کد مطلب: ۴۱۹۷
تعداد بازدید: ۳۲۷
تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۰
امر به معروف و نهی از منکر| ۳۰
یعنی باید امکان تأثیرگذاری باشد و این احتمال وجود داشته باشد که با این امر به معروف و نهی از منکری که صورت می گیرد، آن شخصی که مرتکبِ منکر شده یا معروف را ترک کرده، به خود بیاید و یا مجبور به تغییر وضعیت گردد...
شرط دوّمی که فقها برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر برشمرده اند، «احتمال تأثیر» است. یعنی باید امکان تأثیرگذاری باشد و این احتمال وجود داشته باشد که با این امر به معروف و نهی از منکری که صورت می گیرد، آن شخصی که مرتکبِ منکر شده یا معروف را ترک کرده، به خود بیاید و یا مجبور به تغییر وضعیت گردد؛ مثلاً از عملِ منکرش دست بکشد. امّا اگر شخص ببیند امر و نهی او تأثیری ندارد، امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب نیست، مثل این که گناه کار، شخصِ مُعاندی است؛ یعنی عمداً و از روی لج بازی، آن معصیت را انجام می دهد و به هیچ وجه از کار زشتش دست نمی کشد. [1] از امام صادق علیه السّلام در باره معنای حدیث نبوی که فرموده اند: «إِنَ‏ أَفْضَلَ‏ الْجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ‏ عِنْدَ إِمَامٍ‏ جَائِرٍ/ همانا برترین جهاد، (گفتن) حرف حق نزد سلطان ظالم است»، سؤال شد، امام در پاسخ فرمودند: «هَذَا عَلَى أَنْ یأْمُرَهُ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ وَ هُوَ مَعَ ذَلِكَ یقْبَلُ مِنْهُ وَ إِلَّا فَلا». معنی این حدیث آن است که سلطان ظالم را پس از آن که حق را شناخت، امر به حق کند در حالی که (می داند یا احتمال می دهد) با این وجود سلطان از او (این امر به معروف را) می پذیرد، وگرنه (چنان چه می داند که نمی پذیرد) پس دیگر تکلیفی ندارد.[2]
باید دقّت داشت که امر به معروف و نهی از منکر در شمار تکالیفی قرار دارد که برای واجب شدنشان، احتمال تأثیر کافی است و این گونه نیست که حتماً مکلّف، علم و قطع پیدا کند که امر و نهی او اثر دارد، آن گاه بر او واجب شود. بر اساس این شرط اگر علم یا اطمینان به عدم تأثیر داشته باشد، امر و نهی واجب نخواهد بود.[3]
البته شرط تأثیر به جهت ترک کار بی فایده است و نباید بهانه ای برای ترک امر به معروف و نهی از منکر شود.[4] به همین دلیل است که باید عدم احتمال تأثیر، عقلائی باشد به این معنا که نباید برای فرار از امر به معروف و نهی از منکر، به صرف یک احتمال ضعیف و غیر معقول، اقدام به ترک این فریضه نمود. در برخی از آیات قرآن می توان این مطلب را مشاهده کرد، از جمله می توان به ماجرای گروهی از بنی اسرائیل (اصحاب سبت) اشاره کرد که کنار دریا زندگی می کردند (پیش از این در مورد آن ها توضیح داده شد) و روزهای شنبه که صید و کار برایشان حرام بود، ماهی ها را به مکان های صید هدایت نموده و روز بعد صید می کردند و به این ترتیب با دور زدن قانون الهی، حرمت روز شنبه را ضایع می نمودند. گروهی از مؤمنانِ قوم، خلافکارها را از این حرمت شکنی آگاه و آنان را موعظه و نهی می کردند؛ ولی گروه دوّمی از مؤمنان با این که خود حرمت شنبه را حفظ می نمودند، امّا گروه عصیان پیشه را نهی از منکر نمی کردند، حتّی به آمران و ناهیان هم اعتراض کرده و می گفتند: «وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِیداً/ و (به یاد آر) هنگامى را كه گروهى از آن ها (به گروه دیگر) گفتند: چرا جمعى (گنه كار) را اندرز مى ‏دهید كه سرانجام خداوند آن ها را هلاك خواهد كرد، یا به عذاب شدیدى گرفتار خواهد ساخت؟! (آن ها را به حال خود واگذارید تا نابود شوند!)».[5] ناهیان از منکر در جواب به این اعتراض گفتند: «قالُوا مَعْذِرَةً إِلى‏ رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ یتَّقُونَ/ گفتند: (این اندرزها،) براى اعتذار (و رفع مسئولیت) در پیشگاه پروردگار شماست به علاوه شاید آن ها (بپذیرند، و از گناه باز ایستند، و) تقوا پیشه كنند».[6]
 آن ها امیدوار بودند که نهی آنان اثری داشته باشد و به خاطر این احتمال و نیز عذر داشتن نزد خدا، نهی از منکر می کردند. سرانجامِ کار هم نجات ناهیان از منکر شد[7]، و دو گروه دیگر (گناه کاران و کسانی که نهی از منکر نمی کردند) به عذاب الهی هلاک شدند: «فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَینَا الَّذِینَ ینْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِیسٍ بِما كانُوا یفْسُقُونَ/ امّا هنگامى كه تذكّراتى را كه به آن ها داده شده بود فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسید و) نهى كنندگان از بدى را رهایى بخشیدیم و كسانى را كه ستم كردند، به خاطر نافرمانیشان به عذاب شدیدى گرفتار ساختیم.[8]
بنا بر این برای ترک امر به معروف و نهی از منکر، صرف احتمال تأثیر نداشتن نمی تواند مجوّز ترک باشد و چنان چه فقها فرموده اند، باید علم یا اطمینان به عدم تأثیر برای فرد حاصل شود تا وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط شود. امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «إِنَّمَا یؤْمَرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ مُؤْمِنٌ فَیتَّعِظُ أَوْ جَاهِلٌ فَیتَعَلَّمُ ...». فقط کسی امر به معروف و نهی از منکر می شود که مؤمنی موعظه پذیر باشد و یا جاهلی که قصد یادگیری دارد.‏[9]
روزی امام صادق علیه السّلام فردی را که برای مردم ایجاد زحمت کرده بود و مسیر عبور و مرور ایشان را مسدود ساخته بود، موردِ نهی قرار دادند، امّا او با بی ادبی کلام حضرت را نپذیرفت و به کار خود ادامه داد. وقتی امام علیه السّلام رفتار ناشایست او را مشاهده کردند و بر دیگران نیز معلوم شد که قصد اصلاح رفتار خود را ندارد، «فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع بِخِطَامِ بَعِیرٍ لَهُ مَقْطُوراً فَطَأْطَأَ رَأْسَهُ فَمَضَى»‏ حضرت افسار شتر خود را گرفته و سر به زیر انداختند و رفتند.[10]
البتّه باید توجّه داشت، گاهی این گونه است که اگر فقط یک نفر امر به معروف و نهی از منکر کند بی تأثیر است و شخصی که مرتکبِ منکر و تارکِ معروف است، ترتیب اثر نمی دهد و اعتنا نمی کند، ولی اگر افراد متعدّدی او را امر به معروف و نهی از منکر کنند، مؤثّر واقع می شود. و یا گاهی بعضی از اشخاص از یک بار امر به معروف و نهی از منکر، متنبّه نمی شوند ولی اگر افرادْ مکرّراً در زمان ها و مکان های مختلف، به نوبت و به تدریج او را امر و نهی کنند، تأثیر می پذیرد. در چنین حالاتی به تناسبِ مورد، هرکس باید به وظیفه اش عمل کند؛ مثلاً به طورِ مکرّر، امر و نهی کند یا افراد متعدّد به همراه هم یا به طور پراکنده، امر و نهی کنند تا فرد خطاکار از معصیت خود دست بردارد.[11] این نشان می دهد که دین مبین اسلام به شدّت از بی تفاوتی مردم نسبت به اصلاح برادران و خواهران دینی و در نتیجه جامعه اسلامی، کراهت دارد و افراد بی درد و بی تفاوت را مورد سرزنش و بازخواست قرار می دهد.
از نظر اسلام تنها امر و نهی مهم نیست، بلکه آن چه از اهمیّت بالایی برخوردار است، تلاش در راستای اصلاح افراد و برچیده شدن بساط گناه و آلودگی از جامعه مسلمین است تا بستر رشد و تعالی بندگان، هر چه بیشتر مهیّا شود و در این فضای مساعد، مؤمنین بتوانند در مسیر عبودیت و بندگی پروردگار هر چه بیشتر و سریع تر طی طریق کنند. بنا بر این هر گاه بدانیم شخص گناه کار با یک بار تذکّر دست از گناه نمی کشد، امّا اگر چند بار و به شکل های مختلف، امر به معروف و نهی از منکر شود، ممکن است از خطای خود دست بردارد، باید آن شیوه را نیز به کار بست تا به امید خدا جلوی انحراف فرد و جامعه گرفته شود. به راستی اگر امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما، به این شکل و به صورت مستمرّ اجرا می شد، امروز شاهد این هجم وسیع از گناه و فساد در میان برخی از مسئولین و آحاد مختلف جامعه بودیم؟
در روایتی از امام صادق علیه السّلام آمده است که فرمودند: «إِنَّهُ قَدْ حَقَّ لِی أَنْ آخُذَ الْبَرِی‏ءَ مِنْكُمْ بِالسَّقِیمِ وَ كَیفَ لَا یحِقُّ لِی ذَلِكَ وَ أَنْتُمْ‏ یبْلُغُكُمْ‏ عَنِ‏ الرَّجُلِ‏ مِنْكُمُ‏ الْقَبِیحُ‏ فَلَا تُنْكِرُونَ‏ عَلَیهِ‏ وَ لَا تَهْجُرُونَهُ وَ لَا تُؤْذُونَهُ حَتَّى یتْرُكُ». سزاوار است برای من که بی گناه را به واسطه گنه کار، مؤاخذه کنم و چرا چنین چیزی برای من شایسته نباشد در حالی که درباره ی اعمال بد کسی از میان شما، به شما خبر می رسد، و شما بر او انکار نمی کنید (او را نهی از منکر نمی کنید) و از او دوری نمی نمایید و او را موردِ اذیّت قرار نمی دهید تا عمل زشت خود را ترک کند.‏[12]
همان طور که از کلام امام صادق علیه السّلام پیداست، مؤمنین باید از هر راه صحیحی که می تواند جلوی خطای فرد گناه کار را بگیرد، استفاده کنند. مثلاً اگر با نهی از منکر زبانی این مقصود حاصل می شود، نهی از منکر کنند. اگر نهی از منکر زبانی اثر ندارد، ولی راه دیگری مانند دوری کردن و بی محلّی نسبت به گناه کار باعث می شود تا فرد خاطی متنبّه شده و از کرده خود پشیمان گردد، باید همان راه را در پیش گیرند تا نتیجه حاصل شود. این در حالی است که حتّی ممکن است گاهی فرد گناه کار از این گونه رفتار (مثل بی محلّی) آزار هم ببیند، ولی در صورتی که این آزار برای انتباه و بیداری او نیاز باشد، نباید از آن دریغ کرد. ان شاء الله در آینده در باره راهکارها و أشکال مختلف امر به معروف و نهی از منکر بحث خواهیم کرد و در مورد این مطلب در آن جا بیشتر توضیح خواهیم داد.


خودآزمایی


1- شرط دوّم امر به معروف و نهی از منکر را توضیح دهید؟
2- آیا صرف احتمال عدم تأثیر امر به معروف و نهی از منکر، مجوّز ترک آن است؟ (توضیح دهید)
 

پی‌نوشت‌ها

 

[1] دو فرمان الهی برای امت برتر: گفتاری فشرده و جامع پیرامون امر به معروف و نهی از منکر ص 68 و 69.
[2] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏5 ص 60.
[3] امر به معروف و نهی از منکر در آیینه قرآن کریم ص 150 (به نقل از تحریرالوسیله ج 1 ص 444، شرط دوم، مسئله 1 تا 20).
[4] حافظان حریم امر به معروف در عصر ما ص 94 پاورقی 2.
[5] سوره اعراف/ آیه 164 (ترجمه مکارم).
[6] همان.
[7] امر به معروف و نهی از منکر در آیینه قرآن کریم ص 151.
[8] سوره اعراف / آیه 165 (ترجمه مکارم).
[9] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏5 ص 60.
[10] همان ص 61.
[11] دو فرمان الهی برای امت برتر: گفتاری فشرده و جامع پیرامون امر به معروف و نهی از منکر ص 69 و 70.
[12] وسائل الشیعة ج ‏16 ص 145.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: