کد مطلب: ۴۵۵۸
تعداد بازدید: ۱۸۷
تاریخ انتشار : ۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۴:۱۰
جهاد | ۸
فرق اساسی انسان با سایر موجودات طبیعت در این است که انسان نیازمند به ساخته شدن دارد. انسان در بدو تولد مانند یک ماده خام به دنیا می ‌آید و کاملا آماده پذیرش هر نوع اطلاعاتی می باشد، تا بتواند زندگی خود را بر اساس آن اداره کند...
در درس قبل به اوصاف مجاهدین فرهنگی اشاره کردیم، در این درس به اقدامات عملی و چگونگی جهاد فرهنگی در جامعه خواهیم پرداخت.
فرق اساسی انسان با سایر موجودات طبیعت در این است که انسان نیازمند به ساخته شدن دارد. انسان در بدو تولد مانند یک ماده خام به دنیا می ‌آید و کاملا آماده پذیرش هر نوع اطلاعاتی می باشد، تا بتواند زندگی خود را بر اساس آن اداره کند. به عبارت دیگر انسان نیاز دارد بداند و یاد بگیرد تا بتواند ادامه حیات بدهد. به عبارت ساده تر نیازمند، تعلیم و تربیت است. و به همین جهت خداوند متعال در قرآن می فرماید: « وَ لِکُلِّ اُمَّةٍ رَسُولٌ »، هیچ امتی نبوده مگر که در آن هدایت گر و راهنمایی باشد[1]. در آیه ای دیگر می فرماید: « إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هاد »، همانا تو بیم ‏دهنده ‏اى و براى هر گروهى هدایت ‏كننده ‏اى است[2].
وظیفه رسولان در جامعه هدایتگری است و اولین قدم برای تحقق این امر تبیین و آشنا کردن مردم با معارف الهی می باشد، «وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ اِلاّ بِلِسانِ قَوْمِه لِیُبَیِّنَ لَهُمْ »، و ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم، تا (حقایق را) برای آنها بیان کند[3]. در سوره اعراف آیه 164 می فرماید: « لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلىَ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یتْلُواْ عَلَیهْمْ ءَایاتِهِ وَ یزَكِّیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِن كاَنُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَالٍ مُّبِینٍ‏ »، خداوند بر مؤمنان منت نهاد [نعمت بزرگى بخشید] هنگامى كه در میان آنها، پیامبرى از خودشان برانگیخت؛ كه آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهى آشكارى بودند.
چنانچه خداوند در مورد حضرت عیسی ع و قوم او می فرماید: «(وَ لكِن كُونُوا رَبَّانِیینَ‌ بِمَا كُنْتُمْ‌ تُعَلِّمُونَ‌ الْكِتَابَ‌ وَ بِمَا كُنْتُمْ‌ تَدْرُسُونَ‌»، مردمى الهى باشید، آن گونه كه كتاب خدا را مى‏آموختید و درس مى‏خواندید.[4] در این آیه‌ شریفه، خداوند هدف از آمدن حضرت عیسى (ع) را این مى ‌داند كه قوم او در پرتو تعلیم و تدریس معارف الهى، عالم ربانى گردند. ربانیین، به كسى گفته مى ‏شود كه ارتباط او با رب (پروردگار) قوى باشد و از آنجا كه واژه رب به كسى گفته مى ‏شود كه به اصلاح و تربیت دیگران می پردازد، مفهوم این واژه در آیه بالا آن است که به واسطه تعلیم آیات الهى و تدریس حقایق دینى مسیر برای آنان باز شده است[5].
با توجه به آنچه بیان شد، قدم اول در جهاد فرهنگی آگاهی مردم و ارتقای بینش آنان می باشد. در قرآن کریم در مورد حضرت نوح ع آمده است، « قالَ یا قَوْمِ لَیسَ بِی ضَلالَةٌ وَ لكِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّی وَ أَنْصَحُ لَكُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون‏»، گفت: اى قوم من! هیچ گونه گمراهى در من نیست، ولى من فرستاده پروردگار جهانیانم، رسالت هاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى ‏كنم و خیرخواه شما هستم و از خداوند چیزهایى مى ‏دانم كه شما نمى ‏دانید [6]. در مورد حضرت هود ع می فرماید: « وَ إِلى‏ عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه‏ ... أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّی وَ أَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِین‏ »، و به سوى قوم عاد، برادرشان هود را (فرستادیم)؛ گفت: اى قوم من! (تنها) خدا را پرستش كنید ... رسالت هاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى ‏كنم؛ و من خیرخواه امینى براى شما هستم‏[7].
پس تبیین حقایق و بالا بردن شناخت و بصیرت و آگاهی مردم نسبت به حق، قدم اول برای مجاهد جهاد فرهنگی است. البته باید توجه داشت که علم وآموزش هدف نیست بلکه وسیله ای است برای رسیدن به راه نجات، چنانچه  در مورد حضرت موسى (ع) و حضرت خضر(ع) در قرآن چنین آمده است: « قَالَ‌ لَهُ‌ مُوسَى هَلْ‌ أَتَّبِعُكَ‌ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ‌ مِمَّا عُلِّمْتَ‌ رُشْداً »، آیا من اجازه دارم از تو پیروى كنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده، و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزى‏[8]. از تعبیر رشداً چنین استفاده مى ‌شود كه علم هدف نیست بلكه براى راه یافتن به مقصود و رسیدن به خیر و صلاح مى ‌باشد. چنین علمى ارزشمند است و باید آن را آموخت و به مردم انتقال داد.[9]


شیوه‌های انتقال پیام


با توجه به آنچه گذشت، اولین قدم در تحقق جهاد فرهنگی ارتقای بینش و معرفت جامعه می باشد. در این بخش به شیوه های آموزشی انبیاء و پیامبران در انتقال آموزه ها و معارف الهی از منظر قرآن کریم، اشاره خواهیم کرد.


دلیل روشن


پیامبران و رسولان به عنوان مجاهدین عرصه فرهنگی برای انتقال پیام خود و آموزش مردم از دلایل و استدلال های محکم و روشن استفاده می کردند که قرآن کریم از آن تعبیر به «بینه و آیه» کرده است: وَ إِلىَ‏ مَدْینَ أَخَاهُمْ شُعَیبًا  قَالَ یا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَاهٍ غَیرُهُ قَدْ جَاءَتْكُم بَینَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ »،  و به سوى مدین برادرشان شعیب را فرستادیم گفت اى قوم من خدا را بپرستید كه جز او معبودى ندارید، دلیل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده است‏[10].
بینه به معنای دلیل روشن است. با توجّه به این آیه مجاهد عرصه فرهنگی باید با بهرمندی از استدلال های محکم و روشن، معارف الهی را به جامعه انتقال دهد. به عبارت دیگر اطلاعات، پیام ها و آموزه هایی که به جامعه انتقال داده می شود باید بر اساس منابع موثق و مستند باشد. خداوند در قرآن می فرماید: « یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیداً »، اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید تقواى الهى پیشه كنید، و سخن حق و درست بگوئید[11]. قول" سدید" از ماده" سد" به معنى" محكم و استوار" و خلل ناپذیر و موافق حق و واقع است، سخنى است كه همچون یك سد محكم جلو امواج فساد و باطل را مى‏‌گیرد.


عدم توسل به اجبار


مجاهد در عرصه فرهنگی برای انتقال مفهامیم خود نباید به اجبار و اکراه مردم را وادار به پذیرش کند. چنانچه در سوره یونس خداوند می فرماید كه ایمان اجباری به هیچ دردى نمى‏خورد، به همین جهت خطاب به رسول خود فرموده است: « أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یكُونُوا مُؤْمِنِینَ »، با این حال آیا تو مى ‏خواهى مردم را اكراه كنى كه ایمان بیاورند[12]. در آیات دیگر، خداوند خطاب به پیامبر اکرم می فرماید: « فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ لَّسْتَ عَلَیهِم بِمُصَیطِرٍ »، پس تذكر ده تو فقط تذكر دهنده‏ اى. تو مسلط بر آنها نیستى كه مجبورشان (بر ایمان) كنى[13]. در سوره انعام خداوند می فرماید: « وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا وَ ما جَعَلْناكَ عَلَیهِمْ حَفِیظاً وَ ما أَنْتَ عَلَیهِمْ بِوَكِیلٍ »، اگر خدا مى ‏خواست (همه به اجبار ایمان مى ‏آوردند و هیچ یك) مشرك نمى ‏شدند و ما تو را مسئول (اعمال) آنها قرار ندادیم و وظیفه ندارى آنها را مجبور (به ایمان) سازى[14].


بشیر و نذیر


پیامبران و رسولان الهی جهت انتقال پیام از شیوه بشارت و انذار استفاده می کردند، « یا أَیهَا النَّبِی إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً »، اى پیامبر! ما تو را به عنوان گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذار كننده[15]. از روش های دیگری که پیامبران در هنگام تبلیغ و انتقال پیام از آن استفاده می کردند، روش بشارت و انذار است. خبری که سبب خوشحالی شود را بشارت می گویند و به گوینده آن مُبشِّر اطلاق می شود.[16] انذار به آگاه کردن فرد از عواقب امر و بر حذر نمودن از آن، اطلاق می شود[17]. پیامبران و رسولان الهی برای این که مردم را همراه و در مسیر خود قرار دهند از وعده های الهی (مانند: وعده بهشت و...) به آنان خبر می دادند و از طرفی اگر در مسیر الهی قرار نمی گرفتند آنها را از وعید پروردگار (مثل: جهنم و...) بر حذر می داشتند. در نتیجه مجاهدان عرصه فرهنگ نیز می توانند با به کار گیری صحیح و به موقع وعده ها و وعیدهای پروردگار متعال، گام مثبت و کارگشایی در مسیر جهاد فرهنگی بردارند.


پرهیز از هتک حرمت


با توجه به ارزش وجودی هر انسان، در مسیر انتقال پیام کسی حق هتک حرمت به دیگران حتّی دشمن خود را ندارد. « لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ »، شما مؤمنان به آنان که غیر خدا را می ‌خوانند دشنام ندهید تا مبادا آنها از روی ستیزه جویی و نادانی خدا را دشنام گویند[18]. لذا نحوه تعامل افراد حتی با کسانی که با عقاید آن ها مخالف هستند، نباید با بی حرمتی باشد. در سوره حجرات آیه ۱۱ می‌فرماید: « لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسی أَنْ یَکُونُوا خَیْراً»، هیچ قومی قوم دیگر را مسخره نکند چه بسا که آن قوم دیگر برتر باشند. حتی از دادن لقب زشت به دیگران نیز باید اجتناب شود. « وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ »، لقب بد به یکدیگر ندهید. بنا بر این تعامل افراد در جامعه باید بر اساس تقوایی باشد که هم در گفتار، آنها را «کنترل» نماید - به نحوی که کلام آنها لغو و بیهوده نباشد بلکه کلامی درست و صواب باشد- و هم عمل آنها منتهی به عمل صالح گردد[19].
ادامه در شماره بعد...


خودآزمایی


1-    اولین وظیفه عملی جهت مجاهدت فرهنگی چیست؟ توضیح دهید.
2-    یکی از شیوه های انتقال پیام پرهیز از هتک حرمت است، آن را توضیح دهید.
3-    شیوه های انتقال پیام را توضیح دهید؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1]  سوره یونس آیه 47
[2]  سوره رعد آبه 7/ ترجمه مکارم
[3]  سوره ابراهیم آیه 4
[4]  . سوره آل‌ عمران آیه 79/ ترجمه مکارم
[5]  برگرفته از تفسیر نمونه ج2 ص633
[6]  سوره اعراف آیات 61 و 62/ترجمه مکارم
[7]  شوره اعراف آیات 65 و 68/ ترجمه مکارم
[8]  سوره کهف آیه 66/ترجمه مکارم
[9]  تفسیر نمونه ج12 ص487
[10]  سوره اعراف آیه 85/ ترجمه مکارم
[11]  سوره احزاب آیه 70/ ترجمه مکارم
[12]  سوره بونس آیه 99/ ترجمه مکارم
[13]  سوره غاشیه آیات 21و 22/ ترجمه کارم
[14]  سوره انعام آیه 107/ ترجمه مکارم
[15]  سوره احزاب آبه 45/ترجمه مکارم
[16]  ترجمه مفردات قرآن (راغب ) ج1 ص273
[17]  فرهنگ ابجدی ص145
[18]  سوره انعام آیه 107
[19]  روش اطلاع رسانی انبیاء ( محمد بیستونی) ص 103

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مجید رضایی
برچسب ها: جهاد جهاد فرهنگی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: