کد مطلب: ۵۶۲۰
تعداد بازدید: ۹۰
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۴۰۱ - ۲۰:۱۸
پرتوی از عظمت امام حسین (ع) | ۶
حسین(ع) فرمود: «پس رأی تو چیست در حقّ مردمی که پسر دختر پیغمبر را از وطن و خانه و جایگاه و زادگاهش، و حرم رسول و جوار قبر پیغمبر و مسجد و محلّ هجرت آن حضرت خارج نمودند، و او را بیمناک و سرگردان گذاردند که قرارگاه و منزل و مأوایی نداشته باشد و قصدشان از این سخت‌گیری‌ها کشتن او و ریختن خونش باشد درحالی که او شرکی به خدا نیاورده، و غیر از خدا را ولیّ امر خود قرار نداده، و از روش پیغمبر و جانشینان او تخلّف نکرده باشد؟».

بخش نخست: شخصیّت و فضایل امام حسین (ع) | ۵

 

درجه وسیله


ابن مردویه از امیرالمؤمنین علی(ع) روایت کرده که پیغمبر(ص) فرمود:
«فِی الْجَنَّةِ دَرَجَةٌ تُدْعَی الْوَسیلَةَ فَإِذَا سَأَلْتُمُ اللهَ فَسَلُوا إِلیَّ الْوَسِیلَةَ». قَالُوا: یَا رَسُولَ اللهِ مَنْ یَسْکُنُ مَعَکَ فِیهَا؟ قَالَ: «عَلِیٌّ وَفَاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ»؛[1]
«در بهشت درجه‌ای است که وسیله خوانده می‌شود، پس هرگاه از خدا بخواهید پس درجه‌ی وسیله را برای من بخواهید». گفتند: یا رسول الله چه کسی با تو در آن درجه ساکن می‌گردد؟ فرمود: «علی و فاطمه و حسن و حسین».


حسین(ع) با پیغمبر(ص) در یک مکان


احمد طبرانی[2] و ابن اثیر[3] از علی(ع)، و حاکم در مستدرک از ابوسعید روایت کرده‌اند که پیغمبر(ص) به فاطمه(س) فرمود:
«یَا فَاطِمَةُ إِنِّی وَاِیَّاکِ وَهَذَا الرَّاقِدَ (یَعْنِی عَلِیّاً) وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لَفِی مَکَانٍ وَاحِدٍ»؛[4]
«ای فاطمه من و تو و این که خوابیده (یعنی علی) و حسن و حسین روز قیامت در یک مکان می‌باشیم».
طبرانی از ابوموسی روایت دارد که رسول خدا(ص) فرمود:
«أَنَا وَعَلِیٌّ وَفَاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی قُبَّةٍ تَحْتَ الْعَرْشِ»؛[5]
«من، علی، فاطمه، حسن و حسین در یک قبّه زیر عرش هستم».
عمر بن خطاب روایت کرده که رسول خدا(ص) فرمود:
«أَنَا وَعَلِیٌّ وَفَاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ فِی حَظیرَةِ الْقُدْسِ فِی قُبَّةٍ بَیْضَاءَ وَسَقْفُهَا عَرْشُ الرَّحْمَنِ»؛[6]
«من، علی، فاطمه، حسن و حسین در حظیرةالقدس زیر قبّه‌ی سفیدی که سقف آن عرش رحمان است می‌باشیم».
و نظیر این حدیث از ابوهریره نیز روایت شده است.


 یاری حسین(ع) از واجبات است


این مادّه از بسیاری از احادیثی که پیش از این آورده شد، و بعد از این نیز مرقوم خواهد شد استفاده می‌شود، و اگر سران مسلمانان که حکومت یزید را شرعی نمی‌دانستند، مانند ابن زبیر و ابن عمر و دیگران، حسین(ع) را یاری کرده بودند تاریخ اسلام غیر از این بود که اکنون هست و اعتراض بزرگی که بر آن مردم وارد است، همین است.
انس بن حارث بن نبیه که خود از کسانی است که به سعادت شهادت در رکاب حسین(ع) نایل شد، از پدرش که یکی از صحابه، و از اهل صفّه است روایت کرده که گفت: شنیدم پیغمبر(ص) درحالی که حسین(ع) در دامانش بود می‌فرمود:
«إِنَّ ابْنِی هَذَا یُقْتَلُ فِی أَرْضٍ یُقَالُ لَهَا الْعِرَاقُ فَمَنْ أَدْرَکَهُ فَلْیَنْصُرْهُ»؛[7]
«به درستی که این پسرم در زمینی که به آن عراق گفته می‌شود کشته خواهد شد، پس هرکس او را درک کند باید یاریش کند».
و سیوطی از بغوی، ابن سکن و باوردی، و ابن منده و ابن عساکر از انس بن حارث به این لفظ روایت کرده است:
«إِنَّ ابْنِی هَذَا یُقْتَلُ بِأَرْضٍ مِنْ الْعِرَاقِ یُقَالُ لَهَا کَربَلاءُ فَمَنْ شَهِدَ ذَلِکَ مِنْهُمْ فَلْیَنْصُرْهُ».[8]
خوارزمی درضمن خبری طولانی نقل کرده که حسین(ع) به ابن عبّاس فرمود: «آیا می‌دانی که من پسر دختر رسول خدا هستم؟».
عرض کرد: آری! غیر از تو کسی را نمی‌شناسم که پسر پیغمبر باشد، و یاری و نصرت تو بر این امت واجب است آن‌چنان که روزه و زکات واجب است که یکی از این دو بدون دیگری پذیرفته نشود.
حسین(ع) فرمود: «پس رأی تو چیست در حقّ مردمی که پسر دختر پیغمبر را از وطن و خانه و جایگاه و زادگاهش، و حرم رسول و جوار قبر پیغمبر و مسجد و محلّ هجرت آن حضرت خارج نمودند، و او را بیمناک و سرگردان گذاردند که قرارگاه و منزل و مأوایی نداشته باشد و قصدشان از این سخت‌گیری‌ها کشتن او و ریختن خونش باشد درحالی که او شرکی به خدا نیاورده، و غیر از خدا را ولیّ امر خود قرار نداده، و از روش پیغمبر و جانشینان او تخلّف نکرده باشد؟».
ابن عبّاس گفت: نمی‌گویم در حقّ آنها مگر آنکه آن کسان کافر به خدا و پیغمبر شدند، و اگر نماز بخوانند از روی کسالت و ریاکاری است و بر مثل این مردم عذاب بزرگ‌تر خدا نازل گردد، و اما تو، اباعبدالله پس تو سرسلسله افتخار و مباهاتی، پسر پیغمبری پسر وصیّ پیغمبر و فرزند زهرا هستی که همانند مریم بود پس گمان مبر ای پسر رسول خدا که خدا از آنچه ستمکاران می‌کنند غافل است، و من گواهی می‌دهم که هرکس از مجاورت تو و مجاورت فرزندان تو کناره‌گیری کند در آخرت نصیب و بهره‌ای نخواهد داشت.
حسین(ع) فرمود: «خدایا گواه باش».
ابن عبّاس گفت: فدای تو شوم! گویا به من خبر از مرگ خودت می‌دهی و از من می‌خواهی تو را یاری کنم، سوگند به خدایی که غیر از او خدایی نیست، اگر در پیش روی تو شمشیر بزنم تا شمشیرم بشکند و دست‌هایم قطع شود اندکی از حقّ تو را ادا نکرده باشم هم‌اکنون من حاضر در خدمت تو هستم به هرگونه فرمان‌داری فرمان بده!
این خبر طولانی است و بعضی از قسمت‌های دیگر آن را در آینده نقل می‌کنیم؛ در آغاز این خبر است که عبدالله بن عمر گفت: شنیدم رسول خدا(ص) فرمود:
«حُسَیْنٌ مَقْتُولٌ فَلَئِنْ خَذَلُوهُ وَلَمْ یَنْصُروهُ لَیَخْذُلَنَّهُمُ اللهُ اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ»؛[9]
«حسین کشته می‌شود پس اگر او را رها کنند، و یاریش نکنند خدا آنها را تا روز قیامت خوار و زبون خواهد کرد».


اوّلین کسی که وارد بهشت می‌شود

 

حاکم و ابن سعد از علی(ع) روایت کرده‌اند که پیغمبر(ص) به او فرمود:
«إِنَّ أَوَّلَ مَنْ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ أَنَا وَأَنْتَ وَفَاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ»، قَالَ عَلِیٌّ: «فَمُحِبُّونَا؟». قَالَ: «مِنْ وَرَائِکُمْ»؛[10]
«اوّلین کسی که داخل بهشت می‌شود من، تو، فاطمه، حسن و حسین هستیم». علی عرض کرد: «پس دوستان ما (چی)؟». پیغمبر(ص) فرمود: «به دنبال سر شما وارد می‌شوند».
طبرانی و احمد بن حنبل در مناقب نیز، این حدیث را روایت کرده‌اند.[11]


 حضرت قائم آل محمّد از فرزندان حسین(ع) است


حذیفه از پیغمبر(ص) روایت کرده که فرمود:
«لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّی یَبْعَثَ رَجُلاً مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ کَاسْمِی». فَقَالَ
سَلْمَانُ: مِنْ أَیِّ وُلْدِکَ یَا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ: «مِنْ وُلْدِی هَذَا وَضَرَبَ بِیَدِهِ عَلَی الْحُسَیْنِ»؛[12]
«اگر از دنیا باقی نماند مگر یک روز خدا آن روز را طولانی سازد تا مردی از فرزندانم را برانگیزد که همنام من است».
آنگاه سلمان عرض کرد: از کدام فرزندان توست یا رسول الله؟ فرمود: «از این فرزندم! و دستش را بر حسین زد».


 حضرت قائم(ع) نهمین فرزند حسین(ع) است


از سلمان روایت است که گفت: وارد شدم بر پیغمبر(ص) درحالی که حسین(ع) بر زانوی مرحمت او بود، پیغمبر به او روی می‌کرد و دهان او را می‌بوسید، و می‌فرمود: «تو آقا، پسرآقا و پدرآقایانی، تو امام، پسرامام، پدر امامانی، تو حجّت، پسر حجّت، پدر حجّت‌های نه‌گانه‌ای که از صُلب تو هستند نهمین ایشان قائم آنها است».[13]
حموینی در حدیثی مفصّل و طولانی از پیغمبر(ص) روایت کرده که فرمود: «حسن و حسین دو امام امّت من بعد از پدرشان می‌باشند، و دو آقای جوانان اهل بهشتند، و مادرشان سیّده زنان جهانیان و پدرشان سیّدالوصیین است، و از فرزندان حسین نه نفرند که نهمین آنها قائم است از فرزندان من، طاعت ایشان طاعت من و معصیت و مخالفت ایشان معصیت و مخالفت با من است، به سوی خدا شکایت می‌کنم از کسانی که فضیلت ایشان را انکار و احترامشان را بعد از من ضایع می‌نمایند، و خداوند کافی است در ولایت کارها و نصرت عترت من، و امامان امّت من، و انتقام گیرنده است از کسانی که حقّ آنها را انکار نمایند:
وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ؛[14]


خودآزمایی


1- چه کسانی با رسول الله در آن درجه (خاص در بهشت) ساکن می‌گردند؟
2- کدام موضوع از بسیاری از احادیثی که پیش از این آورده شد، و بعد از این نیز مرقوم خواهد شد استنباط می‌شود؟
3- اوّلین افرادی که داخل بهشت، کیستند؟

 

پی نوشت ها


[1]. ابن مردویه اصفهانی، مناقب علی بن ابی طالب(ع)، ص188؛ ر.ک: متّقی هندی، کنزالعمّال، ج12، ص103.
[2]. طبرانی، المعجم‌الکبیر، ج22، ص406.
[3]. ابن اثیر جزری، اسدالغابه، ج5، ص269.
[4]. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج3، ص137؛ ر.ک: احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص101؛ متّقی هندی، کنزالعمال، ج12، ص92.
[5]. متّقی هندی، کنزالعمّال، ج12، ص100؛ حموینی، فرائدالسّمطین، ج1، ص49، ح13.
[6]. حموینی، فرائدالسّمطین، ج1، ص49، ح14.
[7]. ابن عساکر، ترجمة الامام الحسین(ع)، ص347 - 349؛ همو، تاریخ مدینة دمشق، ج14، ص223؛ ابن اثیر جزری، اسدالغابه، ج1، ص349؛ متّقی هندی، کنزالعمّال، ج12، ص126.
[8]. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج14، ص224؛ ر.ک: ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج8، ص271؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج1، ص271؛ صالحی شامی، سبل‌الهدی و الرّشاد، ج11، ص75؛ متّقی هندی، کنزالعمّال، ج12، ص126.
[9]. خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج1، ص 191 – 192، فصل10؛ نیز ر.ک: ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج5، ص23 ـ 26.
[10]. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج3، ص151؛ ر.ک: طبری، ذخائرالعقبی، ص123؛ ابن حجر هیتمی، الصّواعق‌المحرقه، ص153؛ متّقی هندی، کنزالعمال، ج12، ص98؛ قندوزی، ینابیع‌الموده، ج2، ص448.
[11]. ر.ک: ابن حجر هیتمی، الصواعق‌المحرقه، ص153؛ طبری، ذخائرالعقبی، ص123؛ متّقی هندی، کنز العمّال، ج12، ص98.

[12]. طبری، ذخائرالعقبی، ص136 ـ 137؛ اربلی، کشف‌الغمة، ج3، ص268 ـ 269؛ قندوزی، ینابیع‌الموده، ج2، ص210؛ ج3، ص385 ـ 386. بیش از 180 حدیث بر این مضمون دلالت دارد. ر.ک: منتخب‌الأثر، تألیف نگارنده، باب8، فصل 2.
[13]. خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج1، ص 146، فصل7؛ قندوزی، ینابیع‌الموده، ج2، ص44، 316.
[14]. حموینی، فرائدالسمطین، ج1، ص54 ـ 55، ح19. احادیث در این موضوع متواتر است رجوع شود به: منتخب‌الأثر، تألیف نگارنده، باب10، فصل2.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: