کد مطلب: ۴۶۸۳
تعداد بازدید: ۴۳۶
تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۲:۱۵
شرح دعای مکارم‌الاخلاق| ۹۵
هرگز نیكى و بدى یكسان نیست، بدى را با نیكى دفع كن، ناگاه (خواهى دید) همان كس كه میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است.

عفو و اغماض


یکی دیگر از عواملی که موجب نرم شدن دل ها و جلب محبّتِ دیگران می شود، گذشت، بخشش و چشم پوشی از بدی های دیگران است. قرآن کریم در این رابطه می فرماید: «وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لا السَّیئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَكَ وَ بَینَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ». هرگز نیكى و بدى یكسان نیست، بدى را با نیكى دفع كن، ناگاه (خواهى دید) همان كس كه میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است.[1] در مکتب اخلاقی اسلام، موضوع گذشت از بدی های دیگران، از جایگاه والایی برخوردار می باشد. عفو و اغماض (روح گذشت از تقصیر دیگران و نادیده گرفتن خطاهاى آنان) یكى از مكارم و محاسن اخلاق و آداب معاشرت است، زیرا در زندگى اجتماعى كم تر كسى دیده مى‏ شود كه حقّى از او ضایع نشده و دیگران حرمت او را نشكسته باشند. ادامه حیات اجتماعى مبتنى بر عفو و گذشت است، زیرا اگر همه مردم در استیفاى حقوق خویش سخت ‏گیر باشند و از كوچك ترین لغزشى چشم پوشى نكنند، زندگى بسیار تلخ خواهد شد و روح صفا و صمیمیت به كلى از میان جامعه رخت بر مى ‏بندد و همكارى و همیارى و تألّف میان آن ها غیر ممكن مى‏ شود.
در موارد متعددى از قرآن مجید دستور داده شده كه مردم این روش پسندیده (عفو) را براى خود انتخاب كنند و اگر از برادر دینى خویش لغزش و اشتباهى دیدند از خطاى او در گذرند. قرآن کریم در یك جا مى ‏فرماید: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ اعْرِضْ عَنِ الْجاهِلینَ»‏. با آن ها مدارا كن، عفو و گذشت را شیوه خود قرار ده و به نیكی ها دعوت نما و از جاهلان روى بگردان [و با آن ها ستیزه مكن‏].[2] در جاى دیگر عفو و گذشت را از ویژگی هاى پرهیزكاران مى ‏داند و مى‏ فرماید: «الَّذینَ ینْفِقُونَ فِى السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ وَ الْكاظِمینَ الْغَیظَ وَ الْعافینَ عَنِ النّاسِ وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنینَ». [پرهیزكاران‏] آن ها هستند كه در وسعت و پریشانى انفاق مى ‏كنند و خشم خود را فرو مى ‏برند و از خطاهاى مردم در مى ‏گذرند. و خدا نیكوكاران را دوست مى ‏دارد.[3] قرآن مجید با فرض وقوع گناه و استحقاق مجازات، مى ‏فرماید: «وَ جَزاءُ سَیئَةٍ سَیئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ اصْلَحَ فَاجْرُهُ عَلَى اللَّهِ انَّهُ لا یحِبُّ الظّالِمینَ».[4] و كیفر بدى مجازاتى همانند آن است و هر كس عفو و اصلاح كند اجر و پاداش او با خدا است، كه خداوند ظالمان را دوست نمى ‏دارد.[5]
یعنی شخص مظلومی که شرعاً می تواند از ظالم انتقام گرفته و او را مجازات کند امّا با این وجود از او می گذرد، درست است كه حقّى از او ضایع شده، و در مقابل (اتلاف حقّش) ظاهرا چیزى نگرفته، امّا به خاطر گذشتى كه از خود نشان داده، گذشتى كه مایه انسجام جامعه و كم شدن كینه‏ ها و افزایش محبّت و موقوف شدن انتقام‏ جویى و آرامش اجتماعى است، خداوند بر عهده گرفته كه پاداش او را از فضل بى ‏پایانش مرحمت كند، و چه تعبیر جالبى است تعبیر «على اللَّه»، گویى خداوند خود را مدیون چنین كسى مى ‏داند و مى‏ گوید اجرش بر عهده من است.[6]
در روایتی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله، گذشت کردن از بدی دیگران، یکی از بهترین خُلق های ستوده برشمرده شده است: «أَ لَا أَدُلُّكُمْ عَلَى خَیرِ أَخْلَاقِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ وَ تُعْطِی مَنْ حَرَمَكَ وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ». آیا راهنمایی نکنم شما را بر بهترین اخلاق دنیا و آخرت؟ با کسی که با تو قطع رابطه کرده، رابطه برقرار کنی، و به کسی که تو را محروم کرده، عطا کنی، و از کسی که به تو ظلم کرده، بگذری.[7] سراسر زندگی اهل بیت علیهم السّلام، مزیّن است به گذشت های مکرّر و فراوان ایشان از کوتاهی ها، بدی ها و ظلم هایی که از سوی مردم در حق آن بزرگواران رخ می داد. پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله در این رابطه می فرمایند: «مُرُوَّتُنَا أَهْلَ‏ الْبَیتِ‏ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنَا». جوانمردی (سیره پسندیده) ما اهل بیت، گذشت از کسی است که در حق ما ظلم کرده است.[8]
یک نمونه از گذشت های اهل بیت علیهم السّلام، جریان اهانت فردی به امام زین العابدین علیه السّلام است. نقل شده که روزی یكى از خویشاوندان حضرت زین العابدین علیه السّلام در مقابل آن حضرت قرار گرفت و ایشان را ناسزا گفت، حضرت به او چیزى نفرمودند، هنگامى كه از محضر آن جناب بیرون رفت، به همنشینانش فرمودند: شما مطالب این مرد را شنیدید، من دوست دارم با من بیائید تا من در حضور شما جواب این مرد را بدهم. آنان حركت كردند، و حضرت هم كفش ‏هاى خود را برداشتند و به اتّفاق آنان روان شدند و با خود زمزمه می نمودند: «و الكاظمینَ الغَیظِ» تا آخر آیه، آنان فهمیدند كه حضرت سجّاد علیه السّلام با وى سخن درشتى نخواهند گفت، امام علیه السّلام آمدند تا درب منزل آن مرد رسیدند.
حضرت فریادى زدند. او از منزل بیرون آمد و در انتظار بود كه حضرت به وى صدمه برسانند. على بن الحسین علیهما السّلام فرمودند: اى برادر اگر مطالبى را كه به من گفتى راست باشد، من استغفار خواهم كرد، و اگر چنان چه ناروا باشد از خداوند می خواهم شما را رحمت كند، راوى گوید: آن مرد آمد و پیشانى امام علیه السّلام را بوسید، و گفت: من به شما ناروا گفتم و من خود سزاوار آن حرف ها هستم.[9]
نتیجه گذشت از بدی های دیگران، گرایش قلوب ایشان به سمت فرد گذشت کننده است و همین امر موجب می شود تا او در میان مردم عزیز شده و جایگاه خوبی پیدا کند. در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام، گذشت از دیگران مایه عزّت آفرینی معرّفی شده است: «عَلَیكُمْ بِالْعَفْوِ فَإِنَّ الْعَفْوَ لَا یزِیدُ الْعَبْدَ إِلَّا عِزّاً فَتَعَافَوْا یعِزَّكُمُ اللَّهُ». بر شما باد به عفو، به درستی که عفو عزّت بنده را می افزاید، پس از یکدیگر بگذرید تا خداوند عزیزتان سازد.‏[10]


هدیه دادن


یکی دیگر از اموری که باعث جلب محبّت دیگران می شود، هدیه دادن است. هدیه دادن در هر مذهب و فرهنگی وجود دارد و اساساً برای همگان روشن است که هدیه معمولا، باعث ایجاد محبّت، دوستی و صمیمیت است و کینه ها و دشمنی ها را برطرف می کند. دین اسلام نیز برای هدیه دادن اهمیت قائل شده است تا بدان جا که برای هدیه، آداب و احکام مخصوص به خود را معیّن فرموده است. از رسول خدا صلّی الله علیه و آله روایات متعدّدی در باره هدیه دادن نقل شده است، از جمله می فرمایند: «تَهَادَوْا تَحَابُّوا تَهَادَوْا فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالضَّغَائِنِ». به یكدیگر هدیه دهید، تا یكدیگر را دوست بدارید. به یكدیگر هدیه بدهید؛ چراکه هدیه دادن كینه ‏ها را از بین می برد.[11] و از مولا امیر المؤمنین علیه السّلام نیز روایت است که فرمودند: «الْهَدِیةُ تَجْلِبُ‏ الْمَحَبَّةَ». هدیه دادن محبّت را جلب می کند.[12]


اقسام هدیه


پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله در روایتی هدیه دادن را به سه نوع تقسیم کرده اند که با توجّه به هر نوعی از هدیه، اثرگذاری ها متفاوت است. می فرمایند: «الْهَدِیةُ عَلَى‏ ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ‏ هَدِیةُ مُكَافَأَةٍ وَ هَدِیةُ مُصَانَعَةٍ وَ هَدِیةٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ». هدیه سه صورت است: ‏1- هدیه ای که در مقابل هدیه دیگران داده می شود 2- و هدیه ظاهری (ساختگی نه واقعی) 3- و هدیه ای که به خاطر خداوند عزّ و جلّ داده می شود.[13]
هدیه مقابله، هدایایی است که در مقابل هدیه ای دیگر داده می شود. علامه مجلسی در این باره می نویسد: «"هدیة مكافأة" قیل: أی مكافأة لما أهدی إلیك، و الأظهر أن المراد ما تهدیه إلى غیرك لیكافئك أزید مما أهدیت إلیه». هدیه مکافاة (جبران)، گفته شده در پاسخ به هدیه ای است که به تو داده شده است ولی ظاهرتر آن است که مراد آن است که چیزی را به غیر خودت هدیه دهی تا بیش از آن چه تو هدیه داده ای، در آینده برای تو جبران کند.[14]
این نوع هدایا از دیرباز مرسوم بوده است. از آداب و رسوم برخی مناطق ایران این است که هدایایی را برای عروس و داماد می برند تا در آینده آنان یا خانواده هایشان برای عروس و دامادهای دیگر هدایایی ببرند. همچنین جمع کردن پول به عنوان هدایا در برخی از عروسی ها دیده می شود که کمک مالی به عروس و داماد است و ایشان نیز در آینده آن را با دادن هدایای نقدی و غیر نقدی جبران می کنند. این گونه هدایا در حقیقت، عامل آسان شدن مشکلات آغاز زندگی است و پول و امکاناتی را در اختیار عروس و دامادها قرار می دهد. بسیاری از هدیه ها چنین است. این نوع هدیه در اسلام ممنوع نیست، اما اگر موجب شود تا دیگری در محذوریت اخلاقی و مانند آن قرار گیرد و ناچار شود تا همان مقدار یا بیشتر از آن را هدیه کند، در برخی شرایط پسندیده نیست.
و امّا مصانعه به معنای ظاهرسازی است. هدیه مصانعه، آن است که آورنده آن انگیزه ای جز ظاهرسازی ندارد. این ظاهرسازی به دلیل رودربایستی، خودنمایی یا برای کارسازی یا رشوه و مانند آن است. بدترین نوع هدیه مصانعه آن است که انگیزه آن کارسازی است. این هدیه چیزی جز رشوه نیست. مرحوم علامه مجلسی در مرآة العقول نیز از این هدیه تعبیر به رشوه می کند.[15] هدیه هایی که برای کارمندان دولت یا مسئولان و صاحب منصب ها به منظور کارسازی می برند، از این قبیل است. این گونه هدایا در روایات اسلامی، رشوه، ربا و خیانت نام گرفته و به شدّت نکوهش و حرام دانسته شده است.
امّا هدیه برای خدا آن است که آورنده آن، نه مصانعه و ظاهرسازی می کند، نه آن را به عنوان مقابله می دهد، بلکه انگیزه ای جز رضای خدا از طریق خدمت، و شاد کردن برادر و یا خواهر دینی خود ندارد و بدین جهت در انتخاب نوع هدیه و کیفیت آن حتماً رضای خدا را رعایت می کند و خود را به رنج نمی افکند و یا هدیه ای که موجب گمراهی و تباهی گیرنده است، هدیه نمی دهد. به طور کلی هدف او از این هدیه دادن رضای خداست و توقعی از پس آن هدیه در دل ندارد.[16]
بدون تردید هیچ هدیه ای در جهت جلب محبّت و تألیف قلوب، مانند هدیه ای که به خاطر خدا داده شود نیست. اگر با اخلاص و بدون شائبه، تنها به خاطر خدا درون قلوب دیگران بذر هدیه را بکاریم، لاجرم از این کشتزار عشق و محبّت درو خواهیم کرد.
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.
 

خودآزمایی


1- آیه ای از قرآن که بر جلب محبّت دیگران به وسیله عفو و بخشش دلالت دارد، بنویسید؟
2- اقسام هدیه را نام برده و بیان کنید کدام یک در جلب محبّت دیگران تأثیرگذارتر است؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1] سوره فصّلت/ آیه 34 (ترجمه مکارم).
[2] سوره اعراف/ آیه 199.
[3] سوره آل عمران/ آیه 134.
[4] سوره شوری/ آیه 40.
[5] نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى (مهدوی کنی) ص 591 تا 593. [با تلخیص و دخل و تصرّف].
[6] تفسیر نمونه ج ‏20 ص 466.
[7] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 107.
[8] بحار الأنوار (ط - بیروت) ج ‏74 ص 141.
[9] (برگرفته از) ترجمه إعلام الورى ص ٣٦٥.
[10] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 108.
[11] همان ج ‏5 ص 144.
[12] عیون الحكم و المواعظ (للیثی) ص 39.
[13] مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول ج ‏19 ص 116.
[14] همان.
[15] همان.
[16] پایگاه اطلاع رسانی حوزه، گنجینه معارف، ارزش و اهمیت هدیه در اسلام، تاریخ انتشار: 4/12/1399.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: