعْیهُ سَوْفَ یرى». كه هیچ كس بار گناه دیگرى را بر دوش نمى ‏گیرد، * و این كه براى انسان بهره‏ اى جز سعى و كوشش او نیست، * و این كه تلاش او به زودى دیده مى ‏شود.[12]
صفات و خصوصیّات روحی و اخلاقی که از طریق وراثت به انسان منتقل می ‌شود، به منزله یک بستر است که گاه این بستر به وسیله عوامل محیطی از جمله تربیت، تقویت می ‌شود و گاه تضعیف می‌ گردد، مضاف بر آن که اختیار و اراده شخص نیز در سرنوشت او دخالت زیادی دارد. آن چه که یک نوزاد به هنگام تولّد به عنوان سرمایه همراه خود به این دنیا می ‌آورد،‌ اقتضای خیر و شرّ است که از طریق ژن‌ ها به او منتقل شده، ولی آن چه در سعادت و شقاوت او تأثیر دارد، منحصر به عامل وراثت نیست و مؤلّفه ‌های دیگری همچون تربیت و اراده نیز تأثیر بسزایی در رقم خوردن سرنوشت او دارد یا حتّی گاهی می‌ توانند قانون وراثت را به ‌هم‌ بریزند. برخی با طرح نقش وراثت در سرنوشت معتقدند که انسان قادر به تغییر صفات وراثتی خود نیست و مجبور به انجام اعمال پسندیده یا ناپسند است، حال آن که هم از دیدگاه اسلام و هم از دیدگاه دانش ژنتیک، وراثت و ساختار ژنتیکی انسان، علّت تامّه جهت تعیین سرنوشت نمی ‌باشد. از منظر قرآن و احادیث، سعادت و شقاوت دو امر ذاتی نیست و مربوط به قضای مقرّر شده ازلی نیز نمی ‌باشد، لذا هر انسانی با هر قِسم وراثتی اعمّ از مطلوب یا نامطلوب قابل تربیت است و بر همین اساس، یکی از اهداف بعثت انبیا تقویت سرمایه ‌های موروثی پسندیده و اصلاح زمینه‌ های موروثی ناپسند می ‌باشد.[13]
 

خودآزمایی
 

1- روایتی در مورد تأثیر وراثت در رفتار انسان بنویسید و آن را شرح دهید؟
2- آیا وراثت به شکل جبری در سرنوشت انسان اثر می گذارد؟ توضیح دهید؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1] السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (و المستطرفات) ج ‏2 ص 559/ المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء ج ‏3 ص 93.
[2] مكارم الأخلاق ص 197.
[3] قاموس قرآن ج ‏2 ص 343.
[4] نقش وراثت در سرنوشت انسان از منظر قرآن و حدیث (نویسندگان: حمیدرضا بصیری و مریم گوهری) منبع: فصلنامه علمی-ترویجی سراج منیر سال چهارم زمستان 1392 شماره 13.
[5] سوره مطففین/ آیه 14 (ترجمه مکارم).
[6] سوره اعراف/ آیه 179 (ترجمه مکارم).
[7] تفسیر نمونه ج ‏7 ص 22.
[8] سوره روم/ آیه 41 (ترجمه مکارم).
[9] سوره مریم/ آیه 96 (ترجمه مکارم).
[10] سوره بقره/ آیه 277 (ترجمه مکارم).
[11] سوره اعراف/ آیه 96 (ترجمه مکارم).
[12] سوره نجم/ آیه 38 تا 40 (ترجمه مکارم).
[13] نقش وراثت در سرنوشت انسان از منظر قرآن و حدیث (نویسندگان: حمیدرضا بصیری و مریم گوهری) منبع: فصلنامه علمی-ترویجی سراج منیر سال چهارم زمستان 1392 شماره 13.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: