کد مطلب: ۴۰۰۱
تعداد بازدید: ۳۴۳
تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۹۹ - ۱۰:۱۳
داستان‌هایی از حضرت علی(ع)| ۱
سکوت مرگبار سراسر مجلس را فراگرفت، ولی ناگهان نوجوانی این سکوت را شکست و او علی(ع) بود (که در حدود 13 سال داشت) برخاست و گفت: «ای رسول خدا! من تو را یاری می‌کنم». رسول خدا(ص) فرمود بنشین! بار دوّم باز پیامبر(ص) دعوت خود را ابلاغ کرد، هیچکس پاسخ نداد جز علی(ع)، بار سوم نیز این دعوت تکرار شد.
نام: علی(ع)
لقب معروف: امیرمؤمنان(ع)
کنیه: ابوالحسن
پدر و مادر: ابوطالب، فاطمه بنت اسد
وقت و محل تولد: سیزدهم رجب، ده سال قبل از بعث، در درون کعبه متولد شد.
دوران خلافت: سال ۳۶ تا چهل ﻫ.ق (حدود چهارسال و نه ماه)
مدت امامت: 30 سال
وقت و محل شهادت: صبح 19 رمضان سال 40 هجرت، توسط ابن ملجم در مسجد کوفه، ضربت خورد، و شب 21 رمضان در سن 63 سالگی در کوفه به شهادت رسید.
مرقد شریف: در نجف اشرف
دوران عمر: در چهار بخش:
۱ـ دوران کودکی (حدود ده سال)
۲ـ دوران ملازمت با پیامبر(ص) (حدود 23 سال)
۳ـ دوران کناره‌گیری از دستگاه خلافت (حدود 25 سال)
۴ـ دوران خلافت (حدود 4 سال و 9ماه)
 


۱ـ علی(ع) اوّلین مرد مسلمان

 

به اعتراف تاریخ نویسان و محدّثان، نخستین شخصی که به اسلام گروید، و دعوت پیامبر اسلام(ص) را پذیرفت، امام علی(ع) بود، به این ترتیب:
پیامبر اسلام(ص) در آغاز بعثت تا سه سال، مخفیانه مردم را دعوت به اسلام می‌کرد، علی(ع) به عنوان نخستین نفر به او ایمان آورد و بعد خدیجه(س) به او ایمان آورد، و بطور مخفیانه سه نفری نماز جماعت برپا می‌کردند و...
پیامبر(ص) در سال سوّم بعثت، از طرف خدا مأمور ابلاغ و آشکار نمودن دعوت خود گردید، در این هنگام آیه 214 سوره شعراء نازل شد:
وَ اَنْذِر عَشِیرَتُکَ الْاَقْرَبِینَ
:«خویشاوندان نزدیکت را انذار کن»
پیامبر(ص) خویشان نزدیک خود را که چهل نفر بودند، به خانه‌ی ابوطالب دعوت کرد[۱] که بیشتر آنها، عموها و پسر عموهای آن حضرت بودند، پس از صرف غذا وقتی که پیامبر(ص) می‌خواست، مأموریّت خود ابلاغ اسلام را آشکار کند، ابولهب با سر و صدا و جوّ سازی، مجلس را بهم زد و زمینه را از بین برد، و طبق گفته‌ی بعضی، ابولهب دو بار مجلس را بهم زد. فردای آن روز پیامبر(ص) باز بستگان خود را دعوت نمود، و به علی (ع) دستور داد مقداری غذا و مقداری شیر تهیه نمود، آنگاه 40 یا 45 نفر را دعوت نمود، وقتی که آنها حاضر شدند و از غذا خوردند، ابولهب فهمید که مجلس برای دعوت به رسالت پیامبر(ص) تشکیل شده است خواست مجلس را بهم بزند، ولی دفاع و نگهبانی ابوطالب از یکسو، و پیشدستی پیامبر(ص) برای اعلام از سوی دیگر، نقشه‌‌ی ابولهب را نقش بر آب کرد، پیامبر(ص) دعوت خود را این گونه شروع نمود:
«ای فرزندان عبدالمطّلب! من از جانب خدا به سوی شما بشارت دهنده و ترساننده، فرستاده شده‌ام، به من ایمان بیاورید، و مرا یاری کنید تا هدایت شوید، تا در دنیا سرور عرب و عجم گردید و درآخرت اهل بهشت شوید.
ای بستگانم! هیچکس مانند من برای خویشان خود، چنین ارمغانی نیاورده، من خیر و سعادت دنیا و آخرت شما را آورده‌ام آیا کسی هست که با من برادری کند، و از دین من پشتیبانی نماید، تا خلیفه و وصیّ من گردد، و در آخرت نیز با من در بهشت باشد؟».
سکوت مرگبار سراسر مجلس را فراگرفت، ولی ناگهان نوجوانی این سکوت را شکست و او علی(ع) بود (که در حدود 13 سال داشت) برخاست و گفت: «ای رسول خدا! من تو را یاری می‌کنم». رسول خدا(ص) فرمود بنشین! بار دوّم باز پیامبر(ص) دعوت خود را ابلاغ کرد، هیچکس پاسخ نداد جز علی(ع)، بار سوم نیز این دعوت تکرار شد، و تنها علی(ع) پاسخ مثبت داد.
در این هنگام پیامبر(ص) فرمود:
اِنَّ هذا اَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی عَلَیْکُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ اَطِیعُوهُ
:«این- اشاره به علی(ع) - برادر و وصی و جانشین من بر شما است، سخنان او را گوش دهید و از او اطاعت کنید».
حاضران از مجلس برخاستند، و هر کس سخنی می‌گفت، ابولهب که سخت عصبانی شده بود، از روی استهزاء به ابوطالب گفت:
«محمّد(ص) به تو دستور می‌دهد که گوش به فرمان پسرت بدهی و از او اطاعت کنی!»
ابوطالب گفت: ای اعور (پست) ساکت باش، تو چکار داری؟
در این مجلس ابوطالب پدر علی(ع) برای تجمّع بستگان و اداره‌ی مجلس نقش مهمّی داشت، و پسرش علی(ع) با کمال شجاعت اعلام وفاداری کرد.[۲]
 

پی‌نوشت‌ها


[۱]. بعضی گویند: این دعوت در همان دو سال اوّل بعثت بوده است.
[۲]. الغدیر، ج ۷، ص ۳۵۵ و ۳۵۴، به نقل از مدارک متعدد اهل تسنّن.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
محمد محمدی اشتهاردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: