کد مطلب: ۳۴۱۸
تعداد بازدید: ۱۱۰
تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۰:۱۴
نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی| ۲۷
مهم‌ترین عاملى که در مبارزه با عوامل فساد و بیماری‌هاى معنوى و نفسانى مؤثّر و کارساز است عنصر ایمان است: ایمان به خدا و روز حساب. اگر کسى به خداوند متعال و روز جزا واقعاً ایمان داشته باشد کمتر مرتکب گناه کبیره به ویژه گناهانى مانند تهمت و غیبت مى‌‏شود.

لزوم احتياط و بررسى در امور مهم از قبيل گزينش افراد براى پست‌هاى كليدى‏
 

البته اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه حسّ اعتماد متقابل در هنگام غلبه صلاح به اين معنى نيست كه در كارهاى مهم و اساسى بدون تحقيق وارد عمل شويم و مشاغل و مناصب كليدى را به هر كسى بسپاريم. اصولاً اصالت صحّت و حسن ظنّ در امور شخصى و احوال شخصيّه و كارهاى جزئى صحيح است، وگر نه در مسائل عمومى و كليدى و زيربنايى گرچه سوء ظنّ جايز نيست اما حسن ظنّ هم نمى‏‌تواند معيار قضاوت قرار گيرد. در اين گونه موارد بدون آن كه با حيثيّت افراد برخورد شود حتماً بايد بررسى كرد و پس از اطمينان كامل اقدام مقتضى به عمل آورد.
امير المؤمنين عليه السّلام مى‏‌فرمايد:
«... ثُمَّ انْظُرْ فِي أُمُورِ عُمَّالِكَ وَ اسْتَعْمِلْهُمْ اخْتِيَاراً وَ لَا تُوَلِّهِمْ‏ مُحَابَاةً وَ أَثَرَةً فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ‏ مِنْ‏ شُعَبِ‏ الْجَوْرِ وَ الْخِيَانَةِ وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَيَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ الْقَدَمِ فِي الْإِسْلَامِ الْمُتَقَدِّمَةِ فَإِنَّهُمْ أَكْرَمُ أَخْلَاقاً وَ أَصَحُّ أَعْرَاضاً وَ أَقَلُّ فِي الْمَطَامِعِ إِشْرَافاً وَ أَبْلَغُ فِي عَوَاقِبِ الْأُمُورِ نَظَراً... َ ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِم‏ ...»[1]
«... [اى مالك!] سپس در كارهاى كارمندانت بنگر و آنان را با آزمايش و امتحان به كار وادار و آنها را به دلخواه و سرخود و از روى ميل و بدون مشورت و تحقيق به كارى مگمار، زيرا استبداد و سرخود كار كردن، كانونى از شعبه‏‌هاى جور و خيانت است و از ميان آنها افرادى را كه با تجربه‏‌تر و پاك‏تر و پيشگام‌‏تر در اسلام‏‌اند برگزين، زيرا اخلاق آنها بهتر و خانواده آنها پاك‏تر و همچنين كم‌‏طمع‌‏تر و در سنجش عواقب كارها بيناترند ....»
و درباره منشيان حكومت مى‏‌فرمايد:
«... ثُمَ‏ لَا يَكُنِ‏ اخْتِيَارُكَ‏ إِيَّاهُمْ‏ عَلَى‏ فِرَاسَتِكَ‏ وَ اسْتِنَامَتِكَ‏[2] وَ حُسْنِ الظَّنِّ بِهِمْ فَإِنَّ الرِّجَالَ يَعْرِفُونَ فِرَاسَاتِ الْوُلَاةِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَ خِدْمَتِهِم‏...»[3]
«... سپس در انتخاب منشيان هرگز به فراست و خوش‌بينى و خوش‌گمانى خود تكيه مكن، چرا كه مردان زرنگ طريقه جلب نظر و خوش بينى زمامداران را با ظاهرسازى و تظاهر به خوش خدمتى خوب مى‏‌دانند ...»
و در مورد قرارداد صلح مى‌‏فرمايد:
«... وَ لَكِنِ‏ الْحَذَرَ كُلَ‏ الْحَذَرِ مِنْ‏ عَدُوِّكَ‏ بَعْدَ صُلْحِهِ‏ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِي ذَلِكَ حُسْنَ الظَّنِّ‏ِّ ...»[4]
«... زنهار زنهار! از دشمنت پس از آشتى سخت بر حذر باش! چرا كه دشمن‏ گاهى نزديك مى‌‏شود كه غافلگير سازد. بنابراين دورانديشى را به كار گير و در اين موارد روح خوش بينى را كنار بگذار ....»
در هر حال، هر يك از سوء‌ظنّ و حسن‌ظنّ موردى دارد كه بايد به طور دقيق بررسى شود و انسان بايد بداند در چه زمانى زندگى مى‌‏كند كه اگر اوضاع زمان خود را درك نكرد ممكن است دستخوش حوادث ناگوارى گردد. از اين رو امام صادق عليه السّلام فرمود:
«وَ الْعَالِمُ‏ بِزَمَانِهِ‏ لَا تَهْجُمُ‏ عَلَيْهِ‏ اللَّوَابِس‏.»[5]
«كسى كه از اوضاع زمان خويش آگاه باشد هيچگاه امور شبهه‌‏ناك بر او هجوم نمى‏‌آورد.»
 

راه درمان غيبت‏

 
براى درمان هر بيمارى وجود سه عنصر اساسى لازم است:
1. احساس درد و ناراحتى
2. شناخت علل و عوامل بيمارى
3. طريق درمان
اكنون با اعتراف به اين كه غيبت، از گناهان كبيره و از بيماری‌‌هاى خطرناك اخلاقى است نخست بايد عوامل به وجود آورنده اين بيمارى را شناخت تا ضمن مبارزه با علّت، معلول را از ميان برداشت. بديهى است بهترين راه براى از بين بردن معلول مبارزه با علّت است. علل و عوامل غيبت فراوان است و در اين زمينه در كتاب‌هاى اخلاق مطالب گسترده و مفيدى ديده مى‏‌شود كه ما به تناسب بحث قسمتى از آن را به اضافه بعضى از توضيحات بازگو مى‏‌كنيم.
قبل از ورود در بحث به سه نكته مهم، كه در واقع به منزله پشتوانه و ضمانت اجراى مباحث آينده است، اشاره مى‏‌كنيم:
 

الف. پشتوانه اعتقادى و ايمان:

 
مهم‌ترين عاملى كه در مبارزه با عوامل فساد و بيماری‌‌هاى معنوى و نفسانى مؤثّر و كارساز است عنصر ايمان است: ايمان به خدا و روز حساب. اگر كسى به خداوند متعال و روز جزا واقعاً ايمان داشته باشد كمتر مرتكب گناه كبيره به ويژه گناهانى مانند تهمت و غيبت مى‌‏شود. چگونه ممكن است كسى به حساب و كتاب و پاداش معتقد باشد و از ارتكاب گناه پروا نداشته باشد؟ مگر آنان كه به زبان ايمان آورده و قلباً مؤمن نيستند، چنان كه خداوند متعال مى‌‏فرمايد:
«قالَتِ الْأعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أسْلَمْنا وَ لَمّا يَدْخُلِ الْايمانُ في قُلُوبِكُمْ ...»[6]
«عرب‌هاى صحرانشين گفتند ما ايمان آورده‏‌ايم. به آنها بگو: شما ايمان نياورده‌‏ايد ولى بگوييد اسلام آورده‌‏ايم [يعنى ظاهرا تسليم شده‌‏ايد]. امّا هنوز ايمان در قلب شما وارد نشده است ....»
و در جاى ديگر مى‏‌فرمايد:
«... يَقُولُونَ بِأفْواهِهِمْ ما لَيْسَ في قُلُوبِهِمْ ...»[7]
«... به زبان چيزهايى را مى‏‌گويند كه در دل به آن اعتقاد ندارند ...»
 

ب. ياد خدا:

 
امام صادق عليه السّلام مى‏‌فرمايد: اگر سلامت خود را مى‌‏خواهى به ياد آفريدگار باش نه به ياد مخلوق و آفريده، تا ياد او براى تو مايه عبرت و مانع از غيبت باشد و به جاى گناه، ثواب نصيبت شود.[8] و امير المؤمنين عليه السّلام مى‌‏فرمايد:
«ذِكْرُ اللَّهِ‏ دَوَاءُ أَعْلَالِ‏ النُّفُوس‏.»[9]
«ذكر خدا داروى بيمارى دل‌ها است.»
 

ج. خودآگاهى، انتقاد پذيرى يا انتقاد از خود:

 
كسى كه به عيوب خود واقف و معترف باشد هرگز درصدد عيب‌جويى ديگران برنمى‏‌آيد. خودخواهى و خودپسندى است كه انسان را مغرور ساخته و به كنكاش در عيوب مردم وامى‏‌دارد. آرى، انسانى كه خود را سراپا عيب و نقص مى‌بيند شرم دارد از اين كه ديگران را به خاطر همان عيوب سرزنش كند، چنان كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:
«طُوبَى‏ لِمَنْ‏ شَغَلَهُ‏ عَيْبُهُ‏ عَنْ‏ عُيُوبِ‏ النَّاس‏.»[10]
«خوشا به حال كسى كه عيب خودش او را از عيوب مردم باز دارد.»
 

بزرگ‌ترين عيب‏

 
از حضرت امير(ع) آمده است.
«أَكْبَرُ الْعَيْبِ‏ أَنْ‏ تَعِيبَ‏ غَيْرَكَ‏ بِمَا هُوَ فِيك‏.»[11]
«بزرگترين عيب آن است كه ديگرى را به چيزى كه در خودت هست سرزنش كنى.»
و در حديث ديگرى قريب به همين مضمون فرموده است:
«أَكْبَرُ الْعَيْبِ‏ أَنْ‏ تَعِيبَ‏ مَا فِيكَ‏ مِثْلُهُ‏.»[12]
«بزرگ‌ترين عيب آن است كه عيب بشمارى چيزى را كه مانند آن در تو وجود دارد.»
چشم فرو بسته‏‌اى از عيب خويش‏ / عيب كسانت شده آئينه پيش‏
ديده ز عيب دگران كن فراز / صورت خود بين و در آن عيب ساز
در همه چيزى هنر و عيب هست‏ / عيب مبين تا هنر آرى به دست‏
عيب كسان منگر و احسان خويش‏ / ديده فرو كن به گريبان خويش‏
 

خودآزمایی

 
1- مهم‌ترين عاملى كه در مبارزه با عوامل فساد و بيماری‌هاى معنوى و نفسانى مؤثّر و كارساز است چیست؟ چرا؟
2- با توجه به حدیث حضرت علی عليه السّلام٬ بزرگترين عيب کدام است؟
3- حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر درباره منشيان حكومت چه توصیه­‌هایی فرمودند؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1]- نهج البلاغه صبحى صالح، نامه 53، ص 435.
[2]- الفراسة- بالكسر-: حسن النظر في الأمور. و الاستنامة: السكون و الاستيناس، أى لا يكون انتخاب الكتّاب تابعا لميلك الخاص.
[3]- همان، ص 437.
[4]- همان، ص 442.
[5]- تحف العقول، ص 264.
[6]- حجرات- 14.
[7]- آل عمران- 167.
[8]- مصباح الشريعه، باب 49.
[9]- فهرست موضوعى غرر، ص 124، شماره 5169.
[10]- محجّة البيضاء، ج 5- ص 264.
[11]- فهرست موضوعى غرر، ص 386، شماره 3167.
[12]- نهج البلاغه فيض، حكمت 345.
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
آیت الله محمدرضا مهدوی کنی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: