کد مطلب: ۵۶۴۹
تعداد بازدید: ۴۷
تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۹:۲۳
پرتوی از عظمت امام حسین (ع) | ۱۹
علی و اهل بیتش در این صفت، شهره آفاق شدند و تنها دِرهم، و قرص نانی را که داشتند به فقرا می‌دادند و دیگران را بر خود مقدم می‌داشتند و ایثار می‌نمودند. ای بسا که خودشان گرسنه و برهنه به سر بردند و غذا و جامه خود را در راه خدا بخشیدند.

بخش نخست: شخصیّت و فضایل امام حسین (ع) | ۱۸


عبادت امام حسین(ع)


ابن عبدالبر و ابن‌اثیر از مصعب زبیری روایت کرده‌اند که گفت:
کَانَ الْحُسَیْنُ فَاضِلاً دَیِّناً کَثِیرَ الصَّلاةِ وَالصَّوْمِ وَالْحَجِّ؛[1]
حسین بافضیلت و دین‌دار بود و بسیار نماز و روزه و حج به جا می‌آورد.
عبدالله بن زبیر در وصف عبادت او گفت:
قَدْ کَانَ صَوَّاماً بِالنَّهَارِ قَوَّاماً بِاللَّیْلِ.[2]
عقّاد می‌گوید: علاوه بر نمازهای پنج‌گانه، نمازهای دیگر به جا می‌آورد و علاوه بر روزه ماه رمضان، در ماه‌های دیگر هم روزهایی را روزه می‌گرفت، و در هیچ سال حج خانه خدا از او فوت نشد مگر آنکه ناچار به ترک شده باشد.[3]
در شبانه‌روز هزار رکعت نماز به جا می‌آورد،[4] و بیست وپنج مرتبه پیاده حج گذارد، و همراه او جنیبت‌های او را می‌کشیدند[5] و این دلیل کمال عبادت و خضوع او در درگاه خداست.
روزی از روزها رکن کعبه را گرفته بود و بدین‌گونه دعا و اظهار بندگی و ذلّت در درگاه خدای عزیز می‌کرد و او را مدح و ثنا می‌گفت و ستایش می‌نمود:
«إِلَهِی نَعَّمْتَنِی فَلَمْ تَجِدْنِی شَاکِراً وَابْتَلَیْتَنِی فَلَمْ تَجِدْنِی صَابِراً فَلا أَنْتَ سَلَبْتَ النِّعْمَةَ بِتَرْکِ الشُّکْرِ، وَلَا أَدَمْتَ الشِّدَّةَ بِتَرْکِ الصَّبْرِ إِلَهِی مَا یَکُونُ مِنَ الْکَرِیمِ إِلَّا الْکَرَم».[6]
اگر کسی بخواهد حال دعا و پرستش و مسکنت آن امام مجاهد مظلوم را در درگاه خدا بداند به همان دعای معروف عرفه رجوع کند کافی است.
از بشر و بشیر پسران غالب اسدی روایت شده که عصر روز عرفه در عرفات خدمت آن حضرت بودیم، از خیمه بیرون آمدند با گروهی از اهل بیت و فرزندان و شیعیان با نهایت تذلّل و خشوع، پس در جانب چپ کوه ایستادند و روی مبارک را به سوی کعبه گردانیدند و دست‌ها را برابر رو برداشتند، مانند مسکینی که طعام طلبد، و این دعا را خواندند:
«اَلْحَمْدُ للهِ الَّذِی لَیْسَ لِقَضَائِهِ دَافِعٌ...»[7]
که همان دعای طولانی عرفه است و در کتاب‌های دعای فارسی هم مانند زادالمعاد[8] و مفاتیح‌الجنان[9] مذکور است.
دعا را خواندند تا به این جمله رسیدند:
«وَصَلَّی اللهُ عَلَی خِیَرَتِهِ مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَآلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْمُخْلَصِینَ وَسَلَّمَ».
پس شروع کرد به درخواست، و اهتمام نمود در دعا و آب دیدگانش جاری بود و دعا خواند تا به این جمله رسید:
«وَادْرَأْ عَنِّی شَرَّ فَسَقَهِ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ».
پس سر و دیده خود را به سوی آسمان بلند کرد و از دیده‌های مبارکش مانند دو مشک آب می‌ریخت و به صدای بلند گفت:
«یَا أَسْمَعَ السَّامِعِینَ».
تا به این فقره رسید:
«وَأَنْتَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ یَا رَبِّ».
پس مکرَر می‌گفت: «یَا رَبِّ» و کسانی که دور آن حضرت بودند، گوش به دعا داده و به گفتن «آمین» اکتفا می‌کردند. پس صداهایشان بلند شد به گریستن با آن حضرت تا آفتاب غروب کرد، آنگاه به سوی مشعرالحرام روانه شدند.

 

 سخاوت امام حسین(ع)


جود و بخشش این خاندان ضرب‌المثل است. یکی از فضایل علی(ع) که موجب شد آیاتی از قرآن در شأنش نازل شود، انفاق و صدقات آن حضرت در راه خدا بود.
علی و اهل بیتش در این صفت، شهره آفاق شدند و تنها دِرهم، و قرص نانی را که داشتند به فقرا می‌دادند و دیگران را بر خود مقدم می‌داشتند و ایثار می‌نمودند. ای بسا که خودشان گرسنه و برهنه به سر بردند و غذا و جامه خود را در راه خدا بخشیدند.
ابن عساکر در تاریخ خود از ابی هشام قنّاد روایت نموده که او از بصره برای حسین(ع) کالا می‌آورد، و آن حضرت از جای برنخاسته همه را به مردم می‌بخشید.[10]
و هم ابن عساکر روایت کرده: گدایی میان کوچه‌های مدینه قدم برمی‌داشت و سؤال می‌کرد تا به در خانه حسین(ع) رسید. در را کوبید و این دو شعر را انشا کرد:
لَمْ یَخَبِ الْیَوْمَ مَنْ رَجَاکَ وَمَنْ / حَرَّکَ مِنْ دُونِ بَابِکَ الْحَلَقَةَ
أَنْتَ جَوَادٌ وَأَنْتَ مَعْدِنُهُ / أَبُوکَ قَدْ کَانَ قَاتِلَ الْفَسَقَةِ[11]
ناامید نمی‌گردد امروز آن کسی که به تو امید بسته، و حلقه در خانه تو را حرکت داده است. تو صاحب جود و معدن بخششی، و پدرت کشنده فاسقان بود.
حسین(ع) مشغول نماز بود. نماز را به زودی به جا آورد و بیرون آمد، در اعرابی اثر تنگدستی مشاهده ‌کرد؛ برگشت و قنبر را صدا زد و قنبر جواب داد: «لَبَّیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللهِ»، فرمود: از پول مخارج ما چقدر مانده است. عرض کرد: دویست درهم که فرمودی در بین اهل بیت قسمت کنم. فرمود: آن را بیاور! کسی آمده که از آنها به آن پول سزاوارتر است، آن را گرفت و بیرون آمد و به اعرابی داد و این اشعار را انشا کرد:
خُذْهَا فَإِنِّی إِلَیْکَ مُعْتَذِرٌ / وَاعْلَمْ بِأَنِّی عَلَیْکَ ذُو شَفَقَةٍ
لَوْ کَانَ فِی سَیْرِنَا عَصاً تَمِدُّ إِذَنْ / کَانَتْ سَمانَا عَلَیْکَ مُنْدَفِقَةً
لَکِنَّ رَیْبَ‌الزَّمَانِ ذُو غِیَرٍ / وَالْکَفُّ مِنَّا قَلِیلَةُ النَّفَقَةِ[12]
در این اشعار از آن مرد عذرخواهی فرمود. اعرابی پول‌ها را گرفت، و رفت و می‌گفت:
«اَللهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ».[13]
روزی آن حضرت به عیادت و احوالپرسی اسامة بن زید به منزل او قدم رنجه فرمود. اسامه می‌گفت: واغمّاه.
فرمود: برادر چه غم داری؟
عرض کرد: قرضی که شصت هزار درهم است.
حسین(ع) فرمود: آن به ذمّه من است.
اسامه گفت: می‌ترسم ادا نشده بمیرم.
فرمود: «نمی‌میری تا من آن را ادا کنم»، و آن را پیش از مرگ او ادا کرد.[14]
بحرانی روایت کرده که حسین(ع) بعد از وفات برادرش حسن(ع) در مسجد جدش رسول خدا(ص) نشسته بود. عبدالله بن زبیر، و عتبه بن ابی سفیان هم هریک در ناحیه‌ای نشسته بودند. مردی اعرابی که سوار ناقه بود آمد بر در مسجد زانوی ناقه را بست و وارد شد نزد عتبه ایستاد و سلام کرد و جواب شنید. گفت: من پسر عمویم را کشته‌ام و از من دیه او را خواسته‌اند آیا ممکن است چیزی به من بدهی؟ عتبه به غلامش گفت: صد درهم به او بده. اعرابی گفت: نمی‌خواهم مگر تمام دیه را. او را گذارد و نزد عبدالله بن زبیر رفت. او دویست درهم به او داد. اعرابی از او هم نپذیرفت و به خدمت حسین(ع) رفت و عرض کرد: یا ابن رسول الله! من پسر عمویم را کشته‌ام، و از من دیه او را می‌خواهند، آیا ممکن است چیزی به من عطا کنی؟!
حسین(ع) دستور داد تا ده هزار درهم به او بدهند سپس فرمود: این برای ادای دیون تو، و فرمان داد که ده هزار درهم دیگر به او بدهند، سپس فرمود: این برای رفع پریشانی و حسن حال و مخارج عائله تو. پس اعرابی این اشعار را انشا کرد:
طَرِبْتُ وَمَا هَاجَ لِی مَعْبَقٌ / وَلا لِی مَقَامٌ وَلا مَعْشَقٌ
وَلَکِنْ طَرِبْتُ لآلِ الرَّسُولِ / فَلَذَّ لِیَ الشِّعْرُ وَالْمَنْطِقُ
هُمُ الأَکْرَمُونَ هُمُ الأَنْجَبُونَ / نُجُومُ السَّمَاءِ بِهِمْ تُشْرَقُ
سَبَقْتَ الأَنَامَ إِلَی الْمَکْرُمَاتِ / وَأَنْتَ الْجَوَادُ فَلا تُلْحَقُ
أَبُوکَ الَّذِی سَادَ بِالْمَکْرُمَاتِ / فَقَصُرَ عَنْ سَبْقِهِ السُّبَّقُ
بِهِ فَتَحَ اللهُ بَابَ الرَّشَادِ / وَبَابُ الفَسَادِ بِکُمْ مُغْلَقٌ[15]
به طرب آمدم ولی از هیچ طرف بوی خوشی بر من نوزیده و هیچ مقام یا وسیله عشقی ندارم. فقط طرب من برای خاندان پیغمبر است و برای این است که شعر و نطق برای من لذّت‌بخش گردیده است! این خاندان هستند که از همه بزرگوارتر و نجیب‌ترند و ستارگان آسمان به واسطه آنها نورافشانی می‌کنند. (ای حسین!) تو در نیکی و بزرگواری بر همه پیشی گرفتی و تو آن بخشنده‌ای هستی که کسی به تو نمی‌رسد. پدرت آن کسی است که با بزرگواری بر همه پیشی گرفت و تمام مردم از رسیدن به او عاجز ماندند. به وسیله‌ی پدرت خداوند در رستگاری را گشود و از وجود شماست که درهای فساد بسته شده است.


خودآزمایی


1- عبدالله بن زبیر عبادت امام حسین(ع) را چگونه توصیف کرده است؟
2- یکی از فضایل علی(ع) که موجب شد آیاتی از قرآن در شأنش نازل شود، چه بود؟
3- قرض اسامة بن زید را چه کسی پرداخت کرد؟

 

پی نوشت ها

 

[1]. ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج1، ص393؛ ابن اثیر جزری، اسدالغابه، ج2، ص20.
[2]. سبط ابن جوزی، تذکرةالخواص، ص241. «او در هنگام شب برای عبادت زیاد می‌ایستاد و روزها بیشتر روزه‌دار بود».
[3]. عقّاد، ابوالشّهداء، ص145.
[4]. ابن طاووس، اللهوف، ص57؛ حر عاملی، وسائل‌الشیعه، ج4، ص100.
[5]. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج1، ص397؛ ابن اثیر جزری، اسدالغابه، ج2، ص20؛ سبط ابن جوزی، تذکرةالخواص، ص244؛ ابوالفداء، المختصر، ج2، ص107.
[6]. صبان، اسعاف‌الراغبین، ص 183؛ «خدای من برایم نعمت دادی مرا شکرگزار نیافتی، مرا مبتلا ساختی صابر و شکیبایم نیافتی. پس نعمتت را به جهت شکر نکردن از من نگرفتی و سختی را به علت صبر نکردن ادامه ندادی. خدای من از کریم و بزرگوار جز بزرگواری چیز دیگری نمی‌شود».
[7]. ابن‌طاووس، اقبال‌الاعمال، ج2، ص74؛ کفعمی، البلدالامین، ص251.
[8]. مجلسی، زادالمعاد، ص173.
[9]. محدَث قمی، مفاتیح‌الجنان (دعای عرفه امام حسین(ع)).
[10]. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج14، ص112؛ ر.ک: علایلی، سموالمعنی فی سموالذات، ص150 ـ 151.
[11]. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج14، ص185.

[12]. این کیسه را بگیر من از تو پوزش می‌طلبم و بدان من بر تو مهرورز هستم. اگر در رفتن ما مهلت و تأخیری بود می‌دیدی که آسمان کرم ما بر تو می‌بارید؛ اما گرفتاری زمانه دگرگون کننده است و دست ما خالی و کم پول و خرج است».
[13]. علایلی، سموالمعنی فی سموالذات، ص151، به نقل از: عیون الاخبار، ج 3، ص 140. «خدا بهتر می‌داند که رسالت خود را کجا قرار دهد». اشاره به آیه 124 از سوره انعام.
[14]. علایلی، سموالمعنی فی سموالذات، ص151 ـ 152. بیهقی در المحاسن والمساوی (ج 1، ص64) این حکایت را به نام حضرت امام حسن(ع) یاد کرده و در همین صفحه حکایتی از خود این دو برادر بزرگوار روایت کرده که هریک صدوپنچاه هزار درهم به یک نفر عطا کردند.
[15]. بحرانی، من اخلاق الامام الحسین(ع)، ص141 ـ 143؛ علایلی، سموالمعنی فی سموالذات، ص152 – 153، به نقل از: عقد اللآل فی مناقب الآل.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: