کد مطلب: ۳۴۰۸
تعداد بازدید: ۶۳۲۱
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۸
امر به معروف و نهی از منکر| ۲
امام خمینی رحمه الله در این باره در کتاب تحریر الوسیله می نویسند: «چيزى كه عقلا يا شرعا واجب است، امر به آن واجب مى ‌باشد و چيزى كه عقلا قبيح، يا شرعا حرام است، نهى از آن واجب مى ‌باشد. و چيزى كه مندوب و مستحب باشد، امر به آن (هم) همچنين (مستحب) است و آنچه مكروه باشد، نهى از آن، چنين است.
شناخت ماهیت و حقیقتِ امر به معروف و نهی از منکر، اوّلین گام در راستای انجامِ صحیحِ این دو وظیفه‌ی بزرگ است. از این رو، لازم است به طور دقیق بدانیم امر به معروف و نهی از منکر به چه معنا می باشد و مرزها و مشخّصاتِ آن چیست. کما این که در سایرِ واجبات تا آن ها را نشناسیم، نمی توانیم وظیفه‌ی خود را در قِبال آن ها انجام دهیم؛ مثلاً وقتی خداوند متعال می فرماید: «و اَقیمُوا الصَّلاهَ و آتُوا الزَّکاه/ نماز را به پا دارید و زکات بدهید»، تا نماز و زکات را نشناسیم، نمی توانیم نماز بخوانیم و زکات بدهیم یا دیگران را به نماز و زکات توصیه کنیم. در امر به معروف و نهی از منکر هم، ابتدا باید بدانیم معروف چیست و چگونه باید به آن امر کنیم و منکر چیست و چگونه باید از آن نهی کنیم.
درباره‌ی شیوه ها و راه کارهای امر به معروف و نهی از منکر در آینده به تفصیل سخن خواهیم گفت، ولی اینک درصدد هستیم تا با بررسی معنای لغوی و اصطلاحی واژگان امر به معروف و نهی از منکر، گام های نخستین را در راستای آشنایی با این دو فریضه‌ی الهی برداریم. گرچه أمر، نهی، معروف و مُنکَر، واژه هایی عرفی اند و معنای آن ها تا اندازه ای روشن است، ولی در شرع برای آن ها ضوابطی بیان شده و فقهای بزرگِ اسلام، در بابِ امر به معروف و نهی از منکر در این زمینه توضیحاتِ مفصّلی دارند که باید موردِ توجّه قرار گیرد. پس در مجموع، چهار واژه‌ی معروف، منکر، امر و نهی که در قرآن کریم و روایات معصومین به طور مکرّر آمده، باید به درستی تبیین شود، خصوصاً در تشخیصِ معنا و نیز تطبیق مصادیقِ معروف و مواردِ منکر باید عنایت فراوانی داشت.[1]
 

مفهوم لغوی واژگان
 

- امر: أمر دو معنى دارد: 1- «كار و چيز»، که جمع آن «امور» است، مثل کلمه‌ی امر در این آیات شریفه‏: «بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ». هستى بخش آسمان ها و زمين اوست! و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را صادر كند، تنها مى‏ گويد: «موجود باش!» و آن، فورى موجود مى ‏شود.[2] و مثل:‏ «... وَ شاوِرْهُمْ فِي‏ الْأَمْرِ ...». و در كارها، با آنان مشورت كن‏.[3] و اگر بخواهیم آیه ای برای جمع این کلمه نیز از قرآن به عنوان مثال بیاوریم، می توانیم به آیه‌ی 210 از سوره‌ی بقره اشاره کنیم:‏ «إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ‏ الْأُمُورُ» و همه كارها به سوى خدا باز مى ‏گردد.[4]
2- «دستور و فرمان»، یعنی ضدّ نهی. که جمع این کلمه با معنای دوّم، متفاوت از جمع آن با معنای اوّل است، در این جا جمع امر «اوامر» است. به عنوان مثال خداوند متعال فرموده است: «قُلْ‏ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ». بگو: پروردگارم امر به عدالت كرده است.[5] و یا در جای دیگر می فرماید: «... إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ ...». حكم تنها از آن خداست، فرمان داده كه غير از او را نپرستيد.[6]
نا گفته نماند: أمر به معناى اوّل اسم مصدر، و به معناى دوّم مصدر و اسم مصدر است، و به طور خلاصه مي توان گفت: «أمر» يا قولى است و يا فعلى، قولى به معنى دستور و فعلى به معنى كار و چيز است.[7] امّا امری که در موضوع «امر به معروف» مورد بررسی قرار می گیرد، معنای دوّم «امر»، یعنی دستور و فرمان است. به کسی که امر می کند «آمر» و به کسی که مخاطب اوست «مأمور» می گویند و آن کاری که بدان امر می شود «مأمور به» گفته می شود.
- نهی: نهی در لغت به معنای: «الزجر عن الشّیء»، یعنی: بازداشتن از چیزی است.[8] و درست معنای مقابل امر (در معنای دوّم آن: دستور و فرمان) را دارد.[9] از باب تمثیل و نمونه به کلمه‌ی نهی در این آیه دقّت کنید: «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى». و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوى باز دارد.[10] و یا آیه‌ی دیگری که هر دو واژه‌ی امر و نهی در آن آمده است: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى‏ وَ يَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ». خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان مى ‏دهد و از فحشا و منكر و ستم، نهى مى‏ كند؛ خداوند به شما اندرز مى ‏دهد، شايد متذكّر شويد.[11] به کسی که نهی می کند «ناهی» و به کسی که مخاطب اوست «مَنهی» می گویند و آن کاری که از آن نهی می شود «منهیّ عنه» گفته می شود.
- معروف و منکر: معروف اسم مفعول از ماده‌ی «عرف» می باشد. در لغت عرفان و معرفت چنین معنا شده است: «الْمَعْرِفَةُ و الْعِرْفَانُ‏: إدراك الشي‏ء بتفكّر و تدبّر لأثره، و هو أخصّ من العلم، و يضادّه الإنكار ...»، درک و شناخت چیزی با تفکّر و تدبّر در اثر آن چیز. بنا بر این معرفت اخصّ از علم است (به این معنا که علم عبارت است از مطلق دانش و فهم، امّا معرفت به دانشی می گویند که محصول تفکّر در آثار اشیاء باشد، در نتیجه دایره‌ی علم وسیع تر از معرفت است و به عبارت دیگر معرفت نوعی از علم محسوب می شود) و در مقابل معرفت و عرفان، انکار (عدم شناخت) قرار دارد و اسم مفعول آن «منکَر» است به معنای: ناشناخته.
روی همین اصل است که می گویند: «فلانٌ‏ يَعْرِفُ‏ اللّهَ» یعنی: فلانی خدا را می شناسد. ولی (همین عبارت) این گونه گفته نمی شود: «فلانٌ یَعلمُ اللهَ»، زیرا شناخت بشر از خداوند متعال تنها به واسطه‌ی تدبّر در آثار پروردگار است و هرگز از تفکّر در ذات مقدّس خدا حاصل نمی شود. عکس همین قضیه در باره‌ی خداوند سبحان صادق است، یعنی در مورد خداوند گفته می شود: «الله یعلم کذا»، یعنی خدا فلان مطلب را می داند. ولی گفته نمی شود: «الله یعرف کذا»، زیرا همان طور که بیان شد، عرفان به معنای شناخت از طریق آثار است، در حالی که خداوند متعال در عالِمیّت خود منزّه از نیاز به غیر (آثار) است.
«و الْمَعْرُوفُ‏: اسمٌ لكلّ فعل يُعْرَفُ بالعقل أو الشّرع حسنه، و الْمُنْكَرُ: ما ينكر بهما»، و معروف اسمی است برای هر کاری که حُسن و نیکی آن به وسیله‌ی عقل و شرع شناخته می شود و منکر هر کاری است که به وسیله‌ی عقل و شرع شناخته شده نباشد.[12] خداوند متعال در آیات فراوانی واژه‌ی معروف و منکر را به کار برده است، مثلاً در سوره‌ی آل عمران می فرماید: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى، و امر به معروف و نهى از منكر كنند و آن ها همان رستگارانند.[13]
 

مفهوم اصطلاحی
 

پس از تبیین مفهوم لغوی معروف و منکر، نوبت به بررسی مفهوم اصطلاحی آن دو می رسد. از آن جایی که امر به معروف و نهی از منکر از فروع دین و تکالیف شرعیِ مکلّفین محسوب می گردد، لذا تعریف اصطلاحی این دو فریضه را باید در علم فقه جستجو نمود.
بنا بر این روشن است که ملاک تشخیص معروف و منکر، سلیقه، علاقه یا پسند افراد نیست و تنها فقها و مراجع معظّم تقلید هستند که با تکیه بر دانش قرآنی و روایی خویش، مصادیق فراوان معروف و منکر را استنباط و برای عموم مردم تبیین می نمایند.[14]
بررسی آراء فقها در باب امر به معروف و نهی از منکر مجال وسیعی را می طلبد و مربوط به متخصّصین این حوزه می باشد، لذا طرح کامل این بحث در این نوشتار سودمند نیست و تنها نگاهی گذرا بدان خواهیم داشت تا غرض از تبیین مفهوم اصطلاحی این فریضه به طور اجمال حاصل شود.
امر به معروف و نهى از منكر واداشتن به نيكى و بازداشتن از بدى است. مراد فقها از امر و نهى، مطلق بر انگيختن كسى بر انجام يا ترك چيزى‌ است؛ خواه به گفتار يا كردار. و مراد از معروف و منكر، هر كار پسنديده و ناپسند از نظر عقل و شرع است؛ اعمّ از واجب، مستحب، حرام و مكروه.[15] به عبارت دیگر امر به معروف، هر گونه وادار کردن، دستور دادن و تشویق نمودن دیگران برای انجام اعمالی است که مورد رضایت خداوند متعال باشد. و نهی از منکر یعنی جلوگیری کردن، بازداشتن و ممانعت سایرین از اجرای کاری که شارع مقدّس آن را مبغوض و منفور داشته است.[16]
مقام معظّم رهبری در توضیح این دو فریضه می فرمایند: «امر به معروف یعنی همه‌ی مؤمنان در هر نقطه ای از عالم که هستند، موظّفند جامعه را به سمت نیکی، به سمت معروف، به سمت همه‌ی کارهای نیک حرکت دهند و نهی از منکر یعنی همه را از بدی ها، از پستی ها، از پلشتی ها دور بدارند».[17]
در باره‌ی تعیین گستره‌ی معنای معروف و منکر، بر اساس تعریف برخی از فقهاء همچون محقّق حلّی در کتاب ارزشمند شرایع الاسلام، معروف شامل کارهای واجب و مستحب است و منکر فقط شامل حرام می شود.[18] امّا در برابر این تعریف، دانشمندانی همچون شهید ثانی از منکر برداشت دیگری دارند، که بر اساس آن، کارهای مکروه نیز داخل در منکر است؛ شهید ثانی در ذیل کلام محقّق حلّی می نویسد: «و كان ينبغي إدراجه في النهي، فإنّ النهي عنه مستحب، كالأمر بالمندوب ...»، و سزاوار است مکروه داخل در نهی (منکر) باشد؛ زیرا نهی از مکروه، مستحب است؛ همان گونه که امر به مندوب (کار مستحب)، مستحب است.[19]
پس از شهید ثانی، بسیاری از فقها دایره‌ی معروف و منکر را از واجبات و محرّمات توسعه داده و مستحبات و مکروهات را نیز شامل آن دانسته اند. امام خمینی رحمه الله در این باره در کتاب تحریر الوسیله می نویسند: «چيزى كه عقلا يا شرعا واجب است، امر به آن واجب مى ‌باشد و چيزى كه عقلا قبيح، يا شرعا حرام است، نهى از آن واجب مى ‌باشد. و چيزى كه مندوب و مستحب باشد، امر به آن (هم) همچنين (مستحب) است و آنچه مكروه باشد، نهى از آن، چنين است.[20]
شهید مطهری در مقام تبیین و توسعه مفهوم معروف، پس از تأسّف از این که مفهوم معروف و منکر از معنای گسترده‌ی خود، تنها به سوی برخی امور عبادی منحرف شده، می نویسد: «اگر در منطق اسلام، امر به معروف و نهی از منکر، آن اندازه توسعه نمی داشت، به ما نمی گفتند که «بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و تعمر الارض و ینتصف من الاعداء و یستقیم الامر»؛ با این فریضه، واجب بر پا می شود و راه ها امن می گردد و درآمدها حلال می شود و حقوق و اموالِ به زور گرفته شده، به صاحبانش بر می گردد و زمین آبادان و از دشمنان انتقام گرفته می شود و کارها سامان می پذیرد».[21]
 

خودآزمایی
 

1- مقصود از امر به معروف و نهی از منکر در اصطلاح فقها چیست؟
2- کلام مقام معظّم رهبری را در توضیح امر به معروف و نهی از منکر بیان کنید؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] برگرفته از کتاب: دو فرمان الهی برای امت برتر ص 45 و 46.
[2] سوره بقره/ آیه 117 (ترجمه مکارم).
[3] آل عمران/ آیه 159 (ترجمه مکارم).
[4] ترجمه مکارم.
[5] سوره اعراف/ آیه 29 (ترجمه مکارم).
[6] سوره یوسف/ آیه 40 (ترجمه مکارم).
[7] برگرفته از: قاموس قرآن ج 2 ص 109 و 110.
[8] المفردات فی غریب القرآن ص 826.
[9] کتاب العین ج 4 ص 93.
[10] سوره نازعات/ آیه 40 (ترجمه مکارم).
[11] سوره نحل/ آیه 90 (ترجمه مکارم).
[12] مفردات الفاظ القرآن ص 560 و 561. 
[13] سوره آل عمران/ آیه 104 (ترجمه مکارم).
[14] برگرفته از کتاب: خودآموز امر به معروف و نهی از منکر ص 16.
[15] فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السّلام ج ‌1 ص 659.
[16] خودآموز امر به معروف و نهی از منکر ص 17.
[17] همان ص 16.
[18] شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام ج ‌1 ص 310.
[19] مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام ج ‌3 ص 100.
[20] تحرير الوسيلة (ترجمه) ج ‌2 ص 287.
[21] برگرفته از کتاب: امر به معروف و نهی از منکر در آینه اجتهاد ص 35 تا 37.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: