کد مطلب: ۳۷۴۳
تعداد بازدید: ۲۸۸
تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۹۹ - ۲۱:۰۰
امر به معروف و نهی از منکر| ۱۹
عامل عمده ‏اى که مى ‏تواند جوامع و فرهنگ ‏ها را به انحطاط و سقوط بکشاند، رواج گناه و فساد است. گناه همچنین مى ‏تواند فرد و خانواده ‏را نیز به تباهى و هلاکت برساند. به همین دلیل عقل سالم قضاوت مى ‏کند که‏ جامعه، خانواده و فرد براى رسیدن به سلامت، رشد و کمال، باید از منکرات‏ پرهیز کرده، با نظارت همگانى از شیوع فساد و فحشا در جامعه جلوگیرى ‏نمایند.
در ادامه بیان ادلّه عقلی بودن وجوب امر به معروف و نهی از منکر، به دو دلیل دیگر می رسیم که برخی از قائلین وجوب این فریضه، آن را بیان نموده اند.
 


حفظ نظام اجتماعی
 


برخی از قائلین به وجوب عقلی امر به معروف و نهی از منکر، برای اثبات مدّعای خود به دلیل دیگری با عنوان «حفظ نظام اجتماعی» تمسّک جسته اند. انسان موجودى اجتماعى است. چیزى که قوام اجتماع انسانى را تأمین ‏مى ‏کند و جامعه را زنده و پویا نگه مى ‏دارد، مراعات قوانین و بایدها و نبایدهاست. بى ‏اعتنایى به قانون و ارزش ها، سبب اختلال نظام و فروپاشى اجتماع ‏مى‏گردد و معضلات فراوانى را براى فرد و جامعه به همراه مى ‏آورد. از این‏ رو، عقل حکم مى ‏کند براى صیانت از کیان جامعه، همه شهروندان ‏اوّلاً باید خود عامل به معروف‏ ها و دورى کننده از منکرات باشند و ثانیاً دیگران را نیز به انجام معروف ‏ها و خوبى ‏ها واداشته، از ارتکاب منکرات و بدی ها بازدارند. [1]
 البته ناگفته نماند که این دلیل شباهت زیادی به دلیل «ضمانت اجرای قانون» دارد که پیش از این بیان شد، و در واقع عنوان دیگری برای همان دلیل محسوب می شود، با توجّه به این نکته که برخی از قائلین وجوب عقلی امر به معروف، با عبارت «حفظ نظام اجتماعی» از آن یاد کرده و گروهی دیگر تحت عنوان «ضمانت اجرای قانون» از آن نام برده اند.
 


دفع ضرر قطعی
 


در مباحث کلامی، یکی از ادله مشهور عقلی که در باره وجوب تحقیق و آموختن اعتقادات بر مکلّفین مطرح می شود، «دفع ضرر محتمل» است، به این معنا که عقل می گوید احتمال وجود قیامت و دادگاه عدل الهی بر اساس آموزه های انبیاء و کتب آسمانی وجود دارد، بنا بر این برای جلوگیری از خسران و عذاب آخرت که احتمال آن منتفی نیست، لازم است که انسان در این مورد به بررسی و تحقیق بپردازد. حال در باره مفاسد و تبعات سوء گناهان و معاصی، تردیدی نیست که آن ها وجود دارند. هیچ کس در باره اثرات شوم گناه شک ندارد، بنا بر این در باره این موضوع سخن از ضرر محتمل مطرح نیست تا دفع ضرر احتمالی به دنبال آن بیان گردد، بلکه بالاتر از ضرر محتمل، ضرر قطعی و حتمی ناشی از گناهان است.
با وجود این، در کمّ و کیف تبعات فردی و اجتماعی گناهان، میان امّت ها و مذاهب گوناگون، اختلاف نظر وجود دارد ولی در عین حال امروزه کسی نیست که منکر اصل ضررهای ناشی از معاصی باشد. لذا عقل به طور قطع و جزم حکم می کند که برای مصون ماندن از این ضررهای قطعی باید چاره ای اندیشید. در همین راستا با علم به ضرورت و ثمرات نظارت همگانی و امر به معروف و نهی از منکر برای جلوگیری از ترویج گناه، عقل سلیم حکم می کند تا تمام جوامع و مخصوصاً جوامع اسلامی، به این فریضه آسمانی و فطری ملتزم باشند.
مرحوم  طبرسى در تفسیر مجمع البیان ذیل آیه 104 سوره آل عمران می نویسد: «قول صحيح اينست كه وجوب اين دو فريضه نقلى است كه بايد از قرآن و سنّت وجوب آن دانسته شود ولى عقل دلالت بر وجوب آن ندارد مگر در زمينه ‏اى كه از راه دفع ضرر باشد».[2] یعنی مرحوم طبرسی با این که قائل به وجوب نقلی و تعبّدی امر به معروف و نهی از منکر است امّا تنها برای دلیل دفع ضرر، اعتبار قائل است.  ناپلئون هیل، نویسنده انگلیسی در رابطه با نقش بی تفاوتی انسان های صالح نسبت به مقوله گناه و شیوع آن در جامعه، می گوید: «دنیا به سمت فساد و تباهی خواهد رفت، نه به خاطر وجود انسان های ناصالح، بلکه به خاطر سکوت انسان های صالح».[3]
برای روشن‌تر شدن موضوعِ ضرر قطعی گناهان، خوب است به برخی از آثار شوم گناه در جوامع انسانی اشاره کنیم. دانشمندان به این مسئله اذعان دارند که عامل عمده سقوط فرهنگ ‏ها وتمدّن‏ ها، رواج منکرات و فساد اخلاق است. «ساموئل اسمایلز» از نویسندگان جهان غرب در کتاب خود به نام «اخلاق» مى ‏گوید: «علّت سقوط تمدّن روم، عیّاشى و بى ‏بند و بارى و به تعبیر بهتر رواج منکرات و فساد بوده است». مورّخان، یکی از علّت های اساسى سقوط اندُلس و شکست سپاهیان مسلمان‏ از اروپائیان را نیز شیوع گناه و منکرات دانسته ‏اند. سپاهیان مسلمان که ‏با ساده ‏زیستن انس داشتند، در دام زن هاى بدکاره اروپائى افتاده، غرق در تجمّلات و عیش و نوشِ حرام شدند و همین مفاسد آرام آرام پایه های جامعه اسلامی اندلس را پوسانده و سبب سقوط آن گردید. قرآن کریم خطاب به مسلمین می فرماید: «قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ». بگو: در روى زمين سير كنيد و ببينيد عاقبت كار مجرمان به كجا رسيد.[4] خداوند در این آیه‏ به مسلمانان ‏دستور مى ‏دهد در زمین سیر کنید تا سقوط تمدّن ‏ها و جوامع را ببینید و در علّت آن تفکّر نمایید.
بنا بر این عامل عمده ‏اى که مى ‏تواند جوامع و فرهنگ ‏ها را به انحطاط و سقوط بکشاند، رواج گناه و فساد است. گناه همچنین مى ‏تواند فرد و خانواده ‏را نیز به تباهى و هلاکت برساند. به همین دلیل عقل سالم قضاوت مى ‏کند که‏ جامعه، خانواده و فرد براى رسیدن به سلامت، رشد و کمال، باید از منکرات‏ پرهیز کرده، با نظارت همگانى از شیوع فساد و فحشا در جامعه جلوگیرى ‏نمایند. [5]
امروزه یکی از خطرناک ترین امراض روحی و معنوی که در جوامع مسلمین نیز گسترش یافته، مسئولیت گریزی و بی تفاوتی نسبت به دیگران است که ریشه سکولاریزم و تفکّر دین انفرادی و حداقلّی را تقویت می کند. از این رو قرآن کریم همواره صالحان را به مُصلح بودن امر می کند و در این مقام از هیچ نهیب و عتابی فروگذار نمی نماید.[6] به عنوان مثال در سوره هود می فرماید: «فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِيهِ وَ كانُوا مُجْرِمِينَ». چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما، دانشمندان صاحب قدرتى نبودند كه از فساد در زمين جلوگيرى كنند؟! مگر اندكى از آن ها، كه نجاتشان داديم! و آنان كه ستم مى‏ كردند، از تنعّم و كامجويى پيروى كردند و گناهكار بودند (و نابود شدند).[7]
اهل بیت علیهم السّلام نیز بارها نسبت به این بی تفاوتی و بی مسئولیّتی هشدار داده و از آن اعلام انزجار کرده اند. رسول خدا صلّی الله علیه و آله در مذمّت روزگاری در آینده که فسق و فجور رواج پیدا می کند، چنین فرموده اند: «كَيْفَ بِكُمْ إِذَا فَسَدَ نِسَاؤُكُمْ وَ فَسَقَ شُبَّانُكُمْ، وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ؟! فَقِيلَ لَهُ: وَ يَكُونُ ذَلِكَ، يَا رَسُولَ اللَّهِ؟! قَالَ: نَعَمْ، وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ، كَيْفَ بِكُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْكَرِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَ يَكُونُ ذَلِكَ؟! قَالَ: نَعَمْ، وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ، كَيْفَ بِكُمْ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْكَراً وَ الْمُنْكَرَ مَعْرُوفاً؟!». چگونه خواهید بود زمانى که زنانتان فاسد شوند و جوانانتان فاسق ‏گردند و شما امر به معروف نهی از منکر نکنید؟! گفته شد: اى ‏رسول خدا! چنین چیزى اتّفاق خواهد افتاد؟! فرمودند: بله و بدتر از آن (اتّفاق خواهد افتاد). چگونه خواهید بود زمانى که امر به منکر می کنید و از معروف نهی می نمائید؟! گفته شد: اى ‏رسول خدا! چنین چیزى اتّفاق خواهد افتاد؟! فرمودند: بله و بدتر از آن. چگونه خواهید بود زمانى که معروف را منکر، و منکر را معروف خواهید دانست؟![8]
همان طور که از ظاهر روایت پیداست، در میان اتّفاقاتی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله مطرح فرموده اند، می توان رتبه بندی آن ها را مشاهده نمود. یعنی در مرتبه اوّل با مشاهده فسق و فجور، امر به معروف و نهی از منکر انجام نمی شود و پس از مدّتی این امر موجب می شود که قبح گناه کم رنگ شده و کار به جایی برسد که عکس قضیه اتّفاق بیفتد یعنی پس از مدّتی امر به منکر و نهی از معروف رواج پیدا می کند و با ادامه ی این وضعیّت، آن چنان گمراهی و غفلت همه جا را فرا می گیرد و پرده های گناه چهره حقیقت را می پوشاند که معروف ها و منکرها جای خود را با یکدیگر عوض کرده و ضدّ ارزش ها تبدیل به ارزش شده و ارزش ها جای خود را به ضدّ ارزش ها می دهند، مثل این که در جامعه ای که حجاب و عفّت و حیا، حرف اوّل را می زد، بعد از نفوذ فرهنگ شیطانی غرب و به عبارت دیگر تهاجم فرهنگی، و کوتاهی مردم و مسئولین از فریضه امر به معروف و نهی از منکر، کار به جایی می رسد که افراد با حجاب، با حیا و با غیرت مورد هجمه و تمسخر بی حجابان و بی غیرتان قرار می گیرند و حجاب و غیرت ایشان، نقصی برای آن ها محسوب می شود.
امیر المؤمنین علیه ‏السّلام در خطبه 129 نهج البلاغه از بى‏ تفاوتى مردم زمان خود نسبت به امر و نهى و شیوع فساد شکایت نموده و می فرمایند: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فَلَا مُنْكِرٌ مُغَيِّرٌ وَ لَا زَاجِرٌ مُزْدَجِرٌ أَ فَبِهَذَا تُرِيدُونَ أَنْ تُجَاوِرُوا اللَّهَ فِي دَارِ قُدْسِهِ وَ تَكُونُوا أَعَزَّ أَوْلِيَائِهِ عِنْدَهُ هَيْهَاتَ لَا يُخْدَعُ اللَّهُ عَنْ‏ جَنَّتِهِ وَ لَا تُنَالُ مَرْضَاتُهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ». ‏فساد آشکار شد، نه کسی باقی مانده که کار زشت را دگرگون کند، و نه کسی که از نافرمانی و معصیت بازدارد. شما با چنین وضعی می خواهید در خانه قدس الهی و جوار رحمت پروردگاری قرار گیرید و عزیزترین دوستانش باشید؟! هرگز خدا را نسبت به بهشت جاویدانش نمی توان فریفت و جز با عبادت، رضایت او را نمی توان به دست آورد.[9] 
 

خودآزمایی

 
1- دو وظیفه عمومی که افراد جامعه باید برای صیانت از نظام اجتماعی انجام دهند را نام برید؟
2- «دفع ضرر قطعی» را در رابطه با وجوب عقلی امر به معروف و نهی از منکر توضیح دهید؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1]  مبانى عقلى امر به معروف و نهى از منکر (محمد خطیبى کوشکک) منبع: پیام زمستان 1387 شماره 92.
[2] ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن ج ‏4 ص 193.
[3] خودآموز امر به معروف و نهی از منکر (علی تقوی یگانه) ص34 به نقل از کتاب قوانین موفّقیّت 1928 میلادی.
[4] سوره نمل/ آیه 69 (ترجمه مکارم).
[5] مبانى عقلى امر به معروف و نهى از منکر (محمد خطیبى کوشکک) منبع: پیام زمستان 1387 شماره 92.
[6] خودآموز امر به معروف و نهی از منکر (علی تقوی یگانه) ص 33.
[7] سوره هود/ آیه 116 (ترجمه مکارم).
[8] قرب الإسناد (ط - الحديثة) ص 54 و 55.
[9] نهج البلاغه (ترجمه دشتی) خطبه 129.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: