کد مطلب: ۶۳۲۴
تعداد بازدید: ۲۲۳
تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۴۰۲ - ۱۴:۴۵
تولی و تبری | ۶۲
در نتیجه دو راه، دو عمل، دو نتيجه و دو امام بيشتر نيست؛ يا امام هدايت ‏گر و يا امام ضلالت و گمراه كننده و عاقبت تبعيّت از هر يك روشن است. به تعبير دقيق ‏تر، يك راه بيشتر نيست و غير آن هر چه باشد و رهبر هر كه باشد گمراهى است، آن راه، راه اهل بيت علیهم السلام است كه راه خدا و رسول خدا صلی الله و علیه و آله است.

دو راهىِ بهشت و دوزخ


در درس قبل با توجه به متن زیارت جامعه کبیره، عوامل هلاکت و سعادت انسان را بررسی کردیم. در این درس در ادامه مباحث قبل به موارد دیگری از تبری در متن زیارت جامعه کبیره خواهیم پرداخت.


راز مصونيت از آسيب ها


«وَ سَلِمَ مَنْ صَدَّقَكُمْ»، و كسى كه شما را تصديق كرد، سالم ماند.
دين، با آسيب هاى فراوانى رو به روست و پاسدارى از دين، نيازمند تلاشِ علمى ويژه اى است. دين داران، همواره از سلامتِ دين در مواجهه با بحران هاى اعتقادى و اجتماعى، نگران اند. راه مطمئن سلامت دين، اعتقاد به جايگاه والاى ائمّه عليهم السلام است. از اين رو، زائر، مقام امامان را تصديق مى كند و همين باور، او را سلامت مى دارد:

«وَ سَلِمَ مَنْ صَدَّقَكُم؛ و هر كه شما را تصديق كرد، سالم ماند». مقصود از تصديق، تصديق عملى است. تصديق عملى؛ يعنى كسى به كسى از روى اعتقاد قلبى گويد: «تو راست مى ‏گويى» و مطابق قولش عمل كند.[1] قرار گرفتن در این مسیر، لذّتى وصف ناشدنى دارد و آنان كه در وادى سرگردانى، راهِ درست را مى يابند، خود را نجات يافته مى دانند، و از آنها مطمئن تر، كسى است كه ملازمِ راه نماى سفر گردد. در اين عبارت، زائر خطاب به اهل بيت عليهم السلام مى گويد: و آن كس كه به شما چنگ زد، هدايت شده و راه حقيقت را يافته است:

«وَ هُدِىَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُم».


دو راهىِ بهشت و دوزخ


«مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ، وَ مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاهُ»، كسى كه از شما پيروى كرد، جايگاه او بهشت است و آن كه با شما مخالفت كرد، آتش دوزخ جاى اوست.
طبق آيات قرآن و روايات، ائمه عليهم السلام شاخص، عَلَم، نشانه، معيار و ميزان هستند. بنابراين، راه رسيدن به جنّات نعيم اتّباع و پيروى از اهل بيت اطهار عليهم السلام است. بهشت فقط جاى پيروان آن حضرات می باشد، و هر كس بر خلاف آن ‏ها باشد عاقبتش دوزخ خواهد بود. اين حقيقت را پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله به صورت ‏هاى گوناگون به امت ابلاغ فرموده ‏اند. رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله اطاعت و تبعيّت از اميرالمومنين عليه السلام را اطاعت و تبعيت خود و معصيت و مخالفت از ایشان را معصيت و مخالفت خود قرار داده و اين معنا را علماى شيعه و سنّى به اسانيد خود روايت نموده ‏اند[2]، چنان چه حاكم نيشابورى به سند صحيح از ابوذر نقل مى‏ كند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود:

«من أطاعني فقد أطاع اللَّه، و من عصاني فقد عصى اللَّه، و من أطاع عليّاً فقد أطاعني، و من عصى عليّاً فقد عصاني»، كسى كه از من اطاعت كند، در واقع از خدا اطاعت كرده است و كسى كه از فرمان من سرپيچى نمايد، در واقع از فرمان خدا سرپيچى كرده است و كسى كه از على اطاعت نمايد، در واقع از من اطاعت كرده است و كسى كه از فرمان على سرپيچى نمايد، در واقع از فرمان من سرپيچى كرده است[3].
در حديثى ديگر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به عمّار فرمود:

«فإنْ سلك الناس كلّهم وادياً و سلك علي وادياً فاسلك وادي علي و خلّ عن الناس. يا عمّار! إنّ علياً لا يردّك عن هدى و لا يدخلك في ردى. يا عمّار! طاعة علي طاعتي و طاعتي طاعة اللَّه عزّوجل»

اگر همه مردم به يك وادى بروند و على در يك وادى ديگر ره سپارد، در وادى ‏على قدم بگذار و همه مردم را رها كن. اى عمّار! او تو را از هدايت خارج نمى‏ كند و به ذلّت، دلالت نمى ‏نمايد. اى عمّار! اطاعت از على، اطاعت از من و اطاعت از من، اطاعت از خداوند متعال است[4]. و در حديثى ديگر حضرتش به عبداللَّه بن مسعود فرمود: «أما والّذي نفسي بيده، لئن أطاعوه ليدخلنّ الجنة أجمعين أكتعين[5]»، سوگند به آن كه جانم به دست قدرت اوست، اگر همه از او اطاعت كنيد، به يقين همگى دسته جمعى وارد بهشت خواهيد شد.
پس يا بايد از راه خدا و رسول و ائمه اطهار عليهم السلام پيروى كرد، و يا از راه شيطان و هواى نفس. خداوند متعال مى ‏فرمايد:

«فَأَمَّا مَنْ طَغى * وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا * فَإِنَّ الْجَحيمَ هِيَ الْمَأْوى * وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى‏»

اما آن كسى كه طغيان كرده، و زندگى دنيا را مقدم داشته، مسلما دوزخ جايگاه او است. و آن كس كه از مقام پروردگارش خائف بوده و نفس را از هوى باز داشته. بهشت جايگاه او است[6].
در نتیجه دو راه، دو عمل، دو نتيجه و دو امام بيشتر نيست؛ يا امام هدايت ‏گر و يا امام ضلالت و گمراه كننده و عاقبت تبعيّت از هر يك روشن است. به تعبير دقيق ‏تر، يك راه بيشتر نيست و غير آن هر چه باشد و رهبر هر كه باشد گمراهى است، آن راه، راه اهل بيت علیهم السلام است كه راه خدا و رسول خدا صلی الله و علیه و آله است. از اين رو است كه همواره كسانى كه اهل بيت عليهم السلام را قبول ندارند و خودشان افرادى را به عنوان امام جعل كرده‏ اند، در عين حال ادّعا مى ‏كنند كه پيرو اهل بيت عليهم السلام هستند. چنان چه ابن حجر مكّى چون مى ‏داند كه راه نجات، فقط در تبعيت و پيروى از اهل بيت عليهم السلام است، در كتاب الصواعق المحرقه به شيعيان مى‏گويد: شما پيروان اهل بيت نيستيد، ما پيرو آنان هستيم[7].
سرانجامِ آفرينش، آرامش يافتن در بهشت و يا شكنجه شدن و عذاب در دوزخ است. اهل بيت عليهم السلام، معيار ورود به بهشت و يا محروميت از آن هستند، به گونه اى كه پيروى از ايشان، آرامش و اقامت در بهشت را به ارمغان مى آورد و آن كه با آنان مخالفت كند، اقامت گاهى در دوزخ، برايش آماده مى شود. کلمه «مَثْوى»، از واژگان قرآنى است كه بارها براى دوزخيان، به كار رفته است و به مكانى كه بر اقامت طولانى دلالت مى كند، گفته مى شود[8]. قرآن، جهنّم را براى كافران، متكبّران و ستمكاران، «مَثْوى» مى داند و مى فرمايد:

«أَلَيْسَ فِى جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَفِرِينَ[9]»، آيا جاى كافران، در جهنّم نيست.

«أَلَيْسَ فِى جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْمُتَكَبِّرِينَ [10]»، آيا جاى سركشان، در جهنّم نيست؟.

«وَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّلِمِينَ[11]»، و جايگاهشان، آتش است؛ و چه بد است جايگاه ستمگران.


انکار و دشمنی با اهل بیت مساوی با کفر و شرک


«وَ مَنْ جَحَدَكُمْ كَافِرٌ، وَ مَنْ حَارَبَكُمْ مُشْرِكٌ؛»

و هر كس شما را انكار كند، كافر و هر كس با شما بجنگد مشرك است.
كسى كه اهل بیت علیه السلام را با علم به حقانيّت آنان، انكار بكند و به طور عملى از غیر آنان پيروى نمايد و مقام امامت را که برای آنان ثابت است برای غیر از آنان قائل شود، كافر است؛ زيرا امامى را كه از ناحيه خداوند متعال نصب شده، انكار كرده و از امامى كه از ناحيه شيطان نصب شده، پيروى كرده است، و مقدّم داشتن امام ضلالت ‏گر بر امام هدايت‏ گر در واقع مقدّم داشتن شيطان بر خداوند متعال است.
كفر اقسامی دارد که عبارت است از:  كفر علمى، كفر جهلى، كفر نعمت، و كفر معصيت. كفر علمى، انكار دانسته هاى خويش است. اين نوع كفر، كفر جُحود است كه در باطن به سخنى اعتقاد دارند امّا با زبان، بِدان اعتراف نمى كنند و باورِ قلبى خود را مى پوشانند. فرعونيان، نمونه اى از اين دسته كافران اند كه به خاطر ستم كارى و برترى طلبى، منكرِ آيات نازل شده بر موسى عليه السلام شدند. آنان، هر چند يقين داشتند كه موسى عليه السلام از جانب خداوند سخن مى گويد، اما يقين خود را پوشاندند و به آيين موسى، كفر ورزيدند:

«وَجَحَدُواْ بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَآ أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَ عُلُوًّا» آنها از روى ستم و سركشى انكار كردند، در حالى كه دل هاشان بدان ها يقين داشت[12].
انسان ها بسيارى از مطالب را نمى دانند ولی همگى در اظهار نظر، يكسان نيستند. برخى به راحتى به آن چه نمى دانند، اعتراف مى كنند و دسته اى، در باره ندانستن خود، سخنى نمى گويند. امّا كفر جهلى، وقتى است كه انسان، مطلبى را نداند، امّا اين ندانستن را انكار كند و به ديگران چنين وانمود كند كه مى داند!
كفر نعمت؛ ناسپاسى كردن در برابر نعمت را «كفر نعمت» يا «كفران نعمت» مى گويند. كم ترين مرتبه كفر نعمت، سپاس گزارى نكردنِ زبانى از مُنعِم است كه در واقع، به معناى پنهان كردن و ناديده گرفتن نيكى و نعمت اوست.
كفر معصيت؛ اصطلاح «كفر معصيت»، عبارت است از نافرمانىِ فرمان بَر از فرمانده. شخص نافرمان، با نافرمانى خود، گويا فرمانِ فرمان روا را پنهان مى كند و ناديده مى انگارد. به همين دليل، به چنين كسى، «كافر» گفته مى شود[13].
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


خودآزمایی


1- راز مصونيت از آسيب ها را با تکیه بر زیارت جامعه کبیره توضیح دهید؟
2- اقسام کفر را توضیح دهید؟

پی نوشت ها


[1] ر.ک پیشوایان هدایتگر ج3 ص115
[2] همان ص117
[3] موسوعة الامامة فی نصوص اهل السنة ج18 ص226 به نقل از مستدرک حاکم نیشابوری ج3 ص 121
[4] همان ص578 به نقل از فرائد السمطین ج1 ص 178
[5] همان ج10 ص78 به نقل از معجم کبیر طبرانی ج10 ص67
[6] سوره نازعات آیات 37 الی 41/ترجمه مکارم
[7] پیشوایان هدایتگر ج3 ص119
[8] مفردات الفاظ قرآن ص84
[9] سوره عنکبوت آیه 28
[10] سوره زمر آیه 60
[11] سوره آل عمران آیه 151
[12] سوره نمل آیه 14
[13] ر.ک تفسیر قرآن ناطق ص526 الی 528

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مجید رضایی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: