کد مطلب: ۶۳۲۷
تعداد بازدید: ۲۲۵
تاریخ انتشار : ۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۱۲:۳۷
نامه شماره ۲۸
البته لازم به ذکر است که به اعتراف خود ایشان، بنده از لحاظ مالی و اخلاقی هیچ مشکلی ندارم، نمی‌دانم مسائل اخلاقی‌اش را به پدر و مادرش بگویم یا نه، اگر نگویم و او را طلاق دهم، چون کسی در جریان نیست، حتماً به فساد (بیشتر) کشیده می‌شود؛ و اگر بگویم، نمی‌دانم [که آیا] مدارکم ـ حتی تعهدی که از او همراه با امضا و اثر انگشت گرفته‌ام ـ برای اثباتش کافی است یا نه.

نامه شماره ۲۸


حضور حضرت آیت الله العظمی صافی
ضمن عرض سلام
جوانی هستم 25 ساله، مدت سه ماه است ازدواج کرده‌ام. در طول این سه ماه متوجه شده‌ام همسرم با من ناسازگاری و لجاجتِ بی‌مورد دارد؛ مدام بهانه‌های بی‌خود می‌گیرد و منتظر فرصت و بهانه‌ای است تا از من جدا شود. این‌طور که من در این مدت فهمیدم و خودش هم اعتراف کرده، قبل از ازدواج موارد اخلاقی داشته ـ رابطه با پسر ـ و دختر سر به زیری نبوده است، به طوری که مدارکی هم در این مورد از او پیدا کرده‌ام ـ نامه‌های عاشقانه، شماره تلفن و غیره ـ من همیشه او را نصیحت می‌کردم تا شاید اصلاح شود. حتی یک بار او را تهدید کردم چیزهایی را که فهمیده‌ام به پدر و مادرش می‌گویم و از او تعهد کتبی با امضا و اثر انگشت گرفتم، اما مؤثر واقع نشد.
البته شاید، به ظاهر، کمی مشکل اخلاقی‌اش اصلاح شد، اما در مورد ناسازگاری و لجاجت، الان مدت دو هفته است که به خاطر همین مسائل، او را به خانه پدرش برده‌ام؛ چون گفته من نمی‌توانم با تو زندگی کنم و طلاق می‌خواهد. ما هم برای طلاق استخاره کردیم، استخاره خوب آمد، اما ممکن است با پادرمیانی ریش‌سفیدهای فامیل و بزرگ‌ترها، دوباره مجبورش کنند که برگردد ـ البته با توجه به اینکه هیچ کس از موضوع مسائل قبل از ازدواجش خبر ندارد و با علم به اینکه می‌گوید: پدرم مرا به ازدواج با تو مجبور کرد ـ من برای آخر و عاقبتم و طلاق دادن او، استخاره کرده‌ام و خوب آمد. حالا به نظر شما چه کنم؟ به حرف بزرگ‌ترها و ریش‌سفیدها، گوش کنم یا به استخاره عمل کنم؟ اگر لازم می‌دانید شما هم استخاره‌ای در این مورد بنمایید؛ چون من اصلا به او اعتماد ندارم و از آینده‌ام و زندگی با او و احتمالاً خیانت او می‌ترسم و مانده‌ام چه کار کنم؟!
البته لازم به ذکر است که به اعتراف خود ایشان، بنده از لحاظ مالی و اخلاقی هیچ مشکلی ندارم، نمی‌دانم مسائل اخلاقی‌اش را به پدر و مادرش بگویم یا نه، اگر نگویم و او را طلاق دهم، چون کسی در جریان نیست، حتماً به فساد (بیشتر) کشیده می‌شود؛ و اگر بگویم، نمی‌دانم [که آیا] مدارکم ـ حتی تعهدی که از او همراه با امضا و اثر انگشت گرفته‌ام ـ برای اثباتش کافی است یا نه.
با تشکر و عذرخواهی از اینکه وقتتان را گرفتم و مطلب به درازا کشیده شد، اما لازم دیدم تمام مسائل را، به طور گسترده و باز خدمتتان ارایه نمایم، تا بتوانید راهنمایی فرموده و نظرتان را به طور کامل و قطعی بیان نمایید.


بسم الله الرّحمن الرّحیم


فضیلت پوشاندن عیوب مردم


حقیر از اظهار نظر در امر داخلی و شخصی شما، به علت عدم اطلاع معذورم، به طور کلّی؛ اولاً اگر بر سرّی و امری که برای فرد عیب و عار باشد، مطّلع شده‌اید، افشا نکردن آن فضیلت و ثواب بسیار دارد و بلکه افشا کردن نیز، اگر ضرورتی نباشد، حرام و معصیت است و گاه موجب تعزیر یا حدّ قذف می‌شود؛ بنابراین از افشای سرّ، حتی پیش پدر و مادر شخص بپرهیزید.


طلاق، مبغوض‌ترین حلال


ثانیاً امر طلاق به دست مرد است و به خصوص اگر زوجه هم مایل باشد؛ بلی، اگر به واسطه طلاق، زوجه در معرض فساد اخلاقی یا فشارهای روحی قرار بگیرد، و در صورت امکان زندگی با زوجه، ترک طلاق و ادامه معاشرت به معروف، بسیار خوب است و اصلا مبغوض‌ترین کارهای حلال، طلاق است و ثالثاً این خود شما هستید که با توجه به نظر ناصحین، سالمندان فامیل، دوستان و امکاناتی که خود دارید و ملاحظه جوانب مختلف تصمیم بگیرید. به هر حال حقیر هم دعا می‌کنم که آنچه خیر و صلاح شما و طرف شما است فراهم شود.

پایان

 

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: