کد مطلب: ۳۷۳۹
تعداد بازدید: ۱۳
تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۴
امر به معروف و نهی از منکر| ۱۵
خداوند از روی لطف، نیرویی در انسان ها به نام عقل قرار داده است که حکم می کند یکدیگر را به انجام نیکی (معروف) و دوری از بدی (منکر) وادارند و الزام کنند.

قاعده لطف

پیش از این بیان شد که شاید بتوان رایج ترین دلیل عقلی برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر در کلام فقها و متکلّمان شیعه را، «قاعده لطف» دانست. امّا اینک وقت آن فرا رسیده تا در مورد ماهیت قاعده لطف و کیفیت دلالت آن بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر بحث کنیم.
طبق این قاعده انسان که از منظر قرآن موجودی آزاد و با اختیار است، تکالیفی به عهده دارد و می تواند اطاعت یا نافرمانی کند، در این میان چون هدف از خلقت او، سعادت، کمال، قرب به خدا و در یک کلمه مقام عبودیّت پروردگار متعال – چنان چه قرآن کریم فرموده: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونَ». من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اين كه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)[1] - است، خدا به او لطف می کند و زمینه های سعادت و کمال را در اختیارش می گذارد. انزال کتب آسمانی و ارسال پیامبران و اولیاء الهی نیز از همین باب است.
امر به معروف و نهی از منکر هم از اموری است که به گسترش خوبی ها و محدود شدن زشتی ها کمک می کند، لذا لطف خدا اقتضاء می کند انسان ها را به آن تکلیف کند تا با عمل به آن در مسیر رشد قرار بگیرند. بر این اساس خداوند از روی لطف، نیرویی در انسان ها به نام عقل قرار داده است که حکم می کند یکدیگر را به انجام نیکی (معروف) و دوری از بدی (منکر) وادارند و الزام کنند. آن چه روشن است این است که معتقدان به وجوب عقلی، (علاوه بر ادلّه نقلی) اصل «امر به معروف و نهی از منکر» را بر اساس قاعده لطف واجب می دانند، امّا معتقدند حدود، مراتب و مراحل امر به معروف و نهی از منکر، با نقل (آیات و روایات) ثابت می شود، زیرا عقل به خصوصیاتی که در مراتب و مراحل هست، دسترسی ندارد، مانند واجبات دیگر همچون نماز، مثلاً عقل بر اصل وجوب شکر نعمت دهنده دلالت دارد، امّا چگونگی شکر (مثل نماز و ...) از طریق نقلی روشن می شود. خلاصه سخن این که به حکم عقل بر اساس «قاعده لطف»، امر به معروف و نهی از منکر واجب از سوی خداوند متعال بر بندگان او واجب است.
 


لزوم عقلی جلوگیری از معصیت
 


عقل همان گونه که معصیت مولی را قبیح و زشت می داند، «جلوگیری از معصیت مولی» را هم لازم می داند و این از جمله مبانی عقلی امر به معروف و نهی از منکر است. امام خمینی رحمة الله علیه در توضیح این مبنا می نویسد: «و الحقّ هو الأوّل، لاستقلال العقل بوجوب منع تحقّق معصية المولى و مبغوضه و قبح التواني عنه، سواء في ذلك التوصّل إلى النهي أو الأمور الأخر الممكنة ...».
(ترجمه): نظر حق و درست همان نظر اوّل (عقلی بودن نهی از منکر) است، زیرا یکی از احکام مستقلّ عقل آن است که باید از معصیت نسبت به مولی و تخلّف از دستورات او جلوگیری کرد. از نظر عقل، تفاوتی در شیوه های مختلف جلوگیری از معصیت، مانند نهی زبانی، یا اقدامات عملی که ممکن است، وجود ندارد؛ البته همه قبول دارند که اگر کاری، به طور کلّی مبغوض است - چه از مکلّفی صادر شود و چه غیر مکلّفی به آن اقدام کند - باید جلوی آن را گرفت. همچنین اگر انسان مکلّفی، اقدام به عمل ناپسند و زشت کند، باید مانع آن شد، و در هر دو مورد، یک ملاک وجود دارد: وقوع کاری که مورد نفرت و بُغض است، از این رو اگر حیوانی بخواهد چیزی را روی زمین بریزد که به مصلحت نیست، و انسان شاهد آن باشد، وظیفه جلوگیری دارد و بی تفاوتی اش، قبیح است و حتّی چنین فردی قابل مؤاخذه است؛ زیرا در برابر وقوع مبغوض، - با هر مرتبه ای از اهمیت - اقدامی نکرده است. همچنین اگر این شخص، ناظر معصیت فرد مکلّفی باشد، و برای جلوگیری از آن اقدامی نکند، از نظر عقل محکوم بوده، و به همان ملاک، قابل مؤاخذه است.[2]
برخی از روایات نیز شاهد این حکم عقلی است، از جمله امیر المؤمنین علیه السّلام می فرمایند: «وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللهِ مَنْقُوضَهً فَلاَ تَغْضَبُونَ وَ أَنْتُمْ لِنَقْضِ ذِمَمِ آبَائِکُمْ تَأْنَفُونَ». و شما می بینید که عهد خدا نقض می شود ولی غضب نمی کنید؛ در حالی که نسبت به نقض برخی پیمان های پدرانتان ناراحت می شوید (و واکنش نشان می دهید).‏[3] در واقع امام علیه السّلام طبق این روایت بر مبنای درک عقلی انسان ها که خود را در برابر «حقوق پدر» مؤظّف و مکلّف می بینند و هنگام نادیده گرفتن آن اعتراض می کنند، از اصحاب می خواهند در برابر نادیده انگاری حدود الهی اعتراض کنند و تسامح پیشه نسازند.
 


ضمانت اجرای قانون
 


یکی دیگر از ادلّه عقلی وجوب امر به معروف و نهی از منکر «ضمانت اجرای قانون» است. از منظر عقلی روشن است که بشر در زندگی محتاج قانون است و زندگی اجتماعی بدون قانون سامان نمی یابد. همین طور بدیهی است که قانون به ضمانت اجرا نیاز دارد، چون انسان ها به طور طبیعی از محدودیت های قانونی گریزان هستند، قانون اگر بدون پشتوانه و ضمانت اجرا باشد، جامعه را به نظم مطلوب نمی رساند، لذا ضمانت اجرا از ویژگی های اصلی قانون است. ضمانت اجرا نیز دو گونه است: 1- آمادگی هایی که انسان ها را به سمت قانون می کشاند و از تخلّف جلوگیری می کند. 2- کیفرهایی که برای متخلّفان در نظر گرفته می شود و در بازدارندگی از تخلّف اثر دارد.
امر به معروف و نهی از منکر در بخش اوّل، راهکاری برای ضمانت اجرای قانون است، زیرا ضمانت اجرا به دخالت مراجع رسمی و نهادهای دولتی اختصاص ندارد و حمایت عرف و افکار عمومی از جمله روش های آن است. به این ترتیب امر به معروف و نهی از منکر از احکام ابداعی نَقلی نیست و در همه جوامع و نظام های حقوقی، ماهیتی شناخته شده و مقبول دارد؛ هر چند که اسلام ضوابط خاصّی برای این موضوع عقلایی قرار داده است، با این تفاوت که در دیگر نظام های حقوقی، چون قانون، به «روابط اجتماعی» انسان ها اختصاص دارد، این ضمانت اجرا نیز در همان محدوده، ایفای نقش می کند، ولی در نظام حقوقی اسلام، چون قانون دایره گسترده تری دارد و ابعاد فردی زندگی را نیز در برمی گیرد، ضمانت اجرای آن هم وسیع تر نقش آفرینی می کند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این مطلب اشاره نموده و می نویسد: «أن القوة المجرية في الإسلام ليست هي طائفة متميزة في المجتمع بل تعم جميع أفراد المجتمع فعلى كل فرد أن يدعو إلى الخير و يأمر بالمعروف و ينهى عن المنكر». در اسلام، «قوه مجریه» گروه خاص و متمایزی نیست، بلکه این قوه همه افراد اجتماع را در برمی گیرد، پس تک تک افراد وظیفه دارند تا دعوت به خیر نموده و امر به معروف و نهی از منکر کنند.[4] بنا بر این اختیار و ضمانت اجرای امر به معروف و نهی از منکر منحصر به دولت نیست تا کارشکنی دولتمردان، خللی در آن ایجاد کند، بلکه چنین نقشی بر عهده عموم مردم نهاده شده، و البته دولت اسلامی نیز در این زمینه وظایف مختصّ به خود را دارد.
 


حق و تکلیف اجتماعی
 


امر به معروف و نهی از منکر دارای فلسفه روشنی است و تنها یک وظیفه تعبّدی نیست که از حکمت ها و ثمرات آن هیچ اطّلاعی در دست نباشد. پر واضح است که به حکم اجتماعی بودن بشر، در جوامع انسانی پیوندهای اجتماعی برقرار است و همین پیوندها موجب می شود تا هر کار خوب و بدی به بخش های دیگر اجتماع سرایت پیدا کند. لذا با پذیرش این مبنا، مبارزه با فساد یک حقّ اجتماعی است. طرح یک مثال معروف، ساده و کاردآمد در این موضوع می تواند به تبیین این حقیقت و روشن تر شدن آن کمک کند. در نظر بگیرید فردی را که با گروهی سوار کشتی شده و در وسط دریا جای خود را با تبر سوراخ می کند و به معترّضان می گوید: «من تنها در سهم خود تصرّف می کنم و کار من به شما مربوط نیست؛ یعنی شما حقّی برای مداخله ندارید». در چنین وضعیتی اگر دیگران حرف او را بپذیرند و برای خود و جامعه حقّی برای مداخله قائل نشده و او را از این کار باز ندارند، غرق شدن و هلاکت سرنوشت کل مسافران کشتی خواهد شد.
حالِ جامعه انسانی نیز حال همین کشتی و مسافران آن است. این طور نیست که رفتارهای اعضای این اجتماع بزرگ روی دیگران بی تأثیر باشد. انسان ها می توانند نقش بسزایی در سعادت و شقاوت همدیگر داشته باشند. به همین دلیل است که دین مبین اسلام علاوه بر احکام و آداب فردی، به احکام و آداب اجتماعی نیز پرداخته و برای آن اهمّیّت ویژه ای قائل است. اساساً مسلمان و مؤمنی که تحت تربیت و آموزش معارف ناب اسلامی قرار می گیرد، فردی اجتماعی خواهد بود که وجودش در میان مردم منشأ خیرات و برکات فراوانی است. در غیر این صورت حتماً از اسلام بویی نبرده گرچه در ظاهر در لباس مسلمین باشد.
بنا بر این امر به معروف و نهی از منکر دخالت بی مبنا و غیر موجّه در زندگی خصوصی دیگران نیست، زیرا اسلام دخالت نامشروع و ناموجّه را حرام می شمرد، چنان چه قرآن کریم در سوره حجرات می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً ...» اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمان ها گناه است و هرگز (در كار ديگران) تجسّس نكنيد و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند.[5] محدوده امر به معروف و نهی از منکر ناهنجاری های آشکار اجتماعی است که در سرنوشت جامعه دخالت داشته، و سرنوشت همه افراد در آن جا به هم گره خورده است. انحراف هر شهروندی، در سرنوشت کل یا بخشی از جامعه اثر می گذارد، بنا بر این باید گفت کسی حق ندارد حق دخالت شهروندانی را که امر به معروف و نهی از منکر می کنند، انکار کند و بگوید به دیگران مربوط نیست.[6]
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی بررسی خواهیم کرد، ان شاء الله.
 


خودآزمایی
 


1- قاعده لطف و کیفیت دلالت آن بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر را توضیح دهید؟
2- نظر علّامه طباطبایی در باره نیروی اجرایی در اسلام را بیان کنید؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1] سوره ذاریات/ آیه 56 (ترجمه مکارم).
[2] المكاسب المحرمة (للإمام الخميني) ج ‌1 ص 204.
[3] نهج البلاغة خطبه 106.
[4] الميزان في تفسير القرآن ج ‏4 ص 124.
[5] سوره حجرات/ آیه 12 (ترجمه مکارم).
[6] برگرفته از کتاب: امر به معروف و نهی از منکر در آیینه قرآن کریم ص 60 تا 67.
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: