کد مطلب: ۳۵۹۸
تعداد بازدید: ۲۱۲
تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۵:۰۸
شرح دعای مکارم‌الاخلاق| ۷۷
در ادبیات قرآن و عترت، صراط حق، همان صراط مستقیم است، بدون ذرّه ای اعوجاج و انحراف. همان مسیری که کوتاه تر، ایمن تر و راحت تر از آن را نمی توان برای سعادت بشر یافت، در واقع راه نجاتی جز صراط مستقیم نیست...
پیش‌تر بیان کردیم که از کنار هم گذاردن آیات قرآن و دقّت در صدر و ذیل آیات به این نتیجه می رسیم که نظام خلقت الهی مبتنی بر اختیار بندگان است و خداوند هرگز احدی را مجبور به هدایت، ایمان و سعادت نمی کند. خوب است در تکمیل بحث گذشته، توجّهی به تفسیر آیه ی 26 از سوره ی بقره داشته باشیم. در توضیح این دسته از آیات قرآن در برخی از تفاسیر چنین آمده است:
«هميشه اعمال و كردار انسان، نتائج و ثمرات و بازتاب خاصى دارد، از جمله اين كه اگر عمل نيك باشد، نتيجه ی آن، روشن ‏بينى و توفيق و هدايت بيشتر به سوى خدا و انجام اعمال بهتر است. شاهد اين سخن آيه ی 29 سوره ی انفال است كه مى ‏فرمايد: [يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً]: «... اگر پرهيزگارى پيشه كنيد خداوند حسّ تشخيص حق از باطل را در شما زنده مى ‏كند و به شما روشن ‏بينى عطا مى‏ فرمايد". و اگر دنبال زشتي ها برود، تاريكى و تيرگى قلبش افزون مى‏ گردد، و به سوى گناه بيشترى سوق داده مى ‏شود و گاه تا سر حدّ انكار خداوند مى ‏رسد، شاهد اين گفته، آيه ی 10 سوره ی روم مى ‏باشد كه مى ‏فرمايد: [ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ]: «عاقبت افرادى كه اعمال بد انجام مى ‏دهند به اين جا منتهى شد كه آيات خدا را تكذيب كردند و مورد استهزاء قرار دادند»، و در آيه ی ديگر مى ‏خوانيم: [فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ]: «هنگامى كه از حق برگشتند خداوند دل هاى آن ها را برگردانيد.» (سوره صف/ آيه ی 5)
بنا بر اين انتخاب راه خوب يا بد از اوّل در اختيار خود ما است، اين حقيقت را وجدان هر انسانى قبول دارد، سپس بايد در انتظار نتيجه‏ هاى قهرى آن باشيم. كوتاه سخن اين كه: هدايت و ضلالت در قرآن به معنى اجبار بر انتخاب راه درست يا غلط نيست، بلكه به شهادت آيات متعدّدى از خود قرآن «هدايت» به معنى فراهم آوردن وسائل سعادت و «اضلال» به معنى از بين بردن زمينه‏ هاى مساعد است، بدون اين كه جنبه ی اجبارى به خود بگيرد. و اين فراهم ساختن اسباب (كه نام آن را توفيق مى ‏گذاريم) يا بر هم زدن اسباب (كه نام آن را سلب توفيق مى ‏گذاريم) نتيجه ی اعمال خود انسان ها است كه اين امور را در پى دارد، پس اگر خدا به كسانى توفيق هدايت مى ‏دهد و يا از كسانى توفيق را سلب مى ‏كند نتيجه ی مستقيم اعمال خود آن ها است».[1]
 

بازگشت به دعا
 

حال که هدایت حقیقی تنها از ناحیه ی خداوند تبارک و تعالی است و اوست که با هدایت های سه گانه ی خویش، موجبات سعادت بشر را فراهم می کند، امام زین العابدین علیه السّلام از ساحت مقدّس او عاجزانه درخواست می نمایند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ مَتِّعْنِي بِهُدًى صَالِحٍ لَا أَسْتَبْدِلُ بِهِ». خدایا بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا به هدایت شایسته ای بهره مند گردان که آن را (با چیز دیگری) جایگزین نکنم.
نکته ای که در این دعا بسیار حائز اهمّیّت است این است که امام علیه السّلام در واقع از خداوند متعال توفیق دو امر را می خواهند: اوّل: توفیق هدایت صالح و دوّم: توفیق حفظ و استمرار این هدایت. چه بسیار افرادی که با توجّه به تلاش ها و مجاهدت هایشان و زمینه ی مساعدی که داشتند، از جانب پروردگار متعال توفیق هدایت یافته و به مراتبی از کمال رسیدند، امّا لحظه ای غفلت چون عُجب و تکبّر، ایشان را از مراتب بالای هدایت الهی ساقط کرد. به عنوان نمونه ی بارز آن می توان از ابلیس یاد کرد که در مراتب بندگی و عبادت پروردگار به درجه ای رسیده بود که هم پای ملائکه و در صفوف ایشان جای داشت، ولی یک لحظه تکبّر چنان او را زمین زد که یکی از بدترین دشمنان خدا گشت و از درگاه او رانده شد و تاکنون حاضر به توبه و بازگشت به آغوش رحمت پروردگار مهربان نشده است.
آری اگر حفظ و نگهداری از نعمت هدایت، بالاتر از اصل این نعمت نباشد، پایین تر از آن نیز نیست و بندگان خدا باید در کنار تقاضای توفیق هدایت، از او خواستار حفظ و صیانت از آن نیز باشند. و از آن جایی که منشأ خیرات خداوند متعال است، امام سجّاد علیه السّلام توفیق هر دو را از خدای حکیم درخواست می کنند، در عین این که وجود مقدّسش از تلاش در راه خدا لحظه ای فرو نمی نشست.
 

ادامه‌ی دعای مکارم الاخلاق

 
حضرت زین العابدین علیه السّلام در ادامه ی دعای مکارم الاخلاق می فرمایند: «وَ طَرِيقَةِ حَقٍّ لَا أَزِيغُ عَنْهَا». و  مرا به راه حقّی متنعّم ساز که از آن منحرف نشوم.
 

معانی کلمات دعا
 

کلمه ی: «أَزِيغُ عَنْ». در معنای این کلمه اهل لغت نوشته اند: «الزَّيْغُ‏: الميلُ عَنِ الحَقِّ ...»، زیغ به معنای انحراف از حق است و از همین معناست کلام خداوند متعال: «... فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ»[2] یعنی زمانی که انحراف از حق و اطاعت (از خداوند) پیدا کردند، خداوند دل هایشان را از ایمان و خیر منحرف ساخت. و در دعا نیز همین معنا آمده است: «وَ لَا تُزِغْ‏ قَلْبِي بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِي» یعنی قلبم را از ایمان منحرف مساز (پس از آن که هدایتم کردی). [3] بنا بر این معنای: «لَا أَزِيغُ عَنْهَا» چنین خواهد بود: از آن منحرف نشوم.
 

صراط حق
 

امام سجّاد علیه السّلام در این دعا از خداوند تبارک و تعالی تقاضا می کنند: «مرا به راه حقّی متنعّم ساز که از آن منحرف نشوم»، به این معنا که همیشه در مسیر حق قدم بردارم و از آن خارج نگردم. امّا این که مسیر حق کدام است، مهم ترین مسأله ای است که تشخیص آن، در آینده و عاقبت انسان تأثیر بسزایی دارد. بسیاری از انسان ها در سلوک و شیوه ی زندگی خود مسیری را انتخاب کرده اند که آن ها را به ورطه ی نابودی کشانده و خواهد کشاند. همیشه انسان به دنبال آرامش و سعادت بوده ولی گم گشته ی خود را در خرابه ها و باطلاق های چسبنده ی دنیا جستجو کرده و در این طریق پُرخطر چه بسیار انسان ها که در منجلاب مُهلک دنیا گرفتار شده و نابود گشتند بدون آن که لحظه ای به آرامش رسیده و یا ذرّه ای طعم شیرین سعادت را چشیده باشند.
در ادبیات قرآن و عترت، صراط حق، همان صراط مستقیم است، بدون ذرّه ای اعوجاج و انحراف. همان مسیری که کوتاه تر، ایمن تر و راحت تر از آن را نمی توان برای سعادت بشر یافت، در واقع راه نجاتی جز صراط مستقیم نیست، لذا همه ی انسان ها مکلّف اند برای نجات خود از شقاوت و هلاکت، و دست یافتن به هدایت و سعادت، به صراط مستقیم الهی چنگ زده و لحظه ای از آن جدا نشوند. حرکت در این صراط چنان مهم و سرنوشت ساز است که خداوند متعال هر مؤمنی را موظّف نموده تا حداقلّ روزی ده بار از طریق تلاوت سوره ی حمد در نمازهای روزانه، هدایت به این صراط را از خداوند درخواست کند و با این کار علاوه بر دعا و خواستن از درگاه خدا، حرکت در این مسیر هر روز و بارها برایش یادآوری شود. حال باید ببینیم حقیقت صراط مستقیم چیست، تا برای حرکت در آن دچار انحراف نگشته و سر از بیراهه ها در نیاوریم.
 

حقیقت صراط مستقیم

 
در تفسیر «صراط مستقیم» در سوره ی حمد، مفسّرین با در دقّت در آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السّلام به حقایقی در باره ی این موضوع رسیده اند که نتیجه و خلاصه ی آن را در این جا بیان می کنیم:
آن گونه كه از بررسى آيات قرآن مجيد بر مى ‏آيد «صراط مستقيم» همان آئين خدا پرستى و دين حق و پايبند بودن به دستورات خدا است، چنان كه در سوره ی انعام آيه ی 161 مى ‏خوانيم: «قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ/ بگو خداوند مرا به صراط مستقيم هدايت كرده: به دين استوار، آئين ابراهيم كه هرگز به خدا شرك نورزيد». در اين جا دين ثابت و پا بر جا و آئين توحيدى ابراهيم و نفى هر گونه شرك به عنوان صراط مستقيم معرفى شده كه اين جنبه ی عقيدتى را مشخص مى ‏كند.
امّا در سوره ی يس آيه ی 61 و 62 چنين مى ‏خوانيم: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ/ اى فرزندان آدم مگر با شما پيمان نبستم كه شيطان را پرستش نكنيد (به دستورات او عمل ننمائيد) و مرا پرستش كنيد اين همان صراط مستقيم است». در اين جا به جنبه ‏هاى عملى آئين حق اشاره شده كه نفى هر گونه كار شيطانى و عمل انحرافى است. و به گفته ی قرآن در سوره ی آل عمران آيه ی 101 راه رسيدن به صراط مستقيم، پيوند و ارتباط با خدا است: «وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ/ و هر كس به خدا تمسّك جويد، به راهى راست، هدايت شده است».
ذكر اين نكته نيز لازم به نظر مى ‏رسد كه راه مستقيم هميشه يك راه بيشتر نيست، زيرا ميان دو نقطه تنها يك خط مستقيم وجود دارد كه نزديك ترين راه را تشكيل مى ‏دهد. بنا بر اين اگر قرآن مى ‏گويد صراط مستقيم، همان دين و آئين الهى در جنبه ‏هاى عقيدتى و عملى است به اين دليل است كه نزديك ترين راه ارتباط با خدا همانست. و نيز به همين دليل است كه دين واقعى يك دين بيشتر نيست، چنان که در آیه ی 19 از سوره ی آل عمران می خوانیم: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ/ دين در نزد خدا اسلام است». البته اسلام معنى وسيعى دارد كه هر آئين توحيدى را در آن عصر و زمان كه رسميت داشته و با آئين جديد نسخ نشده است، شامل مى ‏شود. و از اين جا روشن مى ‏شود تفسيرهاى مختلفى كه مفسّران از صراط مستقیم نقل كرده ‏اند مثل «اسلام»، «قرآن»، «پیامبر و امامان راستین»، «آئین الله»، همه در واقع به يك چيز باز مى ‏گردد که همان دين و آئين الهى در جنبه ‏هاى اعتقادى و عملى مى‏ باشد.
همچنين رواياتى كه در منابع اسلامى در اين زمينه وارد شده و هر كدام به زاويه ‏اى از اين مسأله اشاره كرده، همه به يك اصل باز مى‏ گردد که همان دین خداست، از جمله از پيامبر اکرم صلّی الله علیه و آله چنين نقل شده: «الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صراط الانبياء و هم الذين انعم اللَّه عليهم/ صراط مستقيم راه پيامبران است و همان ها هستند كه مشمول نعمت هاى الهى شده‏اند».[4] در حدیثی از امام صادق علیه السّلام مى ‏خوانيم كه در تفسير آيه ی: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ» فرمودند: «الطريق و معرفة الامام/ منظور راه و شناخت امام است».[5] و نيز در حديث ديگرى از همان بزرگوار نقل شده: «هُوَ اَمیرُ المؤمنینَ وَ مَعرِفَتُهُ/ صراط مستقيم، امير مؤمنان على علیه السّلام و شناخت او است».[6] و در جای دیگر حضرت صادق علیه السّلام می فرمایند: «وَ اللَّهِ نحنُ الصراطُ المستقيمُ/ به خدا سوگند مائيم صراط مستقيم».[7]
پُر واضح است كه رسول خدا صلّی الله علیه و آله و امیر المؤمنین على علیه السّلام و ائمه ی اهل بيت علیهم السّلام همه به همان آئين توحيدى خدا دعوت مى ‏كردند، دعوتى كه جنبه ‏هاى اعتقادى و عملى را در بر مى‏گرفت. نکته ی لغوی که در مورد کلمه ی صراط می توان ذکر کرد این است که، در كتاب «مفردات» در معنى صراط نوشته شده: «صراط» راه مستقيم است، بنا بر اين مستقيم بودن در مفهوم صراط قرار دارد، لذا آوردن صفت «مستقیم» در آیه ی شریفه از سوره ی حمد، براى تأكيد هر چه بيشتر روى اين مسأله است.[8]              
       

خودآزمایی
 

1- دو خواسته ی مهمّی را که امام سجّاد علیه السّلام در این دعا: «وَ مَتِّعْنِي بِهُدًى صَالِحٍ لَا أَسْتَبْدِلُ بِهِ» از خدای متعال می خواهند بنویسید؟
2- توضیح دهید منظور از صراط مستقیم چیست؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] تفسير نمونه ج ‏1 ص 151 و 152.
[2] سوره صف/ آیه 5.
[3] مجمع البحرین ج 5 ص 10.
[4] تفسیر العیاشی ج 1 ص 22.
[5] تفسیر القمی ج 1 ص 28.
[6] تفسیر نورالثقلین ج 1 ص 21.
[7] همان.
[8] برگرفته از: تفسير نمونه ج ‏1 ص 48 تا 51.
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: