کد مطلب: ۳۲۲۲
تعداد بازدید: ۳۵
تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۲:۲۸
شرح دعای مکارم‌الاخلاق| ۶۸
معنای ترکیب اضافی «معالی الاخلاق» چنین می‌شود: «خُلق و خوی های شریف و رفیع». به بیان دیگر امام علیه السّلام در این دعا نه تنها از خداوند متعال تقاضا می‌کنند که به ایشان اخلاق نیکو عنایت کرده و طبیعتاً از اخلاق بد و ناپسند دورشان سازد، بلکه از پروردگار متعال درجات شریف و رفیع اخلاق نیکو را درخواست می‌نمایند.
امام سجّاد علیه السّلام در ادامه‌ی دعای مکارم الاخلاق می‌فرمایند: «وَ هَبْ لِي مَعَالِيَ الْأَخْلَاقِ». و به من اخلاق شریف و برجسته را عنایت کن.


معنی لغوی هبه


در کتب لغت هبه را این گونه تعریف کرده اند: «الْهِبَةُ: العطيّة الخالية عن الأعواض و الأغراض، فإذا كثرت سمّى صاحبها وَهَّاباً، و هو من أبنية المبالغة». هبه بخششی است که خالی از عوض ها و اغراض مختلف باشد. هر گاه هبه از سوی کسی زیاد اتّفاق بیفتد، صاحب هبه را «وهّاب» می‌گویند که یکی از صیغه های مبالغه است.[1] به همین دلیل یکی از نام های خداوند متعال «وهّاب» است. قرآن کریم می‌فرماید: «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ». [و مى‏گويند:] پروردگارا! دل‏ هايمان را پس از آن كه هدايتمان فرمودى منحرف مكن، و از سوى خود رحمتى بر ما ببخش زيرا تو بسيار بخشنده ‏اى.[2]
وهّاب بودن خداوند متعال از یک نگاه دارای دو نکته است: 1- این که او نسبت به بندگان و مخلوقات خود بسیار بخشنده است، و نعمت های بیشماری را به آن ها عنایت نموده و می‌نماید، قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ». و از هر چيزى كه از او خواستيد، به شما داد و اگر نعمت هاى خدا را بشماريد، هرگز آن ها را شماره نتوانيد كرد! انسان، ستمگر و ناسپاس است.[3] 2- خدای کریم در برابر اعطای نعمت های خود عوض و پاداشی نمی‌خواهد، چراکه او بی نیاز از مخلوقات است: «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ». اى مردم شما (همگى) نيازمند به خدائيد و تنها خداوند است كه بى ‏نياز و شايسته هر گونه حمد و ستايش است.[4] بنا بر این منّزه است خدایی که بی آن که از إنعام خود به مخلوقاتش سودی ببرد، از سر لطف، اکرام و مهربانی خویش، ایشان را از الطاف و عنایات خود بهره مند می‌سازد. حتّی کفّار و مشرکین و دشمنان خویش را از روزی و حیات، بی نصیب نساخته و نمی‌سازد.
حال با توجّه به معنایی که از «هبه» و وهّاب بودن پروردگار ترسیم شد، در دعای مکارم الاخلاق، امام زین العابدین علیه السّلام از خداوند متعال تقاضا می‌نمایند تا معالی اخلاق را به ایشان هبه کند. به مناسبت خوب است این نکته را یادآور شویم که: بندگان در برابر خداوند عزّ و جلّ، چیزی ندارند تا استحقاق داشته باشد عوض از نعمت های بیشمار خداوند قرار گیرد، و در ضمن هر آن چیزی را که به عنوان عوض در نظر گیرند، همه مخلوق خدا و در ملکیّت اوست: «وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ». و مالكيّت و فرمانروايى آسمان‏ ها و زمين فقط در سيطره‌ی خداست، و خدا بر هر كارى تواناست.[5]  بنا بر این امام علیه السّلام از خدای تبارک و تعالی تقاضا می‌کنند تا مثل همیشه از منبع جود و کرم خویش، نعمت دیگری -که همان معالی اخلاق است - را به ایشان عنایت کند، چراکه او بی نیاز است و ما قادر بر جبران حتّی یکی از نعمت های بیشمارش نیستیم، و او عطاکننده ای است که در ازای عطیه‌ی خود عوضی نمی‌خواهد و منّتی بر مخلوقات نمی‌گذارد. او مهربانی است که بی منّت و بدون چشم داشت روزی می‌دهد و تربیت می‌کند.
 

مراد از «معالی الاخلاق»


در ریاض السالکین آمده است: «المعالي: جمع معلاة، اسم من العلاء و هو الرفعة و الشرف، كالمكرمة من الكرم». معالی جمع «معلاة» است و آن اسمی است که از «علاء» به معنای «بلندمرتبگی و شرف»، گرفته شده؛ مانند «مکرمة» که از «کَرَم» اخذ شده است.‏[6] اخلاق نیز جمع «خُلق» است و در توضیح «خُلق» (چنان چه پیش از این گفته شد) برخی از علمای اخلاق می‌گویند: ماده (خ ل ق) اگر با خاء مفتوح (خَلق) استعمال شود به معنی صورت ظاهری و اگر با خاء مضموم (خُلق) استعمال شود به معنی صورت باطنی است. مثلاً وقتی می‌گوئیم فلانی خَلق و خُلقش نیکوست یعنی ظاهر و باطنی آراسته و زیبا دارد. امّا در اصطلاح علم اخلاق، «خُلق» همان هیئت و شکل ثابت نفسانی انسان است که به آسانی و بدون تفکّر باعث صدور افعال انسان می‌شود. پس هر فعلی که ندرتاً، اتّفاقی، یا از روی مصلحت اندیشی و زحمت از انسان صادر شود، جزء اخلاقیّات او به حساب نمی‌آید، حال باید بدانیم که اخلاق در یک دسته بندی کلّی به دو دسته تقسیم می‌شوند: اگر افعالی که از این هیئت ثابت نفسانی صادر می‌شود، بر طبق موازین شرعی و عقلی باشد (یعنی از نظر شرع و عقل پسندیده باشد)، به این هیئت، خُلق نیکو می‌گویند و اگر از منظر شرع و عقل، زشت و ناپسند بوده و با معیارهای آن دو تطبیق نداشته باشد، آن را خُلق بد می‌شناسند.[7]
با توضیحی که داده شد، معنای ترکیب اضافی «معالی الاخلاق» چنین می‌شود: «خُلق و خوی های شریف و رفیع». به بیان دیگر امام علیه السّلام در این دعا نه تنها از خداوند متعال تقاضا می‌کنند که به ایشان اخلاق نیکو عنایت کرده و طبیعتاً از اخلاق بد و ناپسند دورشان سازد، بلکه از پروردگار متعال درجات شریف و رفیع اخلاق نیکو را درخواست می‌نمایند. می‌دانیم که همه‌ی انسان ها در میزان اخلاق خوب و بد به یک اندازه نیستند، در واقع از منظر علوم عقلی، اخلاق جزء مقولات مشکّکه است، یعنی دارای شدّت و ضعف می‌باشد. تمام ظالمین و فاجرین در عالم به یک اندازه ظلم و فجور ندارند، از سوی دیگر تمام نیکان دنیا نیز در یک سطح از خوبی نیستند. امام علیه السّلام در این دعا از خداوند سطع عالی و والای اخلاق نیک را تقاضا می‌کنند که این خود درس بزرگی برای همه‌ی ماست. یعنی امام علیه السّلام به ما می‌آموزند که در امور معنوی و عبادی، هیچ گاه به مقدار کم و درجه‌ی پایین بسنده نکنیم و همیشه نگاهمان به مراتب عالی اخلاق و معنویت باشد.
در نظر بگیرید کسی را که برای بالا رفتن از کوه تنها به دامنه‌ی آن و یا میانه‌ی کوه نگاه می‌کند و نهایت صعود خود را همان جا در نظر می‌گیرد. بنا بر این نیرو و امکانات و برنامه ریزی خود را متناسب با این ارتفاع در نظر می‌گیرد و ناخواسته تمام اعضاء بدن و قوای جسمانی او برای صعود به آن نقطه متمرکز و ساماندهی می‌شود. قطعاً چنین شخصی با هدف کوتاه و کوچکی که برای خود ترسیم نموده، نمی‌تواند از آن میزان بالاتر رود. امّا در مقابل، کسی که از ابتدا قلّه را هدف قرار داده، تمام نیروها و امکانات و برنامه ریزی خود را بسیج می‌کند تا به قله صعود کند. حالا ممکن است چند بار اوّل به جهت موانعی موفّق به صعود نشود، ولی پس از تلاش مجدّد و برطرف کردن موانع و نقاط ضعف خود، در نهایت قلّه را فتح خواهد کرد.
 

معالی اخلاق، محاسن یا مکارم اخلاق


برخی از اندیشمندان اسلامی در توضیح معالی اخلاق می‌نویسند: «و المراد بمعالي الأخلاق: محاسنها و مكارمها، و عبّر عنها بالمعالي إيذانا بعلوّها و شرفها و رفعتها». مراد از معالی اخلاق: محاسن اخلاق و مکارم اخلاق است و امام علیه السّلام از آن تعبیر به معالی کرده اند به جهت بلندمرتبگی و شرافت و رفعتی که دارد.[8] امّا با نگاهی به برخی از روایات این باب می‌توان نتیجه گرفت که محاسن اخلاق با مکارم اخلاق تفاوت دارد. در واقع محاسن اخلاق که جمع حُسن خلق است، قسمتی از مجموعه‌ی بزرگ مکارم اخلاق محسوب می‌شود و از نظر منطقی رابطه‌ی میان این دو عموم و خصوص مطلق می‌باشد، به این شکل که مکارم اخلاق مفهوم عام و محاسن اخلاق مفهوم خاص و جزئی از آن محسوب می‌شود.
در روایتی از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَصَّ رُسُلَهُ بِمَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَامْتَحِنُوا أَنْفُسَكُمْ فَإِنْ كَانَتْ فِيكُمْ فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ ذَلِكَ مِنْ خَيْرٍ وَ إِنْ لَا تَكُنْ فِيكُمْ فَاسْأَلُوا اللَّهَ وَ ارْغَبُوا إِلَيْهِ فِيهَا قَالَ فَذَكَرَهَا عَشَرَةً الْيَقِينَ وَ الْقَنَاعَةَ وَ الصَّبْرَ وَ الشُّكْرَ وَ الْحِلْمَ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ وَ السَّخَاءَ وَ الْغَيْرَةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ الْمُرُوءَةَ قَالَ وَ رَوَى بَعْضُهُمْ بَعْدَ هَذِهِ الْخِصَالِ الْعَشَرَةِ وَ زَادَ فِيهَا الصِّدْقَ وَ أَدَاءَ الْأَمَانَةِ». همانا خداوند عزّ و جلّ رسولان خود را به سبب (درجات عالیِ) مکارم اخلاق (از دیگران) متمایز ساخت، پس خود را بیازمایید، پس اگر مکارم اخلاق در شما بود خداوند را بر آن شاکر باشید و بدانید این (مکارم) از خیر (و نیکی) است و اگر مکارم اخلاق در شما نبود پس (توفیقِ) آن را از پروردگار مسألت نمایید و در (تحصیلِ) این مکارم اخلاق به خداوند متعال اشتیاق (تقرّب) پیدا کنید. (راوی) می‌گوید حضرت مکارم اخلاق را ده مورد ذکر کردند: یقین، قناعت، صبر، شکر، حِلم، حُسن خلق، سخاوت، غیرت، شجاعت، مروّت (جوان مردی)، راوی می‌گوید و برخی بعد از این خصال ده گانه، صداقت و اداء امانت را نیز اضافه کرده اند.[9]
بنا بر این همان طور که از روایت پیداست، یکی از مکارم اخلاق، حُسن خُلق است، در نتیجه محاسن اخلاق متفاوت از مکارم اخلاق می‌باشد. در حدیث دیگری امام صادق علیه السّلام ابتدا سفارش به مکارم اخلاق کرده و پس از آن توصیه به حسن خلق می‌نمایند: «عَلَيْكُمْ بِمَكَارِمِ‏ الْأَخْلَاقِ‏ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّهَا وَ عَلَيْكُمْ بِحُسْنِ الْخُلُقِ فَإِنَّهُ يَبْلُغُ بِصَاحِبِهِ دَرَجَةَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ». بر شما باد به مکارم اخلاق، همانا خداوند عزّ و جلّ مکارم اخلاق را دوست می‌دارد و بر شما باد به حسن خلق چراکه حسن خلق صاحب خود را به درجه‌ی روزه دارِ شب زنده دار می‌رساند.‏[10] که این مورد نیز ظهور در متفاوت بودن مکارم و محاسن اخلاق دارد.
 حال باید ببینیم حُسن خلق چیست تا این تفاوت بیشتر روشن شود. برخی از اصحاب امام صادق علیه السّلام در باره‌ی حُسن خلق از امام سؤال می‌کنند: «قُلْتُ لَهُ مَا حَدُّ حُسْنِ‏ الْخُلُقِ/ به امام علیه السّلام عرض کردم: محدوده (تعریف) حُسن خلق چیست؟»، امام علیه السّلام در پاسخ فرمودند: «تُلِينُ جَنَاحَكَ وَ تُطِيبُ كَلَامَكَ وَ تَلْقَى أَخَاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ». بال خود را پهن کن (کنایه از تواضع و شفقت نسبت به دیگران) و کلامت را پاکیزه و نیکو نما و برادرت را با چهره‌ی گشاده و نیکو ملاقات کن.[11] به بیان دیگر حُسن خلق یعنی حُسن معاشرت با دیگران چنان که با ایشان برخوردی صمیمانه، مشفقانه و همراه با لبخند داشته باشیم.
 

اهمیت محاسن اخلاق


از آن جایی که امام زین العابدین علیه السّلام در دعای بیستم صحیفه‌ی سجّادیه به شمارش مکارم اخلاق پرداخته و یک یک آن ها را از خداوند متعال تقاضا می‌کنند –چنان که از نام این دعای شریف پیداست – بعید نیست که در این فراز از دعا، مراد از معالی اخلاق، محاسن اخلاق باشد که به عنوان یکی از مکارم اخلاق برشمرده شده است. در هر صورت امام علیه السّلام از خداوند متعال تقاضا می‌کنند تا توفیق مکارم و یا محاسن اخلاق (و یا به عبارت دیگر استعداد آن) را به ایشان عنایت نماید. و این نشان دهنده‌ی اهمیّت محاسن اخلاق و ضرورت آن در رشد و کمال معنوی انسان است. امام باقر علیه السّلام می‌فرمایند: «إِنَّ أَكْمَلَ الْمُؤْمِنِينَ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً». به درستی که کامل‌ترین ایمان در میان مؤمنین از آنِ کسی است که خُلقی نیکوتر دارد.[12] همچنین امام صادق علیه السّلام به نقل از رسول خدا صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند: «أَقْرَبُكُمْ‏ مِنِّي‏ غَداً أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً وَ أَقْرَبُكُمْ مِنَ النَّاس».‏ نزدیک ترین شما به من فردا (قیامت)، خوش اخلاق ترین و نزدیک ترین شما به مردم است.[13]
محاسن اخلاق به قدری در مسیر کمال انسان و تقرّب او نزد خدای متعال مهمّ و کارگشاست، که در روایتی جزء ویژگی های منتظرین امام عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف شمرده شده است. از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: «إِنَّ لَنَا دَوْلَةً يَجِي‏ءُ اللَّهُ بِهَا إِذَا شَاءَ ثُمَّ قَالَ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ‏ الْأَخْلَاقِ‏ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ فَإِنْ مَاتَ وَ قَامَ الْقَائِمُ بَعْدَهُ كَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَكَهُ فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا هَنِيئاً لَكُمْ أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَةُ». همانا برای ما حکومتی است که خداوند آن را هر وقت بخواهد می‌آورد. –سپس حضرت فرمودند – هر کس خوشحال می‌شود که از اصحاب قائم باشد، پس باید منتظر باشد و به ورع (پرهیز از گناه) و محاسن اخلاق عمل کند در حالی که در انتظار به سر می‌برد، پس اگر از دنیا رفت و قائم بعد از او قیام نمود، برای او اجری مانند اجر کسی که قائم را درک نموده است خواهد بود، بنا بر این تلاش کنید و منتظر بمانید، گوارای وجودتان باد ای جماعتی که مورد رحمت واقع شده اید.[14]
 

خودآزمایی


1- با توجّه به روایت امام صادق علیه السّلام مراد از حُسن خلق چیست؟
2- حدیثی در اهمیّت محاسن اخلاق بیان کنید؟

پی‌نوشت‌ها 


[1] النهايه في غريب الحديث و الاثر ج ‏5 ص 231.  
[2] سوره آل عمران/ آیه 8 (ترجمه انصاریان).
[3] سوره ابراهیم/ آیه 34 (ترجمه مکارم).
[4] سوره فاطر/ آیه 15 (ترجمه مکارم).
[5] سوره آل عمران/ آیه 189 (ترجمه انصاریان).
[6] رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين ج ‏3 ص 299.
[7] اخلاق (ترجمه کتاب الاخلاق سیّد عبد الله شبّر- مترجم: محمّد رضا جبّاران) ص 31.
[8] رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين ج ‏3 ص 299.
[9] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 56.
[10] روضة الواعظين و بصيرة المتعظين (ط - القديمة) ج ‏2 ص 377.
[11] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 103.
[12] همان ص 99.
[13] الزهد ص 28.
[14] الغيبة (للنعماني) ص 200.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: