کد مطلب: ۵۰۲۷
تعداد بازدید: ۳۵
تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۴۰۰ - ۱۷:۰۰
تولی و تبری| ۴۲
مشرکین کسانی هستند که در دار دنیا اقرار به توحید کردند ولی این ایمان به الله برای آنان فایده ای ندارد به جهت این که با رسول خدا مخالفت کردند و نسبت به آن چه که ایشان از جانب خدا آورده بود شک کردند و پیمانی که با اوصیاء ایشان بسته بودند نقض کردند...
در درس قبل با توجه به سوره مائده آیاتی که در مورد تبری بود را مورد بررسی قرار دادیم. در این درس با توجه به سوره انعام آیاتی را که به تبیین مصادیق تبری اشاره دارد مورد بررسی قرار خواهیم داد.


آیات 21 الی 23 سوره انعام


«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآیاتِهِ إِنَّهُ لا یفْلِحُ الظَّالِمُونَ وَ یوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَكُوا أَینَ شُرَكاؤُكُمُ الَّذِینَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِینَ انْظُرْ كَیفَ كَذَبُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا یفْتَرُونَ»
چه كسى ستمكارتر از كسى است كه بر خدا دروغ بسته (و شریك براى او قائل شده است) یا آیات او را تكذیب نموده، مسلما ظالمان روى رستگارى نخواهند دید. آن روز كه همه آنها را محشور مى ‏كنیم، به مشركان مى ‏گوئیم: معبودهایتان كه آنها را شریك خدا مى ‏پنداشتید كجا هستند؟ (و چرا به یارى شما نمى ‏شتابند؟). سپس پاسخ و عذر آنها چیزى جز این نیست كه مى ‏گویند به خداوندى كه پروردگار ما است سوگند كه ما مشرك نبودیم. ببین چگونه به خودشان (نیز) دروغ مى ‏گویند و آنچه را به دروغ شریك خدا مى ‏پنداشتند از دست مى ‏دهند.[1]


معنای فتنه


کلمه فتنه، در لغت چنان كه راغب، در مفردات مى ‏گوید: آن است كه طلا را در آتش بیافكنند و زیر فشار حرارت قرار دهند تا باطن آن آشكار گردد و معلوم شود خالص است یا ناخالص.[2] با توجه به این معنى آیه فوق را مى ‏توان این چنین تفسیر کرد، زمانی که آنها در روز رستاخیز در فشار سخت و وحشت هاى آن روز فرو مى ‏روند، بیدار مى ‏شوند و به خطاى خود واقف مى ‏گردند و براى نجات خود اعمال گذشته را انكار مى ‏كنند.
این آیات عاقبت مشركان را در قیامت ترسیم می کند و می فرماید: آن روز كه همه این ها را یك جا مبعوث مى ‏كنیم به مشركان مى ‏گوئیم معبودهاى ساختگى شما كه آنها را شریك خدا مى ‏پنداشتید كجا هستند؟ و چرا به یارى شما نمى ‏شتابند؟ چرا هیچ گونه اثرى از قدرت‏ نمایى آنها در این عرصه وحشتناك دیده نمى ‏شود؟ مگر بنا نبود آنها در مشكلات شما را یارى كنند؟ و شما به این امید به آنها پناه مى ‏بردید؟ پس چرا كم ترین اثرى از آنها دیده نمى ‏شود؟ آنها در بهت و حیرت و وحشت عجیبى فرو مى ‏روند و پاسخى در برابر این سؤال ندارند جز این كه سوگند یاد كنند كه به خدا قسم ما هیچ گاه مشرك نبودیم، به گمان این كه در آنجا نیز مى‏ توان حقائق را انكار كرد[3].


 بیان آیه از منظر روایات اهل بیت علیهم السلام


فیض کاشانی در تفسیر خود در ذیل این آیه حدیثی از امیر المومنین علیه السلام نقل می کند، که ایشان می فرمایند:
«هم المقرّون فی دار الدّنیا بالتّوحید، فلم ینفعهم إیمانهم باللّه مع مخالفتهم رسله، و شكّهم فیما أتوا به عن ربّهم، و نقضهم عهودهم فی أوصیائهم، و استبدالهم الّذی هو أدنى بالّذی هو خیر؛ فكذّبهم اللّه فیما انتحلوه من الإیمان بقوله، انْظُرْ كَیفَ كَذَبُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ[4]»، مشرکین کسانی هستند که در دار دنیا اقرار به توحید کردند ولی این ایمان به الله برای آنان فایده ای ندارد به جهت این که با رسول خدا مخالفت کردند و نسبت به آن چه که ایشان از جانب خدا آورده بود شک کردند و پیمانی که با اوصیاء ایشان بسته بودند نقض کردند و (در وصایت و جانشینی رسول خدا) آن که پست بود را به جای آن که خیر بود قرار دادند، لذا خداوند آنان را به جهت این که می گویند ایمان دارند با این کلامش تکذیب کرد: ببین چگونه به خودشان (نیز) دروغ مى ‏گویند.
امام باقر علیه السلام در تفسیر «إِلَّا أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِینَ»‏ می فرمایند: «یعنون بولایة علی علیه السّلام[5]»، مقصود ولایت امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام است.
نتیجه بحث در این آیه این شد: افرادی که ولایت امیر المومنین  علیه السلام را قبول نداشتند و یا اعتقاد به ولایت غیر ایشان داشتند، زمانی كه در قیامت پرده ‏ها كنار مى ‏رود، متوجه خطاى بزرگ خود می شوند، از اعمال خود بیزارى می جویند و به كلى انكار اعتقاد دنیایی خود را تکذیب می كنند، در حالی که خداوند آنها را تکذیب می کند و این اعتقاد را بزرگ ترین ظلم می داند، به همین جهت از رحمت و رستگاری به دور خواهند بود.


آیه 27 و 28 سوره انعام


«وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا یا لَیتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآیاتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا یخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ»
اگر (حال آنها را) ببینى هنگامى كه در برابر آتش ایستاده ‏اند كه مى ‏گویند اى كاش (بار دیگر به دنیا) باز مى ‏گشتیم و آیات پروردگارمان را تكذیب نمى ‏كردیم و از مؤمنان مى‏ شدیم. (آنها در واقع پشیمان نیستند) بلكه اعمال و نیاتى را كه قبلا پنهان مى ‏كردند، در برابر آنها آشكار شده (و به وحشت فرو رفته ‏اند) و اگر باز گردند به همان اعمالى كه نهى شده ‏اند، باز مى ‏گردند و آنها دروغ گویند[6].
این آیات در مورد آن دسته از مشرکین صحبت می کند که آنها یك سلسله از حقائق را نه تنها براى مردم بلكه بر خود نیز مخفى مى ‏كردند كه در عرصه قیامت بر آنها آشكار مى ‏شود،  و در آن زمان آنان آرزو دارند که به دنیا برگردند و از مومنین باشند در صورتی که اگر دوباره به دنیا برگردند همان اعمال سابق خود را انجام می دهند.
علی بن ابراهیم قمی در کتاب البرهان از جابر بن عبد الله انصاری نقل می کند: ... زمانی که امیر المومنین علیه السلام وارد مسجد کوفه شدند و چند قدم برداشتند، شنیدم که می فرمودند: به خدا سوگند که این کار را نمی ‌کنم، سپس فرمودند به خدا قسم که هرگز چنین نخواهد شد، گفتم: مولای من با چه کسی سخن می ‌گفتید و چه کسی را مورد خطاب قرار می دادید؟ من کسی را نمی بینم، فرمودند: برای من از برهوت مکاشفه ای شد، دیدم آن دو نفر میان تابوتی از آتش در عذاب هستند، مرا صدا زدند و گفتند: ابوالحسن امیرالمومنین ما را به دنیا برگردان که به فضل تو اقرار و تصدیق می‌ کنیم، به آنها گفتم به خدا سوگند که این کار را نمی کنم، به خدا قسم که هرگز چنین نخواهد شد، آن گاه حضرت این آیه را خواندند: «وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ»، اگر باز گردند، به همان اعمالى كه نهى شده‏ اند باز مى ‏گردند و آنها دروغ گویند. سپس فرمودند: هرکس با وصی پیامبر مخالفت کند، خداوند او را نابینا محشور می کند و با صورت واژگون وارد محشر می کند[7].
با توجه به آنچه بیان شد، افرادی که ولایت و فضائل امیر المومنین علیه السلام را مخفی می کنند جزء افرادی هستند که در آتش جهنم خواهند بود.


آیه 82 سوره انعام


«الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُون‏»
(آرى) آنها كه ایمان آوردند و ایمان خود را با ظلم نیامیختند امنیت مال آنها است، و آنها هدایت یافتگانند[8].
این آیه می فرماید، امنیت و آرامش و هدایت در سایه ایمان است تا زمانی که حفظ شود و در صورتی که با ظلم مخلوط شود از این مسیر خارج خواهد شد.


منظور از ظلم


شرک


معروف میان مفسران این است كه ظلم در این جا به معنى شرک است، در روایتى نیز از ابن مسعود نقل شده كه هنگامى كه این آیه (مورد بحث)، نازل شد بر مردم گران آمد، عرض كردند: اى رسول خدا! كیست كه لا اقل به خود ستم نكرده باشد؟ (بنا بر این همه مشمول این آیه ‏اند) پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: منظور آن چه شما فكر مى ‏كنید نیست، آیا گفته بنده صالح خدا (لقمان) را نشنیده ‏اید كه مى ‏گوید: فرزندم براى خدا شریك قرار مده زیرا شرك، ظلم بزرگى است‏[9]. یعنی مراد از ظلم در این آیه شرک است.


قبول ولایت و امامت غیر از امیرالمومنین(ع)


عبد الله بن کثیر از اصحاب امام صادق علیه السلام می گوید در مورد این آیه از ایشان پرسیدم، فرمودند:
«بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ مِنَ الْوَلَایةِ، و لَمْ یخْلِطُوهَا بِوَلَایةِ فُلَانٍ و فُلَانٍ، فَهُوَ الْمُلَبِّسُ‏ بِالظُّلْمِ»
مقصود ایمان به ولایت است كه محمد صلی الله علیه و آله، آورده است و آن را به واسطه  بپذیرش ولایت فلان و فلان (کسانی که بناحق و بدون فرمان الهی خلافت رسول خدا را غصب کردند)، نیامیخته باشد، (و گر نه) او است كه ایمان خود را به ظلم و ستم اندوه و تیره كرده است[10].


آیه 159 سوره انعام


«إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ كانُوا شِیعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَی‏ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ ینَبِّئُهُمْ بِما كانُوا یفْعَلُون»
كسانى كه آئین خود را پراكنده ساختند و به دسته‏ جات گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند هیچ گونه ارتباطى با آنها ندارى، كار آنها واگذار به خدا است پس خدا آنها را از آن چه انجام مى‏ دادند با خبر مى ‏كند[11].
محتواى آیه یك حكم عمومى و همگانى درباره تمام افراد تفرقه ‏انداز است، كه با ایجاد انواع بدعت ها، میان بندگان خدا، بذر نفاق و اختلاف مى‏ پاشند اعم از آنها كه در امت هاى پیشین بودند، یا آنها كه در این امتند. و اگر مشاهده مى‏ كنیم كه در روایات اهل بیت علیه السلام و همچنین اهل تسنن نقل شده است كه این آیه اشاره به گمراهان و تفرقه ‏اندازان و بدعت‏ گزاران این امت است، در حقیقت از قبیل بیان مصداق، مى‏ باشد، زیرا اگر این مصداق بیان نمى‏ شد، ممكن بود عده‏ اى تصور كنند كه منظور از آن منحصرا دیگران هستند و به اصطلاح ضمیر را به دیگران برگردانند و خود را تبرئه كنند[12]. یکی از مصادیق این افراد کسانی هستند که از امیر المومنین علیه السلام جدا شده اند، چنانچه امام باقر علیه السلام می فرمایند: «فارقوا أمیر المؤمنین (علیه السلام) و صاروا أحزابا[13]»، از امیر المومنین علیه السلام جدا شدند و به دسته های مختلف تقسیم شدند.


خودآزمایی


1.     با توجه به آیه 22 و 23 سوره انعام منظور از بزرگ ترین ظلم و فتنه چیست؟
2.     با توجه به آیه 82 سوره انعام منظور از ظلم را توضیح دهید؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] سوره انعام آیات 22 و 23/ترجمه مکارم
[2] ترجمه مفردات راغب ج3 ص9
[3] برگرفته از تفسیر نمونه ج5 ص186 و 187
[4] تفسیر الاصفی فی تفسیر القرآن ج1 ص315
[5] اصول کافی ج8 ص287
[6] سوره انعام آیه 27 و28/ترجمه مکارم
[7] البرهان فی تفسیر قرآن ج2 ص 412
[8] سوره انعام آیه 82/ترجمه مکارم
[9] تفسیر نمونه ج5 ص320
[10] اصول کافی ج2 ص364
[11] سوره انعام آیه 159/ترجمه مکارم
[12] تفسیر نمونه ج6 ص50
[13] البرهان فی تفسیر القرآن ج2 ص 503

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مجید رضایی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: