کد مطلب: ۴۲۰۹
تعداد بازدید: ۲۳۵
تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۹۹ - ۱۹:۰۰
تولی و تبری| ۲۸
ابوبكر به او چنین گفت: من در دوران زندگی بر سه چیزی كه انجام داده ام تأسف می خورم، دوست داشتم كه مرتكب نشده بودم، یكی از آن ها هجوم به خانه فاطمه زهرا بود، دوست داشتم خانه فاطمه را هتك حرمت نمی كردم ...
در درس قبل بیان شد که هر کس رسول خدا (ص) را اذیت و ناراحت کند، مورد لعن خداوند قرار می گیرد. همچنین به بیان یکی از مصادیق آن پرداختیم. در این درس با توجه به منابع روایی فریقین به یکی دیگر از مصادیق آزار و اذیت رسول خدا (ص) خواهیم پرداخت.


آزار خدا و رسول در اذیت فاطمه (س)


رسول خدا ص می فرماید: « فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَى اللَّهَ » فاطمه پاره تن من است هر کس او را اذیت کند به تحقیق من را اذیت کرده است و هرکس مرا اذیت کند به تحقیق خدا را اذیت کرده است. این حدیث بین شیعه و سنی به صورت متواتر نقل شده است و از احادیث صحیح است.[1] رسول خدا (ص ) خطاب به دخترشان حضرت زهرا (س) می فرماید: « إِنَّ اللَّهَ یغْضَبُ لِغَضَبِكِ وَ یرْضَى لِرِضَاكِ،. »، همانا خداوند خشمگین و ناراحت می شود به خشم و ناراحتی تو، و رضایت دارد به خشنودی و رضایت تو[2]. از این احادیث این حکم قابل اثبات است که آزار و اذیت فاطمه زهرا (س) همان آذار و اذیت خدا و رسول اکرم (ص) است. و هر کس این کار را انجام بدهد مشمول غضب و خشم خداوند می شود، « إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً »، كسانى كه خدا و پیامبرش را ایذاء مى ‏كنند خداوند آنها را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور مى ‏سازد و براى آنان عذاب خوار كننده ‏اى آماده كرده است[3].


جسارت به بیت وحی و حضرت زهرا (س)


پس از شهادت رسول خدا (ص) عده ‌ای بر خلاف بیعتی که با ایشان و امیرالمؤمنین (ع) در غدیر خم کرده بودند، در محلی به نام سقیفه جمع شدند تا برای جانشین رسول خدا (ص) تصمیم بگیرند که این امر سبب شد خلافت و جانشینی رسول خدا (ص) از مسیر اصلی خود خارج شود و گروهی ظالمانه آن را غصب کنند. سران سقیفه برای تحقق آنچه در سقیفه تصمیم گرفتند، یعنی معرفی ابوبکر به عنوان خلیفه و بیعت گرفتن با او، چندین بار به خانه وحی حمله کردند، در هر مورد، صدیقه طاهره (س) تنها مدافع امیر المومنین (ع)، پشت در آمده، از آنها خواست که حرمت خانه وحی را نگه دارند، ولی آنها هیزم جمع کرده، در مقابل خانه وحی آتش افروختند و درب خانه ای را که جبرئیل بدون اذن وارد نمی شد به آتش کشیدند، ریحانه پیامبر را در میان در و دیوار آزردند و محسن فاطمه را به شهادت رساندند؛ و وارد خانه شدند، و امیر المومنین (ع) را برای اخذ بیعت با دست بسته و به زور به سوی مسجد بردند.
حضرت فاطمه (س) همچنان به دفاع خود از امام زمانش ادامه می داد، که خلیفه دوم به غلام خود قنفذ، فرمان داد که دست فاطمه (س) را کوتاه کند، او نیز با غلاف شمشیر آن قدر بر آن حضرت کوبید که سینه، بازو و کتف مبارکش شکست و به شدّت بیمار شد و با همین بیماری به شهادت رسید.


ذکر مصائب حضرت زهرا (س) از لسان مبارک پیغمبر (ص)


جوینی از علمای اهل سنت در کتاب فرائد السمطین از رسول خدا (ص) این چنین نقل می کند: روزی پیامبر(ص) نشسته بود، حسن بن علی (ع)  بر او وارد شد، دیدگان پیامبر كه بر حسن (ع) افتاد، اشك آلود شد، سپس حسین بن علی (ع) بر آن حضرت وارد شد، مجدداً پیامبر گریست. در پی آن دو، فاطمه و علی علیهما السلام بر پیامبر وارد شدند، اشك پیامبر با دیدن آن دو نیز جاری شد. وقتی از پیامبر علت گریه بر فاطمه (س) را پرسیدند، فرمود: « ... وَ أَنِّی لَمَّا رَأَیتُهَا ذَكَرْتُ مَا یصْنَعُ بِهَا بَعْدِی كَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ فی بَیتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِینَهَا وَ هِی تُنَادِی یا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ ... فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ یلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیتِی فَتَقْدَمُ عَلَی مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة. فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّی أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِین ... »، زمانی كه فاطمه را دیدم، به یاد صحنه ای افتادم كه پس از من برای او رخ خواهد داد. گویا می بینم ذلت وارد خانه او شده، حرمتش پایمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود ممنوع گشته، پهلوی او شكسته شده و فرزندی را كه در رحم دارد، سقط شده؛ در حالی كه پیوسته فریاد می زند: وا محمداه! ولی كسی به او پاسخ نمی دهد، كمك می خواهد؛ اما كسی به فریادش نمی رسد. او اول كسی است كه از خاندانم به من ملحق می شود؛ و در حالی بر من وارد می شود كه محزون، گرفتار و غمگین و شهید شده است. و من در این جا می گویم: خدایا لعنت كن هر كه به او ظلم كرده، كیفر ده هر كه حقش را غصب كرده، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلّد كن هر كه به پهلویش زده تا فرزندش را سقط كرده و ملائكه آمین گویند[4].
در این حدیث، رسول خدا (ص) خبر از هجوم به بیت دخترشان را می دهند که در منابع روایی شیعه به صورت مفصل به آن پرداخته شده است؛ ولی با توجه به حساسیت اهل سنت نسبت به خلفای خود، تا جایی که امکان داشته است این واقعه را تحریف کرده اند، با این حال در کتب معتبر اهل سنت اخباری نسبت به این حادثه نقل شده است که هجوم و آتش زدن منزل امیر المومنین (ع) به دستور خلیفه وقت که توسط خلیفه دوم همراه با گروهی از اصحاب انجام شده است را ثابت می کند. به عنوان نمونه به برخی از این موارد اشاره می کنیم.


اقرار خلیفه اول به آتش زدن خانه حضرت زهرا (س)


عبد الرحمن بن عوف به هنگام بیماری ابوبكر به دیدارش رفت و پس از سلام و احوال پرسی، با او گفت و گوی كوتاهی داشت. ابوبكر به او چنین گفت: من در دوران زندگی بر سه چیزی كه انجام داده ام تأسف می خورم، دوست داشتم كه مرتكب نشده بودم، یكی از آن ها هجوم به خانه فاطمه زهرا بود، دوست داشتم خانه فاطمه را هتك حرمت نمی كردم ...[5].
بلاذری از علمای اهل سنت، نسبت به تهدید خلیفه دوم برای آتش زدن منزل حضرت زهرا (س) در کتاب انساب الاشراف می نویسد، « أَنَّ أَبَا بَكْرٍ أَرْسَلَ إِلَى عَلِی یرِیدُ الْبَیعَةَ، فَلَمْ یبَایعْ. فَجَاءَ عُمَرُ، ومعه فتیلة فتلقته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: [یا ابن الْخَطَّابِ، أَتُرَاكَ مُحَرِّقًا عَلَی بَابِی؟ قَالَ: نَعَمْ، وَذَلِكَ أَقْوَى فِیمَا جَاءَ بِهِ أَبُوكِ »، ابوبكر برای علی پیام فرستاد و از او خواست كه بیعت كند، او بیعت نكرد؛ عمر با فتیله ای آمد. فاطمه (س) پشت در ایستاد و گفت: ای پسر خطّاب! می‌خواهی درب را بر من آتش بزنی؟ عمر گفت: آری، و این از آن چه پدرت آورده، قوی تر است[6].
از این دسته روایات که بیان کننده هجوم و آتش زدن خانه امیر المومنین (ع) توسط حکومت وقت است، بسیار زیاد می باشد، که در این جا به این دو نمونه اکتفاء کردیم. بنا بر این واضح است که خلیفه اول برای گرفتن بیعت از امیر المومنین (ع) برای خلافت خود که به ناحق آن را غصب کرده بود، به خلیفه دوم دستور می دهد که (به هر قیمتی) بیعت را از آن حضرت بگیرد و جریان بیعت گرفتن اجباری از امام (ع) منجر به وقوع آن اتفاقات ناگوار در حق دختر رسول خدا (ص) می شود.
بعد از هجوم به خانه امیر المؤمنین (ع) و مجروح ساختن حضرت زهرا (س) دستگاه خلافت به جهت کسب رضایت به خانه امیر المومنین (ع) آمدند، علامه مجلسی در کتاب بحار از ابن قتیبه که از بزرگان روات اهل سنت است، نقل می کند: « أَنَّهُمَا جَاءَا إِلَى فَاطِمَةَ عَلَیهَا السَّلَامُ مُعْتَذِرِینَ، فَقَالَتْ: نَشَدْتُكُمَا بِاللَّهِ أَ لَمْ تَسْمَعَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ یقُولُ: رِضَا فَاطِمَةَ مِنْ‏ رِضَای وَ سَخَطُ فَاطِمَةَ ابْنَتِی مِنْ سَخَطِی؟ وَ مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِی فَقَدْ أَحَبَّنِی، وَ مَنْ أَسْخَطَ فَاطِمَةَ فَقَدْ أَسْخَطَنِی؟ قَالا: نَعَمْ، سَمِعْنَاهُ. قَالَتْ: فَإِنِّی أُشْهِدُ اللَّهَ وَ مَلَائِكَتَهُ أَنَّكُمَا أَسْخَطْتُمَانِی وَ مَا أَرْضَیتُمَانِی، وَ لَئِنْ لَقِیتُ النَّبِی صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ لَأَشْكُوَنَّكُمَا إِلَیهِ ... هِی تَقُولُ: وَ اللَّهِ لَأَدْعُوَنَّ اللَّهَ عَلَیكَ فِی كُلِّ صَلَاةٍ ... »، همانا آن دو نفردر حالی که پشیمان بودند به نزد فاطمه (س) آمدند. فاطمه (س) به آن دو گفت من شما را قسم می دهم به خدا آیا نشنیدید که رسول خدا (ص) می گفت: رضایت فاطمه رضایت من است و غضب و ناراحتی دخترم فاطمه (س) غضب و ناراحتی من است؟ و هر کس دخترم فاطمه را دوست داشته باشد به تحقیق من را دوست داشته است و هر کس او را خشمگین و ناراحت کند من را خشمگین و ناراحت کرده است؟ آن دو نفر در جواب گفتند: بله این کلام را شنیدیم. سپس فاطمه (س) گفت: همانا من گواه می گیرم خدا و ملائکه را که قطعا شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت کردید و اگر با رسول خدا (ص) ملاقات کنم شکایت شما دو نفر را پیش او می کنم ... و به خدا قسم بعد از هر نماز تو را (ابوبکر) نفرین خواهم کرد.[7]
غضب فاطمه (س) بر آن دو غیر قابل انكار است. چنان چه بخاری در صحیح ترین كتاب اهل سنت از غضب و قهر فاطمه (س) بر ابوبكر، این چنین سخن گفته است: « فاطمه دختر رسول خدا از ابوبكر ناراحت و از وی روی گردان شد و این ناراحتی ادامه داشت تا از دنیا رفت»[8].


خودآزمایی


1-   یکی از مصادیق آزار حضرت رسول (ص) را با توجه به منابع اهل سنت توضیح دهید.
2-   آیا حضرت زهرا (س) از عاملان حکومت راضی بود؟ توضیح دهید.
 

پی‌نوشت‌ها


[1]  منابع شیعی: بحار ج30 ص353/ علل الشرایع ج1 ص186. در منابع اهل سنت: (  إِنَّمَا فَاطِمَةُ‌ بَضْعَةٌ‌ مِنِّي يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا ) صحیح مسلم ج4 ص1903 / سنن ابن ماجه ج3 ص 412 / سنن الکبری ج5 ص97 / مسند احمد بن حنبل ج31 ص229
[2]  بحار الانوار ج30 ص353/ منابع اهل سنت: مناقب ابن مغازلی ج1 ص 416/ ذخائر العقبی ( طبری) ج1 ص39/ کنز العمال ج12 ص111
[3]  سوره احزاب آیه 57/ ترجمه مکارم
[4]  فرائد السمطین ج2 ص35/ ( ترجمه قزوینی، سایت تحقیقاتی حضرت ولیعصر عج)
[5]  شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج2 ص46
[6]  انساب الاشراف ج1 ص 586 / ( ترجمه میلانی )
[7]  بحار الانوار ج 29 ص 358
[8]  صحیح بخاری ج6 ص 395

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مجید رضایی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: