کد مطلب: ۳۳۱۰
تعداد بازدید: ۴۱۱
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۰
حجاب و عفاف| ۶۵
در مورد لباس زنان در دوران خلفای عباسی نیز در تاریخ نقل شده است که زنان این دوره از حجابی که سرتاسر بدن را می پوشاند و معمولاً سیاه رنگ بود استفاده می کردند. این سیره‌ی اسلامی چادرپوشی بانوان، در بسیاری از دوره های تاریخی دیگر نیز وجود داشته است.

استفاده‌ی عموم بانوان مسلمان از جلباب و چادر در ادوار مختلف تاریخ اسلام


گاهی برای برخی این توهّم به وجود می آید که پوشیدن چادر توسّط حضرت زهرا سلام الله علیها و همسران و بستگان رسول خدا و ائمّه‌ی اطهار صلوات الله علیهم اجمعین، امری طبیعی و مسلّم است، امّا از کجا معلوم که دیگران نیز از این پوشش استفاده می کردند. به عبارت دیگر کاملاً طبیعی است که نزدیکان اهل بیت علیهم السّلام نسبت به پوشش چادر و حجاب حداکثری اهتمام ورزیده باشند، امّا این مطلب هیچ التزامی با پوشیدن چادر توسّط عموم زنان جامعه ندارد.
آن چه از روایات مختلف و تاریخ اسلام به دست می آید این است که علاوه بر حضرت زهرا سلام الله علیها و دیگر دختران و زنان رسول اکرم و اهل بیت علیهم السّلام، زنان مسلمین نیز به تأسّی از ایشان از پوشش جلباب استفاده می کرده اند که برخی از شواهد آن را از باب نمونه بیان می کنیم:
در کتاب مستدرک الوسائل نقل شده است:
«إِنَّ الْحَوْلَاءَ كَانَتِ امْرَأَةً عَطَّارَةً لآِلِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَمَّا كَانَتْ يَوْماً مِنَ الْأَيَّامِ أَمَرَهَا زَوْجُهَا بِمَعْرُوفٍ فَانْتَهَرَتْهُ فَأَمْسَى وَ هُوَ سَاخِطٌ عَلَيْهَا ... فَلَمَّا أَصْبَحَ الصَّبَاحُ قَضَتْ [صَلَاتَهَا] وَ تَبَرْقَعَتْ وَ أَخَذَتْ عَلَى رَأْسِهَا رِدَاءً وَ خَرَجَتْ سَائِرَةً إِلَى دَارِ رَسُولِ اللَّهِ ص ...»؛‏
حولاء زنی بود که به خاندان رسول خدا عطر می فروخت، روزی همسرش او را امر به معروف کرد و حولاء از این کار ناراحت شد و در نتیجه شوهرش از دست او عصبانی گشت. وقتی صبح شد نمازش را خواند و با حجاب برقع (پوشش چهره) و رداء به سمت خانه‌ی رسول الله حرکت کرد (تا قضیه اتّفاق افتاده بین خود و شوهرش را برای رسول خدا تعریف کند).[1]
قبلاً گفته شد که یکی از الفاظ مترادف جلباب در زبان عربی (رداء) است و به همین دلیل ابن عبّاس شاگرد امام علی علیه السّلام در تفسیر قرآن در مورد معنی جلباب گفته است: «الرداء الذی یستر من فوق الی اسفل»؛ رداء چیزی است که بدن را از بالا تا پائین می پوشاند.
در صحیح بخاری (ج 1 ص 123 و 139) و سنن ابن ماجه (ج 1 ص 415) از منابع اهل سنّت آمده است: «عند ما حث النبی (صلّی الله علیه و آله و سلّم) النساء علی الخروج الی الصلاة العیدین لیشهدن الخیر و دعوة المسلمین سألته احداهنّ: أ علی احدنا بأس اذا لم یکن لها جلباب ألّاتخرج؟ قال: لتلبسها صاحبتها من جلبابها»؛ یعنی: هنگامی که پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بانوان را تشویق کرد تا برای شرکت در دو نماز عید فطر و قربان از منزل خارج شوند و در مراسم خیر و دعای مسلمین حاضر شوند، یکی از آن ها از پیامبر سؤال کرد: آیا اگر یکی از ما جلباب و چادر نداشته باشد و از منزل خارج نشود اشکالی دارد؟ پیامبر فرمود: باید دوست و خواهر دینی اش با جلباب و چادر خویش او را بپوشاند.
علاوه بر این در برخی احادیث در «سنن الکبری» نسائی از علمای اهل سنّت نیز آمده است: برای شرکت در نماز عید، زنان جلباب و چادر از یکدیگر عاریه و امانت بگیرند. نکته‌ی قابل تذکّر این که از احادیث یاد شده به روشنی فهمیده می شود که جلباب و چادر، پوششی بوده که غالباً هنگام بیرون رفتن از خانه استفاده می شده و بانوان مسلمان بدون جلباب و چادر از منزل خارج نمی شده اند.
در مورد لباس زنان از دوران حکومت ابوبکر تا پایان حکومت اموی، نقل شده است که زنان در این دوران لباس سراسری که روپوشی چادر مانند بود بر تن می کردند، این چادر سیاه رنگ بود همچون دوران پیامبر و یا نوعی طیلسانِ (چنان چه گفته شد، طیلسان در لغت نامه‌ی دهخدا، چادر معنی شده است) کبود رنگ بود. در مورد لباس زنان در دوران خلفای عباسی نیز در تاریخ نقل شده است که زنان این دوره از حجابی که سرتاسر بدن را می پوشاند و معمولاً سیاه رنگ بود استفاده می کردند. این سیره‌ی اسلامی چادرپوشی بانوان، در بسیاری از دوره های تاریخی دیگر نیز وجود داشته است.[2]
بنا بر این، با مطالعه‌ی کیفیت پوشش در تاریخ اسلام پی خواهیم برد که استفاده از پوشش کامل و حداکثری چادر مشکی در خارج از منزل و در مواجهه با نامحرم در بین بانوان مسلمان به عنوان یک سیره‌ی اسلامی وجود داشته است و به نظر می رسد منشأ شناخت پیدایش و گسترش این سیره‌ی اسلامی، الهام گرفتن زنان مسلمان از آیه‌ی جلباب و الگو پذیری از بانوان خاندان اهل بیت علیهم السّلام همچون فاطمه‌ی  زهرا علیها السّلام، و همسران پیامبر صلّی الله علیه و آله بوده است. علاوه بر موارد فوق در تاریخ اسلام، نمونه های فراوان دیگری درباره‌ی استفاده‌ی بانوان از پوشش چادر نقل شده است که ذکر همه‌ی آن ها باعث اطاله‌ی کلام می گردد.
همچنین، مطالعه‌ی گزارش های سفرنامه نویسان فرنگی که در دوره های حکومت های مختلف به ایران سفر کرده اند نیز به خوبی نشان می دهد که استفاده از حجاب و پوشش در شکل چادر به ویژه چادر مشکی در بین زنان مسلمان ایران نیز از عمق و ریشه‌ی تاریخی طولانی و گسترده برخوردار بوده است که ما فقط به نقل یک نمونه تاریخی اکتفا می کنیم:
کلودانه که در زمان مظفرالدّین شاه قاجار در ایران به سر می برده است به عنوان یک گردشگر اروپایی می نویسد: «به طور طبیعی و بنا به عادت یک مرد اروپایی، من زنان را با کنجکاوی و در عین حال توجّه بیشتری نگاه می کردم. البته فقط نگاه می کردم، بی آن که چیزی ببینم! به نظر من زنان ایرانی، بیش از تمام کشورهای مشرق زمین مقیّد به حجاب اند و با دقّت و وسواس، قد و بالا و چهره‌ی خود را می پوشانند. وقتی از منزل خارج می شوند سرتا پای خود را در چادر سیاه بزرگی که از پارچه ای نسبتاً لطیف، امّا بی هیچ زیبایی و ظرافتی درست شده است می پیچند. این چادر در قسمت بالا، یعنی در محلّی که معمولاً صورت قرار دارد از هم باز می شود، امّا زن ایرانی دوست ندارد حتّی چشمان خود را به کسی نشان دهد، به همین جهت در جلوی چهره خویش نیز، دستمال بلند سفیدی که بالای آن مشبک است، می آویزد... . شما در کوچه و بازار، زنانی را مشاهده می کنید در حالی که خود را در چادر سیاه پیچیده اند و روبندی سفید بر چهره آویخته اند، به راه خود می روند. این زنان زشت اند یا زیبا و پیرند یا جوان معلوم نیست. این معمّای پیچیده در پرده، در برخورد اوّل نوعی خشم آویخته با کنجکاوی در مردان اروپایی به وجود می آورد ...».[3]
 

فواید استفاده از چادر

 
چادر بهترین پوششی است که زن می تواند همه‌ی اندام خود را با آن بپوشاند و جلوی هر گونه تحریک جنسی را بگیرد. چادر بیش از هر پوششی دیگری بانوان را برای روگرفتن در برابر نگاه های آلوده‌ی نامحرم توانا می سازد در حالی که پوشش هایی مانند مانتو این خصوصیت را ندارند. مانتو حتّی اگر بلند و گشاد هم باشد، باز مقداری سبب نمایان شدن اندام و برجستگی های بدن زن می شود و به همین دلیل، وقار و معنویتی که در چادر مخصوصاً چادر مشکی هست در مانتو نیست و بانوان مانتوپوش سریع تر نظر بیگانه و نامحرم را به طرف خود جلب می کنند. برای رسیدن به این حقیقت کافی است از مردان سؤال کنید که در مواجهه با زنان چادری عفیفه و محجّبه بیشتر نظرشان جلب می شود یا زنان مانتویی (حتّی با مانتوی سنگین و پوشیده)؟
خانم مرضیه حدیده چی می گوید: «من وقتی (همراه امام خمینی) از فرانسه آمدم، مانتو شلوار تنم بود. در مهران پایم صدمه خورده بود و هنوز عصایی زیر دستم بود. با آن مانتو شلوار خدمت امام رسیدم تا از جنگ در منطقه‌ی مهران گزارش بدهم. ایشان فرمودند: شما چادر ندارید؟ بگویم احمد برایتان یک چادر بخرد؟ گفتم؛ نه حاج آقا! چادر دارم، امّا چون به کوه می رفتم و اسلحه روی دوشم و فشنگ به کمرم و قمقمه به پهلویم آویزان بود، گاهی هم سه پایه تیر بار را هم روی دوشم می گرفتم و از کوه بالا می رفتم، این بود که اگر چادر هم به سر می کردم دیگر خیلی مشکل بود. فرمودند: چادر برای زن بهتر است. من هم از همان جا آمدم و چادر سر کردم و دیگر برنداشتم».
علاوه بر این از آن جایی که حداقل حجاب شرعی بانوان بنا بر نظر مشهور فقها پوشاندن همه‌ی بدن به جز صورت و کفین است، هیچ تردیدی نیست که چادر بهترین مصداق برای تحقّق حدّ شرعی و اسلامی حجاب است و به نظر می رسد به همین دلیل برخی فقهاء برجسته معاصر مثل امام خمینی در پاسخ نزدیک به ده استفتاء و پرسش از ایشان، تصریح کرده اند که پوشیدن چادر بهتر است. همچنین چادر زیبایی های جسمانی و مادی زن را می پوشاند و به او زیبایی معنوی و ملکوتی می دهد و باعث آرامش بخشی به بانوان است و این واقعیتی است که حتّی افراد بی حجاب نیز به آن معترف هستند. حادثه‌ی تاریخی زیر اثبات کننده این ادّعاست.
در زمان طاغوت زنی از کشور ترکیه که در فسق و فساد معروف بود، برای اجرای یک نمایش به ایران آمد. یک روز که برای او برنامه‌ی گردش می گذارند، همین طور که در خیابان های تهران گردش می کند، زنی را با چادر می بیند و می گوید: این زن چرا این طوری است؟ می گویند: این خانم چادر به سر دارد. او می گوید: من می خواهم با او صحبت کنم. پیاده می شود و به آن زن می گوید این چیست که روی سرت انداختی؟ پاسخ می دهد: این حجاب من است. می گوید: آیا می شود یک دقیقه به من بدهی تا به سرم بیاندازم؟ پاسخ می دهد: نه من که نمی خواهم چادر را در انظار عمومی از سرم بردارم، این جا نمی شود. می گوید: کجا می توانم این چادر را به سر کنم؟ پاسخ می دهد باید جایی برویم که در دید نامحرم نباشیم. به جای مخصوصی می روند و این خانم ایرانی چادرش را به آن زن می دهد. او چادر را به سر می اندازد و می گوید: عکس مرا بیندازید، تنها لحظه ای که در زندگی احساس آرامش کردم همین لحظه بود که در چادر بودم. عکس این خانم را با همین چادر در تمام مجلّات زن زمان طاغوت منتشر کردند.[4]
از سوی دیگر، یونیفرم ها مثل لباس های خلبانان، غوّاصان، آتش نشان ها، راننده ها و ...، علاوه بر این که معمولاً افراد را در برابر صدمات و آسیب ها حفظ می کنند، عامل شناسایی هم هستند، زیرا به سرعت هویت افراد را فاش می سازند. در اسلام نیز در موسم حج، افراد از یونیفرم و لباس های هم شکل احرام استفاده می کنند که نشانه‌ی ترک تعلّقات دنیوی و سادگی و کنار گذاشتن لباس های رنگارنگ دنیاست. بر اساس آیه‌ی جلباب (چنان چه قبلاً توضیح داده شد) می توان گفت جلباب و چادر مشکی، پوشش هم شکل زن مسلمان در مواجهه با نامحرم است، تا نشانه ای باشد برای شناخته شدن زن مؤمن به عفّت. در واقع همان گونه که لباس های هم شکل و یونیفرم در دیگر اصناف و اقشار ماهیت افراد را مشخص می کنند، جلباب و چادر مشکی نیز معرّف شخصیت روحی و معنوی و علامت تقوا و عفّت درونی بانوان مسلمان است، و همین امر مانع از طمع ورزی بیمار دلان نسبت به ایشان می گردد.
علاوه بر این، چادر پوششی دینی، ملّی و انقلابی بانوان مسلمان ایرانی است، تاریخ فراموش نمی کند که در دوران قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، چگونه بانوان مسلمان با چادر مشکی در راهپیمایی ها حضور یافتند. زنان در اوایل انقلاب و در بحبوحه‌ی پیروزی آن، با چادر مشکی شان در راهپیمایی ها تصویری را خلق کردند که سوژه ای برای تصویربرداران و عکّاسان خارجی شد، تا آن جا که یکی از عکّاسان خارجی در توصیف آن می گوید: «زنان ایرانی با چادر مشکی مانند دریایی بودند که رژیم شاه را بلعیدند».[5]
حضور زنان با چادر مشکی در اصل پیروزی و ادامه‌ی انقلاب اسلامی نقش مؤثّری داشته و دارد. بنا بر این، چادر مخصوصاً چادر مشکی بیان کننده‌ی دیانت و حکایت گر استقلال فرهنگی بانوان ایرانی در زمینه‌ی پوشش است، بلکه می توان گفته چادر به منزله‌ی پرچمی است که نشانه‌ی حیات اجتماعی اسلام است و مسئولیت و افتخار برافراشته نگه داشتن این پرچم همچنان بر دوش بانوان مؤمن و مسلمان است.[6]
 

خودآزمایی

 
1- دو شاهد در باره‌ی استفاده‌ی زنان مسلمان از پوشش چادر در تاریخ اسلام ذکر کنید؟
2- فواید استفاده از چادر را بنویسید؟ (دو مورد) 
 

پی‌نوشت‌ها 


[1] مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ج ‏14 ص 239.
[2] پرسمان حجاب به نقل از: کتاب «تاریخ پوشاک ایرانیان از ابتدای اسلام تا حمله مغول» (دکتر محمّدرضا چیت ساز) ص 37 تا 97.
[3] پرسمان حجاب به نقل از: «حجاب و عفاف زن ایرانی به روایت سفرنامه نویسان فرنگی»، مجله حدیث زندگی (ویژه عفاف)، مرداد و شهریور 81 ص 70، انتخاب و گردآوری: سعید مهرآبادی.
[4] پرسمان حجاب به نقل از: کتاب «بررسی شبهات حجاب» ص 12.
[5] همان به نقل از: «روزنامه شرق»، 18 دی 1383.
[6] برگرفته از کتاب «پرسمان حجاب» ص 102 تا 114.
 
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: