کد مطلب: ۳۵۷۵
تعداد بازدید: ۱۴۹
تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۲:۰۰
شرح دعای مکارم‌الاخلاق| ۷۶
در برخورد با هدایت تشریعی پروردگار، انسان ها دو گروه شدند، گروهی هدایت الهی را پذیرفتند و از آن تبعیّت کردند، و گروه دیگر سر نافرمانی و ناسازگاری گذاردند و از این هدایت خود را محروم ساختند.
پیش از این در باره‌ی هدایت های سه گانه‌ی حضرت حق یعنی: هدایت تکوینی، تشریعی و توفیقی صحبت کردیم، حال باید بدانیم که هر سه مورد هدایت مانند حلقه های یک زنجیراند که پیوستگی آن‌ها سبب نجات انسان می شود، به این معنا که نبود هر کدام مانع از سعادت بشر است.  


وابستگی هدایت‌های سه‌گانه
 

اين سه نوع هدایت به ترتیب هر كدام زمينه ساز ديگرى است به این معنا که اگر كسى هدايت اوّل يعنى هدایت تكوينى را نداشته باشد به هدايت دوّم نمي رسد مثل مواد و عناصرى كه قابليت گياه و گل و ميوه شدن ندارند، و همین طور اگر از هدایت دوّم (هدایت تشریعی) برخوردار نباشد، از هدایت سوّم (هدایت توفیقی) نیز بهره مند نخواهد شد. برای عاقبت به خیر شدن و ورود به بهشت برین، به هر سه هدایت نیاز است. هدایت اوّل (تکوینی) که به طور مفروض در تمام موجودات همگام با خلقتشان قرار داده شده است، و در مورد انسان نیز با توجّه به جایگاهی که در خلقت دارد (اشرف مخلوقات)، هدایت تشریعی توسّط انبیاء و اولیاء و کتب آسمانی آورده شده و در صورت تبعیّت از آن، از جانب خدای متعال توفیق هدایت سوّم را نیز پیدا می کند و بدین وسیله در مسیر بندگی و قرب حضرت حق پیوسته بالا می رود و اوج می گیرد.
 

عکس العمل مردم در مواجهه با هدایت تشریعی
 

در برخورد با هدایت تشریعی پروردگار، انسان ها دو گروه شدند، گروهی هدایت الهی را پذیرفتند و از آن تبعیّت کردند، و گروه دیگر سر نافرمانی و ناسازگاری گذاردند و از این هدایت خود را محروم ساختند. طبیعتاً دسته‌ی دوّم از فیض هدایت توفیقی ناکام شدند و به همین جهت از راهیابی به رضوان پروردگار و بهشت خدا در آخرت محروم خواهند شد. همین باعث شد که تلاش های انبیاء و بیش از همه پیامبر خاتم صلّی الله علیه و آله در هدایت گروهی از مردم بی نتیجه بماند. این بدین معنا نبود که در امر تبلیغ آن بزرگواران مشکلی وجود داشت، بلکه این کفّار و منافقین و فاسقین لجوج بودند که از هدایت انبیاء و اولیاء بهره نگرفتند و به سبب این ناسپاسی علاوه بر این که از هدایت تشریعی طرفی نبستند، از هدایت توفیقی پروردگار نیز محروم گردیدند.
لذا در قرآن کریم خداوند متعال به رسول گرامیش که درود خدا بر او و خاندانش باد می فرماید: «إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ». قطعاً تو نمى ‏توانى هر كه را خود دوست دارى هدايت كنى، بلكه خدا هر كه را بخواهد هدايت مى ‏كند و او به هدايت ‏پذيران داناتر است.[1] مشركان لجوج از اهل مكّه كه هر چند رسول خدا صلّی الله علیه و آله اصرار براى هدايت آن ها داشت، نور ايمان در قلبشان نفوذ نكرد و به عكس گروهى از اهل كتاب و افراد دوردست، هدايت الهى را پذيرفتند و عاشقانه در راه اسلام پافشارى و ايثار كردند، حتّى از مخالفت بستگان و خويشاوندان نزديك و جاهلان خودخواه وحشتى به دل راه ندادند.
او (خداوند) مى ‏داند چه افرادى لايق پذيرش ايمانند، او مى ‏داند چه قلب هايى براى حق مى ‏طپند، او مى ‏داند در چه سرهايى، سوداى عشق خدا است، آرى او اين افراد شايسته را خوب مى‏ شناسد و به آن ها توفيق مى ‏دهد و لطفش را رفيق راه آن ها مى ‏سازد تا به سوى ايمان رهنمون شوند. امّا تاريك دلان زشت سيرتى كه در دل با حق دشمنند، و با تمام قدرتشان به پيكار با فرستادگان خدا برخاسته ‏اند، و از نظر زندگى آن قدر آلوده و ننگينند كه لايق نور ايمان نيستند، خداوند هرگز چراغ توفيق را فرا راه آن ها قرار نمى ‏دهد. بنا بر اين منظور از هدايت در اين جا «ارائه‌ی طريق» نيست، چرا كه ارائه‌ی طريق كار اصلى پيامبر صلّی الله علیه و آله است و (آن حضرت) بدون استثناء راه را به همه نشان مى ‏دهد، بلكه منظور از هدايت در اين جا ايصال به مطلوب و رسانيدن به سر منزل مقصود است، اين تنها كار خدا است كه بذر ايمان را در دل ها بپاشد و كار او هم بى‏ حساب نيست او به دل هاى آماده نظر مى ‏افكند و اين نور آسمانى را بر آن ها مى ‏پاشد.[2]
 

هدايت حقیقی تنها از آنِ خداست
 

خداوند متعال در قرآن کریم هدایت حقیقی را تنها هدایتی می داند که از سوی او به بشریت معرّفی شده باشد: «... قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى ...». (ای رسول من) بگو: هدايت، تنها هدايت الهى است.[3] تنها قانونى كه مى ‏تواند مايه‌ی نجات انسان ها گردد، قانون و هدايت الهى است، چرا كه علم بشر هر قدر تكامل يابد باز آميخته به جهل و شك و نارسايى در جهات مختلف است، و هدايتى كه در پرتو چنين علم ناقصى پيدا شود، هدايت مطلق نخواهد بود، تنها كسى مى ‏تواند برنامه‌ی «هدايت مطلق» را رهبرى كند كه داراى «علم مطلق» و خالى از جهل و نارسايى باشد و او تنها خدا است.[4]
به همین دلیل در آیات فراوانی از قرآن به اطاعت از خداوند و فرستادگان او –اعمّ از انبیاء و ائمّه علیهم السّلام- که برای هدایت و تربیت بشر ارسال شده اند، دستور داده شده است، آیاتی نظیر این آیه‌ی شریفه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم ...». اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، خدا را اطاعت كنيد و از فرستاده‌ی او و صاحبان امرتان (كه جانشينان معصوم پيامبرند) اطاعت نماييد.[5] و در جای دیگر اطاعت از رسول را صراحتاً موجب هدایت می داند و می فرماید: «قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ». بگو: خدا را اطاعت كنيد، و از پيامبرش فرمان بريد! و اگر سرپيچى نماييد، پيامبر مسئول اعمال خويش است و شما مسئول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت كنيد، هدايت خواهيد شد و بر پيامبر چيزى جز رساندن آشكار نيست.[6]
 

هدایت و گمراهی، جبر یا اختیار؟

 
از توضیحاتی که پیش از این در باره‌ی انواع هدایت الهی گفته شد، اجمالا پاسخ این سؤال روشن می شود ولی از آن جایی که مطالعه‌ی بعضی از آیات قرآن کریم برای برخی که با معارف قرآنی آشنایی کمی دارند، در این رابطه ایجاد سؤال می کند، لازم دیدیم به شکل مستقلّی مناسب با بحث هدایت، در رابطه با این موضوع سخن بگوئیم. ظاهر برخی از آیات بر هدایت و گمراهی اجباری از سوی خداوند متعال دلالت می کند، به عنوان مثال در آیه‌ی 93 سوره‌ی نحل آمده است: «... يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ ...». خداوند هر که را بخواهد گمراه و هر کسی را بخواهد هدایت می کند.
با دقّت در این آیه و آیات دیگر مراد خداوند از این دسته از آیات روشن می گردد. با مراجعه به آیه‌ی 93 سوره‌ی نحل می بینیم که ابتدا و انتهای آیه پاسخ این سؤال را داده است. می فرماید: «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ».  و اگر خدا مى ‏خواست بى‏ ترديد همه‌ی شما را (به اجبار) يك امّت قرار مى ‏داد، و لكن هر كه را بخواهد در گمراهيش رها مى ‏كند و هر كه را بخواهد هدايت مى ‏كند و حتما شما از آن چه انجام مى ‏داديد بازخواست خواهيد شد.[7] ابتدای آیه به این حقیقت اشاره می کند که خداوند قادر است شما را امّت واحد قرار دهد، یعنی می تواند به اجبار همه  را مؤمن و موحّد سازد به طوری که هیچ کس با دیگری ذرّه ای اختلاف نظر و اعتقاد نداشته باشد، ولی همان طور که می بینیم مردم دنیا امّت واحد نیستند و اختلافات فکری، مذهبی و ... زیادی در میان ایشان رواج داشته و دارد که خود این حقیقت زمینه ساز جنگ های خانمان سوز فراوانی در طول تاریخ شده است. همچنین در سوره‌ی انعام آیه‌ی 35 می فرماید: «... وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى ...». و اگر خدا مى‏ خواست همه‌ی آنان را [به جبر و زور] به راه هدايت گرد مى ‏آورد.[8] یعنی خداوند بر هدایت جبری بشر قدرت دارد ولی حکمتش اقتضا می کند تا مردم با انتخاب خود هدایت را برگزینند، لذا گروه از روی اختیار از پذیرش آن سر باز می زنند.
پس معلوم می شود نظام خلقت الهی مبتنی بر اختیار بندگان است و خداوند هرگز احدی را مجبور به هدایت، ایمان و نتیجتاً سعادت نمی کند. تفسیر نمونه در این باره می نویسد: «روشن است كه اين چنين ايمان اجبارى بيهوده است، آفرينش بشر براى تكامل بر اساس اختيار و آزادى اراده مى ‏باشد، تنها در صورت آزادى اراده است كه ارزش مؤمن از كافر، و نيكان از بدان، و درست كاران از خائنان، و راست گويان از دروغ گويان شناخته مى ‏شود، و گر نه در ايمان و تقواى اجبارى هيچ گونه تفاوتى ميان خوب و بد نخواهد بود، و اين مفاهيم در زمينه‌ی اجبار، ارزش خود را به كلّى از دست مى ‏دهند».[9]
همچنین در پایان آیه‌ی شریفه از بازخواست شدن مردم در محکمه‌ی عدل الهی (روز قیامت) در باره‌ی اعمالی که در دنیا مرتکب شده اند، سخن به میان آمده است. همیشه مورد سؤال و قضاوت قرار گرفتن و ثواب و عقاب شدن، مترتّب بر اختیار است، یعنی اگر کسی از روی اختیار و اراده‌ی خود کاری انجام دهد، مورد بازخواست قرار می گیرد و اساساً سؤال از کاری که در حیطه‌ی اختیار و اراده‌ی فرد نیست، امری عبث و بیهوده است. به همین دلیل هیچ آیه و روایتی در منابع اسلامی وجود ندارد که بر ثواب و عقاب و مؤاخذه‌ی بندگان در مورد امور غیر ارادی و جبری دلالت کند، مثل این که خداوند در قیامت از بنده اش سؤال کند که چرا در دنیا زنده بودی؟ یا به چه علّت نفس می کشیدی؟ اصلاً این گونه سؤالات در هیچ کجای دنیا و در هیچ قانون و مذهبی معقول و پسندیده نیست. بنا بر این وقتی پروردگار حکیم از مورد سؤال واقع شدن بندگان و مسئولیّت ایشان در برابر اعمالشان در دنیا خبر می دهد، این نشان از اختیار و اراده‌ی آن ها در انجام امور و انتخاب مسیر هدایت و سعادت، یا شقاوت و ضلالت دارد.
ادامه‌ی این بحث را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد ان شاء الله.
 

خودآزمایی

 
1- ارتباط هدایت های سه گانه با هم چگونه است؟
2- آیا مردم نسبت به هدایت یا گمراهی خود مجبور هستند؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] سوره قصص/ آیه 56 (ترجمه مکارم).
[2] تفسير نمونه ج ‏16 ص 116.
[3] سوره بقره/ آیه 120 (ترجمه مکارم).
[4] برگرفته از: تفسير نمونه ج ‏1 ص 431.
[5] سوره نساء/ آیه 59 (ترجمه مشکینی).
[6] سوره نور/ آیه 54 (ترجمه مکارم).
[7] ترجمه مشکینی (با تصرّف).
[8] ترجمه انصاریان.
[9] تفسير نمونه ج ‏5 ص 215.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: