کد مطلب: ۳۹۲۱
تعداد بازدید: ۱۸
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۰:۱۲
آسیب‌های اجتماعی| ۱۱
الگوی اصلی برای تمام بشریّت، در هر درجه و موقعیت اجتماعی، حضرات معصومین اعمّ از انبیاء و اهل بیت علیهم السّلام (مخصوصاً اهل بیت علیهم السّلام که طبق روایات، ایشان الگوی و اسوه انبیاء سلف بوده اند) هستند که مصداق أکمل و أتمّ انسان کامل می‌باشند.
پیش از این بیان شد که الگو برداری از اسوه ها و اقتدا کردن به ایشان در مسیر زندگی، یکی از راه های تربیتی پذیرفته شده در جوامع انسانی است و دین اسلام نیز آن را پذیرفته و نسبت به آن تأکید دارد. همچنین به عنوان نمونه به دو مورد از اسوه های قرآنی اشاره شد و آیات مربوط به آن ذکر گردید. اکنون برآنیم تا به بررسی آفت های تربیتی که در حیطه انتخاب اسوه، در سطح جامعه اتّفاق می افتد، بپردازیم.
 


اقسام اسوه
 


اگر بخواهیم اسوه ها را بر حسب اهمیّت و اولویّت طبقه بندی کنیم، به دو دسته کلّی می رسیم که عبارت اند از: 1-الگوهای معصوم 2- الگوهای غیر معصوم. حقیقت امر آن است که الگوی اصلی برای تمام بشریّت، در هر درجه و موقعیت اجتماعی، حضرات معصومین اعمّ از انبیاء و اهل بیت علیهم السّلام (مخصوصاً اهل بیت علیهم السّلام که طبق روایات، ایشان الگوی و اسوه انبیاء سلف بوده اند) هستند که مصداق أکمل و أتمّ انسان کامل می باشند. همین کمال و عصمت ایشان موجب شده تا در تمام زمینه ها بهترین سرمشق زندگی انسان باشند. امّا در مرتبه بعد، کسانی هستند که بیش از همه و بهتر از دیگران، از تربیت های انبیاء و اولیاء خدا بهره برده و در گفتار و کردار، به آن بزرگواران تأسّی نموده اند. ایشان گرچه در مقام عصمت قرار ندارند امّا در تبعیّت از ولیّ زمان خود و بندگی خدا، می توانند الگوی دیگران قرار گیرند. به عنوان نمونه در آیه 4 سوره ممتحنه، خداوند متعال ابتدا حضرت ابراهیم علیه السّلام را به عنوان الگو معرّفی نموده و پس از آن کسانی را که با تبعیّت از آن بزرگوار، ایشان را همراهی نمودند، به عنوان اسوه معرّفی می فرماید: «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ».
 


آسیب شناسی انتخاب اسوه
 


گاهی ممکن است از میان الگوهای غیر معصوم، فرد یا افرادی لحظه ای دچار غفلت شده و خطایی از ایشان سر بزند. این خطا هرچقدر هم که کوچک باشد، گرچه در نگاه اوّل شاید امر مهمّی به نظر نیاید، ولی در واقع تبعات بدی را به همراه خواهد داشت. به عنوان مثال گاهی یک بی توجّهی یا غضب نابهنگام از سوی یک عالم دین، ممکن است باعث طرد و دلزدگی یک انسان، از روی آوردن به سمت دیانت و معنویت شود. برخی از انحرافات و آسیب های موجود در اجتماع، گاهی از همین سبب نشأت می گیرد. به همین دلیل اگر افرادی در جامعه به هر دلیلی به عنوان الگو برای مردم شناخته و معرّفی شدند، بار مسئولیّت سنگینی را به دوش می کشند و باید با کمال دقّت و هوشیاری، بر تمام رفتار و سکنات خود مراقبت داشته باشند.
نکته مهم دیگر این است که انسان باید در انتخاب الگوها دقّت کند، چراکه انتخاب الگوی غلط می تواند آینده زندگی انسان را به تباهی بکشد و انسان را گمراه کند. بررسی عوامل و اسباب پیدایش آسیب های فردی و اجتماعی نشان می دهد که انتخاب الگوی نامناسب و یا به عبارت دیگر، اشتباه در انتخاب الگو، ریشه بسیاری از کجروی ها و آسیب های موجود در جوامع بشری است. به همین دلیل است که دین اسلام از لسان قرآن و سنّت، شرایط و ویژگی های الگوی مناسب را توضیح داده و مصادیق اصلی و اتمّ آن را معرّفی نموده است.
 


وضع قوانین نامناسب و کاهش نظارت و کنترل اجتماعی
 


در تمام ادوار زندگی انسان و در میان تمام اقوام و طوایف از هر دین و مذهب و فرقه، یکی از امور مهمّی که همیشه مدّنظر بشر قرار گرفته است، وضع قوانین و اجرای آن در سطح جامعه است. بدون قانون هیچ اجتماعی شکل نگرفته و در صورت شکل گیری نیز دیری نمی پاید که از هم خواهد گسست. وضع قانون برای زندگی اجتماعی از امور مورد توافق همه انسان هاست. امّا نکته بعدی اجرای قانون و کنترل و نظارت بر اجرای قانون است. اگر در جامعه ای قانون وضع شده ولی انجام نمی شود، این وضعیّت هیچ فرقی با بی قانونی نخواهد داشت و همان مضرّات و تبعات بی قانونی، گریبان این اجتماع را نیز خواهد گرفت. بنا بر این، نظارت بر اجرای قانون و کیفیت آن، یکی از اصول زندگی اجتماعی است. ریشه بسیاری از کجروی ها به همین دو مقوله باز می گردد: الف) یکی فقدان قانون مناسب و لازم و یا خطا در قانون گذاری ب) اجرای ناصحیح قانون و عدم نظارت درست و کافی بر اجرای آن.
گاهی اوقات نبود قانون لازم در زمینه ای و یا اشتباه بودن قانونی خاص، موجب کجروی و انحراف می شود، و راه را برای وسوسه شدن و ارتکاب جرائم باز می کند. از سوی دیگر اجرای نادرست یک قانون – هرچند قانون صحیحی هم باشد- می تواند اثر مثبت قانون را خنثی کند و زمینه ساز ارتکاب جرائم گردد. همچنین عدم نظارت یا کنترل ناکافی بر اجرای قانون، عامل مهمّ و شایعی است که دست مجرمین را در ارتکاب جرائم و خطاها باز گذاشته و باعث پیدایش جرم و آسیب های اجتماعی و افزایش روزافزون آن در جامعه می گردد.
 


اقسام نظارت در اسلام
 


نظارت در دین اسلام به دو طریق قابل اجراست: 1-نظارت حکومت بر مردم و مسئولین 2-نظارت مردم بر مردم و مسئولین. نظارت اوّل در تمام جوامع بشری وجود دارد و به خاطر آن نیروهای زیادی مشغول به کار و خدمت هستند مانند نیروهای انتظامی، دولتی، حقوقی، دادگاه ها و ... . امّا جدای از آن، و حتّی می توان گفت مهم تر از نظارتِ نوع اوّل، نظارت مردم بر مردم و مسئولین است که در دین اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. چنان چه تجربه ثابت کرده، گاهی در میان دولت ها و مسئولین حکومتی، هستند افرادی که نسبت به انجام درست برخی از قوانین، عمداً و یا سهواً توجّه و عنایتی ندارند و همین منجر به بروز مشکلات عدیده ای در جامعه می شود. این جاست که نظارت مردمی، جایگاه و اهمیّت خود را نشان می دهد. در میان بی کفایتی مسئولین، این مردم هستند که باید با نظارت خود و مطالبه به موقع و به جا، جلوی بروز مشکلات و تشدید آن ها را بگیرند.
حتّی در صورتی که مسئولین به وظایف خود به شکل صحیح رسیدگی کنند، باز هم وجود نظارت مردمی از ضروریّات جامعه است. تأثیری که نظارت مردم بر کنترل ناهنجاری ها و آسیب های فردی و اجتماعی دارد، قابل مقایسه با نظارت حکومت ها نیست، البته به شرط آن که شرایط لازم در آن رعایت شود. حضور دائمی مردم در تمام نقاط جامعه، در هر صنف و گروه و جایگاهی، موجب می شود تا نظارت وسیع تری نسبت به حکومت و دولت داشته باشند، چراکه نیروهای دولتی هر قدر که زیاد باشند، باز هم به تعدادی نیستند که تمام سطح جامعه را در تمام اوقات شبانه روز پوشش دهند. همچنین نظارت مردمی که بر اساس اعتقاد و احساس تکلیف شرعی به وجود می آید، به مراتب دقیق تر و خالص تر از نظارت حکومتی و دولتی است که عادتاً و عرفاً بر مبنای اشتغال و دریافت حقوق و ارتقاء سمت شکل می گیرد. همچنین اگر در نظارت های حکومتی به خاطر در نظر داشتن برخی مصلحت سنجی های صحیح و ناصحیح، دست ناظر از تذکّر و انجام درست وظیفه خود نسبت به متخلّفین کوتاه است، امّا در نظارت های مردمی معمولاً کم تر و یا به ندرت چنین مشکل ها و موضوعاتی مانع از نظارت صحیح و به موقع مردم می شود.
 اسلام عزیز برای نظارت مردمی، احکام و قوانین جامعی دارد که نشان از وجود همبستگی قوی و بی نظیری در میان امّت اسلام است. می توان امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان نمونه ای از این احکام نام برد که تعطیل شدن و ضعف آن – بر اساس روایات فراوان- موجب تعطیل شدن و ضعف سایر فرائض و واجبات در میان مسلمین می گردد.
برخی از محقّقین در این رابطه می نویسند: «در اسلام فراتر از همه وابستگى هاى نژادى، ملّى، حزبى و غيره، نوعی ارتباط و وابستگى دينى و ايمانى وجود دارد كه همه افراد را در جامعه اسلامى نسبت به يكديگر مسئول قلمداد می کند. اين مسئوليت به دنبال خود نظارتى فراگير در جامعه ايجاد كرده و پيشگيرى از كجروى را تضمين مى کند. اسلام از طريق عناصرى چون «امر به معروف»، «نهى از منكر»، «تـولّى»، «تبرّى»  همگان را به حفظ شرايط و هنجارهايى خاص، مسئول يكديگر قرار داده تا مبادا ارتكاب ناهنجاری در جامعه به سهولت انجام پذيرد.
اگر روابط اجتماعى به گونه اى باشد كه اجازه کجروی را به افراد بدهد و آن ها با كمال بى تفاوتى شاهد ناهنجارى يكديگر باشند، چنين ساختار ناسالمى آمادگى براى هر نوع كجروی را دارد. دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر، مطابق برخی از آیات قرآن کریم، رسالت سنگینی است که بر دوش افراد گروه های جامعه اسلامی است. ضعف و سستی در انجام آن، کلّ سیستم و ساخت اجتماعی را بیمار نموده، نتیجه آن، ارتکاب علنی ناهنجاری است».[1]
آری در جامعه ای که کنترل اجتماعی از هر دو نوع آن، سست شده و به دست فراموشی سپرده شود، آفت ها و آسیب های فراوانی گریبان گیر آن جامعه می شود، به طوری که امر اصلاح آن را به شدّت دچار مشکل نموده و در برخی موارد غیر قابل جبران می نماید.
 


خودآزمایی
 

1- ارتباط برخی از آسیب های اجتماعی با اسوه و الگو را توضیح دهید؟
2- نقش قانون گذاری و نظارت را در ارتباط با آسیب های اجتماعی تبیین نمایید؟
 

پی‌نوشت‌


[1] رویکرد اسلام به بسترهای پیدایش آسیب های اجتماعی (مریم شفیعی) منبع: بینات سال پانزدهم پاییز 1387 شماره 3 (پیاپی 59).

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: