کد مطلب: ۵۱۰۰
تعداد بازدید: ۵۷۰
تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۴۰۰ - ۱۶:۳۹
امر به معروف و نهی از منکر| ۵۷
گاهی می توان به وسیله چشم پوشی از خطاها و بخشیدن مجرمان، آن ها را اصلاح کرد و آنان که همیشه در پی انتقام جویی و ضربه زدن به افراد خطاکارند، در برخی موارد راه به جایی نبرده، نتیجه معکوس می گیرند.
در نوشتار قبل به بیان دو مورد از شیوه های امر به معروف و نهی از منکر پرداختیم. در این نوشتار شیوه دیگری از این فریضه را مورد بررسی قرار خواهیم داد.


بخشش و گذشت


گاهی می توان به وسیله چشم پوشی از خطاها و بخشیدن مجرمان، آن ها را اصلاح کرد و آنان که همیشه در پی انتقام جویی و ضربه زدن به افراد خطاکارند، در برخی موارد راه به جایی نبرده، نتیجه معکوس می گیرند. در سیره معصومین علیهم السّلام سازندگی های بسیاری مشاهده می شود که با استفاده از سلاح عفو و بخشش و چشم پوشی از خطاها، صورت گرفته است. شاید دور از حقیقت نباشد اگر ادعا کنیم افرادی که با این شیوه (عفو و بخشش) اصلاح شدند و به راه آمدند، بیش از آنانند که با اعمال فشار و استفاده از زور، اصلاح شده اند.[1]


عفو و گذشت امام مجتبی علیه السّلام


اهل شام که به خاطر حضور طاغوت خبیثی چون معاویه و یزید، از نعمت دیدار ائمه علیهم السّلام و آموزه های ایشان محروم بودند، تحت تأثیر تبلیغات سوء بنی امیه، نسبت به مقامات اهل بیت علیهم السّلام جاهل بوده و ایشان را دشمن می پنداشتند. روزی مردی شامی امام حسن علیه السّلام را در حالی که سواره بودند مشاهده کرد، پس شروع کرد به لعن و نفرین امام علیه السّلام. ولی امام علیه السّلام پاسخ او را ندادند. پس از ساکت شدن او، امام علیه السّلام با چهره ای خندان رو به او کرده سلام نمودند و فرمودند: «ای پیرمرد! به گمانم در این شهر غریب هستی و شاید سوء تفاهمی شده و اشتباهی رخ داده، اگر از ما رضایت بخواهی رضایت می دهیم، اگر از ما درخواستی بنمایی به تو عطا خواهیم کرد، اگر از ما راهنمائی بخواهی راهنمائیت می کنیم، اگر از ما مرکب بخواهی به تو مرکب می دهیم، اگر گرسنه ای غذایت می دهیم، اگر برهنه باشی به تو لباس می دهیم، اگر نیازمندی بی نیازت می کنیم، اگر رانده شده ای پناهت می دهیم و اگر از برای تو حاجتی باشد روایش می نمائیم.
اگر مرکب خود را به سوی ما حرکت دهی و مهمان ما باشی تا زمانی که برگردی برایت بهتر و سودمندتر خواهد بود، زیرا که ما مهمان خانه ای وسیع، مقام و منزلتی رفیع و اموالی فراوان داریم». زمانی که آن مرد شامی سخنان امام علیه السّلام را شنید، گریست و عرض کرد: شهادت می دهم که خلیفه خدا در زمین تو هستی و خدا بهتر می داند که رسالت خویش را در کجا قرار دهد. تا به حال نزد من تو و پدرت دشمن ترین خلق خدا بودید امّا الآن محبوب ترین آفریده خدا هستید. مرد شامی این را گفت و مرکبش را به سوی خانه امام مجتبی علیه السّلام حرکت داد و تا زمانی که در مدینه بود مهمان امام حسن علیه السّلام بود و از معتقدان به محبّت خاندان عصمت علیهم السّلام گردید.[2]


برترین اخلاق در دنیا و آخرت


بعضی اوقات نتیجه امر به معروف و نهی از منکر، برخورد تند، بی ادبی و جسارت از سوی مخاطبِ اهل معصیت است. در این موارد صبور بودن و گذشتن از بی ادبی فرد، گاهی بیش از خود امر به معروف و نهی از منکر تأثیرگذار است. به طور کلی در دین اسلام نسبت به بخشش و گذشت از خطای دیگران بسیار سفارش شده و این مهم یکی از فضایل اخلاقی محسوب می شود، به طوری که طبق برخی از روایات، در شمار یکی از بهترین اخلاق دنیا و آخرت شمرده شده است. رسول خدا صلّی الله علیه و آله در این باره می فرمایند:
«أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَیرِ خَلَائِقِ‏ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ وَ الْإِحْسَانُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَیكَ وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَكَ». آیا شما را از بهترین خُلق ها و ملکات نفسانی دنیا و آخرت باخبر نسازم؟ (بهترین آن ها) عفو و گذشت از کسی است که به تو ظلم کرده، و ارتباط برقرار کردن با کسی که با تو قطع ارتباط کرده، و نیکی به کسی که در حق تو بد نموده، و عطا کردن به آن که تو را محروم ساخته است.‏[3]


دفع بدی با نیکی


خداوند متعال در یک قانون کلی دستور می دهد همیشه در تلاش باشیم در برابر رفتارهای دیگران، رفتاری پسندیده تر را از خود بروز دهیم که در این صورت بسیاری از عداوت ها و کینه ها مبدّل به دوستی خواهد شد:
«وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لا السَّیئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَكَ وَ بَینَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ». هرگز نیكى و بدى یكسان نیست بدى را با نیكى دفع كن، ناگاه (خواهى دید) همان كس كه میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است.[4]
بر همین مبنا قرآن کریم در آیات متعددی سخن از عفو و گذشت گفته است:
«خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ». (به هر حال) با آن ها مدارا كن و عذرشان را بپذیر، و به نیكى ‏ها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان (و با آنان ستیزه مكن).[5] در تفسیر برهان ذیل این آیه شریفه روایتی آمده است که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«ألا وَ إنَّ مَكارِمَ الدنْیا وَ الآخِرَةِ فِی ثَلاثَةِ أَحْرُفٍ مِنْ كِتابِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ، وَ تَفْسیرُهُ أَن تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ، وَ تَعفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ، وَ تُعطی مَنْ حَرَمَكَ». آگاه باشید که همانا مکارم دنیا و آخرت در سه حرف از کتاب خدای عز و جل است: 1- با آن ها مدارا كن و عذرشان را بپذیر، 2- و به نیكى ‏ها دعوت نما، 3- و از جاهلان روى بگردان. و تفسیر این کلام آن است که: با کسی که با تو قطع رابطه کرده، ارتباط برقرار کن، و کسی را که به تو ظلم کرده ببخش و به کسی که تو را محروم ساخته عطا کن.[6]
در تفسیر این آیه آمده است: رهبران و مبلغان در مسیر خود با افراد متعصب، لجوج، جاهل و بی خبر، و افرادى كه سطح فكر و اخلاق آن ها بسیار پائین است، روبرو مى ‏شوند، از آن ها دشنام مى ‏شنوند، هدف تهمتشان قرار مى ‏گیرند، سنگ در راهشان مى افكنند. راه پیروزى بر این مشكل گلاویز شدن با جاهلان نیست، بلكه بهترین راه تحمل و حوصله، نادیده گرفتن و نشنیده گرفتن این گونه كارها است، و تجربه نشان مى‏ دهد براى بیدار ساختن جاهلان و خاموش كردن آتش خشم و حسد و تعصبشان، این بهترین راه است.[7]
در جای دیگر می فرماید:
«...وَ لْیعْفُوا وَ لْیصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ». آن ها باید عفو كنند و چشم بپوشند آیا دوست نمى‏ دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است.[8] به بیان دیگر خداود متعال می فرماید: اگر به دنبال بخشش و مغفرت الهی هستید، خودتان نیز اهل بخشش و عفو از خطای دیگران باشید تا مشمول غفران و رحمت پروردگار شوید.
بخشش و گذشت از دیگران در بیشتر مواقع راه گشاست و نه تنها موجب خواری و کوچکی شخص بخشنده نمی گردد، بلکه باعث می شود تا او در چشم مردم عزیز شده و محبت او در قلب ایشان جای بگیرد. و درست همین عزّت و محبّت است که می تواند در دیگران مأثّر واقع شود. رسول خدا صلّی الله علیه و آله می فرمایند: «عَلَیكُمْ بِالْعَفْوِ فَإِنَّ الْعَفْوَ لَا یزِیدُ الْعَبْدَ إِلَّا عِزّاً فَتَعَافَوْا یعِزَّكُمُ اللَّهُ». بر شما باد به عفو و بخشش که همانا (قطعاً) عفو عزّت بنده را می افزاید، پس یکدیگر را ببخشید تا خداوند عزیزتان کند.[9]
هر كس بدى كند انتظار مقابله به مثل را دارد، مخصوصا افراد بد چون خودشان از این قماشند، و گاه یك بدى را چند برابر پاسخ مى ‏گویند، هنگامى كه ببینند كه طرف مقابل نه تنها بدى را به بدى پاسخ نمى ‏دهد، بلكه با خوبى و نیكى به مقابله برمى‏ خیزد، این جا است كه طوفانى در وجودشان برپا مى ‏شود، وجدانشان تحت فشار شدیدى قرار مى‏ گیرد و بیدار مى ‏گردد، انقلابى در درون جانشان صورت مى ‏گیرد، شرمنده مى ‏شوند، احساس حقارت مى ‏كنند، و براى طرف مقابل عظمت قائل مى ‏شوند. این جا است كه كینه ‏ها و عداوت ها با طوفانى از درون جان برخاسته و جاى آن را محبت و صمیمیت مى‏ گیرد.
بدیهى است این یك قانون غالبى است نه دائمى، زیرا همیشه اقلیتى هستند كه از این روش سوء استفاده مى ‏كنند، و تا زیر ضربات خرد كننده شلاق مجازات قرار نگیرند آدم نمى ‏شوند و دست از اعمال زشت خود بر نمى ‏دارند. البته حساب این گروه جدا است، و باید در برابر آن ها از شدت عمل استفاده كرد، ولى نباید فراموش كرد كه این دسته همیشه در اقلیت هستند، قانونى كه حاكم بر اكثریت است همان قانون «دفع سیئه بأحسنه» است.
و لذا ملاحظه مى ‏كنیم كه پیغمبر گرامى اسلام صلّی الله علیه و آله و پیشوایان معصوم علیهم السلام همیشه از این روش عالى قرآنى بهره مى‏ گرفتند، فى المثل به هنگام فتح مكه كه نه تنها دشمنان بلكه دوستان انتظار انتقام ‏جویى شدید مسلمین، و به راه انداختن حمام خون در آن سرزمین كفر و شرك و نفاق و كانون دشمنان سنگدل و بى ‏رحم داشتند، و حتى بعضى از پرچم داران سپاه اسلام در آن روز رو به سوى ابو سفیان كرده و شعار «الیوم یوم الملحمة، الیوم تسبى الحرمة، الیوم اذل اللَّه قریشاً/ امروز روز انتقام، روز از بین رفتن احترام نفوس و اموال دشمنان، و روز ذلت و خوارى قریش است» سر دادند، پیغمبر گرامى اسلام با جمله «اذهبوا فانتم الطلقاء/ بروید و همه آزادید» همه را مشمول عفو خود قرار داد، رو به سوى ابو سفیان فرمود و شعار انتقام جویانه را به این شعار محبت آمیز تبدیل فرمود: «الیوم یوم المرحمة الیوم اعز اللَّه قریشاً/ امروز روز رحمت است، امروز روز عزت قریش است».
همین عمل چنان طوفانى در سرزمین دل هاى مكیان مشرك بر پا كرد كه به گفته قرآن: «یدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْواجاً»، فوج فوج مسلمان شدند و آئین اسلام را با جان و دل پذیرا گشتند. ولى با تمام این احوال به طورى كه در تواریخ اسلام آمده است، پیامبر چند نفر را نام برد و از عفو عمومى مستثنا كرد، چرا كه افرادى خطرناك و غیر قابل بخشش بودند، اما بقیه را جز این چند نفر مشمول عفو عمومى ساخت، و در ضمن این جمله پر معنى را بیان كرد: من در باره شما همان مى‏ گویم كه یوسف در باره برادران خود كه بر او ستم كرده بودند گفت: «لا تَثْرِیبَ عَلَیكُمُ الْیوْمَ یغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ/ امروز ملامتى بر شما نیست، خدا شما را ببخشد كه او ارحم الراحمین است.[10]


خودآزمایی


1- « بخشش و گذشت» را به عنوان یکی از شیوه های امر به معروف و نهی از منکر توضیح دهید؟
2- با استناد به آیات قرآن توضیح دهید که دستور دین در مقابله با بدی های دیگران چگونه است؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام جلد 2 ص 61.
[2] مناقب آل أبی طالب علیهم السّلام (لابن شهرآشوب) ج‏ ٤ ص ١٩.
[3] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 107.
[4] سوره فصلت/ آیه 34 (ترجمه مکارم).
[5] سوره أعراف/ آیه 199 (ترجمه مکارم).
[6] البرهان فی تفسیر القرآن ج ‏2 ص 625.
[7] تفسیر نمونه ج ‏7 ص 63.
[8] سوره نور/ آیه 22 (ترجمه مکارم).
[9] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 108.
[10] تفسیر نمونه ج ‏20 ص 281 و 282.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: