کد مطلب: ۵۵۴۳
تعداد بازدید: ۱۵۲
تاریخ انتشار : ۲۸ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۰:۰۸
شرح دعای مکارم‌الاخلاق| ۱۱۶
گاهی از اوقات کسانی که به ما بدی می ‌کنند، دشمن نیستند؛ بلکه دوست و اهل صلاح ‌اند؛ امّا به انسان سوء ظن پیدا می ‌کنند. این هم از آفاتی است که در اجتماع وجود دارد. اهل بغی کسانی ‌اند که ذاتاً اهل ظلم و تعدّی ‌هستند؛ امّا اهل صلاح ذاتاً اهل ظلم نیستند؛ افراد خوبی هستند‌؛ امّا گاهی به هر دلیلی به انسان بدگمان می‌ شوند.

تهمت، گناهی بزرگ


تهمت، مشتمل بر گناهان عدیده


شخصى كه تهمت مى ‏زند چندين گناه مرتكب مى ‏شود. از طرفى دروغ مى ‏گويد كه نسبت ناروا به ديگرى مى‏ دهد و از طرفى غيبت آن شخص را مى ‏كند (چنان چه در غیاب او  باشد)، زيرا او را به چيزى كه كراهت دارد و راضى نيست متّصف مى ‏كند و از طرف ديگر انسان پاك و بي گناهى را متهم ساخته و آبرويش را مى ‏برد، همچنین بدین واسطه باعث رنجش خاطر و آزردگی او می گردد که در روایات، بسیار این کار مذمّت شده است و عقوبت بدی در انتظار مرتکبین آن می باشد. با توجه به اين جهات، كسى كه تهمت مى‏ زند مرتكب گناه بزرگى مى شود. تهمت همانند تيرى است كه به صرف اصابت به هدف، آن را متلاشى مى ‏كند و شخصيت و آبروى متهم را بر باد مى ‏دهد و قلب او را براى هميشه جريحه ‏دار مى‏ سازد. بنا بر اين، شخصى كه مرتكب تهمت مى ‏شود، بار سنگينى از گناه بر دوش گرفته و عذاب دردناكى در انتظار او خواهد بود. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمودند:

«مَنْ‏ بَهَتَ‏ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَةً أَوْ قَالَ‏ فِيهِ‏ مَا لَيْسَ‏ فِيهِ أَقَامَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى تَلٍّ مِنْ نَارٍ حَتَّى يَخْرُجَ مِمَّا قَالَهُ فِيه‏[1]/ كسى كه به مرد يا زن با ايمان بهتان بزند يا در باره او چيزى بگويد كه در او نيست، خداوند در روز قيامت او را بر تلّى از آتش قرار مى‏ دهد تا از مسئوليت آن چه گفته است بيرون آيد.[2]
قرآن کریم می فرماید:

«وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً». و كسى كه خطا يا گناهى مرتكب شود، سپس بي گناهى را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشكارى بر دوش گرفته است.[3] تهمت زدن به بى‏ گناه از زشت ترين كارهايى است كه اسلام آن را به شدت محكوم ساخته است، آيه فوق و روايات متعدد اسلامى كه در باره اين موضوع وارد شده، نظر اسلام را در اين زمينه روشن مى ‏سازد، امام صادق علیه السلام از حكيمى چنين نقل مى فرمایند:

«البهتان على البرئ اثقل من جبال راسيات». تهمت زدن به بى‏ گناه از كوه ‏هاى عظيم نيز سنگين‏ تر است.[4] تهمت زدن به افراد بى ‏گناه با روح ايمان سازگار نيست چنان كه از امام صادق علیه السّلام نقل شده:

«إِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ انْمَاثَ الْإِيمَانُ مِنْ قَلْبِهِ‏ كَمَا يَنْمَاثُ‏ الْمِلْحُ‏ فِي‏ الْمَاءِ». كسى كه برادر مسلمانش را متهم كند، ايمان در قلب او ذوب مى ‏شود همانند ذوب شدن نمك در آب.[5] در حقيقت رواج اين كار ناجوان مردانه در يك محيط، سبب به هم ريختن نظام و عدالت اجتماعى و آلوده شدن حق به باطل و گرفتار شدن بى ‏گناه و تبرئه گنهكار و از ميان رفتن اعتماد عمومى مى ‏شود.[6]


راه‌هاى درمان تهمت


از آن جا که اغلب موارد، تهمت ریشه در بدبینی و سوء ظنّ دارد، لذا با در پیش گرفتن راه های علاج سوء ظنّ (که در گذشته ذکر شد)، می توان بر این رذیله اخلاقی (تهمت) نیز فائق آمد. امّا به طور کلّی، درمان تمامی موارد تهمت و پاک ساختن زبان از این آفت، با كوششى مداوم میسّر خواهد بود. درمان این بیمارى را باید با اندیشه و دقت در پیامدهاى زشت و نازیباى آن آغاز كرد. یادآورى پیامدهاى تهمت، تنفّر و انزجار قلبى انسان از این رفتار زشت و پلید را در پى خواهد داشت و بدیهى است كه تمام حركات درونى و برونى انسان، بر پایه «دوست داشتن» و «نفرت ورزیدن» انجام مى گیرد؛ از این رو مى باید در صدد ایجاد و تقویت حالت انزجار از تهمت بر آمد تا بتوان به سوى ترك آن گام برداشت. همچنین باید به ارزش و عظمت آبروى دیگران اندیشید تا به سادگى به سمت تخریب آن گام برنداشت. دین مبین اسلام، آبرو و حرمت مؤمن را بزرگ تر از كعبه دانسته است، چنان چه امام صادق علیه السّلام می فرمایند:

«الْمُؤْمِنُ‏ أَعْظَمُ‏ حُرْمَةً مِنَ‏ الْكَعْبَةِ». حرمت مؤمن بزرگ تر از کعبه است.[7] و با آگاهى از چنین ارزشى، هیچ كس نباید به خود اجازه دهد به حریم آبروى دیگران تجاوز كند.[8]


بازگشت به دعای امام علیه السلام


پس از مقدمه نسبتاً طولانی که در رابطه با سوء ظنّ و تهمت مطرح شد، دانستیم که سوء ظن و تهمت از بیماری های روحی و رذائل اخلاقی به حساب می آیند و پیامدهای بدی را نیز از خود به یادگار می گذارند. حال با توجّه به دعای امام سجّاد علیه السّلام که به درگاه خدا عرضه می دارند:

«وَ مِنْ ظِنَّةِ أهْلِ الصَّلاح الثّقَةَ/ و بدبينى شايستگان را به اعتماد مبدّل فرما»، این سوال مطرح می گردد که مگر اهل صلاح و افراد شایسته ای که با تهذیب نفس، خود را به زیور تقوا و صَلاح آراسته اند، نسبت به دیگران سوء ظن پیدا کرده و ایشان را مورد تهمت قرار می دهند؟ با علم به آیات و روایات فراوان در مذمّت سوء ظن و تهمت، آیا سوء ظن و تهمت با صَلاح و شایستگی مؤمن سنخیت دارد؟ در پاسخ این سوال دو دسته نظر از سوی شارحین دعای مکارم الاخلاق مطرح شده است:
الف) دسته اوّل می گویند: گاهی از اوقات کسانی که به ما بدی می ‌کنند، دشمن نیستند؛ بلکه دوست و اهل صلاح ‌اند؛ امّا به انسان سوء ظن پیدا می ‌کنند. این هم از آفاتی است که در اجتماع وجود دارد. اهل بغی کسانی ‌اند که ذاتاً اهل ظلم و تعدّی ‌هستند؛ امّا اهل صلاح ذاتاً اهل ظلم نیستند؛ افراد خوبی هستند‌؛ امّا گاهی به هر دلیلی به انسان بدگمان می‌ شوند. حضرت از خدا مسئلت می ‌کنند که گمان اهل صلاح را درباره من به اعتماد و اطمینان تبدیل کن.[9] در کلام حضرت سجّاد علیه السلام نکته ای به چشم می خورد که باید با دقّت بدان توجّه داشت: چه بسا انسان اهل صلاح باشد، امّا به این سیّئه اخلاقی (گمان بد) دچار شود. هیچ کس از این مطلب ایمن نیست و همواره باید مراقب بود. امام علیه السلام از خدای متعال طلب می کند که این گمان بد که در اهل صلاح و دوستی پیدا شده، به ثقه تبدیل شود.[10]
ب) دسته دوّم: افرادی همچون سید علی خان مدنی در شرح ریاض السالکین می گویند:

«ليس المراد بالظنّة هنا الاّ عدم الثقة و الطمأنينة بكلّ أحد، و ليس المراد بها الاتّهام بما ينافي العدالة، فإنّ من شأن أهل الرأي و الصلاح أن لا يثقوا بكلّ أحد و لا يركنوا إلى كلّ شخص، تفاديا عن الغرر و أخذا بفضيلة الحزم. و لذلك قال أمير المؤمنين عليه السّلام: الطمأنينة إلى كلّ أحد قبل الاختبار عجز». منظور (امام سجاد علیه السلام) از «ظنّة» در این جا تنها عدم وثوق و اطمینان به هر شخصی است و مراد از آن اتّهام زدن (و بدگمانی) که با عدالت فرد منافات دارد، نیست. چراکه از شئون انسان های اندیشمند و اهل صلاح این است که به هر کسی اعتماد نمی کنند تا از فریب و ضرر سالم بمانند و از فضیلت دوراندیشی بهره مند گردند. و به همین خاطر امیر المؤمنین علیه السّلام (در نهج البلاغه حکمت 384) می فرمایند: اعتماد به هر شخصی پیش از آزمودن او، ناتوانی است.[11]
بنا بر این دسته دوّم بر این باوراند که منظور امام از «ظنّة»، همان معنی لغوی یعنی سوء ظن و تهمت نیست، چراکه این معنی با جایگاه اهل صلاح بودن منافات دارد، پس باید با وجود این قرینه، معنی دیگری از آن استفاده کرد، که در این جا معنی «احتمال خطا» که اقتضای احتیاط و دوراندیشی است، می باشد. یعنی اهل صلاح طبیعتاً نسبت به افراد ناصالح که بی اعتماد هستند. به افراد صالح و مورد اعتماد هم اعتماد دارند. در این میان به مقتضای دوراندیشی و احتیاطی که دارند، به برخی از افراد که شناختی از آن ها ندارند، اعتماد نمی کنند و احتمال خطا را از ایشان منتفی نمی دانند، لذا در برخورد با این افراد جانب دوراندیشی و احتیاط را اخذ می کنند. ولی این بدان معنا نیست که به آن ها سوء ظن داشته و یا ایشان را به خطا و گناه متّهم نمایند.
البته در این جا احتمال سوّمی را نیز می توان در نظر گرفت و آن این که شاید مراد از «ظنّة» در دعای امام علیه السّلام، همان خطورات ذهنی بی اختیاری باشد که ممکن است حتّی به ذهن افراد صالح و شایسته نیز برسد و چنان چه گفتیم، این خطورات تا زمانی که منشأ اثر و حرکتی ناشایست قرار نگیرند، نه گناه هستند و نه رذیله اخلاقی محسوب می شوند.   
با این توضیح، چه نظر دسته اول را بپذیریم و چه نظر دسته دوم و یا احتمال سوّم را قبول کنیم، به هر حال امام زین العابدین علیه السّلام از خداوند متعال تقاضا می کنند که مورد اعتماد و وثوق اهل صلاح باشند. به عبارت دیگر از خداوند می خواهند طوری نباشند که در مظانّ سوء ظنّ و تهمت، و یا عدم اعتماد دیگران قرار بگیرند. چنان چه در برخی از روایات آمده است: «الْعَاقِلُ... لَا يَتَعَرَّضُ‏ لِلتُّهَمَةِ». و عاقل خود را در معرض تهمت قرار نمی دهد.[12] همچنین در جای دیگر آمده است:

«اتَّقُوا مَوَاضِعَ‏ الرَّيْبِ». ‏از مواضع شک و شبهه بپرهیزید.[13] امیر المؤمنین علیه السّلام در این رابطه می فرمایند:

«مَنْ‏ دَخَلَ‏ مَدَاخِلَ‏ السُّوءِ اتُّهِمَ». هر کس در جایگاه های بد قرار بگیرد، مورد اتّهام واقع خواهد شد.[14] این مقام والا و جایگاه ویژه ای است که انسان نزد افراد صالح مورد اعتماد و وثوق باشد.


خودآزمایی


1- تهمت مشتمل بر چه گناهانی می شود؟ راه درمان آن را توضیح دهید؟
2- احتمالات سه گانه در مورد کلمه «ظنّة» در دعای امام سجاد علیه السلام را تقریر کنید؟

 

پی نوشت ها


[1] عيون أخبار الرضا عليه السلام ج ‏2 ص 33.
[2] نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى ص 223. (با تصرف)
[3] سوره نساء/ آیه 112 (ترجمه مکارم).
[4] تفسير نمونه ج ‏4 ص 120 (به نقل از سفينة البحار جلد اول ماده بهت).
[5] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 361.
[6] تفسير نمونه ج ‏4 ص 120 و 121. (با تلخیص)
[7] الخصال ج ‏1 ص 27.
[8] برگرفته از سایت بیتوته، گناهی که شیطان را هم ناراحت می کند.
[9] سایت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی، سلسله بيانات اخلاقی حضرت آيت الله علوی بروجردی (مدظله العالی) در شرح دعای مكارم الاخلاق.
[10] شرح دعای مکارم الاخلاق (صادقی، اصغر) ص 77.
[11] رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين ج ‏3 ص 321.
[12] مصباح الشريعة ص 103.
[13] بحار الأنوار (ط - بيروت) ج ‏72 ص 91.
[14] نهج البلاغة، حکمت 349.


دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: