کد مطلب: ۶۰۲۶
تعداد بازدید: ۱۰۹
تاریخ انتشار : ۲۸ آذر ۱۴۰۱ - ۲۰:۵۵
قصه‌ها و نکته‌ها پیرامون امامت | ۷۸
روزی پيامبر به نخلستان آمد و افراد مشغول تلقيح نخل‌ها بودند و شكوفه‌های نر را به شكوفه‌های ماده می‌رسانند. پرسيد: چرا اين كار را می‌كنيد؟ گفتند: برای اين‌كه خرما ثمر خوبی‌ بدهد. گفت: اگر اين كار را نكنيد، بهتر است. آنها به حرف پيامبر عمل كردند و تلقيح نكردند و خرماها فاسد شد.

بيگانه با قرآن و عترت(ع)


درباره‌ی پيامبر اكرم(ص) نيز سخنانی‌ می‌گويند كه حتّی بيان آن به عنوان مسلمان شرم‌آور است؛ از جمله: پيامبر اکرم(ص) فقط در مقام ابلاغ وحی‌ به مردم معصوم است، ولی‌ در ساير موارد ممكن است اشتباه كند. مثلاً حضرت نماز سه ركعتی‌ را چهار ركعت خواند و يا در نماز به خواب رفت، آنگاه از خواب پريد و نماز را ادامه داد! و يا می‌گويند پيامبر روزی به عايشه گفت: بيا با هم در دويدن مسابقه بدهيم تا ببينيم كدام جلو می‌افتيم؟!
يا اينكه از عايشه نقل می‌كنند در مسجدالنّبی‌ حبشی‌ها آواز می‌خواندند و پايكوبی‌ می‌كردند، رسول خدا(ص) به من گفت: بيا تماشا كن كه چقدر خوب می‌رقصند! از پنجره‌ی مشرف به مسجد تماشا می‌كرديم، به آنها گفت: ای حبشی‌زادگان، بزنيد و برقصيد و پايكوبی‌ كنيد تا دنيای يهود و نصاری بدانند كه دين ما هم ذوق هنری دارد. در همين حال، عمر وارد شد؛ آنها تا عمر را ديدند، ترسيدند و فرار كردند. رسول خدا گفت: عمر هيبتی‌ دارد كه شياطين جنّ و انس از او فرار می‌كنند!
هدف از نقل مطالب سخيف و نادرست اين است كه می‌خواهند اثبات كنند پيامبر يک شخص عادی بوده، اگر كه گفته باشد:
«عَلِیٌّ مِنِّی وَ اَنَا مِنْ عَلِیٍّ»؛
«علی‌ از من است و من از علی‌ هستم».
مطلب مهمّی‌ نيست؛ مگر خودش كه بوده كه گفتارش دارای اهمّیّتی باشد؟!
مورد ديگر اينكه می‌گويند روزی پيامبر به نخلستان آمد و افراد مشغول تلقيح نخل‌ها بودند و شكوفه‌های نر را به شكوفه‌های ماده می‌رسانند. پرسيد: چرا اين كار را می‌كنيد؟ گفتند: برای اين‌كه خرما ثمر خوبی‌ بدهد. گفت: اگر اين كار را نكنيد، بهتر است. آنها به حرف پيامبر عمل كردند و تلقيح نكردند و خرماها فاسد شد. روز ديگر رسول اكرم(ص) به نخلستان آمد و خرماها را فاسد ديد. علّت را پرسيد. گفتند: شما گفتيد تلقيح نكنيد، ما هم تلقيح نكرديم و فاسد شده است. فرمود: معلوم شد خيلی‌ با دنيای شما آشنا نيستم؛ شما بهتر از من می‌دانيد!
اينها را می‌گويند برا اين كه اثبات كنند، اگر ما گفتيم او برای حكومت پس از خود كسی‌ را معيّن نكرده، چون خودش گفته است: من با امور دنيا آشنا نيستم؛ خودتان مدير و مدبّر امور زندگی‌ خودتان را انتخاب كنيد، من فقط آنچه را بايد بگويم می‌گويم.
تمام اين انحرافات از آنجا نشأت گرفته است كه از خاندان عصمت(ع) دور افتاده‌اند. لسان قرآن را كنار گذاشته و خواسته‌اند خودشان به اقيانوس بيكران قرآن وارد شوند و چيزی بفهمند و به اين ضلالت‌ها مبتلا گشته‌اند.

 

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله سید محمد ضیاءآبادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: