کد مطلب: ۴۴۲۷
تعداد بازدید: ۴۵
تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۶:۰۰
امر به معروف و نهی از منکر| ۳۵
شرط بعدی از شرط های وجوب امر به معروف و نهی از منکر «اصرار بر گناه» است؛ یعنی معلوم شود که گنهکار از گناه خود پشیمان نیست و تصمیم دارد آن را ادامه دهد، پس اگر آمر به معروف و ناهی از منکر می داند که فرد عاصی دست از گناه خود برداشته است، وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط است.

شرط سوّم: اصرار بر گناه


همه انسان ها، غیر از ائمه معصومین و انبیا صلوات الله علیهم اجمعین، همواره در معرض غفلت، نسیان و فریب خوردن هستند. از سوی دیگر، سرشت خداجو و پاک انسان موجب می شود که پس از لغزش، پشیمان شود. فقها در این شرایط، امر به معروف و نهی از منکر را واجب ندانسته اند. لحاظ کردن این شرط، نه تنها سبب ترک معروف و ارتکاب منکر نمی شود، بلکه تأثیر بسیاری در رواج معروف و تنفّر از منکر دارد و چه بسا امر و نهی در چنین مواردی، که به شخصیت افراد لطمه وارد می سازد، اثر منفی داشته، نتیجه عکس به بار آورد.[1] بنا بر این شرط بعدی از شرط های وجوب امر به معروف و نهی از منکر «اصرار بر گناه» است؛ یعنی معلوم شود که گنهکار از گناه خود پشیمان نیست و تصمیم دارد آن را ادامه دهد، پس اگر آمر به معروف و ناهی از منکر می داند که فرد عاصی دست از گناه خود برداشته است، وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط است.[2]
در نگاه اوّل به نظر می رسد که مراد از اصرار بر گناه، عادت انجام گناه و ارتکاب فراوان آن است، ولی مراد از اصرار در این جا معنای دیگری است که همان تکرار گناه می باشد. مرحوم امام خمینی در توضیح این عبارت می نویسد: «المراد بالاستمرار الارتكاب و لو مرة أخرى لا الدوام، فلو شرب مسكرا و قصد الشرب ثانيا فقط وجب النهی». منظور از استمرار، ارتکاب گناه است ولو یک بار دیگر، نه این که استمرار داشته باشد. بنا بر این اگر (از باب مثال) نوشیدنی مست کننده ای را بنوشد و قصد کند فقط یک بار دیگر برای مرتبه دوّم آن را بنوشد، نهی او از این کار واجب است.[3]
از امام باقر(ع) روایت شده است که در رابطه با این موضوع فرمودند: «فَإِنِ‏ اتَّعَظُوا وَ إِلَى‏ الْحَقِ‏ رَجَعُوا فَلَا سَبِيلَ‏ عَلَيْهِمْ‏ [إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ يَبْغُونَ‏ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ]». اگر (کسانی که مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار گرفته اند) قبول موعظه و نصیحت کنند (و دست از خطا و گناه بردارند) و به سوی حق بازگردند، پس دیگر راهی (برای امر و نهیِ) ایشان نیست. [جز اين نيست، ملامت و سرزنش بر كسانى است كه به مردم ظلم و ستم كنند و در زمين به ناحقّ و نادرستى فساد و تباهكارى و سركشى نمايند، بر آن گروه (در آخرت) عذاب و شكنجه دردناك (آتش دوزخ) است[4]].‏[5]
 

عدم اصرار بر گناه از نشانه های پرهیزکاران


قرآن کریم در توصیف پرهیزکاران، یکی از ویژگی های ایشان را عدم اصرار بر گناه و پرهیز از تکرار ارتکاب آن می داند. خداوند متعال در سوره آل عمران می فرماید: «وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ». و آن ها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند، يا به خود ستم كنند، به ياد خدا مى ‏افتند و براى گناهان خود، طلب آمرزش مى ‏كنند- و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد؟- و بر گناه اصرار نمى‏ ورزند، با اين كه مى ‏دانند.[6] «فاحشة» از ماده فحش و فحشاء به معنى هر عمل بسيار زشت است و انحصار به اعمال منافى عفت ندارد زيرا در اصل به معنى «تجاوز از حدّ» است كه هر گناهى را شامل مى شود. در آيه فوق اشاره به يكى ديگر از صفات پرهيزكاران شده كه آن ها اگر مرتكب گناهى شوند، به زودى به ياد خدا مى ‏افتند و توبه مى ‏كنند و هيچ گاه اصرار بر گناه نمى ‏ورزند.
از تعبيرى كه در اين آيه شده چنين استفاده مى ‏شود كه انسان تا به ياد خدا است مرتكب گناه نمى ‏شود، آن گاه مرتكب گناه مى ‏شود كه به كلّى خدا را فراموش كند و غفلت تمام وجود او را فرا گيرد، اما اين فراموش كارى و غفلت در افراد پرهيزگار ديرى نمى‏ پايد، به زودى به ياد خدا مى ‏افتند و گذشته را جبران مى ‏كنند، آن ها احساس مى ‏كنند كه هيچ پناهگاهى جز خدا ندارند و تنها بايد آمرزش گناهان خويش را از او بخواهند (وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ) و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد.[7]
 

ماهیت و ریشه اصرار بر گناه


در روایتی از امام باقر(ع) ماهیت اصرار بر گناه به خوبی ترسیم شده و از همین جا می توان به ریشه یابی و زمینه اصرار بر گناه پرداخت. امام باقر(ع) در باره کلام خداوند عزّ و جلّ: [وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ/ و بر گناه، اصرار نمى‏ ورزند، با اين كه مى ‏دانند] می فرمایند: «الْإِصْرَارُ أَنْ‏ يُذْنِبَ‏ الذَّنْبَ‏، فَلَا يَسْتَغْفِرَ اللَّهَ‏، وَ لَايُحَدِّثَ نَفْسَهُ بِتَوْبَةٍ؛ فَذلِكَ الْإِصْرَارُ». اصرار بر گناه این است که فرد گناه کند ولی از خداوند طلب بخشش و آمرزش ننماید و به خود توبه را یادآوری نکند، پس این اصرار بر گناه است.[8] همان طور که از روایت پیداست، اصرار بر گناه، عدم پشیمانی بر گناه و توبه نکردن و بازگشت ننمودن از خطاست، که همین موضوع باعث می شود تا زمینه گناهان بعدی فراهم گشته و چون شخص از کرده خویش پشیمان نیست، با قرار گرفتن در شرایط گناه، باز هم آلوده به معصیت گردد. ریشه این اشتباه که نتیجه شوم آن، اصرار بر گناه و تکرار آن است، چیزی جز غفلت و بی توجّهی از گناه نخست نیست.
در كتاب امالى صدوق[9] از امام صادق(ع) حديثى پر معنى نقل شده كه خلاصه آن چنين است: «هنگامى كه آيه فوق نازل شد و گناه كاران توبه كار را به آمرزش الهى نويد داد، ابليس سخت ناراحت شد و تمام ياران خود را با صداى بلند به تشكيل انجمنى دعوت كرد. آن ها از وى علّت اين دعوت را پرسيدند، او از نزول اين آيه اظهار نگرانى كرد، يكى از ياران او گفت: من با دعوت انسان ها به اين گناه و آن گناه، تأثير اين آيه را خنثى مي كنم، ابليس پيشنهاد او را نپذيرفت، ديگرى نيز پيشنهادى شبيه آن كرد كه آن هم پذيرفته نشد، در اين ميان شيطانى كهنه كار به نام" وسواس خنّاس" گفت من مشكل را حل مي كنم، ابليس پرسيد: از چه راه؟ گفت: فرزندان آدم را با وعده ‏ها و آرزوها آلوده به گناه مى ‏كنم، و هنگامى كه مرتكب گناهى شدند ياد خدا و بازگشت به سوى او را از خاطر آن ها مى ‏برم، ابليس گفت راه همين است، و اين مأموريت را تا پايان دنيا بر عهده او گذاشت!
روشن است كه فراموش كارى نتيجه سهل ‏انگارى و وسوسه هاى شيطانى است، و تنها كسانى گرفتار آن مى ‏شوند كه خود را در برابر او تسليم كنند، و به اصطلاح با وسواس خنّاس همكارى نزديك نمايند! ولى مردان بيدار و با ايمان كاملا مراقبند كه هر گاه خطايى از آن ها سرزد، در نخستين فرصت آثار آن را با آب توبه و استغفار از دل و جان خود بشويند و دريچه ‏هاى قلب خود را به روى شيطان و لشكر او ببندند كه آن ها از درهاى بسته قلب وارد نمى‏ شوند.[10]


احکام شرط سوّم


اینک این سؤال پیش می آید که آمر به معروف و ناهی از منکر از کجا به قصد اصرار و عدم اصرار معصیت کار پی ببرد؟ از دیدگاه مرحوم امام خمینی و دیگر فقها، اصرار در یکی از این دو صورت ثابت می شود:
الف) با علم یا اطمینان آمر به معروف و ناهی از منکر به این که گنهکار تصمیم بر انجام مجدد معصیت دارد، اصرار ثابت شده، وجوب امر به معروف و نهی از منکر قطعی است.
ب) قبلاً آمر به معروف یا ناهی از منکر می دانسته که گنهکار قصد استمرار معصیت را دارد و اینک شک می کند که بر این عزم خود باقی است یا نه. در این صورت احتمال می رود که اصرار ثابت شده، وجوب امر به معروف و نهی از منکر به قوت خود باقی باشد.[11]
بنا بر این، در موارد زیر وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط است:
1- از فرد عاصی نشانه هایی آشکار شود که آمر به معروف و ناهی از منکر از این که گنهکار توبه نموده و از گناه خود دست برداشته است، مطمئن گردد.
2- دو شاهد عادل - که در فقه از آن به «بیّنه» تعبیر می شود - گواهی دهند که معصیت کار دست از گناه خود برداشته، بنا ندارد آن را ادامه دهد. به شرط این که مدرک گواهی آن دو شاهد، حس یا قریب به آن باشد، نه گمان و تخمین؛ وگرنه وجوب این دو فریضه ساقط نمی گردد.
3- اظهار ندامت و پشیمانی از جانب عاصی.
4- نشانه های گمان آور مبنی بر این که گنهکار معصیت خود را رها نموده است. در این صورت بعید نیست که وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط گردد.
5- آمر به معروف و ناهی از منکر شک دارد که عاصی تصمیم بر ادامه معصیت دارد یا نه. در این صورت نیز بعید نیست که وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط گردد.[12]


خودآزمایی


1- منظور از اصرار بر گناه به عنوان شرط سوّم فریضه امر به معروف و نهی از منکر چیست؟  
2- با توجّه به شرط سوّم، موارد سقوط وجوب این فریضه را بیان کنید؟ (چهار مورد)
 

پی‌نوشت‌ها


[1] امر به معروف و نهی از منکر در آینه اجتهاد ص 77.
[2] امر به معروف و نهی از منکر در آیینه فتوا ص 83 (با اندکی دخل و تصرّف).
[3] تحرير الوسيلة ج ‌1 ص 470.
[4] سوره شوری/ آیه 42 (ترجمه فیض الاسلام).
[5] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏5 ص 56.
[6] سوره آل عمران/ آیه 135 (ترجمه مکارم).
[7] تفسير نمونه ج ‏3 ص 99.
[8] الكافي (ط - دارالحديث) ج ‏3 ص 708.
[9] الأمالي (للصدوق) ص 465: «لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ صَعِدَ إِبْلِيسُ جَبَلًا بِمَكَّةَ يُقَالُ لَهُ ثَوْرٌ فَصَرَخَ بِأَعْلَى صَوْتِهِ بِعَفَارِيتِهِ فَاجْتَمَعُوا إِلَيْهِ فَقَالُوا يَا سَيِّدَنَا لِمَ دَعَوْتَنَا ...».
[10] تفسير نمونه ج ‏3 ص 100.
[11] تحریر الوسیله ج 1 ص 470: «أن يكون العاصي مصرا على الاستمرار، فلو علم منه الترك سقط الوجوب. لو ظهرت منه أمارة الترك فحصل منها القطع فلا إشكال. في سقوط الوجوب، و في حكمه الاطمئنان، و كذا لو قامت البينة عليه إن كان مستندها المحسوس أو قريبا منه، و كذا لو أظهر الندامة و التوبة. لو ظهرت منه أماره ظنیه علی الترک فهل یجب الأمر أو النهی أو لا؟ لا یبعد عدمه، و کذا لو شک فی استمراره و ترکه، نعم لو علم أنه کان قاصداً للاستمرار و الارتکاب و شک فی بقاء قصده یحتمل وجوبه علی إشکال».
[12] امر به معروف و نهی از منکر در آیینه فتوا ص 84 و 85. 

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: