کد مطلب: ۶۲۵۱
تعداد بازدید: ۹۷
تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ - ۱۰:۳۳
تولی و تبری | ۶۱
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله شب عرفه نزد ما آمد و فرمود: به راستى خدا به شما مباهات دارد همه شما را به طور عموم و على را به طور خاص آمرزيده. من رسول خدا به سوى شما هستم و به خاطر خويشاوندى ام (با شما) مسامحه و سهل انگاری  نمی کنم. اين جبرئيل است كه به من خبر مى ‏دهد: سعادتمند كامل كسى است كه على را در دوران زندگى او و پس از مرگش دوست بدارد و بدبخت كامل كسى است كه على را در دوران زندگى و پس از مرگ او دشمن بدارد[3].

عامل سعادت و عامل هلاکت


در درس قبل با توجه به زیارت جامعه کبیره به بعضی از موارد تبری اشاره کردیم. در این درس در ادامه مباحث قبل، به آن چه سبب هلاکت و ناکامی انسان و دوری او از بهشت می شود؛ خواهیم پرداخت.
« سَعِدَ مَنْ والاكُمْ، وَ هَلَكَ مَنْ عاداكُمْ، وَ خابَ مَنْ جَحَدَكُم، وَ ضَلَّ مَنْ فارَقَكُمْ، وَ فازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ، وَ أمِنَ مَنْ لَجَأَ إلَيْكُمْ.[1]»

كسى كه ولايت شما را پذيرفت، سعادتمند شد و آن كه با شما دشمنى ورزيد نابود گشت. كسى كه شما را انكار كرد، نااميد شد و آن كه از شما جدا شد، گمراه گرديد. هر آن كه به شما تمسّك جست كامياب گرديد و آن كه به شما پناه آورد، ايمن گشت.


راز خوش بختى


امام هادى عليه السلام، در اين قسمت از «زيارت جامعه»، يكى از مهم ترين و مطمئن ترين راه هاى رسيدن به خوش بختى را پذيرفتن ولايت اهل بيت عليهم السلام مى داند و مى فرمايد: «سَعِدَ مَن والاكُم ؛ خوش بخت شد، هر كه شما را يارى كرد». ولايت، به نوعى نزديكى و دوستى مى گويند كه هيچ فاصله اى ميان آنها نباشد و به عبارت دقيق تر، دوستىِ ناگسستنى، همان ولايت است. اين عبارت، آثار پذيرش محبّت اهل بيت عليهم السلام را بیان می کند.
در روایات فراوانی رسول خدا صلّی الله علیه و آله، تبعیت از امیر المؤمنین علیه السلام و اولاد معصوم ایشان را، عامل سعادت بشر و نافرمانی از ایشان را عامل شقاوت معرفی فرموده اند، از جمله می فرمایند:
«يا عليّ أنا مدينة الحكمة و أنت بابها، و لن تؤتى المدينة إلّا من قبل الباب، و كذب من زعم أنّه يحبّني و يبغضك، لأنّك منّي و أنا منك، لحمك من لحمي، و دمك من دمي، و روحك من روحي، و سريرتك من سريرتي، و علانيتك من علانيتي، و أنت إمام أمّتي و خليفتي عليها بعدي، سعد من‏ أطاعك، و شقي من عصاك، و ربح من تولّاك، و خسر من عاداك، و فاز من لزمك، و خسر من فارقك، فمثلك و مثل الأئمّة من ولدك بعدي مثل سفينة نوح عليه السّلام من ركبها نجا، و من تخلّف عنها غرق، و مثلكم مثل النجوم كلّما غاب نجم طلع نجم إلى يوم القيامة».

ای علی! من شهر حکمتم و تو درب آنی و کسی نمی تواند وارد این شهر شود مگر از طریق درب آن. و دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد ولی بغض تو را در دل داشته باشد، چراکه تو از منی و من از توام، گوشت تو از گوشت من، خون تو از خون من، روح تو از روح من، باطن تو از باطن من و ظاهر تو از ظاهر من است. و تو امام امت من و جانشین پس از من هستی. هر کس از تو اطاعت کند خوش بخت و سعادتمند خواهد گردید و هر که از تو نافرمانی نماید، اهل شقاوت خواهد شد. هر کس ولایت تو را پذیرفت سود می برد و هر که با تو دشمنی کند زیان می بیند. هر که همراه و ملازم تو گردد رستگار شده و هر کس از تو جدا شود زیان کار خواهد بود. مَثَل تو و مَثَل امامان از نسل تو پس از من، مَثَل کشتی نوح است که هر کس بر آن سوار شد نجات می یابد و هر کس از آن تخلف کرد غرق می گردد. و مَثَل شما مانند ستارگان است که هرگاه ستاره ای مخفی گردد، ستاره دیگری طلوع خواهد کرد تا روز قیامت.[2]  


عامل هلاکت


اهل بيت عليهم السلام، از آن جهت كه خدا محور هستند و همه زندگى شان براى خداست، به عنوان معيار گزينش حق، انتخاب شده اند و در نتيجه، آن كس كه به آنان بپيوندد و همراهى آنان را برگزيند، بى ترديد خوش بخت خواهد شد؛ و آن كس كه در برابر آنان بايستد و راه ستيز را در پيش بگيرد، به نبرد با حق برخاسته و بى گمان نابود خواهد شد: «وَ هَلَكَ مَنْ عاداكُم». ابوالقاسم طبرانى به سند خود آورده كه حضرت زهرا عليها السلام فرمود:

«خرج علينا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله عشيّة عرفة فقال: إنّ اللَّه باهى بكم و غفر لكم عامّةً و لعليّ خاصّة، و إنّي رسول اللَّه إليكم غير محاب لقرابتي، هذا جبريل يخبرني أنّ السعيد حق السعيد من أحبّ عليّاً في حياته و بعد موته، و أنّ الشقيّ كلّ الشقي من أبغض عليّاً في حياته و بعد موته»

رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله شب عرفه نزد ما آمد و فرمود: به راستى خدا به شما مباهات دارد همه شما را به طور عموم و على را به طور خاص آمرزيده. من رسول خدا به سوى شما هستم و به خاطر خويشاوندى ام (با شما) مسامحه و سهل انگاری  نمی کنم. اين جبرئيل است كه به من خبر مى ‏دهد: سعادتمند كامل كسى است كه على را در دوران زندگى او و پس از مرگش دوست بدارد و بدبخت كامل كسى است كه على را در دوران زندگى و پس از مرگ او دشمن بدارد[3].


راز ناكامى


«وَ خَابَ مَنْ جَحَدَكُمْ»، و كسى كه شما را انكار كرد، نااميد شد.
جمله «وَ خَابَ مَنْ جَحَدَكُم»، محروميت منكران اهل بيت عليهم السلام را نشان مى دهد. «جَحَدَ»، به معناى انكار چيزى است كه دل انسان، آن را پذيرفته است و «خابَ»، به معناى ناكامى و نرسيدن به خواسته خويش است. آنان كه اهل بيت عليهم السلام را انكار مى كنند، به تاريكىِ تكبّر خود، پناه بُرده اند و خود را از تابش نور معرفت آنان، محروم كرده اند. منكران اهل بيت عليهم السلام، مانند كسانى اند كه براى خاموش كردن خورشيد، به پستوى تاريكِ خانه خويش، پناه مى برند ؛ امّا تنها از تابش انوار گسترده خورشيد و فوايد آن، بى بهره مى مانند و هرگز نمى توانند كم ترين زيانى به خورشيد برسانند.
در حديث معراج آمده است كه خداى تعالى به حضرت رسول صلى اللَّه عليه وآله فرمود:

«...يا محمّد، إنّي خلقتك و خلقت عليّاً و فاطمة و الحسن و الحسين و الأئمّة من ولده من نوري، و عرضت ولايتكم على أهل السماوات و أهل الأرض، فمن قبلها كان عندي من المؤمنين، ومن جحدها كان عندي من الكافرين.[4]»، ...اى محمّد، من، تو و على و فاطمه و حسن و حسين و امامان از نسل او را از نور خودم آفريدم و ولايت شما را به همه اهل آسمان ‏ها و زمين عرضه كردم. هر كس آن را پذيرفت در نزد من مؤمن است و هر كس انكار كرد كافر است. و خداوند متعال می فرماید: « ... وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ». و (سرانجام) هر گردن كش منحرفى نوميد و نابود شد.[5] و چگونه ناامید نباشند کسانی که با انکار جایگاه و مقام اهل بیت علیهم السلام، در ورطه کفر و ضلالت افتاده اند و چنان در قیامت زیان کارند که هیچ چیز را توان جبران این خسارت نیست.
قرآن کریم در باب زیان کاری فاسقانی که از فرمان خدا سرپیچی می کنند و بدین وسیله مایه فساد و تباهی در زمین می شوند، می فرماید:

«الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ».

فاسقان كسانى هستند كه پيمان خدا را، پس از محكم ساختن آن، مي شكنند و پيوندهايى را كه خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روى زمين فساد مي كنند اين ها زيان كارانند.[6] و در آیه دیگری به زیان کاری کفار اشاره نموده و فرموده است: «...وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ». و كسانى كه به آيات خداوند كافر شدند زيان كارانند.[7]


سبب گمراهى


جمله «ضَلَّ مَن فارَقَكُم» خطرهاى دورى و جدايى از راه نمايان را، گوشزد مى كند ؛ زيرا جدا شدن از آشنايان طريق، خواه عمدى و يا سهوى، سرگردانى و حيرت را در پى دارد و كسى كه به بيراهه می رود، بى ترديد با خطرهاى فراوانى همراه است و هرگز نمى تواند در برابر شبهات ايمانْ برانداز، مقاومت كند و سرانجام، ايمان خويش را از دست مى دهد. چنان چه ابوذر غفاری مى ‏گويد: رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود: «يا علي، من فارقني فقد فارق اللَّه و من فارقك يا علي، فقد فارقني[8]»، يا على، كسى كه از من جدا شود در واقع از خدا جدا شده و كسى كه از راه و روش تو جدا شود در واقع از من جدا شده است.


راز کامیابی و رستگاری


از بركات همراهى با اهل بیت عليهم السلام، دستيابى به رستگارى است كه در زبان عربى، با واژه «فوز»، شناخته مى شود و در توضيح آن گفته اند: «دست يافتن به خيرى، همراه با سلامت». رسول خدا صلى الله عليه و آله، راه رستگارى را به مؤمنان، نشان داده است و بر پايه روايتى، مى فرمايد:

«مَنْ تَمَسَّكَ بِعِترَتِي مِن بَعدِي كَانَ مِنَ الفائِزِينَ.[9]»، هر كه پس از من به عترت من تمسّك جويد، از رستگاران است. در «زيارت جامعه كبيره» نيز همين حديث پيامبر صلى الله عليه و آله، تجلّى يافته است و گوینده، خطاب به اهل بيت عليهم السلام، عرض مى كند:

«وَ فَازَ مَن تَمَسَّكَ بِكُم، و أمِنَ مَنْ لَجَأَ إلَيكُم؛ و هر كه به شما تمسّك جُست، رستگار شد؛ و هر كه به شما پناه آورد، ايمنى يافت». اهل بيت عليهم السلام، پناهگاه آرامش بخشِ هر پناه جويى هستند و آنان كه از شدّت گناه و نافرمانى، سرگردان مى شوند، با ورود به پناهگاه اهل بيت، راه بازگشت را مى يابند و در پناه آنان، به سوى قلعه مستحكم الهى، ره مى سپارند[10].


خود آزمایی


1-    آثار مخرب دوری از اهل بیت علیهم السلام چیست؟
2-    از منظر زیارت جامعه کبیره، راز کامیابی و رستگاری بشر در چیست؟

پی نوشت ها


[1] بحار الانوار ج99 ص 151
[2] فضائل أمير المؤمنين عليه السلام ص 44
[3] پیشوایان هدایتگر ج3 ص103 به نقل از المعجم الکبیر طبرانی
[4] ینابیع الموده ج3 ص380
[5] سوره ابراهیم آیه 15/ ترجمه مکارم
[6] سوره بقره آیه 27/ ترجمه مکارم
[7] سوره زمر آیه 63/ ترجمه مکارم
[8] مستدرک علی الصحیحین ج3 ص123
[9] بحار الانوار ج36 ص287
[10] برگرفته از: شرح زیارت جامعه یا تفسیر قرآن ناطق ص 653

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مجید رضایی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: