کد مطلب: ۳۸۹۹
تعداد بازدید: ۱۰۴
تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۰
تولی و تبری| ۱۷
محبت اهل بیت علیهم السلام از جایگاه والایی در اسلام برخوردار است. با بررسی دقیق متون روایی، چه شیعی و چه سنی، به این مطلب پی می بریم که محبت و مودت به عنوان یک واجب الهی و تکلیف، بر عموم مسلمانان فرض شده است.

آثار محبت اهل بیت علیهم السلام


 
در درس قبل با توجه به آیه مودت به بررسی رابطه مودت و عصمت پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که به جهت آن که مودت و محبت اهل بیت علیهم السلام به صورت مطلق آمده است، این امر مستلزم اطاعت مطلق از اهل بیت علیهم السلام خواهد بود و لازمه اطاعت مطلق، عصمت اهل بیت علیهم السلام می باشد، و با وجود این اوصاف فقط ولایت مختص این خاندان می باشد. در این درس به ویژگی های مودت و محبت اهل بیت علیهم السلام خواهیم پرداخت.
 


وجوب محبت اهل بیت علیهم السلام

 
 
محبت اهل بیت علیهم السلام از جایگاه والایی در اسلام برخوردار است. با بررسی دقیق متون روایی، چه شیعی و چه سنی، به این مطلب پی می بریم که محبت و مودت به عنوان یک واجب الهی و تکلیف، بر عموم مسلمانان فرض شده است چنان چه در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: « وَ لَكُمُ الْمَوَدَّةُ الْوَاجِبَة »، برای شماست مودت و محبت واجب. همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: « جَاءَنِي جَبْرَئِيلُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ بَوَرَقَةِ آسٍ خَضْرَاءَ مَكْتُوبٌ فِيهَا بِبَيَاضٍ: إِنِّي افْتَرَضْتُ مَحَبَّةَ عَلِيٍّ عَلَى خَلْقِي، فَبَلِّغْهُمْ ذَلِكَ عَنِّي »، جبرئیل از جانب خدا برگ سبزی را برای من آورد، که با خطی سفید بر آن نوشته بود: من دوستی علی بن ابی طالب را بر همه بندگانم واجب کرده ام، پس آن را به همگان برسان[1].
از بزرگان اهل سنت، حاکم حسکانی[2] در کتاب خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند: « لَيْلَةَ‌ عُرِجَ‌ بِي إِلَى السَّمَاءِ حَمَلَنِي جَبْرَئِيلُ‌ عَلَى جَنَاحِهِ‌ الْأَيْمَنِ‌ - فَقِيلَ‌ لِي: مَنِ‌ اسْتَخْلَفْتَهُ‌ عَلَى أَهْلِ‌ الْأَرْضِ‌ فَقُلْتُ‌ خَيْرَ أَهْلِهَا لَهَا أَهْلاً: عَلِيَّ‌ بْنَ‌ أَبِي طَالِبٍ‌ أَخِي وَ حَبِيبِي وَ صِهْرِي يَعْنِي ابْنَ‌ عَمِّي فَقِيلَ‌ لِي: يَا مُحَمَّدُ أَ تُحِبُّهُ‌ فَقُلْتُ‌: نَعَمْ‌ يَا رَبَّ‌ الْعَالَمِينَ‌. فَقَالَ‌ لِي: أَحِبَّهُ‌ وَ مُرْ أُمَّتَكَ‌ بِحُبِّهِ‌، فَإِنِّي أَنَا الْعَلِيُّ‌ الْأَعْلَى اشْتَقَقْتُ‌ لَهُ‌ مِنْ‌ أَسْمَائِي اسْماً فَسَمَّيْتُهُ‌ عَلِيّاً ، فَهَبَطَ‍‌ جَبْرَئِيلُ‌ فَقَالَ‌: إِنَّ‌ اللَّهَ‌ يَقْرَأُ عَلَيْكَ‌ السَّلاَمَ‌ - وَ يَقُولُ‌ لَكَ‌: اقْرَأْ. قُلْتُ‌: وَ مَا أَقْرَأُ قَالَ‌: وَ وَهَبْنا لَهُمْ‌ مِنْ‌ رَحْمَتِنا، وَ جَعَلْنا لَهُمْ‌ لِسانَ‌ صِدْقٍ‌ عَلِيًّا »، در شب معراج جبرائیل بر بال های سمت راست خود مرا حمل می کرد و بر من گفته شد: چه کسی بر روی زمین جانشین تو است، و من در جواب گفتم: بهترین فرد روی زمین علی بن ابی طالب برادر من و دوست من و داماد من یعنی پسر عموی من، سپس به من گفته شد: ای محمد او را دوست داری؟ گفتم: بله یا رب العالمین، سپس به من گفت: او را دوست داشته باش و امت خود را به محبت او دستور بده و همانا من علی اعلی هستم و برای او ( یعنی امیر المومنین ) از اسماء خودم اسم انتخاب کردم و او را علی نامیدم. سپس جبرئیل بر من نازل شد و گفت: همانا خداوند بر تو سلام می رساند و بر تو می گوید: بخوان، گفتم: چه چیزرا بخوانم؟ گفت: و بخشیدیم بر آنها از رحمتمان و قرار دادیم برای آنها زبان راستگو و بسیار برتر و رفیع[3].  
این تنها واجبی است که هیچ کس حق ترک آن را ندارد و رخصتی از جانب خدا نسبت به آن نیامده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: جبرئیل بر من نازل شد و گفت: « يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ ... فَرَضْتُ‏ الصَّوْمَ وَ وَضَعْتُهُ عَنِ الْمَرِيضِ وَ الْمُسَافِرِ وَ فَرَضْتُ الْحَجَّ وَ وَضَعْتُهُ عَنِ الْمُقِلِّ الْمُدْقِعِ وَ فَرَضْتُ الزَّكَاةَ وَ وَضَعْتُهَا عَمَّنْ لَا يَمْلِكُ النِّصَابَ وَ جَعَلْتُ حُبَّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ لَيْسَ فِيهِ رُخْصَةٌ »، ای محمد خدا می فرماید: ... روزه را واجب کردم و آن را از مریض و مسافر برداشتم و حج را واجب کردم و آن را از فقیر و مریض برداشتم و زکات را واجب کردم و آن را از کسی که مالک حد نصاب نیست برداشتم و دوستی علی بن ابی طالب را قرار دادم و هیچ رخصتی در آن نیست[4]. یعنی محبت امیر المومنین هیچ گاه ساقط نمی شود و در همه حال مسلمانان مکلف به آن هستند[5].
 


مودت به اهل بیت ملاک شناخت مؤمن از منافق

 
 
علامه مجلسی در کتاب بحار از ابن ابی الحدید نقل می کند: «قَدْ رَوَى كَثِيرٌ مِنْ أَصْحَابِ الْحَدِيثِ عَنْ جَمَاعَةٍ مِنَ الصَّحَابَةِ قَالُوا مَا كُنَّا نَعْرِفُ الْمُنَافِقِينَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص إِلَّا بِبُغْضِ عَلِيِّ بْنِ أبی طَالِبٍ»، بسیاری از محدثان از گروهی از صحابه نقل کرده اند که می گفتند در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله منافقان را جز با دشمنی و کینه علی بن ابی طالب نمی شناختیم[6]. ابن صباغ از فقیهان مالکی مذهب است که از ترمذی و نسائی نقل می کند که می گویند: زر بن جیش می گوید: «سمعت علیا علیه السلام یقول: ... لا یحبنی الا مومن و لا یبغضنی الا منافق»، شنیدم علی علیه السلام می گفت: فقط مومن مرا دوست می دارد و فقط منافق نسبت به من بغض دارد[7]. طبری یکی دیگر از علمای اهل سنت نیز از رسول خدا نقل می کند: «من أبغض أهل البيت فهو منافق»، هرکسی که نسبت به اهل بیت بغض داشته باشد او منافق است[8].
 


عایشه و جنگ جمل

 
 
یکی از نمونه های تاریخی که با بررسی آن -با توجه به معیار حب و بغض نسبت به امیر المومنین و اهل بیت علیهم السلام که نشانه ایمان و نفاق است - جایگاه و اوصاف افراد حاضر در آن واقعه برای ما آشکار می شود، جنگ جمل است.
امیر المومنین علیه السلام در یکی از خطبه های خود علت حضور عایشه در جنگ جمل را این چنین توضیح می دهد: «  فَأَمَّا فُلَانَةُ فَأَدْرَكَهَا رَأْيُ النِّسَاءِ وَ ضِغْنٌ غَلَا فِي صَدْرِهَا كَمِرْجَلِ الْقَيْنِ وَ لَوْ دُعِيَتْ لِتَنَالَ مِنْ غَيْرِي مَا أَتَتْ إِلَيَّ لَمْ تَفْعَلْ وَ لَهَا بَعْدُ حُرْمَتُهَا الْأُولَى وَ الْحِسَابُ عَلَى اللَّهِ »، امّا فلان زن (اشاره به عایشه است) افکار زنانه دامنش را گرفت و کینه ‌هایی را که در سینه خود پنهان می ‌داشت، همچون کوره آهنگران به جوشش در آمد (و آشکار شد) و اگر او را دعوت می ‌کردند که مانند همین کار را که در مورد من انجام داد، درباره دیگری انجام دهد، هرگز اقدام نمی کرد (و به خون خواهی عثمان بر نمی خاست، این یک بهانه بود) به هر حال، همان احترام نخستین را (به خاطر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله) دارد؛ ولی حسابش با خداوند متعال است[9].
 


توضیحاتی در مورد خطبه

. امیر المومنین علیه السلام این خطبه را بعد از جنگ جمل بیان فرمودند و به تشریح دلیل شرکت عایشه در جنگ جمل که یکی از فتنه های جهان اسلام بود اشاره کردند.
· بی شک منظور از فلانه در عبارت حضرت، عایشه است.
· یکی از علت هایی که حضرت به آن اشاره می کند، کینه هایی است که عایشه از امیر المومنین در سینه داشت، و بسیار پر جوش و خروش بود.
ابن ابی الحدید در شرح این عبارت می گوید: منظور از فلانه عایشه همسر پیامبر است[10]. ابن ابی الحدید در ادامه شرح عبارت امیر المومنین علیه السلام به علت کینه عایشه می پردازد:
· علی همسر فاطمه و فاطمه دختر خدیجه س بود و عایشه نسبت به خدیجه س حساس بود.
· احترام رسول خدا نسبت به فاطمه و امیر المومنین علیهما السلام، حساسیت و حسادت عایشه را برانگیخته بود.
· فرزندار شدن فاطمه سلام الله علیها و عدم فرزند داشتن عایشه.
· بسته شدن تمام درهای خانه اصحاب به غیر از درب خانه فاطمه و امیر المومنین علیهما السلام.
این موارد گوشه ای از علل کینه عایشه نسبت به اهل بیت پیامبر علیه السلام است و این کینه و حسادت انقدر زیاد بود که ابن ابی الحدید می نویسد، وقتی خبر بیعت مردم با امیر المومنین علیه السلام را به عایشه رساندند، فریاد زد و ناله واعثماناه سر داد و به خونخواهی عثمان قیام کرد[11].
امّا آن جایی که امام می‌ فرماید: «اگر عایشه دعوت می ‌شد که آن چه را درباره من انجام داد، درباره دیگری انجام دهد، نمی پذیرفت»، اشاره به این است که هر گاه مردم مسلمان با دیگری غیر از من بیعت کرده بودند، این زن هرگز به خون خواهی عثمان بر نمی خاست؛ بنابر این، انگیزه او هرگز دفاع از خون عثمان نبود که خودش در آن شرکت داشت؛ بلکه هدفش تحریک مردم بر ضد من بود.
و این که امام در عبارت دیگر می‌ فرماید: «با این حال او احترام گذشته را دارد»، به دلیل این بود که همسر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله بود و برای احترام پیامبر صلّی اللّه علیه و آله از مجازاتش در دنیا صرف نظر شد؛ ولی در آخر حضرت تصریح می ‌کند: «حساب او بر خداست»، اشاره به این که هرگز خداوند از گناه او نخواهد گذشت[12].
قرآن مجید تکلیف عایشه را روشن ساخته است: « «یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ کانَ ذلِکَ عَلَی اللّهِ یَسِیراً» ؛ ای همسران پیامبر، هر یک از شما گناه آشکار و فاحش مرتکب شود، عذاب او دو چندان خواهد بود و این برای خدا آسان است[13]».
 


خودآزمایی

 
1. آثار محبت به اهل بیت علیهم السلام چیست؟
2. از آثار محبت به اهل بیت، مشخص شدن ایمان و نفاق است، آن را توضیح دهید.

 

پی‌نوشت‌ها

 

[1]  امالی طوسی ص 619 / ترجمه موحدی
[2]  معروف به ابن حذاء (ابن حداد)، از علماى بزرگ قرن پنجم هجرى است. جدّ بزرگ آن امير عبد الله بن عامر بن كريز در زمان خلافت عثمان منطقه خراسان را فتح كرده بود، از اين جهت خاندان وى از عزت و احترام خاصى در نزد مردم برخوردار بودند. ابن طاووس دربار ايشان مى ‌گويد: حاكم حسكانى از شخصيت‌ هاى برجسته علماى اهل تسنن بود.
[3]  شواهد التنزیل لقواعد التفضیل ج1 ص 463
[4]  بحار الانوار ج 27 ص 129 / ترجمه موحدی
[5]  مهر و ایمان ص 55
[6]  بحار النوار ج 39 ص 295 – شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج4 ص 83
[7]  الفصول المهمه ج1 ص 586
[8]  ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی ج1 ص 83 / این حدیث در کتب دیگر اهل سنت آمده است، فضائل الصحابه ( احمد بن حنبل ) ج2 ص 661 / سنن ترمذی ج5 ص 635 / الدر المنثور ( سیوطی ) ج6 ص 7 / ینابیع الموده ج1 ص 151
[9]  نهج الیلاغه خطبه 156 / ترجمه مکارم
[10]  شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 9 ص 190
[11]  پیام امیر المومنین علیه السلام ( مکارم ) ج 6 ص 132 الی ص 134 به نقل از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 9 ص 192 به بعد با تلخیص
[12]  پیام امیر المومنین علیه السلام ج6 ص 136
[13]  سوره احزاب آیه 30 / ترجمه مکارم 

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مجید رضایی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: