کد مطلب: ۴۸۷۵
تعداد بازدید: ۴۵
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۳:۳۰
شرح دعای مکارم‌الاخلاق| ۹۹
مفهوم اصطلاحى جدال آن است كه انسان از مسلّمات طرف مقابل عليه او بهره ‏بردارى كند، يعنى در مقام استدلال از مقدماتى كه طرف قبول دارد استفاده كند كه اين روش براى إقناع يا إسكات طرف مقابل بسيار مؤثّر است و چنان چه كيفيت برخورد در اين گونه استدلال، متين و خوب باشد همان جدال أحسن است كه قرآن آن را تحسين كرده.
در نوشتار قبل دو مورد از اسباب ایجاد نفرت و دشمنی را بررسی کردیم و اکنون به بیان سایر موارد آن خواهیم پرداخت.
 

جدال


راغب اصفهانى در مفهوم لغوى جدال مى ‏گويد:
«الجدال المفاوضة على سبيل المنازعة و المغالبة واصله من جدلت الحبل‏ اى احكمت فتله».
جدال عبارت است از بحث و گفتگويى كه به منظور كوبيدن طرف و غالب شدن بر او صورت مى ‏گيرد و علت اين كه به اين گونه مباحث مجادله مى‏ گويند اين است كه دو نفر در برابر يكديگر به بحث و مشاجره مى‏ پردازند تا هر كدام فكر خود را بر ديگرى تحميل كند. و ريشه كلمه «جدال» از «جدلت الحبل» (طناب را محكم تابيدم) گرفته شده است، چون كسى كه چنين سخن مى‏ گويد مى‏ خواهد ديگرى را با سخن و رأى خود بپيچاند تا در نتيجه طرف مقابل با زور از افكار و عقايد خود دست بردارد.
و امّا مفهوم اصطلاحى جدال آن است كه انسان از مسلّمات طرف مقابل عليه او بهره ‏بردارى كند، يعنى در مقام استدلال از مقدماتى كه طرف قبول دارد استفاده كند كه اين روش براى إقناع يا إسكات طرف مقابل بسيار مؤثّر است و چنان چه كيفيت برخورد در اين گونه استدلال، متين و خوب باشد همان جدال أحسن است كه قرآن آن را تحسين كرده. مجادله از موضوعاتى است كه بسيارى از مردم به آن مبتلا هستند و در ابعاد مختلف آن مى ‏توان به تفصيل سخن گفت.[1]


جدال أحسن و جدال غیر أحسن


‏اسلام به طور كلى از جدال نهى نكرده است بلكه در مواردى از قرآن به پيامبر امر مى‏ كند كه با مردم مجادله كند، زيرا بحث و گفتگو در مسائل به خاطر ارشاد و راهنمايى مردم لازم و ضرورى است و چه بسا افرادى كه در اثر اين گونه مجادله و مباحثه توانسته ‏اند عدّه زيادى را به خير و سعادت دعوت كنند و از گمراهى نجات دهند. قرآن كريم مى‏ فرمايد:
«ادْعُ الى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ انَّ رَبَّكَ هُو اعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ اعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ‏».
با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت نما و با آن ها با طريقى كه نيكوتر است استدلال و مناظره كن. پروردگار تو از هر كسى بهتر مى ‏داند چه كسانى از طريق او گمراه شدند و چه كسانى هدايت يافته ‏اند.[2]
و در مورد ديگر مى فرمايد:
«وَ لا تُجادِلُوا اهْلَ الْكِتابِ الّا بِالَّتى هِىَ احْسَنُ الَّا الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَ قُولُوا آمَنّا بِالَّذى انْزِلَ الَيْنا وَ انْزِلَ الَيْكُمْ وَ إلهُنا و إلهُكُمْ وَاحِدٌ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ‏».
با اهل كتاب جز با روشى نيكوتر مجادله نكنيد مگر كسانى از آن ها كه مرتكب ظلم و ستم شدند، و به آن ها بگوييد ما به تمام آن چه از سوى خدا بر ما و شما نازل شده ايمان داريم، معبود ما و شما يكى است و ما در برابر او تسليم هستيم.[3]
بنا بر اين، مجادله مطلقا مذموم نيست و قرآن كريم از گفتگو و بحث هاى منطقى نهى نكرده بلكه بحث و جدالى مذموم و ناپسند است كه سركوب گرانه و همراه با فرياد و جنجال و خشونت باشد و سر انجام به هتك حرمت و ريختن آبروى مردم منتهى شود، وگر نه در صورتى كه هدف از بحث و مجادله برترى جويى نباشد، بهترين راه براى روشن شدن حقايق خواهد بود. در روايات اسلامى مطالب زيادى پيرامون مناظرات پيامبر اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) با مخالفان آنان به چشم مى ‏خورد كه با مراجعه به احتجاج هاى آنان حقيقت مطلب روشن مى ‏شود. گذشته از اين، ائمه معصومين (ع) به اصحاب و پيروان خود (كسانى كه قدرت علمى داشتند) دستور مى ‏دادند كه بروند و با مخالفان مناظره كننده و به بحث و گفتگو بپردازند و اين خود دليلى بر اين است كه مجادله به طور كلى از نظر اسلام مذموم و ناپسند نيست.[4]
مناظرات حسن بن فضال، مؤمن الطّاق، هشام بن حكم، جابر جعفى با دشمنان حق و با معاندان و منكران از نوع جدال أحسن بوده كه حضرت صادق (ع) هميشه آن بزرگواران را به برخورد با مخالفان از طريق جدال أحسن ترغيب و تشويق مى ‏كرد و بلكه مناظره كردن آنان را با خصم واجب و لازم مى ‏دانست و اگر به بعضى از اصحاب و ياران مى ‏فرمايد: با دشمن مناظره نكنيد كه مناظره حرام است، به خاطر اين بود كه آنان تخصصى در امر مناظره و جدال أحسن نداشتند.
خلاصه: جدال أحسن در موردى است كه‏ اولًا: جدال كننده در امر مناظره با خصم، داراى تخصّص كافى باشد و ثانياً: مخالف و منكر حق بخواهد به حق و حقيقت راه يابد، در غير اين صورت جدال و مجادله و مراء و نزاع مشروع نيست و ورود در آن از نظر شارع حرام است.[5]
آن جا كه انسان تخصص در بحث ندارد و براى او از نظر علمى و دينى قدرت رودررويى با مخالف نيست و يا غرض انسان از جدال و مراء، اظهار فضل و كمال و خودنمايى و به عجز آوردن و ذليل كردن مردم است و پاى تعصّب جاهلانه و يا ترويج باطل در كارست، بدون شك جدال حرام است و اين جدال در حقيقت، حجابى است كه بر چهره حق پوشانده مى ‏شود و خورشيد واقعيت را در پس ابرهاى تيره دشمنى و كينه‏ ورزى مى ‏برد. اين نوع جدال در تاريخ حيات، يا كارِ رياكاران و يا عمل جاهلان و يا اخلاق اقوامى بود كه در برابر انبياى الهى بر باطل خود پافشارى داشتند و در عين روشن بودن حقيقت، به خاطر پيروى از شهوات و تكيه بر محسوسات نمى ‏خواستند به قبول واقعيت ‏ها تن دهند.
قرآن مجيد محصول اين گونه مجادلات را غضب رب و آتش جهنم در روز قيامت مى‏ داند:
«كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ‏».[6]
پيش از آنان قوم نوح و اقوامى كه بعد از آنان بودند [پيامبرانشان را] تكذيب كردند، و هر امّتى آهنگ پيامبر خود كردند تا او را دستگير كنند [و از ابلاغ دين بازش دارند، يا از وطن بيرونش نمايند، يا او را بكشند] و با توسّل به باطل براى نابود كردن حق و از ميان بردن آن مجادله و ستيزه كردند، پس من هم آنان را [به عذاب‏] گرفتم، پس [بنگر كه‏] عذاب من چگونه بود.[7]
اگر غرض از جدال خصومت و اظهار فضل و كمال باشد از ديدگاه قرآن جايز نيست، زيرا كسى كه اين گونه مجادله مى ‏كند خود را نساخته و تزكيه نكرده و علايق مادّى و دنيوى را از خود دور نكرده است و علّت اين كه در موقع احرام حج و عمره جدال تحريم شده اين است كه با فلسفه احرام كه فرو ريختن علايق مادّى و مفاخر دنيوى است منافات دارد. قرآن مى ‏فرمايد:
«... فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِى الْحَجِّ ...».
در حج آميزش جنسى با زنان و گناه و جدال نيست.[8] بى شك، جدال به خاطر خصومت و تفوّق جويى و برترى طلبى آثار سوئى دارد. یکی از آثار سوء جدال غیر أحسن، ایجاد حس نفرت و کینه و دشمنی در دیگران است. امير المؤمنين (ع) در روايتى به اين جهت مردم را از مجادله نهى كرده كه مجادله موجب عداوت و دشمنى است:
«إِيَّاكُمْ‏ وَ الْمِرَاءَ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهُمَا يُمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَى الْإِخْوَانِ وَ يَنْبُتُ عَلَيْهِمَا النِّفَاقُ».
از مجادله و ستيزه‏ جويى بپرهيزيد، زيرا اين دو دل هاى برادران دينى را نسبت به يكديگر مكدّر مى ‏كند و بذر نفاق را پرورش مى ‏دهد.[9]
ترديدى نيست كسى كه مى ‏داند حق با او نيست ولى براى اثبات مطلب خود پافشارى و اصرار مى ‏كند و مى ‏خواهد با زور افكار و عقايد خود را به مردم تحميل كند، خصلت برترى‏ جويى بر او چيره شده و عواقب شوم مجادله دامن گير او خواهد شد. اين گونه افراد در ميان مردم محبوبيت ندارند و سرانجام در زمره مستكبران محشور خواهند شد.[10] بزرگان در باره تبعات سوء جدال غیر أحسن و پیامدهای شوم آن، موارد متعددی دیگری را نیز نام برده اند، که ما به جهت آن که از اصل موضوع فاصله نگیریم به ذکر آن ها نپرداختیم. ولی از باب اشاره (به خاطر اهمیت موضوع) خوب است قسمتی از سخنان شهید ثانی در این رابطه را حُسن ختام این نوشتار قرار دهیم.
مرحوم زین الدین بن علی، مشهور به شهید ثانی، از علمای طراز اوّل جهان تشیّع، در کتاب شریف «منیة المرید»، جدال غیر أحسن را از جهت آثار و پیامدهای سوئی که دارد، به خوردن شراب تشبیه کرده و از برای آن دوازده اثر نامبارک را نام می برد. ایشان در مقدّمه بحث می نویسد:
«اعلم أن المناظرة الموضوعة لقصد الغلبة و الإفحام و المباهاة و التشوق لإظهار الفضل هي منبع جميع الأخلاق المذمومة عند الله تعالى المحمودة عند عدوه إبليس و ...».
(ترجمه): بايد متوجه باشيم مناظره ‏اى كه به منظور غلبه بر ديگران و اسكات طرف و تمايل عصبى به اظهار فضل صورت مى ‏گيرد، منبع و سرچشمه همه خوى ‏ها و رفتارهايى است كه از نظر خداوند متعال ناستوده ولى از ديدگاه ابليس ستوده است. همان گونه كه اگر كسى ميان شرب خمر و ساير گناهان و زشت ‏كارى ‏ها مخيّر باشد و شرب خمر را به خاطر ناچيز شمردن جُرم آن، بر ديگر گناهان ترجيح دهد و در نتيجه همين گناه به طرف گناهان ديگر كشيده شود، همين گونه نيز اگر بر روحيه كسى حس علاقه به غلبه بر ديگران و اسكات آن‏ ها در مناظره و جاه طلبى و مباهات بر ديگران چيره و مستولى گردد، اين‏ گونه تمايلات او را به اظهار و ارتكاب علنى تمام پليدى‏ ها سوق مى ‏دهد.[11]
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


خودآزمایی


1- جدال أحسن و جدال غیر أحسن را تعریف کنید؟
2- حدیثی در مورد «ایجاد دشمنی و نفرت» به سبب جدال غیر أحسن بنویسید؟

[1] نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى (مهدوی کنی، محمّدرضا) ص 688 و 689.
[2] سوره نحل/ آیه 125.
[3] سوره عنکبوت/ آیه 46.
[4] نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى (مهدوی کنی، محمّدرضا) ص 689 و 690.
[5] عرفان اسلامى (انصاریان، حسین) ج ‏10 ص 86.
[6] سوره غافر/ آیه 5.
[7] عرفان اسلامى (انصاریان، حسین) ج ‏10 ص 86 و 87.
[8] سوره بقره/ آیه 197.
[9] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 300.
[10] نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى (مهدوی کنی، محمّدرضا) ص 692 تا 694. [با دخل و تصرّف و تلخیص].
[11] منية المريد في أدب المفيد و المستفيد ص 315 (ترجمه عبارت از حسین انصاریان).
 
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: