کد مطلب: ۴۳۱۲
تعداد بازدید: ۷۲
تاریخ انتشار : ۰۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۵:۰۰
شرح دعای مکارم‌الاخلاق| ۸۸
اگر شما با آن ها ارتباط دوستانه برقرار کنید، گرچه شاید در ظاهر اظهار دوستی کنند، امّا در واقع با شما دوست نمی شوند و هر گاه بر شما مسلّط شوند، دشمنی خود را آشکار نموده و به آزار و اذیت شما می پردازند. این آزار و اذیت آن قدر ادامه می یابد تا شما را از راه حق منحرف کنند و به وادی ضلالت بکشانند.
پیش از این در باره اهمیّت و ضرورت ولایت و برائت صحبت شد و گفتیم قرآن کریم در توصیف مؤمنین و یاران رسول خدا (ص) می فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ...». محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند.[1] امّا از سوی دیگر نیز آیات فراوانی در قرآن وجود دارد که از دوستی با کفار و دشمنان خدا نهی می کند. خداوند متعال می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ ...». اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد! شما نسبت به آنان اظهار محبّت مى ‏كنيد، در حالى كه آن ها به آن چه از حقّ براى شما آمده كافر شده ‏اند.[2]
در ادامه از ارتباط دوستی مخفیانه بعضی با دشمنان سخن گفته و آن ها را گمراه می داند: «... تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ». شما مخفيانه با آن ها رابطه دوستى برقرار مى ‏كنيد در حالى كه من به آن چه پنهان يا آشكار مى ‏سازيد از همه داناترم! و هر كس از شما چنين كارى كند، از راه راست گمراه شده است.[3] همچنین در آیه بعد علّت این دستور را مشخّص نموده و می فرماید: «إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْداءً وَ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ». اگر آن ها بر شما مسلّط شوند، دشمنانتان خواهند بود و دست و زبان خود را به بدى كردن نسبت به شما مى ‏گشايند، و دوست دارند شما به كفر بازگرديد.[4] یعنی اگر شما با آن ها ارتباط دوستانه برقرار کنید، گرچه شاید در ظاهر اظهار دوستی کنند، امّا در واقع با شما دوست نمی شوند و هر گاه بر شما مسلّط شوند، دشمنی خود را آشکار نموده و به آزار و اذیت شما می پردازند. این آزار و اذیت آن قدر ادامه می یابد تا شما را از راه حق منحرف کنند و به وادی ضلالت بکشانند.
چنان که در جای دیگر فرموده است: «وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لا النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ...». هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور كامل، تسليم خواسته ‏هاى آن ها شوى، و) از آيين (تحريف يافته) آنان، پيروى كنى.[5] به بیان دیگر اگر با طرح دوستی و به غرض دفع دشمنی، در صدد جلب رضایت دشمنان خدا باشیم، آن ها هرگز به کم تر از گمراهیِ ما به کیش و آئین خود، راضی نمی گردند و تا رسیدن به مقصود خود، از دشمنی دست برنمی دارند. همچنین در سوره ممتحنه می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ». اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! با قومى كه خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستى نكنيد آنان از آخرت مأيوسند همان ‏گونه كه كفّار مدفون در قبرها مأيوس مى ‏باشند.[6]


عمومیت این دستور الهی


جالب است که در این حکم، خداوند متعال هیچ استثنائی قائل نشده است، به این معنا که حتّی اگر دشمنان خدا از خویشان نزدیک و حتّی خانواده انسان باشند، نباید با آن ها رابطه دوستی و محبّت برقرار کرد. پروردگار تبارک و تعالی در این باره می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ». اى اهل ايمان! اگر پدرانتان و برادرانتان كفر را بر ايمان ترجيح دهند، آنان را دوستان و سرپرستان خود مگيريد و كسانى از شما كه آنان را دوست و سرپرست خود گيرند، هم اينانند كه ستمكارند.[7] و در جای دیگر فرموده است: «لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». هيچ قومى را كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمى‏ يابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند، آنان كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحه دل هايشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آن ها را تقويت فرموده، و آن ها را در باغ هايى از بهشت وارد مى ‏كند كه نهرها از زير (درختانش) جارى است، جاودانه در آن مى ‏مانند. خدا از آن ها خشنود است، و آنان نيز از خدا خشنودند. آن ها «حزب اللَّه» اند، بدانيد «حزب اللَّه» پيروزان و رستگارانند.[8]
آرى در يك دل دو محبّت متضاد نمى‏ گنجد، و آن ها كه دم از هر دو مى ‏زنند يا ضعيف الايمانند، و يا منافق، و لذا مى ‏بينيم كه در غزوات اسلامى در صف مخالف، جمعى از بستگان و خويشاوندان مسلمين بودند، ولى چون خطشان را از خط الهى جدا كرده، و به صفوف دشمنان حق پيوسته بودند، با آن ها پيكار كردند، و حتّى جمعى از آن ها را كشتند. محبّت پدران و فرزندان و برادران و اقوام بسيار خوب است، و نشانه زنده بودن عواطف انسانى است، امّا هنگامى كه اين محبّت رو در روى محبّت خدا قرار گيرد، ارزش خود را از دست مى‏ دهد. البته افراد مورد علاقه انسان تنها اين چهار گروه كه در آيه ذكر شده ‏اند نمى‏ باشد، ولى اين ها نزديك ترين افراد انسانند، و با توجّه به آن ها حال بقيه نيز روشن مى ‏شود.[9]
دلیل این مسأله نیز واضح است. از آن جا که خداوند متعال نور است (اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ[10])، لذا دشمنان خدا که سنخیّتی با او نداشته و هم رنگ شیطان شده اند، از جنس ظلمت اند. بنا بر این نور و ظلمت هرگز با هم جمع نمی شوند، به این معنا که هر قدر به سمت نور نزدیک شویم، به همان نسبت از ظلمت فاصله می گیریم و به عکس، هر گاه از نور دور شویم، به همان میزان به تاریکی و ظلمت نزدیک می گردیم. دوستی با خدا و تقرّب به او، به معنای نزدیک شدن به نور است، و از سوی دیگر دوستی و نزدیکی با دشمنان خدا برابر است با نزدیک شدن به ظلمت و تاریکی. هر گاه به نور نزدیک شویم، یعنی نور را بر ظلمت ترجیح داده ایم و هر وقت از نور فاصله بگیریم، بدین معناست که ظلمت را بر نور ترجیح داده ایم و چه چیزی بدتر از آن که بنده ای دشمنان خدا را بر خدای عزیز و یگانه ترجیح دهد و مقدّم بدارد.
در کشاکش روزگار و آزمایش های دنیا که در آن، انسان بر سر دوراهی خدا و غیر قرار می گیرد، قرآن کریم دستور داده که مبادا غیر خدا را برگزینید که اگر چنین کنید، محروم از هدایت خواهید شد و باید که منتظر عذاب پروردگار باشید: «قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ». بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طايفه شما، و اموالى كه به دست آورده ‏ايد، و تجارتى كه از كساد شدنش مى‏ ترسيد، و خانه هايى كه به آن علاقه داريد، در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوب تر است، در انتظار باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند و خداوند جمعيّت نافرمان بردار را هدايت نمى ‏كند.[11]
در این آیه سخنی از دشمنان خدا نیست، یعنی حتّی اگر بستگان مسلمان و نزدیک و دارایی های خود را بر خداوند ترجیح دهیم، مشمول انذار و تهدید این آیه خواهیم بود، حال چه برسد به کسانی که دشمنان پروردگار متعال را بر خدای خود مقدّم نموده و ترجیح می دهند. با توجّه به این آیه می توان دریافت که نتیجه دوستی با دشمنان خدا و ترجیح دادن آن ها بر پروردگار متعال، افتادن در باتلاق فسق و معصیت است، به طوری که از نعمت هدایت محروم شده و عاقبت به عذاب خدا گرفتار خواهند شد.


ستم نکردن و مدارا با دشمن


البته دین اسلام وقتی از دوستی و محبّت نسبت به دشمنان خدا نهی می کند، بدان معنی نیست که ظلم بر ایشان را روا بداند. ظلم و ستم در هر صورت از سوی خدا نهی شده و خداوند ظالمین را دوست نمی دارد «... وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ».[12] حتّی با وجود کفر و عنادِ پدر و مادر کافر، سفارش آن ها را به فرزندان مؤمنشان می کند و دستور به مدارا کردن با ایشان می دهد. در آيه 15 سوره لقمان در باره پدران و مادران بت ‏پرست مى ‏خوانيم: «وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى‏ أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً». اگر آن ها به تو اصرار دارند كه چيزى را كه شريك خدا نمى ‏دانى براى او شريك قرار دهى، هرگز از آن ها اطاعت مكن ولى در زندگى دنيا با آن ها به نيكى رفتار كن.[13]
این رفتار را در سیره رسول خدا صلوات الله علیه و آله نیز مشاهده می کنیم. چه بسیار آزار و اذیت ها و دشمنی هایی که آن حضرت از مشرکین مکّه دیدند ولی حتّی برای یک بار هم با ایشان به ستم رفتار نکردند و به هنگام فتح مکّه، با این که قدرت بر انتقام داشتند امّا همه ایشان را بخشیدند. همچنین است رفتار و سیره تمامی اهل بیت علیهم السّلام در برخورد با دشمنانشان. چنان چه حتّی به گاه نیاز آن ها، ائمّه اطهار دست رد به سینه ایشان نمی زدند. فراوان بودند کسانی که صبّ و لعن اهل بیت را بر زبان داشتند و در عین حال از سر خانِ کرم آن بزرگواران روزی خود می بردند. در جنگ با معاویه، به دستور او آب بر لشکر امیر المؤمنین علیه السّلام بسته شد تا با تشنگی سپاهیان امام، آن ها قدرت جهاد را از دسته داده و تضعیف شوند. به دستور امام علیه السّلام با حمله خردمندانه ای نهر آب به دست لشکر امام علیه السّلام افتاد. برخی از سپاهیان خواستند تا مقابله به مثل کرده و آب را به روی لشکر معاویه ببندند، امّا امام از این کار نهی فرمود و آب را از دشمن سرسخت خود، آن هم در هنگامه کارزار منع نفرمود. در این رابطه جریانات فراوانی در روایات و تاریخ شیعه و سنّی نقل شده که بیان آن، سخن را به درازا می کشاند.
بنا بر این برائت از دشمنان و کفّار بدین معناست که دل بسته آن ها نباشیم تا مبادا بر اثر این دل بستگی از مسیر خدا منحرف شویم، امّا از سوی دیگر نیز مأموریم تا در جهت هدایت آن ها نیز قدم برداریم و در باره آن ها ستم نکنیم. چه بسا دشمنانی که منشأ عنادشان جهالت است و با برطرف شدن تاریکی جهل، راه سعادت را پیدا کرده و به سمت نور هدایت می شوند. امّا گروهی از ایشان که در عناد و دشمنی سرسخت اند و قابلیت هدایت را در خود به کلّی نابود کرده اند، بر مؤمنین لازم است تا لحظه ای از آن ها غافل نشده و در برابرشان کوتاه نیایند.
در نوشتار بعدی به بررسی ولایت و برائت در احادیث اهل بیت علیهم السّلام خواهیم پرداخت، ان شاء الله تعالی.
 

خودآزمایی


1- آیه از قرآن در مورد نهی از دوستی با دشمنان خدا بیان کنید؟
2- آیا نهی از دوستی با دشمنان خدا به معنای جواز ستم کردن به ایشان می باشد؟ توضیح دهید.
 

پی‌نوشت‌ها


[1] سوره فتح/ آیه 29 (ترجمه مکارم).
[2] سوره ممتحنه/ آیه 1 (ترجمه مکارم).
[3] همان.
[4] همان/ آیه 2.
[5] سوره بقره/ آیه 120 (ترجمه مکارم).
[6] سوره ممتحنه/ آیه 13 (ترجمه مکارم).
[7] سوره توبه/ آیه 23 (ترجمه انصاریان).
[8] سوره مجادله/ آیه 22 (ترجمه مکارم).
[9] تفسير نمونه ج ‏23 ص 468.
[10] سوره نور/ آیه 35.
[11] سوره توبه/ آیه 24 (ترجمه مکارم).
[12] سوره آل عمران/ آیه 57.
[13] سوره لقمان/ آیه 15 (ترجمه مکارم).

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: