کد مطلب: ۵۰۶۴
تعداد بازدید: ۳۰
تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۴۰۰ - ۲۳:۴۳
جهاد | ۱۵
خداوند انسان را براى ابتلاء و امتحان و در نتیجه تكامل آفریده است، مقدمات وصول به این هدف را در وجود او آفریده، و نیروهاى لازم را به او بخشیده؛ این همان هدایت تكوینى است. سپس در اعماق فطرتش عشق به پیمودن این راه را قرار داده، و از طریق الهامات فطرى مسیر را به او نشان داده، و از این نظر هدایت فطرى نموده...
در درس قبل به مسئله برائت از مشرکین و مبارزه با خرافات به عنوان یکی از وظایف مجاهد فرهنگی از منظر قرآن پرداختیم. در این درس به یکی از مهم ترین وظایف مجاهد فرهنگی از منظر قرآن خواهیم پرداخت.


ارائه طریق


«إِنَّا هَدَیناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا»، ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد (و پذیرا گردد) یا كفران كند[1]. كلمه" هدایت" به معناى ارائه طریق است، نه رساندن به مطلوب، به عبارت دیگر وظیفه رسول خدا صلی الله و علیه و آله  این است که مسیر را نشان دهد.  و مراد از سبیل، سبیل به حقیقت معناى كلمه است، و آن مسیرى است كه آدمى را به غایت مطلوب برساند، و غایت مطلوب همان حق است[2].
توضیح این كه از آن جا كه خداوند انسان را براى ابتلاء و امتحان و در نتیجه تكامل آفریده است، مقدمات وصول به این هدف را در وجود او آفریده، و نیروهاى لازم را به او بخشیده؛ این همان هدایت تكوینى است. سپس در اعماق فطرتش عشق به پیمودن این راه را قرار داده، و از طریق الهامات فطرى مسیر را به او نشان داده، و از این نظر هدایت فطرى نموده و از سوى دیگر، رهبران آسمانى و انبیاى بزرگ را به تعلیمات و قوانین روشن براى ارائه طریق مبعوث كرده، و به وسیله آنها هدایت تشریعى فرموده است، و البته تمام این شعب سه گانه هدایت، جنبه عمومى دارد، و همه انسان ها را شامل مى ‏شود. با توجه به آنچه بیان شد هدایت به سه طریق است، یکی هدایت تکوینی و دیگری هدایت فطری و دیگری هدایت تشریعی که از طریق ارسال رسل صورت می گیرد. پس وظیفه مبلغ فرهنگی ارائه طریق و نشان دادن مسیر است[3]. چنان چه امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه می فرمایند: «عَرَّفْنَاهُ إِمَّا آخِذاً وَ إِمَّا تَارِكا[4]»، ما راه را برای او معرفی می کنیم، یا می پذیرد و قبول می کند و یا آن را رها می کند.
دعوت به سوی خدا
«یا أَیهَا النَّبِی إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً وَ داعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِیراً»، اى پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت‏ دهنده و انذاركننده و تو را دعوت ‏كننده به سوى خدا به فرمان او قرار دادیم، و چراغى روشنى‏ بخش[5]. یکی از اوصافی که در این آیه در مقام تبلیغ دین برای رسول خدا صلی الله علیه و آله  بیان کرده است «داعِیاً إِلَى اللَّهِ » می باشد، یعنى ما تو را خواننده به سوى خدا و اقرار به وحدانیت و یكتایى او و امتثال اوامر و نواهى او مبعوث كردیم‏. یعنی وظایف پیامبر دعوت به خداست نه دعوت به خود. چنان چه از اوصاف امام معصوم علیهم السلام که در زیارت جامعه کبیره آمده، دعوت به سوی خدا است: « السَّلام عَلَى الدُّعاةِ إلَى اللّهِ »، سلام بر دعوت كنندگان به سوى خدا[6]. اهل بیت علیهم السلام، همگى مبلّغان الهى هستند و در این عبارت، به محتواى تبلیغ آنان، اشاره مى شود و به ایشان به عنوان «دعوت كنندگان به سوى خداوند»، درود مى فرستیم.
دعوت به سوى خدا برنامه دعوتِ تمام پیامبران الهى، و سیر دعوت همه فرستادگان الهی می باشد، امامان معصوم علیهم السلام، ادامه دهندگان برنامه پیامبران می باشند. قرآن، هدف بعثت پیامبران را چنین ترسیم كرده است: «وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِى كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ اجْتَنِبُواْ الطَّغُوتَ»، و هر آینه، در هر امّتى پیامبرى را بر انگیختیم كه: خداى را بپرستید و از طاغوت، دورى جویید». پرستش خداوند، تنها با نفىِ پرستش هر چه غیر اوست، تحقّق مى یابد. بنا بر این، همه پیامبران، مردم را به سوى خدا دعوت مى كردند و از عبادتِ طاغوتیان، باز مى داشتند. رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز هدف دعوت خویش را باز گرداندن مردم از «انسان پرستى» به سوى «خدا پرستى» اعلام فرمود: «إنّی أدعُوكُم إلى عِبادَةِ اللّهِ مِن عِبادَةِ العِبادِ وَ أدعُوكُم إلى وَلایةِ اللّهِ مِن وَلایةِ العِبادِ»، من شما را از بندگى بندگان، به بندگى خدا فرا مى خوانم و از ولایت بندگان، به ولایت خدا، دعوتتان مى كنم[7].
بر اساس آیات قرآن، مأموریتِ اصلى امامان علیهم السلام نیز دعوت به سوى خداوند است و مى توان فرازِ «الدُّعاة إلَى اللّه » را به آیه اى از قرآن، مستند كرد و بر اساس تفاسیر شیعه، آن را تبیین نمود؛ زیرا خداوند به پیامبرش فرمان مى دهد كه خود و پیروانش، مردم را با آگاهى به سوى او خوانند: «قُلْ هَذِهِ سَبِیلِى أَدْعُواْ إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِى»، بگو: این، راه من است كه با بینایى به سوى خدا مى خوانم؛ من و هر كس كه از من پیروى كند[8]. در روایات شیعه، مراد از «من اتبعنى» چنین شناسانده شده است: «ذاكَ رَسُولُ اللّهِ وَ أمیرُالمُؤمِنینَ وَ الأوصِیاءُ مِن بَعدِهِم». این، همان پیامبر خدا و امیر مؤمنان و اوصیاى پس از ایشان است. بنا بر آنچه گذشت، فراخوانى، اختصاص به اهل بیت علیهم السلام ندارد؛ امّا برترین جایگاه، از آنِ اهل بیت علیهم السلام است كه بر بینش و آگاهى استوارند و مردم را نیز با بینش و آگاهى، فرا مى خوانند.
نكته دیگرى كه اهل بیت علیهم السلام را از دیگران، متمایز مى كند، چگونگى فراخوانىِ ایشان است؛ زیرا همه كسانى كه در زمره دعوت كنندگان هستند، انگیزه یكسانى ندارند؛ بلكه برخى، مردم را به سوى خویش مى خوانند، دسته اى، مردم را به سوى دیگران مى خوانند و با دعوت خود، بر هوادارانِ احزاب مى افزایند و دسته اى نیز به نامِ خدا، مردم را به سوى خود مى خوانند. این سه دسته، همگى به بیراهه مى روند و سرانجامِ آنان، گمراهى است. امّا اهل بیت علیهم السلام به ما آموخته اند كه باید مردم را به نام خدا، به سوى خدا خواند و در این دعوت مقدّس، خویش را فراموش کرد[9].


دعوت موسی علیه السلام  به خدا در مقابل فرعون


« قالَ مُوسى‏ یا فِرْعَوْنُ إِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ * حَقِیقٌ عَلى‏ أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَینَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِی بَنِی إِسْرائِیلَ »، و موسى گفت: اى فرعون! من فرستاده ‏اى از سوی پروردگار جهانیانم * سزاوار است كه بر خدا جز حق نگویم، من دلیل روشنى از پروردگارتان براى شما آورده ‏ام، بنا بر این بنى اسرائیل را با من بفرست[10].
این نخستین برخورد موسى با فرعون و چهره ‏اى از درگیرى" حق" و" باطل" است، و جالب این كه گویا فرعون، اولین بار بود كه با خطاب اى فرعون! روبرو مى ‏شد. خطابى كه در عین رعایت ادب از هر گونه تملق و چاپلوسى و اظهار عبودیت تهى بود، چه این كه دیگران معمولا او را به عنوان سرورا! مالكا! پروردگار! و امثال آن خطاب مى ‏كردند. و این تعبیر موسى براى فرعون به منزله زنگ خطرى محسوب مى ‏شد! به علاوه این جمله كه موسى مى‏ گوید:" من فرستاده پروردگار جهانیان هستم"، در حقیقت یك نوع اعلان جنگ به تمام تشكیلات فرعون است، زیرا این تعبیر اثبات مى ‏كند، كه فرعون و مدعیان دیگرى همانند او همه دروغ مى‏ گویند، و تنها پروردگار جهانیان خدا است[11].
موسی در برابر فرد متکبّر و قدرتمندی چون فرعون، تمام قد می ایستد و در راستای این جهاد فرهنگی که به دستور خداوند متعال انجام شده است، کسی را که خود به گزاف ادعای خدایی و ربوبیت دارد، دعوت به ایمان به خدا می کند. از این آیه به خوبی پیداست که مجاهدان فرهنگی، در مسیر دعوت مردم به سمت خدا، از هر قشر و صنفی و با هر موقعیت و جایگاهی که باشند، نباید بترسند و شجاعانه وظیفه خود را به نحو احسن به پایان برسانند. در این راه خطیر و دشوار، تنها ایمان به خدا و توکّل به اوست که می تواند مجاهد فرهنگی را به سمت جلو حرکت دهد و تلاش او را به نتیجه مورد رضایت حق تعالی برساند.


پیغام نوح علیه السلام به قوم خود


«لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَقالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَیرُهُ إِنِّی أَخافُ عَلَیكُمْ عَذابَ یوْمٍ عَظِیمٍ »، ما نوح را به سوى قومش فرستادیم، او به آنها گفت: اى قوم من (تنها) خداوند یگانه را پرستش كنید كه معبودى جز او براى شما نیست (و اگر غیر این كنید) من بر شما از عذاب روز بزرگى مى ‏ترسم[12]. نخستین چیزى كه حضرت نوح  به آنها یادآور شد، همان توجه به حقیقت توحید و نفى هر گونه بت ‏پرستى بود، به آنها گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید كه هیچ معبودى جز او براى شما نیست‏. چنان چه همین دستور عمل تبلیغی در آیات 65 و 73 سوره اعراف در مورد حضرت ثمود و هود علیهما السلام آمده است.
با توجه به آنچه بیان شد، انبیاء الهی در امر تبلیغ مردم را به خدا دعوت می کردند، و برای نیل به این مقصود متعالی، طریق بندگی و پرستش خداوند متعال را به مردم دنیا ارائه می نمودند. این درست همان وظیفه خطیری است که در ادامه راه انبیاء و اولیاء الهی، بر عهده تمام مجاهدین عرصه فرهنگ اسلامی می باشد. مجاهدین این عرصه مقدس و مبارک، با دقّت در شیوه تبلیغی انبیاء و اولیاء الهی، باید بکوشند تا هرچه بیشتر تشبّه به آن بزرگواران پیدا کنند، چراکه ایشان اسوه های علمی و عملی هر آن کسی هستند که بخواهد بر مدار اوامر الهی، به وظیفه خویش عمل کرده و در راه تحقق کلمه حق و بندگی خداوند متعال در میدان تبلیغ فرهنگ توحیدی اسلام بکوشد.


خودآزمایی


1-   با توجه به آیه 3 سوره انسان، منظور از هدایت چیست؟
2-   با توجه به آیات قرآن مهم ترین و اصلی ترین وظیفه انبیاء چیست؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] سوره انسان آیه 3/ترجمه مکارم
[2] ترجمه تفسیر المیزان ج20 ص195
[3] تفسیر نمونه ج25 ص 336
[4] بحار الانوار ج5 ص196
[5] سوره احزاب 45 و46
[6] بحار الانوار ج99 ص126
[7] بحار الانوار ج21 ص285
[8] سوره یوسف آیه 108/ترجمه ری شهری
[9] برگرفته از کتاب شرح زیارت جامعه کبیره با تفسیر ناطق قرآن (محمد محمدی ری شهری) ص 231 الی 234
[10] سوره اعراف آیه 104 و 105/ترجمه مکارم
[11] تفسیر نمونه ج6 ص281
[12] سوره اعراف آیه 59/ترجمه مکارم 
 
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مجید رضایی
برچسب ها: جهاد جهاد فرهنگی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: